در هر وقفی، واقف(وقفکننده) با نیتی خیرخواهانه، هدفی را دنبال میکند و متناسب با شرایط زمانی و مکانی خود، شیوه تحقق آن هدف را نیز مشخص میسازد؛ اما همواره این احتمال وجود دارد که با گذشت زمان، شیوه پیشبینیشده در وقفنامه یا حتی مصرف تعیینشده برای موقوفه، دیگر مطلوب، متعارف و عقلایی نباشد.
برای نمونه، اگر کسی کاروانسرایی را وقف کند تا درآمد حاصل از کرایه آن برای توقف کاروانها و نگهداری چارپایان، صرف خرید شمع برای روشنایی مسجدی شود، آیا امروزه نیز میتوان و باید به همان شیوه درآمدزایی و مصرف درآمد پایبند ماند؟!
البته، سخن بر سر این نیست که همه موقوفات چنین وضعیتی دارند یا لازم است در کاربری و نحوه بهرهبرداری از همه آنها تجدیدنظر شود؛ بلکه مقصود، توجه به این واقعیت است که برخی موقوفات ممکن است با گذشت زمان، کارکرد اولیه خود را از دست بدهند یا شیوه بهرهبرداری از آنها دیگر متناسب با نیازها و شرایط روز نباشد.
از سوی دیگر، با توجه به تفاوت دیدگاهها و سلیقهها درباره چگونگی تغییر کاربری موقوفات، نمیتوان انتظار داشت که تصمیمی واحد، رضایت همگان را جلب کند؛ از اینرو، عقل جمعی اقتضا میکند که نهادهایی مستقل، با همکاری و هماهنگی متولیان وقف، مسئولیت بررسی و مدیریت چنین تغییراتی را بر عهده گیرند.
آموزههای اسلامی، هرچند تغییر در وقف را تا حد امکان محدود میکنند، بیاثر ماندن موقوفات و از بین رفتن امکان بهرهبرداری مفید از آنها نیز نمیتواند مطلوب و مورد تأیید اسلام باشد.
بدیهی است هر فرد یا نهادی که عهدهدار چنین مسئولیتی شود، از خطا و اشتباه مصون نیست؛ بنابر این، مقصود ما نیز دفاع از تمام تصمیمهای اتخاذشده در این زمینه نیست. با اینحال، پرسش اساسی این است که آیا میتوان راهحلی بهتر و کارآمدتر ارائه کرد که خود نیز از هرگونه انتقاد و اشکالی مصون باشد؟
در پایان، توجه به این نکته ضروری است که درباره هر موقوفه، بدون بررسی وقفنامه و در نظر گرفتن شرایط، خصوصیات و محدودیتهای مندرج در آن، نمیتوان حکمی کلی و یکسان ارائه کرد؛ زیرا جواز یا عدم جواز تغییر در شیوه بهرهبرداری یا مصرف درآمد موقوفه، به شرایط و ضوابط خاص همان وقف بستگی دارد.
