زن (غیر باکره) که به علت طلاق یا مرگ همسر، از او جدا شد، باید عدّه نگهدارد (مگر اینکه یائسه باشد) و در زمان عده، نمیتواند به عقد دیگری درآید. حال اگر زن بگوید عدّهام تمام شده است، با دو شرط از او قبول میشود:
1. آنکه مورد تهمت نباشد.
2. از طلاق یا مردن شوهرش به قدرى گذشته باشد که در آن مدّت، تمام شدن عدّه ممکن باشد.[1]
اما اینکه آیا بر مرد واجب است از عده داشتن او سؤال کند، در جواب باید گفت: اگرچه برای احتراز از مشکلات احتمالی، از باب احتیاط میتواند سؤال کند، ولی واجب نیست. البته بعد از ازدواج سؤال کردن کراهت دارد.[2]
در توضیح سؤال دیگر باید گفت: در روایات ما موارد بسیاری وجود دارد که دقیقا همین پرسش، از ائمه(ع) شده است و حضرات معصومین(ع) نیز حسب مورد، پاسخهای متناسب را ارائه فرمودند.
در آغاز، از میان احادیث موجود در این باره، دو روایت را انتخاب نموده و ترجمه آنرا در اختیار قرار خواهیم داد، سپس با تحلیل مختصری از آنها، دلیل پاسخ ما روشن خواهد شد:
در روایت اول اسحاق بن جریر میگوید خدمت امام صادق(ع) عرض نمودم: در شهر ما کوفه زنی مشهور به فحشاء است، آیا میتوانم با او ازدواج موقت نمایم؟ امام فرمود: آیا آن زن بر در خانه خود پرچم آویخته است؟[3] گفتم اگر اینگونه بود که از طرف حکومت دستگیر میشد! امام فرمود: با او ازدواج موقت نما. سپس آهسته به یکی از دوستان خود چیزی فرمود که من آن شخص را بعدها دیدم و از او پرسیدم که امام چه مطلبی به شما فرموده بود؟
او در پاسخ گفت: امام به من فرمود که حتی اگر آن زن از فواحش رسمی نیز بود، ازدواج موقت با او گناهی در پی نداشت؛ زیرا با این ازدواج آن زن را از عمل حرام باز داشته، به عمل حلالی رهنمون میکرد.[4]
در روایت دیگری حسن بن ظریف نقل کرده در محل زندگی ما زنی زیبارو وجود داشت که قصد ازدواج موقت با او را داشتم ولی او فاحشهای بود که هیچ ابائی از ارتباط نامشروع با اجانب نداشت، به همین دلیل از او بدم آمد ولی بعد از مدتی با خود گفتم: ائمه(ع) ما فرمودند که ازدواج موقت با فواحش ایرادی ندارد؛ زیرا او را از حرام به حلال راهنمایی مینماییم، (برای رفع این تردید) در نامهای که خدمت امام حسن عسکری(ع) تقدیم داشتم، از ایشان مشورت خواستم.
ایشان در پاسخ فرمود: ازدواج با فواحش ایرادی ندارد، ولی با این وجود از ازدواج موقت با آن همسایهات صرف نظر کن؛ زیرا او زنی هتاک بوده و به دلیل اینکه همسایهات نیز هست، ترس آن دارم که موضوع را علنی نموده (برای تو ایجاد دردسر نماید).
بعد از این مشاوره من از ازدواج با او چشمپوشی نمودم، ولی یکی از دوستان و همسایگانم با او ازدواج موقت نمود و این ازدواج برای او ایجاد مشکل کرد موجب دستگیری او و پرداخت مبلغ زیادی به عنوان مجازات گردید، ولی خداوند به برکت امام(ع) مرا از این گرفتاری نجات داد.[5] احادیث بسیار دیگری نیز بر کراهت ازدواج موقت با اینگونه افراد در دسترس است،[6] و توصیه شده است که ازدواج موقت نیز با زنان مؤمن و عفیف انجام پذیرد.[7]
با دقت در این روایات و سایر احادیث موجود در این مورد درمییابیم که:
1. اسلام بر ازدواج دائم تاکید فراوان نموده و ازدواج موقت را امری استثنائی دانسته است.[8]
2. اگر به دلایلی، تصمیم به ازدواج موقت گرفته شد، بهتر است که طرف مقابل فردی عفیف و پاکدامن باشد و مراعات حدود شرعی از جمله عده ازدواج را بنماید .
3. ازدواج موقت با فواحش هرچند کراهت دارد ولی حرام نیست؛ زیرا موجب آن میگردد که آنها لا اقل در آن مقطع دست از کار حرام بردارند. بر این اساس هیچکدام از فقهای شیعه فتوا به حرمت چنین ازدواجی ندادهاند.
4. به دلیل اینکه ازدواج با این افراد در بعضی از موارد، ایجاد مشکلات جسمی و روحی و حیثیتی مینماید، توصیه میشود که برای جلوگیری از بروز مشکلات احتمالی سزاوار است که جوانب احتیاط را مراعات نموده، از جمله اینکه این ازدواج را به صورت رسمی به ثبت برساند و یا افراد مورد اعتمادی را به عنوان شاهد در نظر بگیرد.[9]
برای اطلاع بیشتر به نمایههای مرتبط ذیل مراجعه نمائید:
شرایط ازدواج موقت، سؤال 1225 (سایت: 1222).
[1]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج 2، ص 530، م 2521.
یستحب اختیار المؤمنة العارفة العفیفة، و أن یسألها بل غیرها عن حالها أ هی ذات بعل أو فی عدة أم لا؟ مع التهمة بالبعل و العدة لا مطلقا و لیس السؤال شرطا فی الجواز إجماعا، بل و لا واجبا، بل ربما یستفاد من بعض النصوص، (وسائل الشیعة، ج 14، ص 457، ح 5) کراهیته، و لکن مورده السؤال بعد التزویج». (الطباطبائی) السید علی بن محمد بن أبی المعاذ، الشرح الصغیر فی شرح مختصر النافع، ج2، ص 352. اقتباس از سؤال 2603 (سایت: 2739)، نمایه: ازدواج موقت با زنی که عده نگهنمیدارد.
[3]. در گذشته فواحش رسمی بر در خانه خود پرچمی به عنوان علامت میآویختند.
[4]. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج 21، ص 29، قم، مؤسسة آل البیت، 1409.
[5]. همان، ج 21 ، ص 29 - 30 ، روایت 26440.
[6]. همان، ص 27.
[7]. همان، ص 25.
[8]. همان، ص 22- 23.
[9] اقتباس از نمایه شماره 2210 (سایت: 2339).
