بیمه، نوعى تعهّد و پیمان میان دو شخص حقیقى یا حقوقى است که به موجب آن یک طرف متعهّد میشود در ازاى پرداخت مبلغى از سوى طرف دیگر، در صورت وقوع حادثه، همۀ خسارت وارده بر او یا بخشى از آنرا جبران نماید.
بیمه انواع مختلف دارد که از نظر اسلام، تمام اقسام آن با مراعات شرایط خاص خود، صحیح است.
در فقه، به مواردی برمیخوریم که صورت عقد بیمه را داشته است، از جمله آنها می توان به مسئله «ضمان جریره»[1] اشاره کرد که این قرارداد در دوران جاهلیت وجود داشت و اسلام نیز آنرا به رسمیت شناخت.
در حقیقت «عقد ضمان جریره» نوعی بیمه است؛ امّا در بُعد کوچک که هر یک از طرفین، تحت شرایطى، غرامت جرایم یکدیگر را بر عهده میگیرند و در مقابل این تعهد، در شرایط خاصى، از یکدیگر ارث میبرند.[2]
در جهان امروز که زندگى صنعتى، سوانح، آسیبها، آفات، خطرات و نگرانیهایى را در مشاغل تجارى، کارگرى و ... پدید آورده است، با توجه به قوانین و مقررات اسلامى، باید این نوع نگرانیها برطرف شود و گاهى که بر اثر آتش سوزى مغازه و خانه، و یا کشتى تجارى تمامى اموال انسان از بین میرود، با برنامهریزى خاص خسارت او بر طرف گردد.
تعریف بیمه
بیمه، نوعى تعهّد و پیمان میان دو شخص حقیقى یا حقوقى است که به موجب آن، یک طرف متعهّد میشود در ازاى پرداخت مبلغى از سوى طرف دیگر، در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او یا بخشى از آنرا جبران کند.
متعهّد را «بیمهگر»، طرف تعهّد را «بیمهگذار» و وجه پرداختى از سوى طرف تعهّد به متعهّد را «حقّ بیمه» یا «وجه بیمه» گویند.[3]
بیمه انواع مختلف دارد؛ مانند بیمۀ عمر، بیمۀ بهداشت و درمان، بیمۀ حوادث، بیمۀ بیکارى و بیمۀ شخص ثالث و... که در احکام، تفاوتى میان انواع بیمه نیست.[4]
حکم شرعی بیمه
مراجع عظام تقلید در حکم این مسئله میگویند: اگرچه بیمه عقد مستقلى است؛ اما مىتوان آنرا در قالب عقود دیگر از قبیل صلح، اجرا نمود. این قرارداد از عقدهاى لازم به شمار مىرود و جز با رضایت طرفین قابل فسخ نیست.[5]
تمام اقسام بیمه با به کار بردن شرایط آن، صحیح است[6]، چه بیمۀ عمر باشد، یا بیمۀ کالاهاى تجارتى، یا عمارات یا کشتی ها و هواپیماها و یا بیمه کارمندان دولت یا مؤسسات، یا بیمۀ شهروندی و روستایی.[7]
شرایط بیمه
در بیمه، علاوه بر شرایطى که در سایر عقود مطرح است؛ از قبیل بلوغ، عقل، اختیار و غیر آنها، چند شرط دیگر معتبر است که عبارتاند از:
1. تعیین مورد بیمه؛ یعنی چه شخصی یا کالایی مورد بیمه قرار گرفته است.
2. مشخص کردن دو طرف عقد که اشخاصاند، یا مؤسسات و یا دولت.
3. تعیین مبلغى که باید پرداخت شود.
4. مشخص کردن اقساط و زمان پرداخت آن.
5. تعیین مدت بیمه.
6. مشخص کردن خطرهایى که موجب خسارت میشود؛ مثل حریق، غرق، سرقت، وفات یا بیماری. البته میتوان کلیۀ مواردی را که موجب خسارت میشود، به عنوان موارد خسارت قرار داد.[8]
عقد بیمه به چند صورت اجرا میشود.
یک. آنکه بیمهگذار بگوید: به عهدۀ من فلان مقدار که در فلان زمان، و ماهى فلان مقدار بدهم، در مقابل آن؛ خسارتى که به مغازۀ من مثلًا از ناحیۀ آتشسوزی یا دزدى وارد شد، جبران نمایى و طرف مقابل نیز قبول کند.
دو. بیمهگر بگوید جبران خسارتى که به مؤسسه شما وارد میشود؛ مثلًا از ناحیۀ آتشسوزی یا دزدى، بر عهدۀ من است، و در برابر آن؛ فلان مقدار به من بدهى.
گفتنی است که تمام قیودى که قبلا ذکر شد، باید در هر دو صورت، معلوم شود.[9]
[1]. ر. ک: «ضمان جریره».
[2]. ر. ک: مطهرى، مرتضى، فقه و حقوق (مجموعه آثار)، ج20، ص 383، قم، صدرا، چاپ اول، بیتا.
[3]. هاشمى، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج2، ص 213، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى، چاپ اول، 1426ق.
[4]. خمینى، سید روح اللّٰه، مترجم، اسلامى، على، تحریر الوسیلة، ج4، ص 449، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ 21، 1425ق.
[5]. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)، ج2، ص 893.
[6] البته، به شرطی که رعایت دیگر قوانین شرعی و کشوری در آن شده باشد.
[7]. همان،ص792، م 2866.
[8]. همان، ص 792.
[9]. همان، ص 793، م 2865.
