جستجوی پیشرفته
بازدید
15205
آخرین بروزرسانی: 1392/04/30
 
کد سایت fa26715 کد بایگانی 31969 نمایه منظور امام سجاد(ع) از جمله «اللَّهُمَّ لَا خَفِیرَ لِی مِنْکَ» در دعای ۳۱ صحیفه سجادیه
طبقه بندی موضوعی درایه الحدیث|امام سجاد ع
خلاصه پرسش
منظور امام سجاد(ع) از جمله «اللَّهُمَّ لَا خَفِیرَ لِی مِنْکَ» در دعای ۳۱ صحیفه سجادیه، چیست؟
پرسش
سلام. لطفاً منظور امام سجاد(ع) از فراز دعای (31) صحیفه که با جمله (اللهم لا خفیر لی منک) شروع می‌شود، در بخشی از این دعا می‌فرمایند: پشیمانی من برای این است که کسی در آسمان و یا زمین برای من طلب آمرزش کند؟ این به چه معنا است؟
پاسخ اجمالی
ترجمه این فراز از دعای 31 امام سجاد(ع) چنین است: «خدایا! از کیفرت برایم حمایت کننده‏‌اى نیست؛ پس باید عزّت و تواناییت حمایتم کند، و برایم در پیشگاه تو شفیعى نیست؛ باید احسانت شفیعم شود، و گناهانم مرا ترسانده؛ عفو تو است که باید مرا امان دهد. پس آنچه به زبان آوردم، از باب نادانیم نسبت به کردار زشتم، و از روى فراموشى در مورد عمل بر گذشته‌‏‌ام نیست، بلکه براى آن است که آسمانت و هر که در آن است، و زمینت و هر که روى آن است، صداى ندامتى که براى تو آشکار کردم، و فریاد توبه‌‏اى که در سایه آن به تو پناه بردم، بشنوند تا مگر برخى از آنان به خاطر رحمتت بر بدى وضعم رحم کنند، یا رقّت بر من به سبب بدى حالم او را دریابد، تا از جانب خود دعایى به من کند، که از دعاى خود من، نزد تو به اجابت نزدیک‏تر باشد، یا از طرف او شفاعتى به من برسد، که از شفاعت من استوارتر جلوه کند؛ شفاعتى که نجاتم از خشمت، و دست‌یابیم به خشنودیت به آن باشد».[1]
اما در پاسخ پرسش مطرح شده در مورد این جمله امام سجاد: «پشیمانی من برای این است که کسی در آسمان و یا زمین برای من طلب آمرزش کند»، باید گفت؛ اولیای الهی، آنان که در بندگى و طاعت، در عبادت و خدمت، از جسم و جان مایه مى‌‏گذارند، و شوقى جز رسیدن به وصال محبوب، و همّتى جز به دست آوردن رضاى دوست در وجودشان نیست، در عین حال در دلشان این نگرانی وجود دارد که مبادا لحظه‏‌اى اعراض از حق و یا دچار شدن به فراق محبوب، گریبان جانشان را بگیرد؛ اینان اعراض از دوست را سخت‌‏ترین و بدترین و شکننده‌‏ترین بلا مى‌‏دانند، و فراق دوست را در سوزندگى، شدیدتر از آتش جهنّم حساب مى‌‏کنند.
اینان وقتى از نگرانى نجات پیدا مى‌‏کنند که به وصال دوست برسند و شاهد لقاى معشوق را در آغوش جان بگیرند.
گفتنی است؛ تقوا که همان نیروى حفظ نفس و خود نگه‌دارى از بى‌‌پروایى در مسئله گناه است، طبعاً ملازم با نوعى بیم و هراس مى‌‌‏باشد. و قهراً آدمى را از افتادن در گناه باز مى‌‌‏دارد.
این حال خوف و نگرانى از عواقب طغیان بر خدا، ممکن است در ابتداى امر از تصوّر کیفرهاى اخروى و یا عوامل دیگر از جهات اخلاقى و اجتماعى در انسان به وجود آید، ولى کم‏کم بر اثر اشتداد درجه عرفان به مقام ربوبیّت و آشنایى بیشتر با کانون عزّ و جلال حضرت حق، آن حال خوف و نگرانى از آینده کار، تبدیل به حال خشیت و خشوع روح از درک ابهت خدای قهار مى‌‏گردد، و انسان آگاه هر چند بى‌گناه را هم مى‌‏لرزاند: «انَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عَبادِهِ الْعُلَماءُ»؛[2] از بندگان خدا فقط دانشمندان از او مى‌‏ترسند.
قرآن در وصف پیامبران الهی مى‌‏فرماید: «الَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لایَخْشَوْنَ احَداً الَّا اللَّهَ»؛[3] آنان که در این پهنه هستى به جلال و جمالى که فوق آن متصوّر نیست پى برده‌‏اند، و ناچیزى خویش و جمله موجودات را در جنب آن عظمت بى‌پایان درک کرده‌‏اند، دلى سرشار از خشیت و انکسار دارند، و قلبى مرعوب از سطوت ذوالجلال.
«اذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ اذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ ایماناً»؛[4] و هر وقت یاد خدا به میان آید دل‌هاشان ترسان گردد، و هر وقت آیات خدا بر آنان تلاوت شود ایمانشان را افزون سازد.
و اینان هستند که یک تذکر از انبیا و یک اشاره از اولیاى خدا، چنان تکانى بر روحشان مى‌‏افکند که گاه از شدّت ارتعاش، قالب تهى مى‌‏کنند، چنان‌که آن مرد بیدار دل به نام «همّام»[5] از شنیدن اوصاف اهل تقوا از زبان امیر مؤمنان(ع) فریادى کشید و جان داد. آن‌گاه امام فرمود؛
اگر در روایات آمده است که امام عارفان على(ع) به هنگام نماز بویژه در حال خلوت با حضرت معبود در دل شب بدنش مى‌‏لرزید و انقلابى عجیب بر روح مقدسش عارض مى‌‏گردید و گاهى از حال مى‏رفت، این نه آن خوف و نگرانى از تقصیر در انجام وظایف، و ترس از مجازات‌‏هاى خداوند در روز محشر و حساب بود،[6] بلکه این همان حال خشیت و انکسار یک دل آگاه از عظمت بى‌نهایت در بى‌نهایت است که خود و تمام ماسوا را مستهلک در پرتو آن تجلّیات قاهره مى‌‏دید و از خود بى‌خود مى‌‏شد.[7]
خلاصه: همان‌گونه که بیان شد؛ اولیای خدا به یقین دل در گرو حضرت دوست دارند، اما در عین حال در دلشان این نگرانی وجود دارد که مبادا لحظه‏‌اى اعراض از حق و غفلت، گریبان جانشان را بگیرد که این برایشان دردناک‌تر از آتش جهنّم به حساب می‌آید. امام(ع) می‌خواهد ‌بفرماید اگرچه یقین دارم تنها پناهگاه و شفیع گناه‌کاران و نیازمندان توایی، و تمام امیدم به تو است. اما آنچه را که بر زبان می‌آورم، از آن‌رو است که آسمان و آسمانیان، و زمین و زمینیان، فریاد ندامتم را بشنوند تا شاید برخى از آنان از جانب خود دعایى در حق من کنند، که از دعاى خود من، نزد تو به اجابت نزدیک‌‏تر باشد، یا از طرف او شفاعتى به من برسد، که از شفاعت من استوارتر جلوه کند.
گفتنی است؛ اگر چه امام مصون از خطا و گناه است، اما این مصونیت در سایه همین خودسازی‌ها و مناجات‌ها دست‌یافتنی شد و اگر امام می‌فرماید کسی در آسمان و زمین صدای مرا بشنود که نزد تو عزیزتر از من باشد، شاید منظور امام سجاد(ع) پیامبر(ص)، امام علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین(ع) باشند که آنها برای حضرتش شفاعت کنند که به یقین آن بزرگواران در نظر حضرت سجاد(ع) پیش خدای متعال مقام برتری دارند، و یا منظور حاملان عرش باشند که یکی از وظائفشان دعا در حق مؤمنان است.[8] و این هیچ منافاتی با مقام عصمت ندارد.
 

[1]. «اللَّهُمَّ لَا خَفِیرَ لِی مِنْکَ فَلْیَخْفُرْنِی عِزُّکَ، وَ لَا شَفِیعَ لِی إِلَیْکَ فَلْیَشْفَعْ لِی فَضْلُکَ، وَ قَدْ أَوْجَلَتْنِی خَطَایَایَ فَلْیُؤْمِنِّی عَفْوُکَ. فَمَا کُلُّ مَا نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنِّی بِسُوءِ أَثَرِی، وَ لَا نِسْیَانٍ لِمَا سَبَقَ مِنْ ذَمِیمِ فِعْلِی، لَکِنْ لِتَسْمَعَ سَمَاؤُکَ وَ مَنْ فِیهَا وَ أَرْضُکَ وَ مَنْ عَلَیْهَا مَا أَظْهَرْتُ لَکَ مِنَ النَّدَمِ، وَ لَجَأْتُ إِلَیْکَ فِیهِ مِنَ التَّوْبَةِ. فَلَعَلَّ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِکَ یَرْحَمُنِی لِسُوءِ مَوْقِفِی، أَوْ تُدْرِکُهُ الرِّقَّةُ عَلَیَّ لِسُوءِ حَالِی فَیَنَالَنِی مِنْهُ بِدَعْوَةٍ هِیَ أَسْمَعُ لَدَیْکَ مِنْ دُعَائِی، أَوْ شَفَاعَةٍ أَوْکَدُ عِنْدَکَ مِنْ شَفَاعَتِی تَکُونُ بِهَا نَجَاتِی مِنْ غَضَبِکَ وَ فَوْزَتِی بِرِضَاکَ». الصحیفة السجادیة، ترجمه، آیتى، عبدالمحمد، دعای31 (نیایش سى و یکم)، سروش، تهران، چاپ دوم، 1375ش.
[2]. فاطر، 28.
[3]. احزاب، 39.
[4]. انفال، 2.
[5]. همّام کسی است که امام علی(ع) خطبه متقین(خطبه 184 نجهج البلاغه) را به اصرار ایشان بیان فرمودند.
[6]. او که معصوم است و کوچک‌‏ترین تقصیر از وى در امر وظایف به وقوع نپیوسته است. ر. ک: پاسخ 7880(ترک اولی از معصوم).
[7]. ر. ک: انصاریان، حسین، تفسیر و شرح صحیفه سجادیه، ج‏10، ص 156- 158، دار العرفان، قم.
[8] . غافر، 7.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها