آنچه که از بررسی آیات قرآن در ارتباط با افراد و اقوام برگزیده و ویژگیهای آن، به دست میآید این است که:
- قرآن کریم هیچ قومی از اقوام انبیا را که از هر جهت ایدهآل باشد، معرفی نکرده است، بلکه بیشتر اقوام انبیا را مورد مذمت یا عقوبت قرار داده است.
- قرآن کریم فقط پیامبران(ع) و حضرت مریم(ع) را به عنوان افراد برگزیده "صفوة" معرفی کرده است.
- قرآن کریم، اگرچه در چند مورد فرمود: ما قوم بنیاسرائیل را بر دیگران برتری دادیم؛ اما با توجه به مذمتها و عقوبتهایی که علیه آن قوم در قرآن مطرح شده است، فهمیده میشود که ذات حق تعالی در مقام بیان نعمت خود و ستایش کار خود میباشد نه ستایش کار بنیاسرائیل.
- قرآن کریم فقط گروهی از اقوام انبیا(ع) را با ویژگیهای ممدوح، به اسم یاد کرده است؛ مانند حضرت ابراهیم(ع) و همراهان فکری او، پیامبر اسلام(ص) و همراهان فکری او، اصحاب کهف، و مهاجران و یاوران پناهندگان مهاجر.
- قرآن کریم گروههایی را با ویژگیهای ممدوح، تحت عناوین کلی نام برده است: مثل حزب الله و... .
بنابر این؛ آن قومی برگزیده است که پیرو انبیای الهی باشد و به دستور خداوند عمل نماید.
در موضوع اقوام و ملتهای برتر و برگزیده از نگاه قرآن تذکر چند ضروری به نظر میرسد:
- در قرآن کریم واژههایی مانند برگزیده، فضیلت داده شده و کرامت داده شده، آمده است.
- واژۀ برگزیده در قرآن فقط در مورد پیامبران(ع) و اولیای الهی به کار رفته است: "همانا خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید".[1]
- در مورد واژۀ کرامت و فضیلت باید گفت در اصطلاح قرآنی کرامت و فضیلت دو نوع است:
الف) کرامت تکوینی: یعنی نعمتهایی که خدای متعال با قطع نظر از اعمال خوب و بد به انسان میدهد، همان نعمتهایی که به دیگر موجودات نداده است؛ چنانکه قرآن میفرماید: ما آدمیزادگان را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا، (بر مرکبهاى راهوار) حمل کردیم و از انواع روزیهاى پاکیزه به آنان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از موجوداتى که خلق کردهایم، برترى بخشیدیم.[2]
آیات قرآن در این زمینه بسیار است.
ب) کرامت و فضیلت اخلاقی: یعنی نعمتها و برتریهایی که پس از اعمال خوب، به عنوان پاداش و ستایش میدهد. آیاتی از قرآن کریم اشاره به این نوع کرامت دارند، مانند: "اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامیترین شما نزد خداوند با تقواترین شما است، خداوند دانا و آگاه است".[3] این کرامت اخلاقی پس از پروا پیشگی به انسان باتقوا داده میشود.
- 4. نعمت کرامت و فضیلت تکوینی اگر در مسیر درست مصرف نشود نه تنها مایۀ افتخار و موجب نجات انسان نخواهد شد؛ بلکه اسباب سرافکندگی و بدبختی وی را فراهم میآورد؛ به همین جهت قرآن کریم از یکسو در چند جا فضیلت و برتری قوم بنیاسرائیل را بیان میکند و میفرماید: "اى بنیاسرائیل! نعمتهایى را که به شما ارزانى داشتم، به خاطر بیاورید و (نیز به یاد آورید که) من، شما را بر جهانیان، برترى بخشیدم."[4]
از سوی دیگر اما در موارد متعدد این قوم را مورد مذمت و سرزنش قرار میدهد. در قرآن کریم هیچ قومی مانند قوم بنیاسرائیل مورد مذمت قرار نگرفته است؛ مذمتهایی بر گوسالهپرستی، تحریف کلام الهی، تکذیب و قتل انبیاء. چنانکه در نتیجهی این اعمال عقوبتهای فراوانی دامنگیر آنان شده است. عقوبتهایی نظیر: نزول عذاب صاعقه، بوزینه شدن، و در عذاب بودن عدهای از آنان تا قیامت.[5]
بنابر این، میتوان گفت: خدای متعال در مقام بیان نعمت و کرامت تکوینی خود و ستایش کار خود میباشد، نه ستایش کار بنیاسرائیل، و اینکه این فضلیت و کرامت پس از عمل اختیاری خوب آنان بوده است.
- قرآن کریم گروههای را مورد مدح و ستایش قرارداده است که برخی از آنها را بیان میکنیم:
5-1. حضرت ابراهیم و همراهان فکری او که قرآن کریم آنها را به عنوان الگو مطرح کرده است، با این ویژگی که اینها به قوم خود گفتند: ما از شما و معبودان غیر خدایی شما بیزار و کافریم و بین ما و شما دشمنی همچنان برقرار خواهد بود تا زمانی که به خدای واحد ایمان آورید.[6]
5-2. پیامبر اسلام(ص) و همراهان فکری او که قرآن کریم دربارهی ویژگی آنان میفرماید:
"محمّد فرستاده خدا است و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهرباناند. پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینى، در حالى که همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند. نشانهی آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است. این توصیف آنان در تورات و انجیل است، مانند زراعتى که جوانه هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پاى خود ایستاده است و بi قدرى نموّ و رشد کرده که کشاورزان را به شگفتى وامیدارد. این براى آن است که کافران را به خشم آورد (ولى) کسانى از آنها را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمى داده است".[7]
5-3. اصحاب کهف که قرآن کریم درباره ویژگی آنان میفرماید: "آنها جوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم. و دلهایشان را محکم ساختیم در آن موقع که قیام کردند و گفتند: «پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمین است، هرگز غیر او معبودى را نمیخوانیم که اگر چنین کنیم، سخنى بگزاف گفتهایم".[8]
5-4. مهاجرین و انصار، در زمان نبی خاتم(ص) که قرآن در وصف آنان میفرماید: "و آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یارى نمودند، آنان مؤمنان حقیقیاند براى آنها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزى شایستهاى است".[9]
5-5. حزب الله که قرآن کریم در وصف آنان میگوید: "هیچ قومى را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمییابى که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند. آنان کسانى هستند که خدا ایمان را بر صفحهی دلهایشان نوشته و با روحى از ناحیهی خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایى از بهشت وارد میکند که نهرها از زیر (درختانش) جارى است، در آن جاودانه میمانند. خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند آنها «حزب اللَّه» هستند. بدانید «حزب اللَّه» پیروز و رستگارانند.[10]
5-6. مؤمنان و صالحانی که خدا به آنان وعدهی خلافت در روی زمین داده است که قرآن کریم در وصف آنان میفرماید: "خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند وعده میدهد که به یقین آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل میکند، آنچنان که تنها مرا میپرستند و چیزى را شریک من نخواهند ساخت. و کسانى که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقاناند.[11]
بنابر این؛ میتوان اینگونه نتیجه گرفت که قوم برگزیده، قومی است که پیرو انبیای الهی باشد و به دستور خداوند عمل نماید.
[4]. "یا بَنی إِسْرائیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمینَ"؛ ای بنیاسرائیل، به یاد آورید نعمتهایی را که به شما دادم و شما را بر همه جهانیان برتری دادم. بقره، 47؛ بقره، 122؛ اعراف، 140.
[5]. برای آگاهی دقیقتر و بیشتر به این آیات رجوع شود: بقره، 51؛ بقره، 55؛ بقره، 65؛ بقره، 87؛ بقره، 91؛ بقره، 92؛ آل عمران، 21؛ آل عمران 112؛ آل عمران ، 118؛ نساء، 153؛ نساء، 156؛ نساء 157؛ مائده، 60؛ اعراف، 167.
