در روایات، بر انتخاب نام نیکو برای فرزند تأکید شده است و این سفارش، اختصاص به فرزند پسر یا دختر ندارد. بنابر این، در فرض سؤال، الزامی نیست که انسان برای همه فرزندان خود نام پسرانهای را در نظر بگیرد. اگر کسی چنین خواستهای داشته باشد، میتواند از همان ابتدا نام نیکوی دیگری ـ مانند «علی» ـ را نیت کند و پس از تولد، فرزند را با همان نام نامگذاری نماید.
البته بر اساس برخی روایات، اگر کسی با این نیت که فرزندش «محمد» باشد، او را «محمد» نامگذاری کند، شایسته نیست از این نام برگردد. با توجه به اطلاق روایت، چنین نیتی، با همان شرطی که در روایت آمده، باید مورد توجه قرار گیرد؛ هرچند این امر به معنای وجود الزام شرعی نیست.
از اینرو، اگر کسی از ابتدا خواسته خاصی در مورد نام یا جنسیت فرزند دارد، میتواند آنرا از خداوند درخواست کند؛ اما در غیر این صورت، بهتر است از ابتدا به خدا توکل کند و تعیین جنسیت فرزند را نیز به مشیت الهی بسپارد. در هر حال، دعا و نیت انسان صرفاً درخواست از خداوند است و تحقق هر امری تنها با اذن و اراده الهی امکانپذیر خواهد بود.
نام «محمد» در روایات شیعه جایگاه و اهمیت ویژهای دارد. و از آنجا که میان نام و صاحب نام نوعی ارتباط معنوی در نظر گرفته شده است، در روایات توصیههای خاصی در مورد بزرگداشت این نام و کودکی که به آن نامیده میشود، وجود دارد.[1]
در برخی روایات، درباره نامگذاری جنین به «محمد» آمده است، اگر پدر و مادر پیش از تولد، او را به این نام بنامند، خداوند پسری به آنان عطا خواهد کرد. همچنین در این روایات تأکید شده است که اگر چنین نامی انتخاب شد، شایسته است از آن برنگردند و نام کودک را «محمد» بگذارند؛ زیرا در این صورت، برای او برکت ویژهای ذکر شده است و از حفظ و عنایت الهی برخوردار خواهد بود. در مقابل، در برخی روایات آمده است که اگر نام او تغییر داده شود، ممکن است مشمول همان برکت و عنایت خاص نباشد.[2]
بر این اساس، میتوان گفت اگر کسی از روی ایمان و محبت به پیامبر اکرم(ص) چنین نیتی کرد و نام «محمد» را برای فرزند خود برگزید، شایسته است به این نام وفادار بماند و آنرا تغییر ندهد؛ یا دستکم نام «محمد» را حفظ کند و نام دیگری را نیز به آن بیفزاید؛ مانند «محمدامین»، «محمدمهدی» و مانند آن.
در مورد نام «علی» نیز در برخی روایات توصیهای مشابه دیده میشود؛ به این معنا که اگر کسی جنین خود را «علی» بنامد، برای او آثار و برکاتی ذکر شده و در روایت، پسر بودن فرزند نیز مطرح شده است. بنابر این، اگر کسی برای فرزند آینده خود چنین نیتی دارد که پسر باشد و نام او را «علی» بگذارد، میتواند از همان ابتدا این نام را انتخاب کند و نیازی نیست ابتدا نام دیگری را برگزیند و سپس از آن عدول کند.
با اینحال، به طور کلی، در روایات بر انتخاب نام نیکو برای فرزند تأکید شده و این توصیه اختصاص به فرزند پسر ندارد؛ بلکه برای دختران نیز انتخاب نام نیکو مورد توجه قرار گرفته است. بنابر این، در فرض سؤال، هیچ الزامی وجود ندارد که انسان برای همه فرزندان خود خواهان پسر بودن باشد، یا برای همه آنان نامی پسرانه در نظر بگیرد.
اما اگر شخص، به دلیل محبت به پیامبر اکرم(ص) یا اهلبیت(ع)، خواسته و نیتی خاص داشته و بر اساس آن نامی را برای فرزند خود انتخاب کرده، شایسته است تا حد امکان به این نیت وفادار بماند؛ هرچند این امر به خودی خود به معنای وجود الزام شرعی نیست. چنانکه امام حسین(ع) از روی محبت به امیرالمؤمنین(ع)، نام چند تن از فرزندان پسر خود را «علی» گذاشت و آنان بعدها با نامهایی؛ مانند «علی اکبر» و «علی اصغر» شناخته شدند.
بر این اساس، میتوان گفت هر نیت و خواستهای که انسان از روی ایمان و محبت داشته باشد، اقتضای خاص خود را دارد و شایسته است انسان در صورت امکان به آن وفادار بماند؛ هرچند میان «شایستگی اخلاقی و وفاداری به نیت»، و «الزام شرعی» باید تفاوت گذاشت. در نهایت نیز باید توجه داشت که همه این دعاها و نیتها، درخواست از خداوند است و تحقق آنها به مشیت و اراده الهی بستگی دارد؛ از اینرو، انسان در عین داشتن خواسته و دعا، باید تعیین نتیجه را به خداوند واگذار کرده و به تقدیر او توکل کند.
[1]. «کُنْتُ جَلِیساً لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع بِالْمَدِینَةِ فَفَقَدَنِی أَیَّاماً ثُمَّ إِنِّی جِئْتُ إِلَیْهِ فَقَالَ لِی لَمْ أَرَکَ مُنْذُ أَیَّامٍ یَا أَبَا هَارُونَ فَقُلْتُ وُلِدَ لِی غُلَامٌ فَقَالَ بَارَکَ اللَّهُ فِیهِ فَمَا سَمَّیْتَهُ قُلْتُ سَمَّیْتُهُ مُحَمَّداً قَالَ فَأَقْبَلَ بِخَدِّهِ نَحْوَ الْأَرْضِ وَ هُوَ یَقُولُ مُحَمَّدٌ مُحَمَّدٌ مُحَمَّدٌ حَتَّى کَادَ یَلْصَقُ خَدُّهُ بِالْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ بِنَفْسِی وَ بِوُلْدِی وَ بِأَهْلِی وَ بِأَبَوَیَّ وَ بِأَهْلِ الْأَرْضِ کُلِّهِمْ جَمِیعاً الْفِدَاءُ لِرَسُولِ اللَّهِ ص لَا تَسُبَّهُ وَ لَا تَضْرِبْهُ وَ لَا تُسِئْ إِلَیْه». کلینی، کافی، ج 6، ص 39، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1368ش.
[2]. «وَ لْیَقُلِ اللَّهُمَّ إِنِّی قَدْ سَمَّیْتُهُ مُحَمَّداً فَإِنَّهُ یَجْعَلُهُ غُلَاماً فَإِنْ وَفَى بِالِاسْمِ بَارَکَ اللَّهُ لَهُ فِیهِ وَ إِنْ رَجَعَ عَنِ الِاسْمِ کَانَ لِلَّهِ فِیهِ الْخِیَارُ إِنْ شَاءَ أَخَذَهُ وَ إِنْ شَاءَ تَرَکَهُ»، همان، ج 6، ص11. و «َیَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی سَمَّیْتُهُ مُحَمَّداً وُلِدَ لَهُ غُلَامٌ وَ إِنْ حَوَّلَ اسْمَهُ أُخِذَ مِنْهُ». همان.
