لطفا صبرکنید
بازدید
34174
آخرین بروزرسانی: 1405/05/01
کد سایت fa6792 کد بایگانی 6705 نمایه چهرۀ دوزخیان
طبقه بندی موضوعی بهشت و جهنم,جهنمیان
برچسب جهنم|چهره|دوزخیان|سیمای جهنمیان|صورت جهنمیان
خلاصه پرسش
در قرآن کریم سیمای جهنمیان چگونه توصیف شده است؟
پرسش
چهره اهل جهنم چگونه است؟
پاسخ اجمالی

از بررسی مجموعۀ آیات قرآن می‌توان نتیجه گرفت که از یک طرف، چهرۀ دوزخیان، بر اثر سوختگی شدید، به صورت دهشتناک و با پوست‌های درهم کشیده و لب‌های پاره پاره مشاهده می‌شود، و از طرف دیگر، خداوند مقرر کرد پوست بدن و صورتشان، دائماً در حال بازسازی و ترمیم باشد تا مجازات الهی، در مورد آنها مکرر اجرا شود.

به همین دلیل، چهرۀ جهنمیان خصوصیتی دارد که برای دوستان و آشنایان سابقشان، چه ساکن همان دوزخ باشند و چه در بهشت جاودان زندگی کنند، قابل شناسایی است.

پاسخ تفصیلی

با توجه به آیات قرآن، افراد ساکن در جهنم، ویژگی‌هایی دارند که اگرچه نمی‌توان ترسیم دقیقی از چهرۀ آنان به عمل آورد؛ اما با دقت در این خصوصیات، تا حدودی می‌توان به دورنمایی از وضعیت آنان دست یافت. برخی از این ویژگی‌ها عبارت‌اند از:

  1. تمام بدن جهنمیان، از جمله صورت‌های آنها، هیزمی برای شعله‌ور کردن آتش جهنم بوده و بر اساس آیاتی از قرآن کریم، مادۀ اولیه و یا هیزم آتش جهنم، ترکیبی از سنگ‌ها و پیکر ساکنان دوزخ است.[1]
  2. آنان، پوششی سراسری از گدازه‌های آتشین دارند که تمام بدنشان را فراگرفته و علاوه بر آن، مواد مذابی بر سر و صورت آنان فرو می‌ریزد.[2]
  3. نباید تصور کرد که چهرۀ دوزخیان، با زندگی در آتش سازگار شده و از آن آسیبی نخواهد دید؛ زیرا به تعبیر قرآن، بعد از آن‌که آتش، چهره‌هایشان را فراگرفت، آنان «کالح» خواهند شد.[3] یعنی بر اثر شعله‌‏هاى آتش، پوست صورت آنها درهم کشیده می‌شود، به گونه‌ای که لب‌ها از هم باز می‌ماند.[4]

همچنین، بر پیشانی، پهلو و پشت آنها، با اموالی که از حرام به چنگ آورده‌اند، و در راه صحیح مصرف نکرده‌اند، داغ گذاشته خواهد شد و اثر آن بر چهره‌هاشان باقی خواهد ماند.[5]

  1. با این‌حال، فیزیولوژی بدن دوزخیان مانند دنیا نیست که با یک‌بار سوختن کامل، از بین رفته و نابود شوند؛ بلکه حتی قرن‌ها اقامت در دوزخ و انواع مجازات‌هایی که اجزای درونی بدن آنان را تکه تکه می‌کند،[6] نمی‌تواند چارچوب اصلی بدن آنها را از بین برده و به مرگ آنان بینجامد![7] دوزخیان از این وضعیت دشوار به تنگ آمده و گاه التماس می‌کنند که مرگشان فرا رسد؛ اما با درخواستشان موافقت نمی‌شود.[8]

در همین راستا، پوست بدن و چهرۀ آنان به قدرت خداوند، ویژگی ترمیم دارد و همواره به حالت اول خود بازخواهد گشت، تا عذابشان ادامه یابد.[9] شاید در گذشته، تصور چنین موضوعی دشوار بود؛ اما اکنون که انسان نیز توانست با دانش محدود خود، موادی را تولید کند که در صورت آسیب دیدن، توانایی ترمیم خویش را داشته باشد، آسان‌تر می‌توان وضعیت دوزخیان را دریافت و نباید قدرت نامحدود پروردگار را کمتر از توان بشر دانست.

  1. به همین دلیل، چهرۀ دوزخیان برای دوستان و آشنایان قابل شناسایی و تشخیص بوده، به گونه‌ای که با یکدیگر به گفت‌وگو می‌نشینند،[10] و از این‌که برخی از سعادت‌مندانی که در تصور آنان، افرادی شرور بودند را کنار خود نمی‌یابند، ابراز تعجب می‌کنند،[11] و حتی به تصریح قرآن، بهشتیان نیز می‌توانند نگاهی به دوزخ داشته و وضعیت دوستان سابق خود را مشاهده کنند[12] و با دوزخیان گفت‌وگو نیز داشته باشند.[13]

البته، روایاتی بیانگر آن هستند که مجرمان با وضعیتی که متناسب با جرمشان است به جهان آخرت گام برمی‌دارند؛ نظیر این‌که خودبزرگ‌بینان، به صورت تحقیرآمیز با چهره‌ای مانند انسان و اندامی به اندازۀ مورچگان محشور می‌شوند؛[14] اما در همان روایات تصریح شده است که این وضعیت تنها تا پایان حسابرسی و روشن شدن تکلیف انسان‌ها در بهشتی یا دوزخی بودنشان ادامه دارد.[15]

گفتنی است؛ با جست‌وجویی که در منابع داشتیم، روایتی که صریح چهرۀ جهنمیان را بیان کند نیافتیم، و در صورت برخورد با چنین روایتی، آن‌را به اطلاعتان خواهیم رساند.


[1]. بقره، 24؛ تحریم، 6. «وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ». آل عمران، 10.

[2]. حج، 19. «فَالَّذینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌ مِنْ نارٍ یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمیم».

[3]. مؤمنون، 104. «تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فیها کالِحُون».

[4]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 14، ص 330، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1374ش.

[5]. توبه، 35. «یَوْمَ یُحْمى‏ عَلَیْها فی‏ نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوى‏ بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُم».

[6]. محمد، 15. «سُقُوا ماءً حَمیماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُم».

[7]. فاطر، 36. «وَ الَّذینَ کَفَرُوا لَهُمْ نارُ جَهَنَّمَ لا یُقْضى‏ عَلَیْهِمْ فَیَمُوتُوا وَ لا یُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذابِها».

[8]. زخرف، 77. «وَ نادَوْا یا مالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّکَ قالَ إِنَّکُمْ ماکِثُونَ».

[9]. نساء، 56. «إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذابَ».

[10]. ص، 55- 61.

[11]. ص، 62. «وَ قالُوا ما لَنا لا نَرى‏ رِجالاً کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرار».

[12]. صافات، 51- 55. «قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّی کانَ لی‏ قَرینٌ ....فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فی‏ سَواءِ الْجَحیم».

[13]. مدثر، 40- 47.

[14]. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج 15، ص 378، حدیث 20795، قم، مؤسسة آل البیت، 1409ق.

[15]. شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ج 1، ص 280، قم، شریف رضی، 1364ش.