لطفا صبرکنید
بازدید
213
آخرین بروزرسانی: 1405/03/17
کد سایت fa125685 نمایه ضرب المثل «با توکل زانوی اشتر ببند»
طبقه بندی موضوعی حدیث,بیشتر بدانید
برچسب توکل|ضرب المثل|زانوی اشتر|اعقل و توکل|اعقل راحلتک
خلاصه پرسش
«با توکل زانوی اشتر ببند». آیا این ضرب المثل، برگرفته از سخن پیامبر اسلام(ص) است؟
پرسش
آیا امکان دارد مستند روایی ضرب المثل «با توکل زانوی اشتر ببند» را بیان کنید؟
پاسخ اجمالی

عبارت «با توکل زانوی اشتر ببند» که امروزه به عنوان یک ضرب المثل مورد استفاده قرار می‌گیرد، در واقع، مصرعی از یک شعر مولوی در کتاب مثنوی است که در آن، سخنی از پیامبر اسلام(ص) را به نظم درآمده است:

گفت آری گر توکل رهبرست                                      این سبب هم سنت پیغمبرست

گفت پیغامبر به آواز بلند                                          با توکل زانوی اشتر ببند[1]

مولوی در این شعر خود به سخن زیبایی از پیامبر(ص) می‌پردازد که در منابع روایی نقل شده است:

«جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ‌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ‌ أُرْسِلُ نَاقَتِی وَ أَتَوَکَّلُ أَوْ أَعْقِلُهَا وَ أَتَوَکَّلُ. قَالَ اعْقِلْهَا وَ تَوَکَّلْ»؛‌[2]

مردى خدمت پیامبر خدا(ص) آمد و از حضرتشان پرسید: ای پیامبر خدا! با توکل بر خدا، شترم را به حال خودش رها کنم، یا آن‌که ابتدا زانویش را ببندم و سپس بر خدا توکل کنم؟!

پیامبر(ص) گزینه دوم را پسندید و پاسخ داد: اول زانوى شترت را ببند و سپس بر خدا توکل کن![3]

از این توصیه می‌توان نکاتی برداشت کرد، به عنوان نمونه:

  1. این توصیه برای بیان این واقعیت است که بعد از بستن زانوی شتر نباید حفاظت از آن‌را کار بنده خدا دانست و خداوند را تنها هنگامی حافظ شتر دانست که شتر آزادانه و هیچ قفل و بندی رها شده باشد؛ زیرا این همان مرزبندى و محدود نمودن توکل است؛ در حالی که در همه حالات و حتی بعد از بستن زانوى شتر هم باید به خداوند توکل نمود.

به عبارت دیگر، «اعقل و توکّل»، یعنی از اسباب استفاده کن و شتر را ببند، سپس در حفظ او بر خدا توکل کن، نه بر زنجیری که بر زانویش بستی؛[4] زیرا که «لا مؤثر فى الوجود الا الله»؛ یعنی هرگونه تأثیر و تأثّر، و فعل و انفعالی از جانب خدا است.

  1. توکل کردن منافاتی با لزوم استفاده از اسباب ندارد؛ بلکه بر اساس این حدیث باید گفت توکل از اسباب خالی نیست؛ یعنی همان‌گونه که اگر در افعال اکتفا به اسباب کنیم و توکل بر خدا نکنیم؛ مسیر توحید حقیقی را طی نکردیم؛ همچنین اگر فقط توکل برخدا کنیم و از اسباب استفاده نکنیم به دستور دین عمل نکرده و توکل ما حقیقی و واقعی نخواهد بود.

[1]. مولانا، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 45، «ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکل و تسلیم».

[2]. طبرسی، علی بن حسن، مشکاة الانوار، مقدمه، جعفری، صالح، ص 320، نجف اشرف، المکتبة الحیدریة، چاپ اول.

[3]. مشابه این توصیه با عبارات دیگر و در منابع دیگر نیز وجود دارد. به عنوان نمونه: «وَ اعْقِلْ رَاحِلَتَکَ وَ تَوَکَّل». شیخ طوسی، محمد بن حسن‏، امالی، ص 193، قم، دار الثقافة، چاپ اول، 1414ق.

[4]. ر. ک: ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین‏، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، محقق، مصحح، عراقى، مجتبى‏، ص 75، قم، چاپ اول، 1405ق.