لطفا صبرکنید
بازدید
15213
آخرین بروزرسانی: 1405/05/19
کد سایت fa12080 کد بایگانی 12305 نمایه ارتباط تشکیل حکومت پیامبر اکرم(ص) با فطرت خداجو
طبقه بندی موضوعی System,تشکیل حکومت,فطرت,کلیات
برچسب پیامبر|حکومت|اهل بیت|ولایت فقیه|فطرت
خلاصه پرسش
ارتباط تشکیل حکومت حضرت رسول الله(ص) با فطرت خداجوی انسان‌ها چیست؟
پرسش
ارتباط بین تشکیل حکومتی که حضرت رسول الله(ص) آن‌را پی ریزی کردند، با فطرت خداجوی مردم آن زمان -که البته آن یک الگویی است تا همیشه تاریخ که می‌شود به آن اقتدا کرد- چه ارتباطی وجود دارد؟
پاسخ اجمالی

 

از نگاه ما، تشکیل حکومت پیامبر اکرم(ص)، یک امر الهی بود؛ اما نکته‌ای که این امر را اقتضا می‌کند، تأثیر حکومت در تمام ابعاد زندگی انسان است، و این تعبیر از امام باقر(ع) که فرمود: «...وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَة»، ناظر به همین است؛ یعنی هیچ‌کس دعوت و فریاد زده نشده است به چیزی مثل ولایت. بنابر این، حکومت است که به همه چیز معنا می‌دهد.

اهداف انبیا، اهداف دنیایی نبود. پیامبر(ص) از تشکیل حکومت دنبال قدرت، جاه‌طلبی و ثروت نبود؛ بلکه آن‌حضرت دنبال ساختن انسان‌ها و ارتقای معنوی آنها بود و حکومت دینی، این‌گونه است. ادامه وجودی مبارک پیامبر(ص) در روز غدیر در امامت تجلی پیدا می‌کند. سپس این ادامه وجودی در وجود مبارک امام مجتبی(ع) بعد از علی بن ابی‌طالب(ع) و دیگر امامان(ع) تجلی پیدا کرد.

به اعتقاد ما ولایت فقیه، یک اصل مسلم پذیرفته‌شده است که در دوران غیبت حضرت حجّت(عج) که در دسترس ما نیست و ما نمی‌توانیم مستقیم از وجود مبارک آن معصوم(ع) استفاده کنیم، فقهای جامع الشرایط ولایت دارند و ولایت فقیه، تجلی و امتداد همان امامت معصومان(ع) و تجلی و ادامه و امتداد همان ولایت نبی خاتم(ص) است.

پاسخ تفصیلی

نبی خاتم(ص) در زمان نبوتش دوران های مختلفی را سپری کرد:

  1. دوران اختفا: یعنی، دوره‌ای که رسالت ایشان مخفیانه بود و فقط در محدوده‌های خاصی تبلیغ صورت می‌گرفت و این دوره، سه سال به طول انجامید.
  2. دوران علنی و آشکار: یعنی، دورانی که رسالت به صورت عمومی جریان پیدا کرد که ده سال طول کشید.

بعد از سپری شدن این دوره سیزده ساله در مکه، با هجرت پیامبر(ص) به مدینه، فضای تازه‌ای برای اسلام و مسلمانان فراهم شد و به محض فراهم شدن این فضا، آن‌حضرت(ص) به تشکیل یک حکومت کامل با تمام شاخصه‌ها و ویژگی‌ها اقدام کرد؛ هر چند در ابتدا این حکومت در محدوده کوچکی صورت گرفت؛ در روایتی که در اسناد تاریخی نقل شده، آن‌حضرت در سال دوم هجرت، دستور به سرشماری از مردان مسلمان دادند و عددی که برای مردان مسلمان در این سرشماری ذکر شده، عدد چشم‌گیری نیست. به نظر ما کمتر از هزار است و اگر به این تعداد زنان و کودکان را اضافه کنیم شاید 5 – 6 هزار مسلمان بودند؛ اما در عین حال، پیامبر(ص) با همین جمع اندک، یک حکومت کامل را تشکیل داد. البته، در دوران خاتمه حیات مبارک پیامبر(ص) تعداد مسلمان‌ها بسیار افزایش پیدا کرد، و آیه شریفه «و ببینى مردم گروه گروه وارد دین خدا می‌شوند»،[1] ناظر به همین داستان است.

حال، چرا این حکومت تشکیل شد؟ چرا پیامبر(ص) در اولین زمان ممکن اقدام به چنین کاری کرد؟

از منظر ما، این یک امر الهی بود؛ اما نکته‌ای که این امر را اقتضا می‌کند، تأثیر حکومت در تمام ابعاد زندگی انسان است، و این تعبیر از امام باقر(ع) که فرمود: «...وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَة»[2]، ناظر به همین است؛ یعنی، هیچ‌کس دعوت و فریاد زده نشده است به چیزی مثل ولایت. پس، حکومت است که همه چیز را معنادار می‌کند.

امام خمینی(ره)، در اشاره به اهداف انبیا(ع) می‌فرماید:

«انبیا آمده‌‏اند براى این‌که این قدرت‌ها را بشکنند، این قدرت‌هاى شیطانى را سرکوب کنند و نبى اکرم هم آمده بودند و آمدند براى این‌که این قدرت‌ها را بشکنند. این یکى از کارهایى است که انبیا دارند، نه این‌که فقط این است. کار مهم انبیا این است که مردم را برسانند به آن نقطه کمال و سایر کارها وسیله است. غایت، کمال مطلق است... این طور نیست که انبیا براى دنیا آمده باشند. دنیا یک وسیله‌‏اى است براى کمال؛ چنانکه اهل دنیا هم این وسیله را به ضد کمال استعمال می‌کنند... آن‌که براى قدرت طلبى و شیطنت فعالیت می‌کند با آن‌که براى خدا فعالیت می‌کند، ذاتاً این دو تا با هم فرق دارند و کارهایشان ذاتاً فرق دارد. انبیا براى ثروت و قدرت و دنیا و رسیدن به دنیا و رسیدن به حکومت ابداً یک قدم برنداشتند. و اگر کسى گمان کند که انبیا یا اولیاى بزرگ قدمى براى مَسند برداشتند، این نمی‌شناسد آنها را؛ این انبیا را نشناخته...».[3]

پس، اهداف انبیا، اهداف دنیایی نبود؛ پیامبر(ص) از تشکیل حکومت دنبال قدرت، جاه‌طلبی و ثروت نبود؛ بلکه آن‌حضرت دنبال ساختن آدم‌ها و ارتقای معنوی آنها بود و حکومت دینی، این‌گونه است. و ادامه وجودی مبارک پیامبر(ص) در روز غدیر در امامت تجلی پیدا می‌کند. اگر روز غدیر فرمود:

«...الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً...»[4]، به معنای این است که همه آنچه را اسلام در برداشت یک طرف، و این عنصر ادامه ولایت که ادامه وجودی پیامبر(ص) بود و در وجود مبارک علی بن ابی‌طالب(ع) تجلی پیدا کرد، در طرف دیگر. این نعمت بزرگی بود که دین با او کامل و نعمت با او تمام شد. سپس این ادامه وجودی، بعد از علی بن ابی‌طالب(ع) در وجود مبارک امام مجتبی(ع) و امامان(ع) دیگر تجلی پیدا کرد.

حدیث کساء، از احادیث مشهوری است که بین خاصه و عامه در کتب فریقین(شیعه و اهل‌سنت[5]) به طرق و اسانید مختلف بیان شده است، و مقدار مسلم و مورد اتفاق این حدیث در تمامی آثار شیعه و سنی چنین است:

«روزی پیامبر اکرم(ص)، امام علی، فاطمه زهرا، حسن و حسین(ع) در منزل ام سلمه گرد هم آمدند، و پیامبر عبایی بر سر خود و آن چهار نفر دیگر افکند، و در آن‌حال چنین دعا کرد: «خدایا اینان اهل‌بیت و وابستگان خاص من هستند، پس هر پلیدی را از ایشان بزدای و آنان را (از هر عیب و گناه) پاک و مطهر بدار». پس از آن جبرئیل فرود آمد، و آیه شریفۀ تطهیر: «...إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»،[6] را فرود آورد. وقتی همسر پیامبر اکرم(ص) سؤال کرد که اهل‌‌بیت چه کسانی هستند، آن‌حضرت پاسخ فرمود: «انا و علی و فاطمه و الحسن و الحسین».[7]

اگر کسی کمترین دقتی در این آیه داشته باشد، متوجه می‌شود که این آیه دلالت بر منزلت عصمت این پنج بزرگوار دارد.

به اعتقاد ما ولایت فقیه، یک اصل مسلم پذیرفته شده است که در دوران غیبت حضرت حجّت(ع) که در دسترس ما نیست و ما نمی‌توانیم مستقیم از وجود مبارک آن معصوم(ع) استفاده کنیم، فقهای جامع الشرایط ولایت دارند و ولایت فقیه، تجلی و امتداد همان امامت معصومان(ع) و تجلی و ادامه و امتداد همان ولایت نبی خاتم(ص) است.[8]

ممکن است کسی بگوید: قبل از انقلاب هم مردم نماز می‌خواندند، روزه می‌گرفتند، و حج می‌رفتند؛ پس با تحقق انقلاب اسلامی، چه اتفاقی افتاده است؟

در پاسخ می گوییم: اولاً: باید توجه داشت که قبل از انقلاب چه مقدار از مردم نماز می‌خواندند و در چه حال و هوایی نماز خوانده می‌شد و امروزه چگونه است؟ در دانشگاه قبل از انقلاب، دانشجوها و حتی اساتید متدیّن، مخفیانه نماز می‌خواندند. نماز در نظر عرف عمومی مردم قبل از انقلاب، علاوه بر این‌که ارزش نبود، ضد ارزش بود و از باب این‌که مبادا از چشم همکاران و دوستان بیفتند، مخفیانه نماز می‌خواندند.

خلاصه، دین‌داری برایشان یک افتخار نبود؛ چون ارزش‌های اجتماعی حاکم، ارزش‌های غیر دینی؛ بلکه ضد دینی بود. وقتی ارزش‌ها عوض شد، دیگر نماز و دین‌داری برای ما افتخار است.

ثانیاً: آنهایی که امروزه، مردد هستند، جوّ حاکم بر اجتماع، آنها را به سمت دین هدایت می‌کند، در حالی که در گذشته این جو آنها را به سمت دیگری می‌برد. در نتیجه، دین با حکومت یک جریان ایجاد می‌کند و از سوی دیگر، حکومت به نماز، روزه و ... معنا می‌بخشد و نمازی که در چنین حکومتی خوانده می‌شود، فقط ارتباط شخصی با خدا نیست؛ بلکه آثار فراوانی در زندگی فردی و نیز اجتماعی نمازگزار دارد.

نکته قابل توجه این است که، قرآن و اسلام برای ما شاخص داده و ما با این شاخص می‌توانیم میزان موفقیت خودمان را در دستیابی به اهداف ارزیابی کنیم؛ مثلاً وقتی قرآن کریم فرمود:

«...وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ»،[9] نماز و میزان فحشا و منکر یک نسبتی با هم دارند؛ هر چه نماز در جامعه افزایش و عمق پیدا کند، فحشا و منکر کمتر می‌شود. بنابر این، ما معیار داریم و می‌توانیم با این معیار پی ببریم که واقعاً چه مقدار در تعمیق ارزش‌های دینی موفق هستیم.[10]


[1]. نصر، 2. «وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فی‏ دینِ اللَّهِ أَفْواجاً».

[2]. کلینی، کافی، ج 2، ص 18، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1365 ش.

[3]. خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، ج 12، ص 425 – 426، تهران، دفتر نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ چهارم، 1386ش.

[4]. مائده، 3. «... امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را آیین (جاودان) شما پذیرفتم‏...».

.[5] احمد بن حنبل، المسند، ج 2، ص 292؛ فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج 1، ص 214.

[6]. احزاب، 33. «...خداوند فقط می‌خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل‌بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد».

[7]. ر. ک: نمایه‌های «سند حدیث کساء در مفاتیح الجنان»؛ سؤال 8909 (سایت: 8928)؛ «اهل‌بیت پیامبر اسلام(ص)»؛ سؤال 1249 (سایت: 1257).

[8]. ر. ک: هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت، بحث ولایت فقیه، قم، مؤسسه فرهنگی خرد.

[9]. عنکبوت، 45. «و نماز را برپا دار که نماز (انسان را) از زشتی‌ها و گناه بازمی‌‏دارد».

[10]. برای آگاهی بیشتر نمایه‌های زیر را مطالعه نمایید:

«ولایت فقیه در قرآن»؛ سؤال 2194 (سایت: 2498).

«قدمت نظریۀ ولایت فقیه»؛ سؤال 7180 (سایت: 7498).

«ابعاد حکومتی اندیشه ی سیاسی شیخ طوسی»؛ سؤال 1725 (سایت: 1740).

«اهل بیت پیامبر اسلام (ص)»؛ سؤال 1249 (سایت: 1257).

مسئولیت پیامبر (ص) در قبال ایمان مردم، 113 (سایت: 1347).