با توجه به آموزههای قرآنی، عنصر ایثار، یکی از ویژگیهای مؤمنانی است که به درجات بالای ایمان رسیدهاند.
بر اساس آیه نهم سوره حشر، مؤمنان با وجود تمام مشکلات و دشواریهایی که دارند، در برطرف کردن نیازهای دیگران میکوشند!
همچنین بر اساس آیه هشتم سوره انسان، آنان با مشاهده افراد فقیر، یتیم و اسیر، از خوردن غذایی که مورد علاقهی آنها است، صرف نظر کرده و تمام آنرا به افراد مورد نظر میبخشند!
گفتنی است که آیات یاد شده هیچ اختصاصی به مرد، زن، سرپرست خانواده، افراد تحت سرپرستی و ... ندارد؛ بلکه در صدد بیان یک ویژگی مثبت اخلاقی و یک فضیلت ارزشمند است.
با توجه به آنچه گفته شد، به بررسی روایت موجود در پرسش میپردازیم.
از رسول خدا(ص) نقل شده است:
«مؤمن، غذاهای مورد اشتهاى خانوادهاش را میخورد، برخلاف منافق، که خانوادهاش مجبورند غذاهای مورد اشتهای او را بخورند».[1]
اگرچه برخی، سند این روایت را ضعیف ارزیابی کردهاند؛[2] اما با توجه به اینکه در کتاب معتبر نقل شد، و همخوان با آموزههای قرآنی است، قابل پذیرش، نقل و استفاده است.
مضمون این حدیث بر محبّت، گذشت و ایثار در محیط خانه و خانواده تأکید دارد؛ یعنی مؤمن تلاش میکند تا راحتی و شادمانی خانوادهاش را بر نیازها و خواستههای شخصی خود مقدم بدارد، و این به هیچ وجه به معنای ظلم به خویشتن یا خوردن غذاهایی تنفرآمیز نیست؛ اما فردی که ایمان ضعیفی دارد، و یا منافقانه خود را پیرو اسلام معرفی میکند، رفتارش اینگونه نیست و اعضای خانوادهاش نه به صورت داوطلبانه؛ بلکه با نوعی زور و اجبار، همواره باید گوش به فرمان او باشند و با چشمپوشی از خواستههای خود، تلاش کنند تا مسیر زندگی خود را بر اساس نیازهای او تنظیم کنند!
این حدیث در حقیقت ناظر به اصل تعادل و رعایت حال دو طرف، یعنی زن و مرد و دیگر اعضای خانواده است، و بر فرهنگ ایثار، و محبت و همزیستی مسالمتآمیز تأکید دارد و هیچگونه ارتباطی با زنسالاری، یا مردسالاری ندارد.
گفتنی است، اگرچه مؤمن و منافق در روایت با ضمیر مذکر آورده شد، ولی انحصار در «مرد سرپرست خانواده» ندارد؛ بلکه شامل تمام افراد خانواده (حتی فرزندان) میشود. یعنی در یک خانواده سالم، همه باید تلاش کنند که دیگران را بر خود مقدم دارند.
با این وجود و از آنجا که در بیشتر موارد، مرد و پدر -به ویژه آنکه تأمین مخارج نیز بر عهده او است- نفوذ و قدرت بیشتری در خانواده دارد، ممکن است بیشترین خطاب این روایت، متوجه به مردان و پدران باشد. و آنان با چنین رفتار مثبتی باید برای دیگران الگو باشند. و این بدان معنا نیست که زنان و فرزندان در تحمیل خواستههای خود کاملا آزاد بوده و بتوانند بدون هیچ نگرانی، مرد و پدر خانواده را آزار دهند؛ بلکه آنان نیز باید خود را از جمله افرادی بدانند که ایثار و گذشت برایشان یک فضیلت است! شاید کوچکترین فرد خانواده -که از ایمان بیشتری برخوردار است- بتواند با چنین رفتاری، الگوی بزرگترها شود.
نتیجه آنکه شایسته است انسان مؤمن تا زمانی که یک غذا برای او ضرر ندارد و یا به اندازهای از آن تنفر ندارد که نتواند آنرا بخورد، در انتخاب غذاها به شیوهای رفتار کند که رضایت افراد خانواده را در اولویت قرار دهد.
این شعر سعدی به مضمون همین روایت و همان آیات اشاره دارد؛ یعنی خوشا به سعادت کسی که آسایش و خواستههای مشروع دیگران را بر خواستهای خود مقدم میدارد:
خنک آن که آسایش مرد و زن گزیند بر آرایش خویشتن[3]
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 4، ص 12، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُؤْمِنُ یَأْکُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ یَأْکُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ».
[2]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول(ع)، محقق، مصحح، رسولی، سید هاشم، ج 16، ص 137، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.
[3]. سعدی، بوستان، باب اول، بخش 8، حکایت در معنای شفقت.
