لطفا صبرکنید
بازدید
25664
آخرین بروزرسانی: 1405/03/25
کد سایت fa2741 کد بایگانی 2604 نمایه راهنمایی برای زدودن رذایل اخلاقی
طبقه بندی موضوعی استغفار و توبه,درمان رذائل اخلاقی
برچسب عادت|غفلت|فضایل|اخلاق|اخلاق اسلامی|رذایل اخلاقی|درمان رذایل|زدودن رذائل
خلاصه پرسش
چگونه می‌توان صفت رذیله‌ای را زدود؟
پرسش
بنده دانشجوی (کارشناسی ارشد) ترم آخر رشته کلام و عقاید اسلامی هستم. هر چند وقت یک‌بار این سؤال برایم ایجاد می‌شود که چرا هنوز نتوانستم رذائل اخلاقی‌ام را به صورت مشخص و پیوسته مداوا کنم؟؛ یعنی این‌که بدانم الآن مثلا تا چه حد توانستم فلان رذیله‌ام را مداوا کنم و دیگر باید چه کاری در ادامۀ مداوا انجام دهم؟ این در حالی است که کتب مختلفی را خوانده‌ام و بعضا سی دی هایی در این زمینه با تفکر و دقت گوش داده‌ام و در آن مدت سعی کردم روی خودم کار کنم اما به سرعت و پس از مدتی هم دچار غفلت شده‌ام و هم احساس کردم آنچه خوانده ام راه حل ریشه‌ای در مورد من نبوده است. و حتی مدت زیادی به دنبال این بودم که روی بحث عادت کار کنم و کتبی را خواندم؛ اما باز جواب‌گوی نیازم نبود. خلاصه این‌که بنده معتقدم مانند بیماری‌های جسمانی خود که به پزشک مراجعه می‌کنیم، در مورد روحمان نیز بایستی این‌گونه باشد؛ اما مشکلی وجود دارد این است که عالمان اخلاق مانند پزشکان در دسترس نیستند، با این‌که حضورشان ضروری‌تر است. و دیگر این‌که قبول دارم باید به واجبات و آنچه می‌دانیم عمل کنیم تا راه باز شود، ولی در همان مسیر مشکلی که برای بنده ایجاد می‌شود این‌که همۀ رذائل به هم پیوسته‌اند و شاید برخی ریشۀ دیگری هستند که در همان مسیر و حرکت معمولی خلل ایجاد می‌کنند. بنابر این بفرمایید چه کنم و چگونه به صورت پیوسته و مشخص می‌توان صفت رذیله‌ای را با توجه به فهم تقدمش زدود؟ در ضمن سؤال بنده اصلا درباره چگونگی جست‌وجوی عالم اخلاقی که بخواهد ذکر ویژه‌ای بگوید و ... نیست؛ بلکه مقصودم همین ایراداتی است که بنده در مورد خودم به آنها یقین دارم.
پاسخ اجمالی

نخست باید به شما تبریک گفت که در مسیری قدم بر می‌دارید که انتهای آن، رسیدن به خدا و از بین بردن موانعی است که شما را از او باز می‌دارد، و یقین بدانید که اگر همچنان در این‌راه، استوار و ثابت قدم باشید، سرانجام خوبی خواهید داشت. همان‌گونه که خداوند فرمود: "و کسانی که در راه ما تلاش صادقانه نمایند، به یقین آنها را به راه‌های رسیدن به خود، رهنمون خواهیم شد".[1]

اما در مورد سؤالتان باید گفت؛ اگر ما بخواهیم به دنبال راه حلی باشیم که غفلت را به یک‌باره و از ریشه در وجودمان نابود کند، هیچ‌گاه به نتیجه نخواهیم رسید؛ چون خواست تکوینی خدای متعال بر این قرار گرفت که شیطان در سراسر عمر انسان مانند خونی که در رگ‌های او جاری است، با او همراه و قرین باشد.[2] بر این اساس، شیطان نیز همواره تلاش می‌کند تا انسان را دچار غفلت و از خداوند دور کند، و تلاش‌‌های او در راه رسیدن به خدا را خنثا نماید.

البته این قانون کلی حاکم بر زندگی انسان‌ها، نمی‌تواند موجب ناامیدی ما گردد؛ چون در مقابل، خدای مهربانی داریم که به هر بهانه‌ای به دنبال کشاندن بنده به سوی خود بوده و مطمئنیم که اگر اندکی تلاش نماییم، مکر و حیلۀ شیطان در مقابل خواست خداوند، ضعیف و بی‌اثر خواهد بود[3]. خداوند به بندگان نزدیک است و پاسخ آنان را خواهد داد،[4] تمام گناهان آنان را خواهد بخشید،[5] و گاه با نهایت مهربانی و در صورت توبۀ بنده، در نامۀ اعمال او به جای گناهی که مرتکب شده، ثواب خواهد نگاشت![6] در روایتی آمده است که اگر بنده‌ای قصد انجام گناهی را داشت، ولی آن‌را انجام ندهد، خداوند چیزی برای او نخواهد نوشت و حتی اگر آن‌را انجام دهد، تنها یک گناه برای او در نظر خواهد گرفت و اگر تصمیم به انجام کار نیکی داشت ولی موفق نگردید، خداوند ثواب آن‌را در نامۀ اعمال او درج خواهد نمود و اگر موفق شد آن‌را انجام دهد، ده برابر به او ثواب خواهد داد، و اگر بعد از انجام گناه، از خدا طلب بخشش نمود، خدا او را خواهد آمرزید.

در ضمن تقریبا تا آخرین لحظات جان کندن راه توبه باز خواهد بود.[7]

بیان این مطالب بدان جهت بود که هیچ‌گاه احساس نومیدی ننموده؛ چون تنها کافران و گمراهانند که از رحمت خداوند نا امید می‌گردند،[8] و نیز در نظر داشته باشید که یکی از وسوسه‌های شیطان این است که به گونه‌ای انسان را از خودسازی ناامید سازد، با این تلقینات که مثلا این‌راه بسیار سخت است و شما توان آن‌را ندارید! این‌راه نیاز به اساتید مجربی داشته که شما نمی‌توانید به آنها دسترسی پیدا کنید! و یا این‌که فایدۀ این همه تلاشتان تاکنون چه بوده، جز این‌که افکار خود را مشغول ساخته و از پیشرفت در سایر زمینه‌ها باز مانده‌اید؟! و صدها وسوسۀ دیگر... .

باید توجه داشت که تلاش در راه خودسازی معنوی باید به گونه‌ای باشد که انسان را از مسیر عادی زندگی خود منحرف نکند تا بعدها موجب وسوسه‌پردازی و شماتت شیاطین انس و جن گردد؛ بلکه می‌توان در دنیا فردی موفق بود و توشۀ آخرت را نیز با کردار نیک و امید به رحمت الهی فراهم نمود؛ چون آنچه انسان را غافل می‌کند، زندگی خوب و مناسب در این دنیا نیست؛ بلکه بسنده نمودن به آن و باور نداشتن به زندگانی اخروی است. در این زمینه در قرآن می‌خوانیم: "همانا کسانی که به برگشت به سوی ما باور نداشته و به زندگانی مختصر دنیا راضی شده و تنها به آن مطمئن بوده و از نشانه‌های ما در غفلت به سر می‌برند، آنها کسانی هستند که به دلیل کارهای ناپسند خود در دوزخ مأوی خواهند گرفت".[9]

با توجه به آنچه گفته شد و این‌که باید تمام عمر خود را در مبارزه مستمر و پیگیر با وساوس شیطانی به سر برد، تا به جوار رحمت الاهی واصل شد، بعضی از نکاتی را که در این مبارزه مفید است به استحضار می‌رسانیم:

  1. تلاوت قرآن همراه با تدبر:

همان‌گونه که می‌دانیم، قرآن کتابی است که با تکرار و تدبر در مضامین آن، می‌توان با عوامل غفلت‌زا مبارزه نمود، چنانچه در موارد زیادی، از این کتاب مقدس با نام (ذکر) یاد شده است[10] که معنای ملازمی آن دوری از غفلت است.

به فرمودۀ رسول اکرم(ص): اگر فردی در هر شب، ده آیه از قرآن را (با تدبر) بخواند، نمی‌توان او را از جملۀ غافلان به شمار آورد.[11]

امام صادق(ع) می‌فرماید: قرآن پیمان خداوند با بندگان خویش است و سزاوار است که هر بندۀ مسلمانی در پیمان‌نامۀ خود تدبر نموده و روزی پنجاه آیه از آن‌را تلاوت نماید.[12] با تلاوت مستمر قرآن و تدبر در آن به نکاتی پی خواهید برد که در این مبارزۀ دشوار یاری گر شما خواهد بود. بدیهی است که در این‌راه، تلاوتی مفید است که توأم با تدبر باشد و گرنه، تنها خواندن قرآن بدون دقت در مضامین بلند آن، اگرچه ممکن است ثوابی را برای خواننده در پی داشته باشد،[13] ولی نمی‌توان استفادۀ لازم را از آن برد.

  1. مبارزه با دنیاطلبی:[14]

دنیایی که دوستی آن موجب غفلت است، به معنای استفاده کردن از مواهب خداوندی و حضور در اجتماع نیست؛ زیرا خداوند در آیات بسیاری چنین استفاده‌هایی را مجاز؛ بلکه مورد تشویق قرار می‌دهد.[15] به عبارت دیگر می‌توان گفت که دنیاطلبی ایرادی ندارد؛ بلکه دنیاپرستی است که موجب غفلت می‌گردد.

در قرآن می‌خوانیم: کسی که سر به طغیان برداشته و زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، جهنم در انتظار او خواهد بود.[16]

امام صادق(ع) در این زمینه می‌فرماید که دوستی دنیا، ریشۀ هر گناهی است.[17] و این با دقت در گناهان روزمره‌ای که انسان انجام می‌دهد، روشن خواهد شد؛ زیرا تمام آنها به گونه‌ای به دنیاطلبی انسان برمی‌گردد که از جمله، شامل دوستی ثروت، مقام، شهرت و رسیدن به لذت‌های ناچیز دنیوی است. حتی به عنوان نمونه، تنها توجیهی که برای گناهی مانند غیبت خواهیم داشت، این است که دیگران را خوار نموده و خود را نزد کسانی که مانند ما هستند پاک جلوه دهیم، تا در این دنیا به موقعیت برتری دست یابیم و ... دوستی دنیا خود ناشی از آن است که انسان به وعده‌های خداوند در مورد معاد و آخرت اطمینان ندارد.

  1. همواره خدا را شاهد و حاضر دانستن:

در قرآن آمده است: هر شخصی که خداترس باشد و با هوای نفس خود مبارزه کند، مسلما بهشت تنها جایگاه او خواهد بود.[18]

امام صادق(ع) در تفسیر این آیه می‌فرماید: هر کسی که بداند خدا او را می‌بیند و سخن او را می‌شنود و کردار او را از نیک و بد می‌داند و همین دانش فرد، منجر به آن گردد که مرتکب اعمال زشت نگردد، آن شخص را می‌توان از مصادیق این آیه برشمرد.[19]

و قرآن در توصیف متقین می‌فرماید: اشخاصی که پرهیزگارند، هر زمانی که وسوسه‌های شیطانی به آنان روی آورد، به یاد خداوند افتاده و بدین شیوه چشمان حقیقت بینشان بینا خواهد شد.[20]

امام صادق(ع) این آیه را چنین تفسیر می‌نمایند که این آیه در مورد شخصی است که تصمیم به انجام معصیتی گرفته ولی با به یاد آوردن خدا از انجام آن منصرف شده است.[21]

همان‌گونه که مشاهده می‌نمایید، ممکن است انسانِ با ایمان نیز لحظاتی دچار وسوسه‌های شیطانی شود؛ اما بی‌درنگ و با کمک از یاد خدا در دام شیطان نخواهد افتاد. یاد خدا(ذکر)، عامل تأثیرگذاری در پیشرفت معنوی انسان‌ها است و تمام اذکار و اورادی که وارد شده‌اند، اگر چه ممکن است هرکدام تأثیر خاص خود را داشته باشند، ولی در نهایت تمام آنها برای به یاد داشتن خدا مفیدند. بر این اساس، همان‌گونه که خودتان نیز به این نتیجه‌گیری صحیح رسیده‌اید، لازم نیست حتما به دنبال ذکر خاصی باشید و انتظار معجزه را از آن داشته باشید؛ بلکه تلاش نمایید با هر ذکر مأثوری به خدا را به یاد آورید و به فرمودۀ امیرالمؤمنین(ع) در دعای کمیل، تمام کارها و ذکرهایتان در یک راستا منسجم شده و موجب آن گردد که همیشه در خدمت خداوند باشید.[22]

  1. هوشیاری نسبت به دسیسه‌های شیطان: یکی از دلایل غفلت ما این است که یا مطمئن نیستیم یا از یاد برده‌ایم که دشمنی به نام شیطان داریم که قسم یاد کرده تا ما انسان‌ها را گمراه نماید.[23] و به بیان امام صادق(ع): اگر مطمئن باشیم که دشمنی به نام شیطان داریم، پس دلیل غفلت ما چیست؟[24]

در جبهه نبرد، اگر رزمندگان به وجود دشمن و تصمیم جدی او برای حمله، مطمئن باشند، هیچ‌گاه به خواب عمیق نرفته و از او غافل نخواهند شد!

  1. مورد دیگری که خودتان نیز به آن اشاره نمودید، عمل نمودن به آن‌چیزی است که دانش آن‌را فرا گرفته‌اید. و این بدان معنا نیست که شما به دانش خود اکتفا کنید و در صدد افزایش معلومات خود نباشید؛ بلکه بدین مفهوم است که از طرفی، شما به قدر توان خود تقوای الهی را رعایت کنید.[25] و از جانبی دیگر اگر به مقدار دانش خود عمل نمودید، خداوند کریم -به دلیل صادقانه بودن کردارتان- از ندانسته‌هایتان -که ناشی از کوتاهی نبوده- چشم‌پوشی خواهد نمود.[26]
  2. در مورد در دسترس نبودن اساتید اخلاق نیز همان‌گونه که بیان شد، با تدبر در قرآن که کتاب یادآوری و رفع غفلت بوده و همواره در دسترستان است، می‌توانید این نقیصه را تا حد زیادی برطرف نمایید، به ویژه این‌که با توجه به رشتۀ تحصیلی‌تان مطمئنا آشنایی بیشتری با مفاهیم قرآنی و نیز زبان عربی داشته که در صورت لزوم هم می‌توانید از کتب تفسیری و روایی استفاده ببرید. در ضمن اگر انسان با نگاه عبرت به پیرامون خود بنگرد، به قدر کافی مواردی را خواهد یافت که موعظه‌گر او باشند و به فرمودۀ امیرالمؤمنین(ع) تفکر در ناپایدار ماندن انسان‌ها و حتمی بودن مرگ به تنهایی برای موعظه کفایت می‌نماید.[27] البته و صد البته این به معنای شرکت نکردن در مجالس دانش و اخلاق نیست؛ بلکه به فرمودۀ امام سجاد(ع)؛ در دعای ابوحمزه ثمالی؛ دور بودن از جلسات علم و دانش موجب کاهش مرتبۀ انسان نزد خداوند خواهد گردید،[28] ولی با در نظر گرفتن این‌که حتی با در دسترس بودن علمای اخلاق، چنین امکانی وجود ندارد که ما در طول شبانه‌روز در این جلسات شرکت داشته باشیم و از طرفی باید همواره مراقب بوده تا دچار غفلت نشویم، توصیه شده است که از دانش خود نیز در این زمینه بهره‌مند گردیم. پاسخ شمارۀ 624 همین سایت نیز در این زمینه حاوی نکات ارزشمندی بوده و همچنین در مورد راه‌های دچار نشدن به گناه و نیز عوامل بخشش آن می‌توانید به پرسش‌های 860 و 2133 مراجعه نمایید.

در پایان برایتان آرزوی موفقیت هرچه بیشتر می‌نماییم، هرچند که تلاشتان در این مسیر، خود موفقیت بزرگی است که بسیاری از آن محروم هستند.


[1]. عنکبوت، 69.

[2]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 60، ص 268، حدیث 154، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ق.

[3]. نساء، 76 .

[4]. بقره، 186.

[5]. زمر، 53.

[6]. فرقان، 70.

[7]. بحار الانوار، ج 6، ص 18.

[8]. یوسف، 87؛ حجر، 56.

[9]. یونس، 7- 8.

[10]. اعراف، 63 و 69؛ یوسف، 104؛ انبیاء،50؛ یس، 69؛ ص، 49 و 87؛ قلم، 52؛ تکویر، 27؛ حجر، 9 و .... .     

[11]. شیخ حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج 6، ص 201، روایت 7731، قم، مؤسسة آل البیت، 1409ق.

[12]. همان، ج 6، ص 198، روایت 7721.

[13]. چون در روایاتی حتی نگاه کردن به قرآن نیز نوعی عبادت تلقی گردیده است.

[14]. همان‌گونه که بیان شد، با تدبر در قرآن می‌توان تمام زمینه‌های غفلت را زدود و این مورد و موارد بعدی، مطالبی غیر از آموزه‌های قرآن نبوده بلکه برخی نکات برگرفته از آن است.

[15]. ملک، 15؛ بقره 168و 172؛ مائده 88؛ انعام 141و 142؛ اعراف 31؛ طه 81؛ مؤمنون 51 و ....            

[16]. نازعات، 37- 39.

[17]. وسائل الشیعة، ج 16، ص 8، روایت 20821.

[18]. نازعات، 40- 41.

[19]. وسائل الشیعة، ج 15، ص 219، روایت 20321.

[20]. اعراف، 201.

[21]. وسائل الشیعة، ج 15، ص 257، روایت 20441.

[22]. «حتی تکون اعمالی و اورادی کلها وردا واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا». شیخ طوسى، مصباح المتهجد، ص 849، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، 1411ق.

[23]. حجر، 39؛ ص، 82. 

[24]. بحار الانوار، ج 70، ص 157.

[25]. تغابن، 16.

[26]. وسائل الشیعة، ج 27، ص 164، روایت 33498.

[27]. همان، ج 2، ص 436، روایت 2576.

[28]. «او لعلک فقدتنی من مجالس العلماء فخذلتنی». بحار الأنوار، ج 95، ص 87.