لطفا صبرکنید
بازدید
21732
آخرین بروزرسانی: 1405/04/02
کد سایت fa4101 کد بایگانی 3837 نمایه فلسفۀ اوقات پنج‌گانۀ نماز
طبقه بندی موضوعی Philosophy of Religion and Law,نماز,بیشتر بدانیم,غایت شناسی
برچسب نماز|اوقات|پنج وقت|پنج گانه|وقت خاص
خلاصه پرسش
چرا باید نماز را در وقت‌های خاصی خواند؟
پرسش
چرا باید نماز را در وقت‌های خاصی خواند؟
پاسخ اجمالی

هر چند همه احکام بر اساس مصالح و مفاسد است؛ و هر حکمی فلسفه و علتی دارد، ولی بیان و کشف علت تمام جزئیات احکام، کار بسیار مشکلی است. نهایت چیزی که بتوان گفت ضوابط کلی برای احکام است. البته کلیت در این‌جا به معنای اکثری است که قابل استثنا است. با در نظر داشتن این نکات در مورد علت خواندن نماز در وقت‌های خاص مطالبی مطرح شده است؛ مانند این‌که خداوند می‌خواهد پیش از هر کاری، ذکر و عبادت او انجام گیرد و نماز و یاد خدا سرآغازی باشد برای کارهای مهم زندگی انسان که شروع آنها در پنج وقت نماز است. علاوه بر این‌که خداوند خواسته است اهمیت توجه به زمان و ارزش آن‌را به مسلمان گوشزد نماید.

پاسخ تفصیلی

در رابطه با چرایی اقامه نماز در زمان‌های خاص، نخست نکاتی را به عنوان مقدمه مطرح می‌کنیم تا به روشن شدن این موضوع کمک نماید. آن‌گاه به اصل موضوع می‌پردازیم:

  1. بر اساس نظریه‌ی صحیح و درست که فقهاء و دانشمندان شیعه بدان معتقدند، احکام خداوند بر اساس مصالح و مفاسد است؛ یعنی اگر انجام کاری منفعت مهم و حیاتی داشته باشد، آن‌کار واجب خواهد بود، یا اگر منفعت آن حیاتی نباشد آن عمل مستحب است؛ و اگر انجام عملی، دارای ضرر خطرناک و مهلک باشد، انجام آن حرام؛ و اگر ضرر آن خطرناک و مهلک نباشد، مکروه است. و در صورتی که منفعت یا ضرر آن غالب نباشد و مساوی الطرفین باشد آن عمل مباح است.

البته منظور از منفعت و ضرر تنها منفعت و ضرر مادی نیست؛ بلکه به معنای عام و گسترده است که به جامعیت و گستردگی ابعاد وجودی انسان است.

  1. هرچند اصل کلیت این قاعده که احکام الهی بر اساس مصالح و مفاسد است، قطعی و یقینی است، ولی کشف مصالح و مفاسد در جزئیات و مصادیق، بسیار مشکل است؛ زیرا که اولاً: نیازمند داشتن امکانات وسیع، در ابعاد مختلف علمی است. ثانیاً: انسان هر اندازه از نظر علم و صنعت پیشرفت کند، باز معلومات او در برابر مجهولاتش، قطره‌ای در برابر دریا است: «وَ مٰا أُوتِیتُمْ مِنَ اَلْعِلْمِ إِلاّٰ قَلِیلاً»؛[1] جز اندکی از دانش به شما داده نشده است.

و شاید علت عدم بیان علت و فلسفه‌ی تمام احکام، از سوی اولیای الهی دین، این بود که:

الف) بیان تمام اسرار احکام برای انسان‌هایی که بسیاری از حقایق علمی هنوز برایشان کشف نشده، مانند گفتن معما و لغز است، که چه بسا موجب تنفر شنوندگان شود. به گفته امام علی(ع) : «مردم، دشمن آن‌چیزی هستند که نمی‌دانند».[2] لذا اولیای الهی در حد فهم انسان‌ها به بعضی از علت‌ها و فلسفه‌های و احکام اشاره نمودند.

ب) هدف از دین و شریعت، آراستگی انسان‌ها به خوبی‌های علمی و عملی، و دوری از زشتی‌های فکری و عملی است. و این هدف با عمل به شریعت به دست می‌آید، هر چند افراد فلسفه و علت احکام را ندانند. نظیر این‌که: مریض با انجام دادن دستورات پزشک، بهبودی را به دست می‌آورد، هر چند فایده و فلسفه‌ی دارو و دستورات پزشکی را نداند.

ج) از آن‌جا که مؤمنان اطمینان و یقین دارند دستورات دینی، از کسانی صادر می‌شود که علم و آگاهی آنان خطاناپذیر است، پس یقین به اثربخشی و مفید بودن این دستورات دارند.

  1. هر چند فهم علت و فلسفه‌ی احکام مشکل است، ولی پیدا نمودن ضوابط کلی احکام، امر ممکنی است. البته کلیت در مسائل حقوقی، مثل کلیت در مسائل فلسفی نیست که استثناء پذیر نباشد؛ بلکه کلیت در مسائل حقوقی و اجتماعی به معنای اکثری است؛ لذا قابل استثنا است.[3]

با در نظر داشتن این نکات در مورد علت خواندن نماز در وقت‌های خاص، مطالبی در روایات آمده است که به آنها اشاره می‌کنیم:

الف) امام رضا(ع) در بیان علت اوقات خاص نماز می‌فرماید: چون این اوقات نزد مردم شناخته شده بود، خداوند جهت راحتی عمل، آنها را انتخاب کرد و برای نماز عصر، وقت مشهوری نبود؛ لذا پس از ظهر قرار داده شد.[4]

ب) خداوند میل داشت پیش از هر کاری، ذکر و عبادت او انجام گیرد؛ لذا این اوقات را قرار داد.[5] نماز صبح در ابتدای روز و آغاز کار روزانه؛ نماز ظهر در آغاز استراحت پس از اشتغالات؛ نماز عصر آغاز مرحله دوم کار پس از خواب و استراحت؛ نماز مغرب در آغاز برگشت به خانه و نهادن زینت‌های دنیوی لحاظ شده؛ نماز عشاء سرآغاز تمام شدن امور روزانه و شروع خواب و استراحت شبانه است؛ از این‌رو نماز در سرآغاز مرحله‌های مهم زندگی انسان، و برای زنده نگه‌داشتن یاد خدا و عبادت او قرار گرفته است.[6]

ج) در روایتی از پیامبر اکرم(ص) در بارۀ لزوم برپایی نماز در اوقات پنچ‌گانه چنین آمده است:

 «وقتى آفتاب به زوال رسد حلقه‌‏اى دارد که در آن درآید و زوال خورشید باشد و هر چیزى زیر عرش است تسبیح گوید براى ذات پروردگارم و آن ساعتى است که رحمت بر من فرستد در آن پروردگارم خداى عز و جل بر من بر امتم در آن نماز را فرض کرد و فرمود: «نماز را بپا دار از زوال آفتاب تا سرخى اول شب».[7] و آن ساعتى است که در آن روز قیامت دوزخ را آورند مؤمنى نباشد که در این ساعت توفیق یابد ساجد یا راکع یا در نماز باشد، جز آن‌که خدا تنش را بر آتش حرام کند. نماز عصر در ساعتى است که آدم از درخت خورد و او را از بهشت بیرون کرد و به ذریه‌‏اش دستور داد تا روز قیامت این نماز را بخوانند و آن‌را براى امتم اختیار کرد و آن محبوب‌ترین نماز نزد خداى عز و جل است. و به من سفارش کرد آن‌را از میان نمازها حفظ کنم. و نماز مغرب در ساعتى است که خدا توبه آدم را قبول کرد ... آدم سه رکعت نماز خواند؛ یک رکعت براى گناه خود و یک رکعت براى گناه حواء و رکعتى هم براى توبه‌‏اش، و خدا این سه رکعت را بر امتم فرض کرد. و این ساعتى است که دعا در آن مستجاب است. و پروردگارم به من وعده داد هر کس در آن دعا کند اجابت نماید. این از همان نمازهایى است که پروردگارم به من فرمان داد و فرمود:[8] منزه است خدا هنگامى که بامداد کنید و هنگام پسین شما، نماز عشاء براى آن است که گور تاریک است و قیامت تاریکى دارد و خدا مرا و امتم را به این نماز فرمان داد در این وقت تا گورشان روشن گردد و بر صراط، نورى به آنها عطا شود و هر گامى که براى نماز عشاء بر دارند، خدا تن آنها را بر آتش حرام کند، و این نمازی است که خدا براى رسولان پیش از من مقرر کرده بود. نماز فجر براى آن است که آفتاب بر دو شاخ شیطان برآید - ظاهرا کنایه از این است که همگام با طلوع آفتاب که زمان از خواب برخاستن مردم است شیطان نیز فعالیت خود را آغاز می کند.- و خدا به من دستور داد آن‌را اقامه کنم پیش از آفتاب زدن و پیش از آن‌که کافران براى آن سجده کنند، امتم براى خدا سجده کنند و شتاب در آن پیش خدا محبوب‌تر است. و آن نمازی است که فرشتگان شب و روز بر آن گواه‌اند.[9]

علاوه بر این‌که به پا داشتن پنج وعده نماز به خصوص در اول وقت و وجوب آن به طور مکرر در شبانه‌روز، ضمن این‌که همیشه انسان را شکرگزار بار می‌آورد؛ باعث نظم بسیار بالای فردی و اجتماعی، وحدت و یک‌پارچگی مسلمانان و شکوه جامعه‌ی اسلامی و حفظ شعائر الهی از آستانۀ فراموشی و تحریف می‌شود.[10]


[1]. اسراء، 85.

[2]. «الناس اعداء ماجهلوا»، گزیده میزان الحکمة، ج 1، ص 214.

[3]. اقتباس از سؤال 69 (سایت: 310). و اقتباس از پاسخ 1967.

[4]. شیخ حر عاملی، وسائل ‏الشیعة، ج 4، ص 161 و  ،15وسائل الشیعه،کتاب صلاة،ابواب اعداد فرائض، باب وجوب صلاة،ح 7و8.

[5] وسائل الشیعه ، باب 10 اعداد فرائض،ح 1-5و7-9

[6] همان ، باب 6 از اعداد فرائض ،ح 3-8 همان،باب 10 ابواب مواقیت ح 11.

[7]اسراء، 78.

[8]روم، 17.

[9] امالى شیخ صدوق-ترجمه کمره‏اى، متن، ص190.

[10]  نمایه مرتبط: معنا و آثار نماز، سوال 2997 (سایت: 3242).