معیار و ملاکهایی که کلینی(ره) برای انتخاب حدیث بیان کرده در مورد احادیثی است که متعارض و متناقض باشند، نه اینکه معیار برای شناخت تمام احادیث صحیح همین سه راه، یعنی عرضه روایت بر قرآن، مخالفت عامه و تخییر باشد؛ بلکه معیار بیش از اینها است.
تدوین کتابهای بعد از کلینی به معنای عدم کفایت کتاب وی نیست؛ چون خود نویسندگان این کتابها به مقبولیت کافی اعتراف دارند.
برای روشن شدن پاسخ این نظریه چند نکته را باید در نظر داشت:
- ثقة الاسلام کلینی(ره) از بزرگان علمای شیعه در زمان غیبت صغرا است که بسیاری از علماء، زبان به مدح و ستایش او گشودهاند.[1] محمد تقی مجلسی(ره) میگوید: حق این است که در میان علمای شیعه مانند کلینی نیامده است و هر کس در اخبار و ترتیب کتاب او دقت کند درمییابد که او از جانب خداوند تبارک و تعالی مؤید بوده است.[2]
- معیار و ملاکهایی که کلینی برای انتخاب حدیث بیان کرده در مورد احادیثی است که متعارض و متناقض باشند، نه اینکه معیار برای شناخت تمام احادیث صحیح، همین سه راه یعنی عرضه روایت بر قرآن، مخالفت عامه و تخییر باشد؛ بلکه معیار بیش از اینها است؛ توضیح بیشتر در نکته بعدی اشاره میشود.
- آنچه که از برخی از علما در شمارش احادیث کافی بیان میشود بر اساس تعریف و اصطلاحی است که در قرون متأخر از زمان نویسندگان کتب اربعه رایج شده است؛ اما در نظر محققان امروزی ملاک در اعتبار حدیث، وثوق به روایت است، نه صرف وثاقت راوی؛ چنانکه قدماء نیز روایتی را صحیح مینامیدند که به صدور آن اطمینان داشتند؛[3] یعنی نتیجهی بررسی سندی و متنی یک حدیث، اطمینان به صدور آن از معصوم(ع) بوده است و آنان چنین چیزی را صحیح مینامیدند.
- در مقابل این عده که روایات موجود در کافی را مورد خدشه قرار میدهند، عدهای با دید اعتبار کامل به کافی نگاه میکنند.
شیخ مفید(ره) معتقد است بهترین و پرفایدهترین کتاب شیعه، کتاب کافی کلینی است.[4]
سید مرتضی(ره) میگوید: بسیاری از روایات کتب اربعه شاید خبر واحد باشند، ولی ما از راههای مختلف قطع به صدور آن از ائمه(ع) داریم: 1. تواتر از طریق شیوع و کثرت انتشار آن. 2. قرائنی که دال بر صحت آن روایات میباشد.[5]
محقق کرکی و محمد امین استر آبادی بر این باورند که مثل کتاب کافی در جهان تشیع نوشته نشده است.[6]
نجاشی میگوید: محمد بن یعقوب کلینی از بزرگان و وجوه اصحاب ما در ری و در نقل حدیث اوثق و اثبت مردم بوده است و کتاب کافی را در مدت 20 سال نوشته است.[7]
صاحب معالم و منتقی الجمان نیز میگوید: ان احادیث الکتب الاربعة و امثالها محفوفة بالقرائن و انها منقولة من الاصول والکتب المجمع علیها بغیر تغییر.[8] و در بحث اجازه میگوید: ان اثر الاجازة بالنسبة الی العمل انما یظهر حیث لایکون متعلقها معلوما بالتواتر و نحوه ککتب اخبارنا الاربعة فانها متواتره اجمالا والعلم بصحة مضامینها تفصیلاً یستفاد من قرائن الاحوال و لامدخل للاجازة فیه غالباً.[9] یعنی چون ما از راه قرائن علم به صحت کتب اربعه داریم؛ لذا اجازه در آن تأثیری ندارد.
فیض کاشانی(ره) معتقد است: کافی، شریفترین، کاملترین و جامعترین کتب است؛ زیرا که در میان آنها شامل اصول و خالی از عیب و فضول است.[10]
آیت الله خوئی(ره) در مقدمهی رجال خود نقل میکند که، مرحوم شیخ محمد حسین نائینی در کلاس درس فرمود، مناقشه در مورد اسناد روایات کافی کار عاجزان بوده و جز انسانهای عاجز در صحت روایات کافی، دیگران تردیدی ندارند.[11]
البته نظریۀ صحیح در این باب آن است که باید از افراط و تفریط دوری کرد؛ کتاب کافی در عین اینکه احادیث صحیح و معتبر فراوانی دارد، در عین حال برخی روایاتی در آن وجود دارد که قابل پذیرش نیست.
- تدوین کتب بعدی، به معنای عدم کفایت کتاب قبل از آن نیست؛ چون شاید مؤلفی کتاب خود را از یک دیدگاه و منظر معین یا مختصر نوشته و مؤلف دیگری بخواهد از منظر دیگری و یا به گونۀ مبسوط و مفصل به آن موضوع بپردازد، همانطوری که مرحوم فیض کاشانی بعد از تعریف و تمجید از کافی در مقدمه کتاب وافی، علت تحریر کتاب وافی را مختصر بودن کتاب کافی بیان کرده است.[12]
- نظریۀ آقای وحید بهبهانی(ره) این است که منتهی الیه بسیاری از روایات کافی معصوم نیست، بلکه یکی از شاگردان معصوم(ع) است.[13]
بنابر این، این سخن که "ما در کتاب کافی شاهد روایاتی هستیم که قطع به عدم صدور آن از معصوم داریم"، از مرحوم وحید نبوده، و استنباطی نادرست از نظریهی ایشان است؛ چون اگر منتهی الیه یک روایت معصوم(ع) نباشد به این معنا نیست که آن روایت کاذب و ضعیف است؛ چون افرادی مثل علی بن ابراهیم و ابو ایوب[14] از غیر معصوم روایت نقل نمیکردند؛ لذا مرحوم کلینی با اتکاء بر وثوق این افراد، روایت را به آنها ختم کرده است.
[1]. محدث قمی در مورد کلینی میگوید: صاحب کتاب کافی شریف، ملاذ و مرجع فقهاء و محدثین و مایهی روشنی چشم شیعه است. قمی، شیخ عباس، هدیة الاحباب، ص 247، تهران، امیر کبیر، 1363ش.
[2]. کلینی، کافی، ترجمه، مصطفوی، سید جواد، ج 1، مقدمه مترجم، ص 8، انتشارات وفا؛ برای اطلاع بیشتر، ر. ک: «احادیث کتاب شریف کافی»،
1528.
[3]. سیفی مازندارانی، علی اکبر، مقیاس الرّوایه فی علم الدرایة، ص 43 - 44، قم، مؤسسة نشر اسلامی، چاپ اول، بیتا؛ برای اطلاع بیشتر، ر. ک: «تشخیص و تمییز احادیث صحیح »، 1937.
[4]. مفید، محمد بن محمد، تصحیح اعتقادات الإمامیة، محقق، مصحح، درگاهى، حسین، ص 70، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، 1414ق.
[5]. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 2، ص 76،قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1409ق، به نقل از، ابومنصور حسن بی زین الدین(ره)، معالم الاصول، ص 171؛ ابن شهید ثانى، حسن بن زین الدین، منتقى الجمان فى الاحادیث الصحاح و الحسان، مصحح، غفارى، علىاکبر، ج 1، ص 2، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، 1362ش.
[6]. سبحانی، جعفر، کلیات فی علم الرجال، ص 360، مؤسسه نشر اسلامی، بیتا.
[7]. نجاشی، احمد بن على، رجال النجاشی، ص 377، قم، مؤسسة نشر اسلامی، چاپ ششم، 1365ش.
[8]. معالم الاصول، ابومنصور حسن بی زین الدین(ره)، ص 185؛ به نقل از، وسائل الشیعة، ج 30، ص 215؛ شیخ حرّ عاملی، رسالة فی الغناء، محقق، مصحح، صادقی، محسن، ص 15، قم، نشر مرصاد، چاپ اول، 1418ق.
[9]. الاعلام الهادیة الرضیعة، ص 152، به نقل از معالم الاصول فی مبحث الاخبار. به نقل از وسائل الشیعة، ج 30، ص 215.
[10]. کافی، ج 1، مقدمه مترجم، ص 9.
[11]. الموسوی الخوئی، سید ابوالقاسم، معجم الرجال الحدیث، تحقیق، مرتضی الحکمی، ص 99، المقدمة الخامسة، مطبعة الاداب فی النجف الاشرف.
[12]. فیض کاشانی، محسن، وافی، ص 7، کتابفروشی اسلامیه.
[13]. مثلاً در کتاب دیات روایاتی را نقل فرمودهاند که منتهی الیه آن، علی بن ابراهیم و ابی ایوب هستند نه امام معصوم. وحید بهبهانی، الرسائل الاصولیه، ص 7-8.
[14]. نمازی شاهرودی، علی، مستطرفات المعالی، ص 93.و 213، بنأ، الطبعة الاولی، 1422ق.
