لطفا صبرکنید
بازدید
453980
آخرین بروزرسانی: 1404/10/04
کد سایت fa4160 کد بایگانی 3891 نمایه برزخ و زندگی برزخی
طبقه بندی موضوعی روح و نفس,غایت شناسی,حقانیت مرگ
برچسب قیامت|برزخ|آخرت|روح|ارواح|عالم برزخ|زندگی برزخی|احوال برزخیان|باقیات الصالحات
خلاصه پرسش
افرادی که در زمان‌های دور از دنیا رفتند، ارواحشان کجا است؟ آیا آن‌جا بدون زمان و مکان است؟
پرسش
افرادی که در زمان‌های دور، مثلاً در زمان ابراهیم(ع)، در زمان حکومت ساسانیان، یا در زمان‌های اخیر مردند، ارواحشان کجا است که باید تا روز قیامت صبر کنند و در آن‌روز همه حساب‌رسی شوند؟ در بین اینها آدم‌های خوب و بد، شرور و عارف، هنرمند و بی‌سواد، روحانی و دانشمند بودند که عمرشان را از دست دادند؛ آیا همه در یک محل جمع‌اند؟ یا رتبه‌بندی شده‌اند؟ آیا خیراتی که در این دنیا برایشان می‌دهیم تأثیری در رتبه‌ی آنان دارد؟ آیا آن‌جا لامکان و لازمان است؟
پاسخ اجمالی

انسان‌ها پس از مرگ در عالمی بین دنیا و آخرت به نام عالم برزخ زندگی خواهند کرد. تا زمانی که روز قیامت فرارسد و همه انسان‌ها در جهان آخرت حساب رسی شوند. عالم برزخ که عالمی مانند خواب انسان است، مادی نیست؛ اما برخی از لوازم ماده؛ مانند شکل، زمان و مکان را دارد.

انسان‌ها بسته به نوع اعمالشان در دنیا در عالم برزخ به نوعی زندگی خواهند کرد و در جای خاصی هستند.

خیرات و اعمال نیک بازماندگان مانند باقیات الصالحات برای مردگان در عالم برزخ و عالم قیامت سودمند است و این‌را هم می‌توان در روایات دید و هم عقلایی است.

پاسخ تفصیلی

پرسش مطرح شده در حقیقت چند سؤال در مورد زندگی انسان پس از مرگ است؛ از این‌رو، نخست این پرسش‌ها را به طور مشخص بیان کرده، سپس به آنها پاسخ خواهیم داد:

اول. انسان‌ها پس از مرگ تا روز قیامت در کجا به سر می‌برند؟

دوم. ویژگی‌های جایی که انسان پس از مرگ در آن به سر می‌برد، چیست؟ آیا بدون زمان و مکان است؟

سوم. آیا همۀ انسان‌ها پس از مرگ در یک‌جا هستند؟ یا این‌که با توجه به مراتب ایمانی‌شان دارای جایگاه‌های متفاوت‌اند؟

چهارم. آیا خیرات بازماندگان برای مردگان سودی دارد و آنها را به مراتب والاتری ارتقا می‌دهد؟

اول. برزخ، توقف گاهی بین دنیا و آخرت

دلیل عقلی، آیات و روایات گواهی می‌دهند که با مرگ انسان روح او از بین نمی‌رود؛ بلکه روح انسان برای خود اصالت و استقلال دارد. در قرآن عوارض و آفات به جسم انسان‌ها نسبت داده شده است، نه روح او. قرآن در مواردی که از مرگ سخن می‌گوید، واژۀ «توفی» را به کار برده است که به معنای گرفتن و دریافت بدون کم و کاست است:

«خداوند انسان را به هنگام مرگ به تمام شخصیت و واقعیتش تحویل می‌گیرد».[1]

در قرآن چهارده بار این اصطلاح برای مرگ به کار برده شد و نشانه آن است که روح انسان پس از مرگ برخلاف بدنش باقی است. دلایل دیگری نیز در روایات و آیات قرآن موجود است که سخن گفتن پیامبر(ص) و ائمه(ع) با مردگان در قبرستان از یکی از آنها است.[2]

اما این‌که روح پس از مرگ در کجا است و چه حالی دارد، باز چیزی است که پاسخش را باید در آیات و روایات پیدا کرد. قرآن در این باره می‌فرماید: «و از پی آنان تا روزی که مبعوث شوند، فاصله‌ای (برزخ) است».[3]

مراد از عالم برزخ، عالم قبر است؛ عالمی که انسان در آن یک نوع زندگی خاصی تا قیامت دارد. این حقیقت را در آیات و روایات بسیاری از شیعه و سنی می‌توان مشاهده کرد.[4]

برزخ به معنای حائل بین دو چیز است و در دین اسلام به معنای عالمی است بین عالم دنیا و قیامت که با عالم دنیایی مادی بسیار متفاوت است. موجودات عالم برزخ مادی نیستند؛ اما در عین حال از برخی ویژگی‌های مادیات بی‌بهره نیستند.[5] مثلاً دارای شکل، صورت، زمان و مکان و ... هستند و حالات متفاوتی؛ مانند سختی، راحتی، شادی و نگرانی و ... را می‌توانند درک کنند.[6]

گفتنی است که وقتی گفته می‌شود برزخ ماده ندارد، نباید پنداشت که لذات برزخ خیالی است، و چیزی بیش از وهم و سراب نیست و هیچ‌گونه وجودی در خارج ندارد؛ چراکه وجود برزخی هرچند مادی نیست؛ اما برخی لوازم ماده را دارد.[7]

برای درک بهتر، توجه به این نکته مفید است که انسان دارای دو بدن است: بدن سبک(مثالی) و بدن سنگین. بدن سنگین همین بدن موجود ما است که به خوراک و پوشاک و ... نیاز دارد؛ اما بدن سبک، بدنی است که در عالم خواب داریم که گاهی با آن کیلومترها مسافت را در یک لحظه طی می‌کنیم؛ به همین دلیل نیز به آن بدن سبک می‌گویند؛ چراکه اگر آن مسافت طولانی را در بیداری می‌خواستیم بپیماییم، ساعت‌ها به طول می‌انجامید. ما در عالم برزخ و قبر با این بدن سبک خود زندگی خواهیم کرد، تا این‌که روز قیامت به سر رسد و دوباره از ذرات پوسیده و پراکنده بدن ما بدن سنگین تشکیل شود و روح بدان برگردد.[8] این بدن هرچند مانند بدن سنگین ما مادی نیست؛ اما همان‌‌گونه که در خواب بدن سبک ما شکل ظاهری‌اش مانند بدن مادی است و حالات متفاوت را می‌تواند درک کند، در برزخ نیز همین ویژگی را دارد. به گفته روایات نیز انسان در برزخ با صورتی مانند صورت دنیایی و با کالبدی مانند کالبد دنیایی‌اش حاضر است و زندگی می‌کند.[9]

سرانجام توجه به دو نکته مهم است:

  1. عالم برزخ از عالم دنیا به مراتب وسیع‌تر است؛ زیرا عالم مثال گسترده‌تر و بزرگ‌تر از جسم مادی است و محدودیت‌های آن‌را ندارد.
  2. در بسیاری از روایات زمین به عنوان محلی برای عذاب یا اجر برزخی و دیدار ارواح با خانواده‌شان و ... تعیین شده است؛ مثلاً در برخی از اخبار آمده است که بهشت برزخ در وادی السلام و آتش آن در وادی برهوت و صخره بیت المقدس محل اجتماع ارواح است. چنین تعیینی حمل بر این می‌شود که علقۀ مادی ارواح به طور کامل قطع نمی‌گردد. این مطالب امور ممکنه‌ای است که کاشف از نوعی علقه ارواح به خاطر شرافت مکان یا زمان و یا وضع است.[10]

دوم. ویژگی‌های حیات برزخی

همان‌گونه که گفتیم، برزخ مرحله‌ای است بین دنیا و قیامت. فلاسفه برزخ را عالمی می‌دانند بین عالم ماده و عالم مجردات. این عالم در اصطلاح فلسفی «عالم مثال» خوانده می‌شود. بنابر این، موجودات عالم برزخ مادی نیستند؛ اما از برخی لوازم ماده برخوردارند؛ چراکه کاملاً‌ هم مجرد از ماده نیستند؛[11] از این‌رو، برزخ، لا زمان و لامکان نیست؛ بلکه زمان در آن‌جا ممکن است بسیار سریع‌تر از این جا سپری شود، و مکان نیز ممکن است محدودیت‌های کمتری داشته باشد. این مطلب را می‌توان با آیات قرآن نیز اثبات کرد. به بیان قرآن:

«روزی که قیامت برپا می‌شود، مجرمان سوگند یاد می‌کنند که درنگشان ساعتی بیش نبود».[12]

این آیه نشان‌دهنده آن است که این افراد قبل از قیامت مدتی محدود را در مکانی درنگ داشتند که این مدت همان حیات برزخی است.[13] از این آیه و آیات مشابه آن می‌توان این‌گونه فهمید که در برزخ زمان و مکان وجود دارد؛ اما این زمان و مکان محدودیت‌های کمتری دارد.

عالم برزخ برای انسان‌های نیکوکار رهایی از قفس دنیا است و برای گنه‌کاران بسیار وحشت‌زا و دلهره‌آور. انسان‌ها با توجه به اعمالی که دارند، در این عالم در عذاب یا آسوده‌اند.[14] درباره ماهیت برزخ در روایات ما تعبیراتی آمده است که برای نمونه‌ به یکی از آنها اشاره می‌کنم. امام علی(ع) در نامه به فرزندش می‌فرماید:

«قبر (حیات برزخی) یا بوستانی از باغ‌های بهشت و یا گودالی از گودال‌‌های آتش دوزخ‌ است».[15]

از این روایت می‌توان این‌گونه استفاده کرد که نعمت‌های برزخی نمونه‌ای از نعمت‌های اخروی و عذاب آن نیز نمونه‌ای از عذاب اخروی است.[16]

در برخی از روایات نیز آمده است که به انسان مؤمن در عالم برزخ جایگاه بهشتی او را نشان می‌دهند و به این وسیله او را شاد می‌نمایند.[17]

سوم. حالات برزخیان

همان‌طور که انسان در عالم خواب با کابوسی بد زجر می‌کشد و با خوابی خوب شاد می‌گردد، برزخیان نیز در عالم برزخ یا در عذاب و یا در راحتی به سر می‌برند. برخی از اعمال؛ مانند سبک شمردن نماز و یاری نکردن مظلومان و ... سبب عذاب برزخی می‌شود. همچنین برخی از اعمال؛ مانند شهادت در راه خدا و تبلیغ دین و آگاه نمودن مردم نیز سبب رفاه و سعادت برزخی می‌شود.[18]

گذشته از کفار، برخی از مؤمنان نیز در برزخ دچار عذاب می‌شوند تا در روز قیامت از هر جهت پاک باشند.

پیامبر اکرم(ص) در این موضوع فرمود: «فشار قبر برای افراد با ایمان، کفاره گناه اسراف و ضایع کردن نعمت‌هایی است که در دست داشت».[19]

برزخیان به سه گروه تقسیم می‌شوند که هر کدام در جایی به سر می‌برند: گروه مؤمنان، گروه کافران و گروه مستضعفان.[20] در روایتی از امام صادق‌(ع) نقل شده است که ارواح مؤمنان در حجره‌هایی از بهشت برزخی و ارواح کفار در حجره‌هایی از آتش به سر می‌برند.[21] در روایتی دیگر نیز آمده است، ارواح کسانی که از مستضعفان هستند، در قبرهایشان نگه‌داشته می‌شوند و از آن‌جا بویی و رایحه‌ای از بهشت به آنها می‌رسد.[22]

البته، در روایات دیگری نیز گفته شده است که ارواح مؤمنان به وادی السلام می‌روند.[23] یا این‌که در شب‌های جمعه به نزد صخره‌ای در بیت المقدس می‌روند،[24] که اینها تنافی با حدیث قبلی ندارد؛ چرا که ممکن است همۀ اینها در واقع یک جا باشند، یا این که ارواح مؤمنان برخی از اوقات در جایی و برخی از اوقات در جایی دیگر باشند.[25]

ارواح کفار نیز بنا به نقل روایات در حجره‌هایی از آتش یا در سرزمین حضرموت در پشت یمن و یا در وادی برهوت هستند.[26]

اما ارواح مستضعفان فکری در قبورشان تا روز قیامت می‌مانند و اگر اعمال صالحی داشته باشند، روزنه‌ای از بهشت به سوی قبر آنها باز می‌شود و از آن بهره‌مند می‌شوند.[27]

بنابر این، می‌‌توان گفت که وضعیت ارواح پس از مرگ به مرتبه آنها بستگی دارد. کسى که تعلقاتش به دنیا شدید است، تا بخواهد مرگ و جان دادن و ترک دنیا و امور دنیایى را باور کند، طول می‌‏کشد و کسی که از متوسطان باشد، گویا به خوابى سنگین فرو می‌‏رود که هیچ خوابى نمی‌‏بیند تا با خواب خود، معذب یا متنعّم و شاد باشد و پس از پشت سر نهادن مراحل اوّلیه جان دادن و ورود به قبر درک خاصى از حیات برزخى نخواهد داشت؛ اما آنان که در کمال ایمان از دنیا رفته و روح خود را تقویت نموده و خود را براى آخرت مهیا کرده بودند -چون یقین به آن داشتند- در آن سرا نیز می‌‏توانند با دیگر ارواح مؤمنان ارتباط برقرار کنند و از احوال دوستان خود در دنیا جویا شوند و از دیدار با ارواح دیگر مؤمنان خوشحال و شاد گشته و براى زندگان دعا کنند. پس دیدار با یکدیگر و پرسش از احوال دیگران اختصاص به آنان دارد که داراى درجات ایمانى و عمل صالح بالایى باشند.

امام صادق(ع) می‌‏فرماید:

«هنگامى که آدمى وارد قبر و برزخ شد، برزخیان به دیدار او می‌‏شتابند و اندکى او را آرام می‌‏گذارند تا وى به خود آید؛ زیرا از هول بزرگى گذشته و گردنه‌ی خسته کننده‏‌ی قبر، سؤال، فشار و... را پشت سر گذاشته است. سپس به او نزدیک شده از حال دوستان و یاران خبر می‌گیرند. اگر در پاسخ بگوید هنوز در دنیا است، امیدوار می‌‏شوند که بعد از مرگ به آنان می‌‏پیوندند و اگر گفت: قبلاً درگذشته است، در این هنگام برزخیان می‌‏گویند: سقوط کرد؛ یعنى گرفتار عذاب الهى شد و گرنه او را نزد ما می‌‏آوردند.[28]

در کتاب کافى از اسحاق بن عمّار نقل شده است: امام کاظم(ع) پرسیدم آیا شخصى که از دنیا رفته، خانواده خویش را دیدار می‌‏کند یا نه؟ حضرت فرمود: «آرى. سپس پرسیدم چند وقت به چند وقت؟ حضرت فرمود: بنا به منزلتى که نزد خدا دارد، هر هفته، هر ماه یا هر سال...».[29]

فراتر از این‌گونه افراد، اولیاى الهى هستند که روحشان پس از مرگ و رها کردن جسم مادى، قوی‌‏تر شده و فعالیت آن گسترده‌‏تر می‌شود؛ چون موانع دنیایى؛ مانند تقیّه، خفقان و امثال اینها برطرف شده است. این گروه در هنگام مرگ به استقبال مؤمنان آمده و سکرات مرگ را بر ایشان گوارا می‌‏کنند و در قبر مونس او شده و از عذاب تنهایى و وحشت او را می‌‏رهانند و پس از طى مراحل اوّلیه، او را به سایر دوستانش ملحق می‌‏کنند؛ از این‌رو، این گروه نیازى به استخبار از سایر ارواح در مورد زندگان ندارند؛ زیرا این بزرگواران محیط بر دنیا و برزخ هستند و از حال مؤمنان خالص به خصوص آنهایى که با ایشان در ارتباط‌اند و خادم و متوسل به ایشان‌‏اند، غافل نیستند، تا نیازمند استفسار و استخبار از حال آنها باشند.[30]

چهارم. خیرات بازماندگان

آنچه از آیات و روایات برمی‌آید این است که پس از مرگ با این‌که انسان دستش از دنیا کوتاه است؛ اما هر جایی که انسان «باقیات الصالحاتی»(کار خیر و اثر خوبی) از خود به جا گذاشته باشد، پس از مرگ نیز از فواید آن بهره‌مند می‌شود. مردی از امام صادق(ع) می‌پرسد، بعد از مرگ چه چیزهایی به انسان می‌رسد؟ حضرت فرمود:

«روش نیکی که از خود به جا گذاشته باشد و بعد از او دیگران به آن عمل کنند، ... و صدقه جاریه‌ای که از انسان به جا مانده باشد و فرزند صالحی که بعد از پدر و مادر برای آنها دعا کنند».[31]

خیرات و اعمال نیکی که بازماندگان برای مردگان انجام می‌دهند، نیز از همین قبیل است و نوعی باقیات الصالحات است. برای مثال وقتی از یکی از ائمه(ع) پرسیده شد دعا، صدقه و نماز برای اموات فایده‌ای دارد و آیا به آنها می‌رسد؟ حضرت فرمود: «بلی».[32]

روایات دیگری نیز با این مضمون در کتب شیعه موجود است که از مجموع آنها استفاده می‌شود که فایده خیرات برای اموات آسایش بیشتر آنها در عالم برزخ و در نتیجه عالم قیامت است.[33]

به عبارت دیگر، همان طوری که شخص گناه‌کار اگر در زندگی کارهای نیکی انجام دهد به واسطۀ انجام کارهای نیک او، طبق آیۀ قرآن خداوند گناهان و آثار گناهان او را محو می‌کند، حال اگر دیگران کارهای نیک انجام دادند و ثوابش را به فرد گناه‌کار هدیه کردند، این اعمال نیز باعث محو گناهان و آثار گناهان او خواهد شد.

مسلماً هنگامی که ثواب اعمال خیر دیگران که به فرد گناه‌کار هدیه می‌شود، به او برسد اگر در حد جبران آثار سوء گناهان فرد گناه‌کار باشد، گناهانش را نیز جبران خواهد کرد. و اصولاً این عدالت خداوند است که با اعمال نیک دیگران در حق گناه‌کار، گناهانی که در حد آن کارهای نیک هستند بیامرزد؛ زیرا خدای تعالی بر زبان پیامبرش این‌راه را باز و مفتوح گذاشته است.[34] همان‌طوری که در این جهان نیز اگر کسی مرتکب خلافی شد و خسارتی به دیگری وارد کرد، اگر شخص ثالثی این خسارت را از طرف او جبران کند، قطعاً شخص خسارت دیده راضی خواهد شد و اگر راضی نشود مورد ملامت قرار می‌‌گیرد؛ بنابر این، هیچ جای تعجب و سؤال نیست که چطور گناه فرد گناه‌کار که از دنیا رفته است با اعمال و کارهای افراد دیگر جبران می‌‌شود.

البته اگر فرد آن‌قدر گناه و معصیت کرده باشد که اگر تمام افراد نیکوکار هم کارهای نیک خود را به او بدهند باز جبران گناهان بزرگ و بی‌شمار او را نکند، در این صورت هرگز با اعمال دیگران گناهان او آمرزیده نخواهد شد؛ بلکه از بار گناهان او کاسته خواهد شد و خداوند متعال در عذاب او تخفیف خواهد داد.

البته، نباید از این نکته هم غفلت ورزید که معمولا دعای خالصانه و طلب آمرزش از خدا برای دیگران به دلیل خوبی‌ها و کارهای خیری است که دیگری در زندگی خود انجام داده است، و گرنه، اگر فردی هیچ نقطۀ مثبتی در زندگی خود نداشته باشد و سراسر زندگی‌اش آکنده از گناه باشد، کسی درباره او دعای خالصانه واقعی نخواهد کرد، حتی فرزندان و نزدیکان او! و نزدیکان او، اگر خودشان افراد ناصالحی باشند که دعایشان مستجاب نمی‌شود و اگر افراد صالحی باشند که دل خوشی از او ندارند تا با الحاح و پافشاری برای او دعا کنند.[35]

بنابر این، می‌‌توان گفت این اعمال در حقیقت نتیجه زندگی مؤمنانه و خوب آن فرد است. البته با این تفاوت که کمی بعد از مرگ وی ظاهر شده است.[36]


[1]. سجده، 11.

[2] قرائتی، محسن، اصول عقائد، ص 579 – 582، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ سوم، 1385.

[3]. مؤمنون، 100.

[4]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، محمد باقر، ج 15، ص 97، قم، دفتر انتشارات اسلامی.

[5]. طباطبائی، سید محمد حسین، انسان از آغاز تا انجام، ترجمه و تعلیقات، لاریجانی، صادق، ص 77 – 78، انتشارات الزهرا.

[6]. قاسمی،‌ علی محمد، برزخ؛ پژوهشی قرآنی و روایی، ص 16، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول.

[7]. طباطبائی، سید محمد حسین، حیات پس از مرگ، ص 32 – 33، تهران، نور فاطمه، 1361.

[8]. اصول عقائد، ص 584.

[9]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 6، ص 244 – 245، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1362.

[10]. حیات پس از مرگ، ص 48.

[11]. انسان از آغاز تا انجام، ص 77- 78.

[12]. روم، 55- 56.

[13]. المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، ج 16، ص 308.

[14]. اصول عقائد، ص 582.

[15]. بحار الانوار، ج 6، ص 218.

[16]. انسان از آغاز تا انجام، ص 79.

[17]. بحار الانوار، ج 6، ص 237.

[18]. برای اطلاع از دیگر گناهانی که سبب عذاب برزخی، یا اعمالی که سبب برطرف شدن این عذاب می ‌شود. ر. ک: اصول عقائد، ص 590- 596.

[19]. بحار الانوار، ج 6، ص 169.

[20]. مستضعفان در این جا منظور مستضعفان فکری است نه مالی؛ یعنی کسانی که خواسته ‌اند بفهمند و عمل کنند، ولی توان فکری آن را نداشتند. مانند دیوانگان و ... . ر. ک: مظاهری، محمد، انسان و عالم برزخ، ص 58- 64، تهران، مؤسسه انتشارات نبوی، 1375.

[21]. بحار الانوار، ج 6، ص 234.

[22]. کلینی، کافی، ج 3، ص 246.

[23]. همان، ج 3، ص 243.

[24]. بحار الانوار، ج 6، ص 286.

[25]. انسان و عالم برزخ، ص 55.

[26]. کافی، ج 3، ص 246.

[27]. همان.

[28]. بحار الانوار، ج 6، ص 249- 250، 269.

[29]. همان، ج 6،‌ ص 257.

[30] برگرفته از پاسخ سؤال 1245 سایت.

[31]. بحار الانوار، ج 82، ص 63.

[32]. همان، ج 88، ص 310.

[33]. انسان و عالم برزخ، ص 143.

[34]. ر. ک: میزان الحکمة، حرف التاء، موضوع التوبة.

[35]. برگرفته از پاسخ سؤال 2448 سایت.

[36]. برای آگاهی بیشتر، ر. ک: آگاهی روح پس از مرگ، سؤال 991 (سایت: 1059). مرگ و آگاهی پس از آن، سؤال 170 (سایت: 1245).