خدای متعال در آیهی 27 سوره فاطر، به یکی از دلایل اثبات مسئله توحید پرداخته و در بیان قدرت مطلقه خود بر نظام هستی، به نزول باران که یکی از نتیجههایش تولید و رویش میوههاى مختلف و رنگارنگ است، و نیز به تنوع رنگها در کوهها اشاره کرده و میفرماید:
«أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّٰهَ أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَأَخْرَجْنٰا بِهِ ثَمَرٰاتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوٰانُهٰا وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابِیبُ سُودٌ»؛[1]
آیا ندیدى که خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد که به وسیله آن میوههاى رنگارنگ رویاندیم، و از کوهها جادههایى به رنگ سفید و سرخ با رنگهاى گوناگون و سیاه پررنگ پدید آوردیم.
«غرابیب» جمع «غربیب» به معناى سیاه پررنگ بوده، و «سود» جمع «اسود» -آن هم به معنای سیاه- است.
گفتنی است در زبان عربی، «کلاغ سیاه» را نیز به همین دلیل «غراب» میگویند.[2]
کلمه «سود» بدل و یا عطف بیان براى «غرابیب» است.[3]
بسیاری از مفسران معتقدند که «غرابیب سود»، در اصل «سود غرابیب» است؛ یعنى سیاههاى بسیار سیاه؛ اما برخی معتقدند «سود» تأکید «غرابیب» است؛ یعنى در میان کوهها تکههاى سفید و سرخ و به رنگهاى مختلف وجود دارد، و برخی از آن تکّهها بسیار سیاه است.[4]
این آیه با استفهام تقریرى، پرسشی را مطرح میکند که ضمن تحریک حس کنجکاوى انسانها، به این واقعیت اشاره میکند که موضوع مطرحشده در آیه، بسیار روشن و آشکار است، و هرکسی میتواند ببیند که چگونه از آب بیرنگ و زمین خاکی، این همه رنگهاى مختلف، از میوههاى گوناگون، گلهاى زیبا، برگها و شکوفهها، در شکل و شمایلهای گوناگون به وجود میآید.[5] و به طور طبیعی اگر میوهها تنها و بدون هیچ فرایندی از خاک و باران تولید میشدند، باید همه میوهها به یک رنگ باشند، و حال آنکه میبینیم که آنها رنگهای مختلف دارند، پس همین اختلاف در رنگها دلالت میکند بر اینکه خداوند تدبیری اندیشید تا این میوهها بعد از گذراندن فرایندی ویژه رنگآمیزى شوند.[6]
این تدبیر الهی زمانی نمایانتر میشود که منظور از «الوان» در این آیه، منحصر به رنگهاى ظاهرى میوهها نباشد؛ بلکه شامل طعم، بو، ساختمان و خواص گوناگون آنها نیز بشود. و میدانیم که حتى در یک نوع میوه، اصناف گوناگونى وجود دارد، چنانکه مثلاً در انگور شاید بیش از 50 نوع، و در خرما حدود 70 نوع وجود دارد؛[7] اما به جهت دلالت ضمنی کلام بر مزهها، بوها و ...، از ذکر جداگانه آنها خودداری شده است.[8]
آیه شریفه در ادامه، به تنوع راههایی که از خاک و سنگ در میان کوهها به وجود آمده، اشاره کرده است.
گفتنی است که برخی از مفسران مراد از راهها را در این آیه، مسیرهای رنگارنگی میدانند که در میان کوهها قرار دارد و گروهی نیز خود کوهها –نه تنها مسیرهای موجود در آن- را مورد نظر آیه میدانند که به صورت خطوطى کشیده شده در روى کره زمین قرار داشته و به رنگهای سفید، سرخ، سیاه و یا مرکّب از چند رنگ دیده میشوند.[9]
امروزه، با مشاهده تصاویر هوایی و فضایی، به زیبایی اشاره شده در آیه بیشتر پی میبریم!
[1]. فاطر، 27.
[2]. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج 14، ص 343، تهران، ناصر خسرو، تهران، چاپ اول، 1364ش.
[3]. آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، عطیة، علی عبدالباری، ج 11، ص 362، بیروت، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1415ق؛ طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 17، ص 42، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.
[4]. ر. ک: قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 5، ص 92، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، 1371ش.
[5]. ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 18، ص 243، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[6]. ر.ک: المیزان فى تفسیر القرآن، ج 17، ص 41.
[7]. تفسیر نمونه، ج 18، ص 243.
[8]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 635، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[9]. ر.ک: المیزان فى تفسیر القرآن، ج 17، ص 42.
