جستجوی پیشرفته
بازدید
6924
آخرین بروزرسانی: 1400/11/23
خلاصه پرسش
یحیی بن زید بن علی بن الحسین(ع) دارای چه عقیده‌ای بود؟ در چه سرزمینی قیام کرد؟ مرقدش کجا است؟
پرسش
زندگی‌‌‌‌نامه یحیی بن زید را بیان کنید. آیا وی زیدی مذهب بود یا امامی؟ اگر امامی بود، آیا تلاشی برای تغییر مذهب علویان طبرستان انجام داد؟
پاسخ اجمالی

یحیی بن زید بن علی بن الحسین(ع) نوه‌ی امام سجاد(ع) بود[1] که بعد از زید بن علی بن الحسین امام فرقه‌ی زیدیه شمرده می‌شود.[2] نام مادرش ریطه دختر ابوهاشم عبدالله بن محمد حنفیه،[3] بن علی بن ابی‌طالب‏ بود.[4]

فرزندان یحیی

یحیی بن زید بن علی بن الحسین(ع) نوه‌ی امام سجاد(ع) بود[1] که بعد از زید بن علی بن الحسین امام فرقه‌ی زیدیه شمرده می‌شود.[2] نام مادرش ریطه دختر ابوهاشم عبدالله بن محمد حنفیه،[3] بن علی بن ابی‌طالب‏ بود.[4]

فرزندان یحیی

بر اساس گزارش‌های تاریخی، عبدالله،[5] عمر،[6] محمد،[7] (عیسی[8])، یحیی،[9] داود، علی، احمد،[10] زینب[11] و حسنه[12] فرزندان یحیی بودند.

امامت از نگاه یحیی

اگرچه مکتب زیدیه، بعدها ایشان را یکی از امامان خود معرفی کرده و می‌کند؛ اما برخی روایات و گزارش‌ها حاکی از آن است که یحیی بن زید به امامت دوازده امام اعتقاد داشت. در همین راستا متوکل بن هارون از یحیی بن زید در مورد پدرش زید پرسید. یحیی گفت: پدرم امام نبود؛ اما از سادات کریم و زاهدان و مجاهدان در راه خدا بود. سپس گفت: رسول خدا(ص) کسی که ادعای امامت کند را دروغ‌گو می‌دانست. پدرم عاقل‌تر از آن بود که چیزی را ادعا کند که در آن حقی نداشت. در ادامه یحیی گفت: من شما را به «الرضا من آل محمد» که عموی من جعفر بن محمد(ع) است دعوت می‌کنم. متوکل از یحیی پرسید که آیا او صاحب الامر است؟ یحیی گفت بله؛ او فقیه‌‌ترین بنی‌هاشم است.[13]

گزارش دیگر می‌گوید: یحیی از پدرش زید نام ائمه(ع) را پرسید، و زید گفت: آن‌حضرات(ع) دوازده نفرند که چهار نفر از آن‌حضرات(ع)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، و امام سجاد(ع) هستند. آنها قبل از من بودند و هشت نفر بعد از من هستند و به نام آن‌حضرات(ع) اشاره نمود.[14]

با این وجود، برخی صاحب‌نظران متأخر دانش رجال‌، وی را پیرو امام صادق‌(ع) ندانسته و معتقدند وی در کارها و تصمیماتش به صورت مستقل عمل می‌کرد.[15]

قیام یحیی

بعد از شهادت زید بن علی، مردم از اطراف یحیی پراکنده شدند و تنها ده نفر در کنارش ماندند. بر اساس برخی  گزارش‌ها وی بعد از این اتفاق، نخست به کربلا و یا مدائن رفت. پس از آن‌جا به سمت خراسان و به نزد حریش بن عبدالرحمن رفت و در نزد وی ماند.

بعد از مدتی نصر بن سیار حاکم خراسان، حریش را تحت فشار قرار دهد و شش‌صد تازیانه به وی زد تا مخفی‌گاه یحیی را اعلان نماید؛ اما حریش مخفی‌گاه یحیی را نشان نداد. در اثر این فشارها پسر حریش، قریش بن حریش جهت حفظ جان پدرش، مخفی‌‌گاه یحیی را به نصر نشان داد. به دنبال آن بود که یحیی اسیر شد؛ اما بعد از مدتی آزاد شده[16] و به شهرهای سرخس، طوس، ابرشهر (نیشابور) و سپس به بیهق تبعید شد.[17]

شهادت یحیی

یحیی در ایام تبعیدش در ابرشهر با هفتاد نفر به جنگ عمرو بن زراره حاکم آنجا رفت و او را شکست داد.[18] پس از پیروزی در این جنگ، یحیی به سمت هرات و جوزجان رفت. نصر بن سیار، سلم بن احوز را به جنگ یحیی فرستاد. در این جنگ غلامی به نام عیسی سنگی به پیشانی یحیی زد و وی را کشت.[19] آنها سر یحیی را از تنش جدا و برای ولید بن یزید فرستادند،[20] و پیکر یحیی را به دار آویختند.[21]

بر اساس برخی گزارش‌ها پیکر یحیی به آتش کشیده شد و سپس کوبیده شد و در ظرف خرمایی گذاشته شد و سوار کشتی‌اش کردند تا در نهایت خاکسترش را در رودخانه فرات ریختند؛[22] اما گزارش دیگری می‌گوید: خالد بن إبراهیم، ابوداود بکری، حازم بن خریمه و عیسى بن ماهان پیکر یحیی را از دار پایین آوردند و به خاک سپردند.[23]

در برخی گزارش‌های متأخر نقل شده است که ابومسلم پیکر وی را از بالای دار به پایین آورد و دفن کرد.[24]

امام صادق(ع) می‌فرماید: «خاندان ابوسفیان، حسین بن على(ع) را کشتند، خداوند حکومت را از آنان گرفت. هشام، زید بن على(ع) را کشت، خداوند حکومت او را نیز برانداخت. و ولید یحیى بن زید را کشت، خداوند ملک او را به خاطر کشتن فرزند رسول خدا(ص) نابود کرد».[25]

این روایت امام(ع) به وسیله‌ی ابومسلم محقق شد، و او تمام افرادی که در شهادت یحیی نقش داشتند را از بین برد.[26]

مدفن

یحیی در روز جمعه ماه شعبان سال 125 هجری و در سن هجده سالگى به شهادت رسید. در فاصله یک و نیم کیلومتری شهر سرپل(در شمال افغانستان بین بلخ و میمنه) مرقدی منتسب به یحیى وجود دارد که کتیبه‏‌ای به خط قدیم کوفى با این متن بر آن نگاشته شده بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم هذا قبر السید یحیى بن زید بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب رضوان الله علیه، قتل بارغوى فى یوم الجمعه فى شهر شعبان المعظم سنه خمس و عشرین و مائة، قتله سلم بن احوز فى ولایت نصر بن سیار فى ایام الولید بن یزید لعنهم الله».[27]

البته امروزه در مناطق دیگری مانند استان گلستان نیز مزاری به نام یحیی بن زید وجود دارد که دلیلی بر دفن ایشان در آن منطقه وجود ندارد.

 

[1]. ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج 10، ص 5، بیروت، دار الفکر، 1407ق.

[2]. بغدادى، عبدالقاهر، ‏الفرق بین الفرق‏، ص 25، بیروت، دار الجیل - دار الافاق‏، 1408ق.‏

[3]. ابن عنبه حسنی، سید احمد بن علی، عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب‏، ص 240، شریف الرضی، چاپ دوم،  1380ق.

[4]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، محقق، عطا، محمد عبد القادر، ج 5، ص 250، بیروت، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1410ق.

[5]. بلعمی، تاریخنامه ‏طبری، تحقیق، روشن، محمد، ج 4، ص 1017، تهران، سروش، چاپ سوم، 1373ش.

[6]. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج 7، ص 53، بیروت، دار صادر، 1385ق.

[7]. مسعودی، ابو الحسن علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق، داغر، اسعد، ج 3، ص 439، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، 1409ق.

[8]. حموی، شهاب الدین أبوعبدالله یاقوت بن عبدالله، معجم الأدباء(إرشاد الأریب إلی معرفة الأدیب)، محقق، إحسان عباس، ج 4، ص 1513، بیروت، دارالغرب الإسلامی، چاپ اول، 1414ق.

[9]. مروزى ازوارقانی، سید عزالدین قاضى‏، الفخری فی أنساب الطالبیین‏، ص 236، قم، مکتبة آیة الله المرعشى النجفى‏، چاپ اول، 1409ق.

[10]. حلی، حسن بن علیّ بن داود، الرجال، محقق، مصحح، بحرالعلوم، محمدصادق‏، ص 374، منشورات شریف رضی، بی‌جا، بی‌تا.

[11]. زرکلی، خیر الدین، الاعلام، ج 3، ص 67، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ هشتم، 1989م.

[12]. مصعب بن عبدالله‏، نسب قریش‏، مصحح، لوی پرووانسال، اواریست، ص 66، قاهره، دارالمعارف‏، چاپ چهارم، 1999م‏.

[13]. خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر(ع)، محقق، مصحح، حسینی کوهکمری، عبد اللطیف ص 307 - 308، قم، بیدار، 1401ق.

[14]. همان،‏ ص 304.

[15]. موسوی خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج 21، ص 54، بی‌جا، بی‌نا، چاپ پنجم، 1413ق.

[16]. ابو الفرج، علی بن الحسین الأصفهانی، مقاتل الطالبیین، محقق، صقر، سید احمد، ص 146 – 147، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.

[17]. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 7، ص 228 – 229، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق.

[18]. همان.

[19]. همان، ص 230.

[20]. مقاتل الطالبیین، ص 150.

[21]. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج 6، ص 52 -53، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا.

[22]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج 7، ص 230.

[23] مقاتل الطالبیین، ص 150.

[24] جزائری، نعمت الله، ریاض الابرار فی مناقب الأئمة الأطهار(ع)، ج 2، ص 405، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، چاپ اول، 1427ق.

[25]. شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الأعمال، ص 220، قم، دار الشریف الرضی للنشر، چاپ دوم، 1406ق.

[26] مقاتل الطالبیین، ص 150.

[27]. منهاج سراج، طبقات ناصری تاریخ ایران و اسلام، تحقیق، عبد الحی حبیبی، ج 2، ص 387 – 388، تهران، دنیای کتاب، چاپ اول، 1363ش.

بر اساس گزارش‌های تاریخی، عبدالله،[5] عمر،[6] محمد،[7] (عیسی[8])، یحیی،[9] داود، علی، احمد،[10] زینب[11] و حسنه[12] فرزندان یحیی بودند.

امامت از نگاه یحیی

اگرچه مکتب زیدیه، بعدها ایشان را یکی از امامان خود معرفی کرده و می‌کند؛ اما برخی روایات و گزارش‌ها حاکی از آن است که یحیی بن زید به امامت دوازده امام اعتقاد داشت. در همین راستا متوکل بن هارون از یحیی بن زید در مورد پدرش زید پرسید. یحیی گفت: پدرم امام نبود؛ اما از سادات کریم و زاهدان و مجاهدان در راه خدا بود. سپس گفت: رسول خدا(ص) کسی که ادعای امامت کند را دروغ‌گو می‌دانست. پدرم عاقل‌تر از آن بود که چیزی را ادعا کند که در آن حقی نداشت. در ادامه یحیی گفت: من شما را به «الرضا من آل محمد» که عموی من جعفر بن محمد(ع) است دعوت می‌کنم. متوکل از یحیی پرسید که آیا او صاحب الامر است؟ یحیی گفت بله؛ او فقیه‌‌ترین بنی‌هاشم است.[13]

گزارش دیگر می‌گوید: یحیی از پدرش زید نام ائمه(ع) را پرسید، و زید گفت: آن‌حضرات(ع) دوازده نفرند که چهار نفر از آن‌حضرات(ع)، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، و امام سجاد(ع) هستند. آنها قبل از من بودند و هشت نفر بعد از من هستند و به نام آن‌حضرات(ع) اشاره نمود.[14]

با این وجود، برخی صاحب‌نظران متأخر دانش رجال‌، وی را پیرو امام صادق‌(ع) ندانسته و معتقدند وی در کارها و تصمیماتش به صورت مستقل عمل می‌کرد.[15]

قیام یحیی

بعد از شهادت زید بن علی، مردم از اطراف یحیی پراکنده شدند و تنها ده نفر در کنارش ماندند. بر اساس برخی  گزارش‌ها وی بعد از این اتفاق، نخست به کربلا و یا مدائن رفت. پس از آن‌جا به سمت خراسان و به نزد حریش بن عبدالرحمن رفت و در نزد وی ماند.

بعد از مدتی نصر بن سیار حاکم خراسان، حریش را تحت فشار قرار دهد و شش‌صد تازیانه به وی زد تا مخفی‌گاه یحیی را اعلان نماید؛ اما حریش مخفی‌گاه یحیی را نشان نداد. در اثر این فشارها پسر حریش، قریش بن حریش جهت حفظ جان پدرش، مخفی‌‌گاه یحیی را به نصر نشان داد. به دنبال آن بود که یحیی اسیر شد؛ اما بعد از مدتی آزاد شده[16] و به شهرهای سرخس، طوس، ابرشهر (نیشابور) و سپس به بیهق تبعید شد.[17]

شهادت یحیی

یحیی در ایام تبعیدش در ابرشهر با هفتاد نفر به جنگ عمرو بن زراره حاکم آنجا رفت و او را شکست داد.[18] پس از پیروزی در این جنگ، یحیی به سمت هرات و جوزجان رفت. نصر بن سیار، سلم بن احوز را به جنگ یحیی فرستاد. در این جنگ غلامی به نام عیسی سنگی به پیشانی یحیی زد و وی را کشت.[19] آنها سر یحیی را از تنش جدا و برای ولید بن یزید فرستادند،[20] و پیکر یحیی را به دار آویختند.[21]

بر اساس برخی گزارش‌ها پیکر یحیی به آتش کشیده شد و سپس کوبیده شد و در ظرف خرمایی گذاشته شد و سوار کشتی‌اش کردند تا در نهایت خاکسترش را در رودخانه فرات ریختند؛[22] اما گزارش دیگری می‌گوید: خالد بن إبراهیم، ابوداود بکری، حازم بن خریمه و عیسى بن ماهان پیکر یحیی را از دار پایین آوردند و به خاک سپردند.[23]

در برخی گزارش‌های متأخر نقل شده است که ابومسلم پیکر وی را از بالای دار به پایین آورد و دفن کرد.[24]

امام صادق(ع) می‌فرماید: «خاندان ابوسفیان، حسین بن على(ع) را کشتند، خداوند حکومت را از آنان گرفت. هشام، زید بن على(ع) را کشت، خداوند حکومت او را نیز برانداخت. و ولید یحیى بن زید را کشت، خداوند ملک او را به خاطر کشتن فرزند رسول خدا(ص) نابود کرد».[25]

این روایت امام(ع) به وسیله‌ی ابومسلم محقق شد، و او تمام افرادی که در شهادت یحیی نقش داشتند را از بین برد.[26]

مدفن

یحیی در روز جمعه ماه شعبان سال 125 هجری و در سن هجده سالگى به شهادت رسید. در فاصله یک و نیم کیلومتری شهر سرپل(در شمال افغانستان بین بلخ و میمنه) مرقدی منتسب به یحیى وجود دارد که کتیبه‏‌ای به خط قدیم کوفى با این متن بر آن نگاشته شده بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم هذا قبر السید یحیى بن زید بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب رضوان الله علیه، قتل بارغوى فى یوم الجمعه فى شهر شعبان المعظم سنه خمس و عشرین و مائة، قتله سلم بن احوز فى ولایت نصر بن سیار فى ایام الولید بن یزید لعنهم الله».[27]

البته امروزه در مناطق دیگری مانند استان گلستان نیز مزاری به نام یحیی بن زید وجود دارد که دلیلی بر دفن ایشان در آن منطقه وجود ندارد.


[1]. ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج 10، ص 5، بیروت، دار الفکر، 1407ق.

[2]. بغدادى، عبدالقاهر، ‏الفرق بین الفرق‏، ص 25، بیروت، دار الجیل - دار الافاق‏، 1408ق.‏

[3]. ابن عنبه حسنی، سید احمد بن علی، عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب‏، ص 240، شریف الرضی، چاپ دوم،  1380ق.

[4]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، محقق، عطا، محمد عبد القادر، ج 5، ص 250، بیروت، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1410ق.

[5]. بلعمی، تاریخنامه ‏طبری، تحقیق، روشن، محمد، ج 4، ص 1017، تهران، سروش، چاپ سوم، 1373ش.

[6]. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج 7، ص 53، بیروت، دار صادر، 1385ق.

[7]. مسعودی، ابو الحسن علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق، داغر، اسعد، ج 3، ص 439، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، 1409ق.

[8]. حموی، شهاب الدین أبوعبدالله یاقوت بن عبدالله، معجم الأدباء(إرشاد الأریب إلی معرفة الأدیب)، محقق، إحسان عباس، ج 4، ص 1513، بیروت، دارالغرب الإسلامی، چاپ اول، 1414ق.

[9]. مروزى ازوارقانی، سید عزالدین قاضى‏، الفخری فی أنساب الطالبیین‏، ص 236، قم، مکتبة آیة الله المرعشى النجفى‏، چاپ اول، 1409ق.

[10]. حلی، حسن بن علیّ بن داود، الرجال، محقق، مصحح، بحرالعلوم، محمدصادق‏، ص 374، منشورات شریف رضی، بی‌جا، بی‌تا.

[11]. زرکلی، خیر الدین، الاعلام، ج 3، ص 67، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ هشتم، 1989م.

[12]. مصعب بن عبدالله‏، نسب قریش‏، مصحح، لوی پرووانسال، اواریست، ص 66، قاهره، دارالمعارف‏، چاپ چهارم، 1999م‏.

[13]. خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر(ع)، محقق، مصحح، حسینی کوهکمری، عبد اللطیف ص 307 - 308، قم، بیدار، 1401ق.

[14]. همان،‏ ص 304.

[15]. موسوی خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج 21، ص 54، بی‌جا، بی‌نا، چاپ پنجم، 1413ق.

[16]. ابو الفرج، علی بن الحسین الأصفهانی، مقاتل الطالبیین، محقق، صقر، سید احمد، ص 146 – 147، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.

[17]. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 7، ص 228 – 229، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق.

[18]. همان.

[19]. همان، ص 230.

[20]. مقاتل الطالبیین، ص 150.

[21]. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج 6، ص 52 -53، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا.

[22]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج 7، ص 230.

[23] مقاتل الطالبیین، ص 150.

[24] جزائری، نعمت الله، ریاض الابرار فی مناقب الأئمة الأطهار(ع)، ج 2، ص 405، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، چاپ اول، 1427ق.

[25]. شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الأعمال، ص 220، قم، دار الشریف الرضی للنشر، چاپ دوم، 1406ق.

[26] مقاتل الطالبیین، ص 150.

[27]. منهاج سراج، طبقات ناصری تاریخ ایران و اسلام، تحقیق، عبد الحی حبیبی، ج 2، ص 387 – 388، تهران، دنیای کتاب، چاپ اول، 1363ش.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • نگاه کردن بانوان به بدن یکدیگر در استخر و... چه حکمی دارد؟
    55980 همجنس گرایی 1389/08/17
    فتوای حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای دراین باره همان فتوای حضرت امام خمینی است، که در زیر بیان می‌شود:‌نگاه کردن به عورت دیگرى حرام است، اگر چه از پشت شیشه یا در آیینه یا آب صاف و مانند اینها باشد... ولى زن و شوهر مى‏توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه ...
  • اگر شخص روزه‌داری را در غیر ماه رمضان با علم به روزه بودن او به طعام دعوت کنند، وظیفه شخص روزه‌دار چیست؟
    19311 روزه های مستحب، مکروه و حرام 1391/05/26
    اگر روزه‌ی این شخص (مانند قضای رمضان) واجب باشد و وقت قضاى روزه‌ی او تنگ نباشد، مى‌تواند پیش از ظهر، روزۀ خود را باطل نماید، ولی بعد از ظهر جایز نیست که روزۀ خود را باطل کند.[1] اما اگر روزه‌ی او ...
  • آیا در منابع اسلامی به موضوع ختم سوره انعام و دعاهای مرتبط با چنین ختمی اشاره شده است؟
    32273 دستور العمل ها 1392/07/28
    علامه مجلسی درباره چگونگی ختم انعام برای حاجات مهم، به نقل از کتاب‌ »الاختیار» سید ابن باقی می‌گوید: که پیامبر اکرم(ص) فرمود: اگر کسی می‌خواهد خدا دعایش را مستجاب کند، پس در روز یک‌شنبه وضو بگیرد و بعد از نماز ظهر دو رکعت نماز بگذارد و بعد از ...
  • یک مربی خوب از نگاه قرآن دارای چه ویژگی‌های است؟
    31685 تبلیغ و گفتگو 1392/09/24
    در آیات متعددی از قرآن، در توصیف ویژگی­های پیامبران، صفاتی برای آنان نقل شده است. با توجه به این‌که این بزرگواران برترین و والاترین مربیان و معلمان بشریت هستند، این صفات می‌‌تواند سرمشق خوبی برای دیگر افراد، در امر تربیت مردم باشد. مهم‌ترین ویژگی یک مربی خوب، دلسوز ...
  • آیا امامت و ولایت فقیه، بحثی کلامی است یا فقهی؟
    14467 دلائل ولایت فقیه 1393/05/23
    لازم است قبل از پاسخ به دو نکته توجه شود: 1. موضوع علم کلام،[1] ذات و صفات و افعال خداوند است؛[2] ولی موضوع علم فقه، افعال مکلفین می‌باشد.[3] 2. متکلمان شیعه‌ امامیه، امامت را منصبی الهی ...
  • تغییر جنسیت چه تأثیری بر «حق حضانت» کودک دارد؟
    15357 احکام تغییر جنسیت 1386/11/14
     حضانت در لغت «پروردن» است، و در اصطلاح فقه و حقوق مدنی، پرورش اطفال است به وسیلۀ پدر و مادر و نزدیکان او، که هم حق است و هم تکلیف، پرورش از لحاظ مادی و هم معنوی و هم اخلاقی است.قانون مدنی ایران در مواد 1169، 1170، 1176 صریحاً حق ...
  • شیعیان به چند فرقه تقسیم می‌شوند؟
    74446 فرقه های منشعب از شیعه 1387/07/27
    واژه‌ی "شیعه" در لغت به معنای "پیرو" و "یاور"، هم‌چنین به معنای "منهاج و دین یکسان داشتن" آمده است. و در اصطلاح میان مسلمانان، وابستگی ویژه‏‌ای به پیروان حضرت علی(ع) پیدا کرده است. در مورد پیروان آن‌حضرت نیز در معانی متعددی؛ مانند دوست‌دار و محبّ حضرت علی(ع)، یا ...
  • کدام آیه از قرآن، خودستایی را نکوهش می کند؟
    16712 گناه و رذائل اخلاقی 1393/01/19
    شاید یکی از واضح‌­ترین آیه‌­هایی که خودستایی را نکوهش می‌­کند، بخش پایانی آیه 32 سوره نجم است: «فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى» یعنی خود را پاکیزه اعلام نکنید. خدا پرهیزکاران را بهتر ‏می‌‌­شناسد. ...
  • منظور از چشم دل چیست؟
    33151 شهود قلبی 1391/08/25
    منظور از دیدن با چشم دل، همان‌گونه که در پاسخ‌هایی قبلی آمده بود، ادراک شهودی و دریافت با دل و قلب است؛ برای توضیح بیشتر سخن امام سجاد علی بن حسین(ع) را در این زمینه نقل می‌کنیم. آن‌حضرت می‌فرماید: برای هر انسان و بنده چهار چشم قرار ...
  • برخی روایات به خوردن خرمای برنی توصیه کرده و برخی دیگر آن‌را مضر دانسته‌اند. دلیل این ناهمخوانی چیست؟
    12906 حدیث 1401/02/12
    خرما یکی از میوه‌های بهشتی و پربرکت است که در قرآن از آن فراوان یادشده، و در منابع روایی نیز به استفاده از آن سفارش شده است.[1]یک نوع از خرما، خرمای «بَرْنِی» است. کلمه «برنی» با فتحه روی حرف «باء» و ...

پربازدیدترین ها