لطفا صبرکنید
بازدید
190
آخرین بروزرسانی: 1405/03/17
کد سایت fa125085 نمایه کشتن فرزند و نگه‌داری سگ از ویژگی‌های اعراب جاهلی
طبقه بندی موضوعی حدیث
برچسب سگ|اعراب جاهلی|سقط جنین|کشتن فرزند|نگهداری سگ|خشیة املاق
خلاصه پرسش
در بخش‌هایی از جامعه ما نگه‌داری از سگ‌ها جایگزین فرزندآوری شده است. آیا امام علی(ع) چنین رویکردی را از ویژگی‌های دوران جاهلیت اعلام کرده بود؟!
پرسش
آیا روایتی از امام علی(ع) وجود دارد که خودداری از فرزندآوری همزمان با نگه‌داری از سگ‌ها را از ویژگی‌های دوران جاهلیت بداند؟
پاسخ اجمالی

رویکرد زشتی که امروزه -حتی در بعضی از جوامع اسلامی- رواج پیدا کرده، این است که عده‌ای از جوانان از ازدواج و فرزندآوری خودداری می‌کنند و در مقابل برای جبران نیازهای عاطفی و روحی خود به نگه‌داری سگ‌ها و حیوانات دیگر روی‌ می‌آورند. این رویکرد البته تازه و محصول جهان مدرن نیست؛ بلکه در گذشته­ های بسیار دور هم، چنین رفتاری در برخی جوامع وجود داشت؛ از همین‌رو است که بر اساس برخی از گزارش‌ها، امام علی(ع) به سرزنش رفتارهای ناشایست اعراب دوران جاهلیت پرداخته و در فرازی از آن می ­فرماید:

«... وَ أَنْتُمْ مَعَاشِرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ حَالٍ، یغذوا [یَغْذُو] أَحَدُکُمْ کَلْبَهُ وَ یَقْتُلُ وُلْدَه‏»؛[1] شما ای مردم عرب! در آن زمان، بدترین فرهنگ را داشتید! برخی از شما بودند که فرزندانشان را می‌کشتند؛ اما هم‌زمان به پرورش و نگه‌داری سگ می‌پرداختند!

واضح است که امام(ع) در این سخنان، به ناپسند بودن رفتار جوامعی اشاره می‌کند که در آنها حیوان‌دوستی جایگزین محبت انسان‌ها به یکدیگر شده است!

تناقض رفتاری عرب جاهلی در محبت افراطی به حیواناتی، مانند سگ در کنار کشتار بی‌‌رحمانه کودکان، موضوعی بود که پیشوایان اسلامی نمی‌توانستند از کنار آن بی‌تفاوت بگذرند و اظهار نظری در مورد آن نداشته باشند.

عرب‌های جاهلی نوزادان و کودکان را به دلایل مختلفی، مانند ترس از فقر و گرسنگی می‌کشتند و بی‌رحمانه‌تر آن‌که به بهانه حفظ آبرو، دختران خود را زنده به‌گور می‌کردند؛ اما هم‌زمان، سرمایه خود را برای نگه‌داری از سگ‌ها هدر می‌دادند!

قرآن کریم و دیگر آموزه‌های اسلامی بر این موضوع تأکید دارند که به بهانه گرسنگی و تنگ‌دستی نباید از ازدواج، رسیدگی به والدین و فرزندآوری غافل شد:

«وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏ ... »؛[2] برای ازدواج پسران و دختران مجرد خود اقدام کنید. اگر فقیر باشند، خداوند با فضلش به آنان روزی خواهد داد.

«... وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ...»؛[3] به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندان خود را از بیم تنگ‌دستی نکشید، ما شما و آنها را روزى خواهیم داد!

در همین موضوع باید گفت؛ در دینی که فقر واقعی، بهانه‌ مناسبی برای خودداری از ازدواج و فرزندآوری و رسیدگی به پدر و مادر کهن‌سال نیست، طبیعی است اگر فردی از اقشار ثروت‌مند و یا متوسط جامعه، به جای موارد یادشده و نیز به جای پرداختن به عبادت، کسب دانش و ...، سرمایه و فرصت فراوانی را به اموری بیهوده و بی‌ارزش مانند «پرورش سگ‌ خانگی» اختصاص دهد، به یقین این کارش پسندیده نیست و از درجات معنویتش خواهد کاست و اعمال نیکش را نابود خواهد کرد.

امام حسین(ع) خطاب به معاویه و در انتقاد از جانشینی یزید، یکی از علایم ناشایستگی‌ او را نگه‌داشتن سگ‌ها اعلام فرمود.[4]

امام صادق(ع) نیز در همین زمینه فرمود: هیچ فردی به نگه‌د‌اری سگ رو نمی ­آورد، مگر در هر روز، از اعمال نیکش یک عیار کاسته خواهد شد.[5]

در پایان توجه به چند نکته ضروری است:

  1. سقط جنینی که امروزه بدون عذری موجه انجام شود، با کشتن نوزادان توسط عرب جاهلی تفاوت چندانی ندارد و مشمول سخن امام علی(ع) خواهد بود.
  2. نگه‌داری سگ برای استفاده‌های مفیدی؛ مانند نگهبانی ایرادی ندارد؛ زیرا سگ نیز مانند حیوانات باری و سواری، پرندگان و ...، از جمله موجوداتی است که خداوند او را در خدمت انسان‌ها قرار داده است.
  3. آب و غذا دادن به حیواناتی که به شدت گرسنه و تشنه‌اند، امری پسندیده است؛ اما نباید در فراهم ساختن غذا برای سگ‌های ولگرد و دیگر حیوانات موجود در طبیعت، به گونه‌ای افراطی رفتار کرد که نتیجه‌اش به هم خوردن تعادل محیط زیست و ایجاد خطر برای انسان و موجودات دیگر باشد.

[1]. ابن طاووس، على بن موسى‏، کشف المحجة لثمرة المهجة، محقق، مصحح، حسون، محمد، ص 236، قم، بوستان کتاب، چاپ دوم، 1375ش.‏

[2]. نور، 32.

[3]. انعام، 151.

[4]. ابن قتیبة دینوری، الإمامة و السیاسة، محقق، شیری، علی، ج 1، ص 209، بیروت، دار الأضواء، چاپ اول، 1410ق.‏

[5]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 6، ص 552، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.‏