«النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی». این حدیث از پیامبر اکرم(ص) است.[1] و معنایش آن است که ازدواج، سنّت من است، و هر کس از سنّت من رویگردان شود از من نیست.
- سنّت در لغت به روش در پیش گرفته شده و عادت شده در زندگى اطلاق میشود، چنانکه پیامبر اکرم(ص) فرمود:
«مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً کَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِّئَةً کَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة»؛
(کسى که طریقه خوبى را پایهگذاری نماید، اجر و ثواب هر کس که تا روز قیامت به آن عمل کند را دارد، و کسى روش نکوهیدهای را اختراع نماید، گناه آن و هر کس که به آن تا روز قیامت عمل کند بر عهده او است.)
- سنّت در اصطلاح علم حدیث، گفتار، عملکرد یا تقریر(تأییداتى) است که به قصد تشریع براى امّت از پیامبر اکرم(ص) صادر شده است. با قید «به قصد تشریع»، امور دنیوى و عادى و فطریاى که ارتباطى به امور دینى و وحى ندارد از تعریف خارج میشود؛ زیرا چنین امورى طبیعتا از شخص صادر میگردند و طبع افراد متفاوت است و نمیتوان همه امّت اسلامى را به امورى که عادى و آفرینشى هستند مقید کرد.
شیعیان در تعریف سنّت به جاى پیامبر اکرم(ص) لفظ «معصوم» را میگذارند.
سنت به معناى عام کلمه نزد محدّثان، شامل واجب و مستحبّ میشود، ولى در اصطلاح فقیهان تنها به امور مستحب اطلاق میشود.[2]
- رغبت در اصل به معناى وسعت است. گویند «رَغِبَ الشَّیْءُ: اتَّسَعَ».[3] رغب چون با «فى» و «الى» باشد، معناى دوست داشتن، مایل بودن و حریص بودن است. مانند: «إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ».[4]
«فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ. وَ إِلى رَبِّکَ فَارْغَبْ».[5] و چون با «عن» باشد معناى اعراض و کنارهگیرى و بىاعتنائى می دهد، مانند «وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِیمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ».[6] «قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِی یا إِبْراهِیمُ».[7] که هر دو به معناى اعراض و بى اعتنایى است.[8]
[1]. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص 101، نجف، مطبعة حیدریة، بیتا.
[2]. ر.ک: خرمشاهى، بهاء الدین، انصارى، مسعود، پیام پیامبر، ص 8، تهران، منفرد، 1376ش.
[3]. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، واژه «رغب».
[4]. توبه، 59.
[5]. انشراح، 7- 8.
[6]. بقره، 130.
[7]. مریم، 46.
[8]. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 4، ص 107، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، 1371ش.
