آنچه به صورت مختصر و در مقام جمعبندی در مورد این سخن امام علی(ع) میتوان گفت آن است که دنیا چیزی نیست که هیچ انسانی از آن بینیاز باشد؛ زیرا خودش از خاکی آفریده شده است که بخشی از دنیا است؛ اما او باید این دنیا را تنها به عنوان وسیلهای برای رسیدن به سعادت در زندگی جاوید ارزیابی کند و به صورت افراطی به آن وابسته نشود.
قرآن کریم نیز بر این موضوع تأکید کرده و مىفرماید:
«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنْ النِّسَاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنْ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الأَنْعَامِ وَ الْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ اللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَـآبِ»؛[1]
انواع خواستنیها، نظیر زنان، فرزندان، اموال هنگفت از طلا و نقره، اسبهاى ممتاز و دیگر چارپایان، و کشتزارها برای انسانها جلوهآرایی شده است! اما تمام اینها بهرۀ زندگانى دنیا است! و سرانجام نیک، نزد خدا است.
در ادامه باید گفت؛ همانگونه که در پرسش آمده، روایتی در رابطه با وابستگی انسان به دنیا، از امام علی(ع) نقل شده است: «النَّاسُ أَبْنَاءُ الدُّنْیَا وَ لَا یُلَامُ الرَّجُلُ عَلَى حُبِّ أُمِّهِ»؛[2]
مردم فرزندان دنیایند، و انسان را نسبت به دوستی مادرش نمیشود سرزنش کرد!
و نیز در تعبیر مشابه دیگری از آنحضرت آمده است: «النّاسُ أبناءُ الدّنیا و الوَلدُ مطبوعٌ عَلَى حُبُّ أُمِّه»؛[3]
مردم فرزندان دنیا هستند، و طبیعت فرزند آن است که مادرش را دوست داشته باشد!
آنچه در مورد این دو روایت میتوان گفت آن است که استفاده از عبارت «فرزندان دنیا»، نوعی استعاره و ناظر به این واقعیت است که خاستگاه مردم از دنیا است؛ و از همینرو آنان به طور طبیعی و غریزی به خاستگاهشان علاقهمندند.
تشبیه دنیا به مادر برای آن است که تمام اجزای مادى بدن ما و تمام چیزهای مورد نیاز در زندگی مادی ما از این آب و خاک آفریده شده و ما در دامان این جهان مادی متولد شده و در آن پرورش یافتهایم؛ لذا محبت به دنیا امرى طبیعى است، و نباید مردم را به دلیل آنکه خانواده خود را دوست داشته و از اموالشان محافظت میکنند، مورد ملامت و سرزنش قرار داد؛ چرا که میان انسانها و دنیا پیوندى تنگاتنگ است؛ اما نگرانی هنگامی است که این علاقه به افراط کشیده شده و به شکل دنیاپرستى درآید.
آنچه در تعالیم دینی در نکوهش دنیا آمده، آلوده شدن به آن، و زیرپا گذاشتن ارزشهای دینی و انسانی است؛ یعنی آنچه به عنوان نکوهش دنیا در روایات مختلف آمده، ناظر به عملکرد کسانى است که ارزشهاى والاى انسانى و اسلامى را فداى منافع مادّى میکنند و دل و دین بر سر دنیا مینهند، و گرنه زندگى آبرومندانه و بهرهگیرى معقول از نعمتهای الهی -که برای انسان خلق شده-[4] هرگز در اسلام ممنوع و نکوهیده نیست.
همانگونه که علاقه و عشق به پدر و مادر در وجود انسان نهادینه شده است، بهرهگیری از جلوههای زیبای مادی نیز در واقع یک امر طبیعى است؛ اما جالب است بدانیم که همین پدر و مادری که محبت به آنها واجب است، اگر بخواهند انسان را از مسیر الهی منحرف کنند، بر اساس صریح قرآن کریم، پیروی از آنها جایز نیست.
به همین ترتیب تا جایی باید از زیباییهای دنیا بهرهمند شد که دنیا وسیلهای برای رسیدن به سعادت ابدی باشد؛ اما اگر همین دنیا بخواهد موجب انحراف و گمراهی شود و یا به صورت دنیاپرستی افراطی درآید تا جایی که برای رسیدن به آن، انسانها از چارچوبهای شرعی تجاوز کنند و مرتکب گناه و حرام شوند، چنین محبتی نسبت به دنیا نکوهیده و مورد سرزنش خواهد بود.
[1]. آل عمران، 14.
[2]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، ص 529، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.
[3]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، محقق، مصحح، درایتی، مصطفی، 137، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1366ش.
[4]. بقره، 29. «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا». ر. ک: «تمام موجودات مسخر انسان».
