لطفا صبرکنید
بازدید
67455
آخرین بروزرسانی: 1405/04/12
کد سایت fa3087 کد بایگانی 2853 نمایه ارتداد و بی احترامی به مقدسات
طبقه بندی موضوعی Laws and Jurisprudence,حدود، قصاص و دیات
برچسب ارتداد|مرتد|انکار دین|انکار نبوت|شرایط ارتداد
خلاصه پرسش
اگر کسی نسبت به خدا یا ائمه بی احترامی کند مرتد محسوب می شود؟
پرسش
بنده چندی قبل در امر مهمی توکلم را برخدا نهاده و فقط از او خواستار روا شدن حاجت بودم. اما حاجتم برآورده نشد و من بسیار ناراحت شدم. و شروع کردم با خدا حرف زدن و او را نا عادل و (فکر کنم) ظالم خطاب کردم که بعد از ساعاتی پشیمان شدم. (وحتی از حضرت زهرا هم به شدت گلایه کردم) می خواستم ببینم که آیا بنده مرتد شده ام یا خیر؟ و آیا نسبت دادن این صفات دشنام به خداو ائمه محسوب می شود؟ اگر کسی به عنوان شوخی بگوید چه طور؟
پاسخ اجمالی

برای دریافت قسمت اول سؤال یعنی دلایل برآورده نشدن خواسته ها در ادعاها به سؤال شماره 721 (سایت: 764) مراجعه کنید. اما نسبت به ارتداد باید گفت: مرتد کسى است که از اسلام خارج شده، و کفر را اختیار نماید.[1] خروج از اسلام با انکار اصل دین، یا یکى از اصول دین (توحید، نبوت و معاد) حاصل می ‏شود، و نیز اگر یکى از ضروریات دین را - که براى تمام مسلمانان روشن و واضح است - به گونه‏ اى که - ملازم با انکار رسالت باشد، و انسان به این ملازمه توجه داشته باشد، باز ارتداد حاصل می شود.[2]؛[3] و اگر شخصی به جهت عدم استجابت دعاهایش اش اقدام به گفتارهای وهن آمیز نموده باشد، در صورتی که قصد جدی به مفاهیم و ملازمات آن را نداشته و فقط از روی احساس چنین حرفی را زده باشد، هر چند معصیت کرده و باید از گناه خویش توبه نماید، لکن مرتد نشده و شرایط ارتداد را ندارد. علاوه بر این که احکام خاص ارتداد، با ابراز و دو بار اقرار صریح و یا به گواهی دو مرد عادل که اقرار صریح از او شنیده باشند ثابت می گردد.[4]

 بنابر این، طبق سؤال فوق شخص مورد نظر مرتد نشده است؛ اما مرتکب گناه و معصیت شده؛ چرا که نسبت دادن صفات زشت و دشنام به خدا و ائمه(ع) گناه بزرگی است و با توبه واقعی، امید به بخشش آن وجود دارد. و نیز اگر کسی به عنوان شوخی هم مرتکب چنین عمل زشتی گردد گناه و معصیت کرده و باید توبه نماید.


 [1]. امام خمینى، تحریر الوسیله، ج2، ص 366؛ ابن قدامه، المغنى، ج 10، ص 74.

[2]. همان، ج1، ص 118. 

[3]. اقتباس از سؤال 53 (سایت: 289).

[4]. حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف (دایرة المعارف جامع اسلامی)، ج 2، ص 85-84.