جستجوی پیشرفته
بازدید
63510
آخرین بروزرسانی: 1399/11/26
خلاصه پرسش
افسانه‌ی غرانیق چیست؟
پرسش
در مورد آیات مشهور به غرانیق توضیح دهید که در آنها این‌طور گفته می‌شود که پیامبر(ص) گول شیطان را خورد و از بت‌ها تعریف کرد، اگر سندیت ندارد از کجا این افسانه پیدا شده است؟
پاسخ اجمالی

افسانه‌ی غرانیق ساخته و پرداخته‌ی دشمنان و مخالفانی است که براى تضعیف موقعیت قرآن و پیامبر(ص) چنین حدیث بی‌اساسی را جعل کرده‏اند. آنها در این افسانه گفتند: پیامبر خدا(ص) در مکه مشغول خواندن سوره‌ی «النجم» بود، وقتی به آیاتى که نام بت‌هاى مشرکان در آن بود، یعنی: «أَ فَرَءَیْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى‏ وَ مَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى» رسید، - نعوذ بالله - شیطان این دو جمله را بر زبان او جارى ساخت که: «تلک الغرانیق العلى، و ان شفاعتهن لترتجى»! یعنی: «اینها پرندگان زیباى بلند مقامى هستند و از آنها امید شفاعت است»! در این هنگام پیامبر(ص) سجده کرد و آنها هم سجده کردند، جبرئیل نازل شد و به پیامبر(ص) اخطار کرد که این دو جمله را من‏ براى تو نیاورده بودم، این از القائات شیطان بود.

قرائن و شواهد فراوانی نشان می‌دهد که این یک حدیث مجعول و ساختگى است؛ لذا تمام محققان اسلامى اعم از شیعه و اهل‌تسنن این حدیث را قویا نفى کرده و آن‌را به جاعلان نسبت داده‌‏اند.

پاسخ تفصیلی

پیرامون افسانه‌ی ساختگى «غرانیق» در بعضى از کتب اهل‌سنت روایات عجیبى از ابن عباس نقل شده از جمله این‌که: پیامبر خدا(ص) در مکه مشغول خواندن سوره‌ی «النجم» بود، وقتی به آیاتى که نام بت‌هاى مشرکان در آن بود رسید که: «أَ فَرَءَیْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى‏ وَ مَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى».[1]‏ یعنی: به من خبر دهید آیا بت‌هاى «لات» و «عزّى» و «منات» که سوّمین آنهاست (دختران خدا هستند) ؟. در این هنگام شیطان این دو جمله را بر زبان او جارى ساخت: «تلک الغرانیق العلى، و ان شفاعتهن لترتجى»! یعنی: «اینها پرندگان زیباى بلند مقامى هستند و از آنها امید شفاعت است»![2]

در این هنگام مشرکان خوشحال شدند و گفتند: «محمد(ص) تا کنون نام خدایان ما را به نیکى نبرده بود». در این هنگام پیامبر(ص) سجده کرد و آنها هم سجده کردند، جبرئیل نازل شد و به پیامبر(ص) اخطار کرد که این دو جمله را من‏ براى تو نیاورده بودم، این از القائات شیطان بود در این موقع آیات مورد بحث (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ ...) نازل گردید و به پیامبر(ص) و مؤمنان هشدار داد.[3]

اگر چه جمعى از مخالفان اسلام براى تضعیف برنامه‌‏هاى پیامبر(ص) به گمان این‌که دست‌آویز خوبى پیدا کرده‌‏اند این قضیه را با آب و تاب فراوان نقل کرده و شاخ و برگ‌هاى زیادى به آن داده‌‏اند، ولى قرائن فراوان نشان می‌دهد که این یک حدیث مجعول و ساختگى است که براى بی‌اعتبار جلوه دادن قرآن و کلمات پیامبر اسلام(ص)، به وسیله‌ی شیطان‌‏صفتان جعل شده است؛ زیرا:

اولا: به گفته‌ی محققان، راویان این حدیث افراد ضعیف و غیر موثق‌اند، و صدور آن از ابن عباس نیز به هیچ وجه معلوم نیست، و به گفته‌ی محمد بن اسحاق این حدیث از مجعولات زنادقه بوده و او کتابى در این باره نگاشته است.[4]

ثانیا: احادیث متعددى در مورد نزول سوره‌ی «النجم» و سپس سجده کردن پیامبر و مسلمانان در کتب مختلف نقل شده، ولی در هیچ‌یک از این احادیث سخنى از افسانه‌ی غرانیق نیست، و این نشان می‌دهد که این جمله بعدا به آن افزوده شده است.[5]

ثالثا: آیات آغاز سوره‌ی نجم صریحاً این خرافات را ابطال می‌‏کند، آن‌جا که می‌فرماید: «پیامبر از روى هواى نفس سخن نمی‌‏گوید آنچه می‌‏گوید تنها وحی الهى است».[6] این آیه با افسانه‌ی فوق چگونه سازگار است؟!

رابعا: آیاتى که بعد از ذکر نام بت‌ها در این سوره آمده، همه در بیان مذمت‏ بت‌ها و زشتى و پستى آنها است و با صراحت می‌‏گوید: اینها اوهامى است که شما با پندارهاى بی‌اساس خود ساخته‌‏اید و هیچ‌گونه کارى از آنها ساخته نیست. قرآن می‌فرماید: «اینها فقط نام‌هایى است که شما و پدرانتان بر آنها گذاشته‌‏اید. (نام‌هایى بی‌‏محتوا و اسم‌هایى بی‌مسمّى)، و هرگز خداوند دلیل و حجتى بر آن نازل نکرده، آنان فقط از گمان‌هاى بی‌‏اساس و هواى نفس پیروى می‌‏کنند، در حالى که هدایت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است»![7]

با این مذمت‌هاى شدید چگونه ممکن است چند جمله قبل از آن، مدح بت‌ها شده باشد؟! به علاوه قرآن صریحاً یادآور شده است که خدا تمامى آن‌را از هر گونه تحریف و انحراف و تضییع حفظ می‌‏کند، چنان‌که در آیه‌ی شریفه‌ی می‌‏خوانیم: «ما قرآن را نازل کردیم و ما به طور قطع نگهدار آنیم».[8]

خامسا: مبارزه‌ی پیامبر(ص) با بت و بت‌پرستى یک مبارزه‌ی آشتی‌ناپذیر و پیگیر و بی‌وقفه از آغاز تا پایان عمر آن‌حضرت بود. پیامبر اکرم(ص) در عمل نشان دادند که هیچ‌گونه سازش و انعطافى در مقابل بت و بت‌پرستى - حتى در سخت‌ترین حالات- از خود نشان نداد. با این وصف چگونه ممکن است چنین الفاظى بر زبان مبارکشان جارى شود؟

سادسا: حتى آنها که پیامبر اسلام(ص) را فرستاده‌ای از سوى خدا نمی‌‌‏دانند و مسلمان نیستند، او را انسانى متفکر و آگاه و مدبر می‌‏دانند که در سایه‌ی تدبیرش به بزرگ‌ترین پیروزی‌ها رسید. آیا چنین کسى که شعار اصلی‌اش «لا اله الا اللَّه» و مبارزه‌ی آشتی‌ناپذیر با هر گونه شرک و بت‌پرستى بود، و در عمل نشان داد که در ارتباط با مسئله‌ی بت‌ها حاضر به هیچ‌گونه سازش نیست، چگونه ممکن است برنامه‌ی اصلى خود را رها کرده و از بت‌ها این چنین تجلیل به عمل آورد؟!

از مجموع این بحث به خوبى روشن می‌‏شود که افسانه‌ی غرانیق ساخته و پرداخته دشمنان ناشى و مخالفان بی‌خبر است که براى تضعیف موقعیت قرآن و پیامبر(ص) چنین حدیث بی‌اساسی را جعل کرده‌‏اند؛ لذا تمام محققان اسلامى اعم از شیعه و اهل تسنن این حدیث را قویا نفى و تضعیف کرده‏‌اند و به جعل جاعلان نسبت داده‌‏اند.[9]

البته، بعضى از مفسران توجیهى براى این حدیث ذکر کرده‌‏اند که تنها بر فرض ثبوت اصل حدیث، قابل ذکر است و آن این‌که پیامبر اسلام(ص) آیات قرآن را آهسته و با تانى می‌‏خواند، و گاه در میان آن لحظاتى سکوت می‌‏کرد، تا دل‌هاى مردم آن‌را به خوبى جذب کند، هنگامى که مشغول تلاوت آیات سوره‌ی نجم بود و به آیه‌ی «أَ فَرَأَیْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى» رسید، بعضى از شیطان‌صفتان(مشرکان لجوج) از فرصت استفاده کرده و جمله‌ی «تلک الغرانیق العلى و ان شفاعتهن لترتجى» را در این وسط با لحن مخصوصى سر دادند تا هم دهن کجى به سخنان پیامبر(ص) کنند و هم کار را بر مردم مشتبه سازند، ولى آیات بعد به خوبى از آنها پاسخ گفت و بت‌پرستى را به شدّت محکوم کرد.[10]

از این‌جا روشن می‌‏شود این‌که بعضى خواسته‌‏اند داستان غرانیق را نوعى انعطاف از ناحیه‌ی پیامبر(ص) نسبت به بت‌پرستان به خاطر سرسختى آنها و علاقه‌ی پیامبر(ص) به جذب آنان به سوى اسلام بدانند و از این‌راه تفسیر کنند، مرتکب اشتباه بزرگى شده‌‏‌اند. و نشان می‌‌‏دهد که این توجیه‌‌‏گران، موضع اسلام و پیامبر(ص) را در برابر بت و بت‌پرستى درک نکرده‏اند و مدارک تاریخى معتبری که می‌‏گوید دشمنان هر بهایى را حاضر شدند به پیامبر(ص) در این زمینه بپردازند و او قبول نکرد و ذره‌‏اى از برنامه‌ی خود عدول ننمود را ندیده‌‏اند، و یا عمدا خود را به نادانی می‌زنند.[11]


[1]. نجم، 19و 20.

[2]. غرانیق جمع غرنوق (بر وزن مزدور) یک نوع پرنده‌ی آبى سفید یا سیاه رنگ است و به معانى دیگر نیز آمده است. ر. ک: قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 6، ص 297، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، 1371ش.

[3]. در المیزان فی تفسیر القرآن ذیل آیات مورد بحث، این حدیث از جماعتى از حفاظ اهل سنت از جمله ابن حجر نقل شده است.

[4]. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 23، ص 237، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق.

[5]. همان.

[6]. نجم، 3و 4. «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحى»‏.

[7]. النجم، 23. «إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى»‏.

[8]. حجر، 9. «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ».

[9]. ر. ک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج 7، ص 144 – 147، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش؛ مفاتیح الغیب، ج 23، ص 237؛ قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج 12، ص 81 – 86، تهران، ناصر خسرو، چاپ اول، 1364ش؛ طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 14، ص 396 – 397، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، 1417ق.

[10]. الجامع لأحکام القرآن، ج 16، ص 264؛ طبرسى، در مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 7، ص 144 – 145، نیز آن‌را به عنوان یک احتمال آورده است.

[11]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 14، ص 142 – 145، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چه مسائلی را می‌توان از امور فراطبیعی برشمرد؟
    2351 بیشتر بدانید 1400/11/07
    برای شناخت اجمالی مسائل فراطبیعی کافی است که شناخت اجمالی نسبت به مسائل طبیعی داشته باشیم؛ امور طبیعی یا مادی اموری است که دارای یکی از این ویژگی‌ها باشد:داشتن مکان خاص و اشغال فضا،اشغال زمان و زمان داشتن،قابل اشاره حسی بودن،قابلیت انقسام و بخش‌پذیری،استکمال از طریق ...
  • آیا گرفتن ناخن در شب جایز است؟
    148873 بیشتر بدانیم 1389/10/08
    از کارهای مستحبی که دین اسلام بر آن تأکید می کند، گرفتن ناخن است به هر صورتی که باشد، البته بهتر است در روز جمعه باشد و از انگشت کوچک دست چپ آغاز و به انگشت کوچک دست راست تمام شود‏. در نتیجه در هر وقت از شب ...
  • نمازهای نافله را در چه زمان هایی می بایست انجام داد؟
    142992 نماز شب و نوافل یومیه 1388/04/13
    خواندن نوافل باعث ایجاد آمادگی برای خواندن نمازهای واجب می گردد و رغبت بیشتری نسبت به ادای فرایض و نمازهای واجب در انسان ایجاد می کند.مهمترین اثر نافله آن چیزی است که در حدیثی به نام حدیث قرب نوافل آمده است: راوی از حضرت صادق (ع) و ایشان از جد ...
  • آیا دعایی برای پیدا کردن گمشده، یا گم کرده وجود دارد؟
    51482 دستور العمل ها 1393/02/31
    در برخی منابع روایی دستور العملی برای پیدا شدن گم شده بیان شده است که آن‌را ذکر می‌کنیم: جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا(ص) روایت کرده است که آن‌حضرت به امام على(ع) و فاطمه(س) این دعا را آموخت و فرمود: هرگاه بلایی به شما رسید و ...
  • آیا به جهیزیه همسرم خمس تعلق می‌گیرد؟
    27322 آنچه خمس بدان تعلق می گیرد 1392/04/29
    اکثر مراجع تقلید از این جهت که جهیزیه حکم هدیه را داشته و یا اینکه در آینده مورد استفاده واقع خواهد شد، آن را شامل خمس نمی‌دانند، ولی برخی[1] از مراجع، مورد فوق را متعلق خمس شمرده‌اند. ضمائم: پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به ...
  • حکم خواندن نماز با لباس آغشته به عرق جنب از حلال چیست؟
    143897 عرق جنب از حرام 1389/06/14
    جنب از حرام به کسی گویند که از راه حرام (زنا یا لواط یا استمنا) جنب شده باشد. و جنب از حلال به کسی گویند که از راه لذت بردن از راه حلال (همسر شرعی یا احتلام در خواب) جنب شده باشد. بنا ...
  • طرماح بن عدی طائی کیست؟ چگونه وی از همراهی با امام حسین(ع) محروم شد؟
    16495 تاريخ بزرگان 1400/09/15
    طرماح بن عدی بن عبداللّه بن خیبری بن أفلت طائی،‏[1] از اصحاب امام علی(ع)[2] و امام حسن(ع)[3] بود. برخی از گزارش‌ها نام جد او را حاتم[4] و یا حکیم[5] ذکر کرده‌اند؛ اما در برخی از منابع ...
  • با توجه به نا مرتب بودن ایام "پریود" حکم نماز وروزه من چیست؟
    38705 استحاضه 1389/06/06
    اگر بعد از زایمان عادت شما به عادت عددیه شش روز برگشت، در این هنگام شش روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار می دهی، اما اگر عادت تغییر نکرد و بر عادت عددیه هفت روز باقی ماند، پس هفت روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار ...
  • آیا نوزده حرفی بودن بسم الله الرحمن الرحیم فلسفه ای دارد؟
    41793 علوم قرآنی 1389/07/20
    روایاتی وجود دارد که نوزده حرفی بودن "بسم الله الرحمن الرحیم" را با تعداد نگاهبانان دوزخ که نوزده نفرند، مرتبط می داند، اما با تمام فضایلی که برای این عبارت قرآنی وجود داشته و با پذیرش بخش هایی از این روایات که ناظر به کمک معنوی بسم الله به ...
  • اگر در اثناء طواف نیاز به رفع حاجت باشد؛ وظیفه چیست؟
    9866 طواف 1387/12/12
    سؤال مذکور استفتاء شد و پاسخ تعدادی از دفاتر مراجع (زید عزهم العالی) به شرح زیر می باشد: دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): اگر هنگام ...

پربازدیدترین ها