جستجوی پیشرفته
بازدید
53856
آخرین بروزرسانی: 1392/03/30
خلاصه پرسش
تغافل(خود را به نادانی زدن) چیست و تغافل پسندیده و ناپسند چه فرقی با هم دارند؟
پرسش
تغافل چیست و تغافل بجا و نابجا چه فرقی با هم دارند؟
پاسخ اجمالی
تغافل، یکى از روش‌هاى قابل توجه در تربیت است و در بخش‌هاى مختلف زندگى از اهمیت بالایى برخوردار است.
تغافل به دو گروه «تغافل مثبت» و «تغافل منفی» تقسیم می‌شود. پس پسندیده یا ناپسند بودن و بجا یا نابجا بودن تغافل بر طبق موارد فرق می‌کند. که در قسم اول جزو فضایل اخلاقی و در قسم دوم جزو رذائل اخلاقی است.
تغافل مثبت؛ یعنی این‌که انسان، چیزهایى را بداند که پنهان کردن آن لازم یا پسندیده است؛ به دیگر سخن؛ فردى خود را نسبت به مسئله‌اى که اظهارش عواقب نامطلوب دارد، به ناآگاهى و بی‌اطلاعى بزند و با بزرگوارى از کنار آن بگذرد تا باعث حفظ آبروى دیگران شود. اگر در مواردى پرده‌درى شود و آبرو و حیثیت اشخاص بر باد رود، افراد تشویق به گناه می‌شوند و طبق منطق «من که رسواى جهانم، غم دنیا سهل است» رسوایى را مجوّزى براى گناه می‌شمرد. و اگر پرده حیاى گنه‌کاران دریده شود، دست به هر کارى می‌زنند؛ پس در این‌جا جز با «تغافل» نمی‌توان جلوى این پدیده شوم اجتماعى را گرفت.  
برخی از مواقع تغافل و چشم‌پوشی در امور زندگى، مایه بدبختى است. اگر انسان، واقعیت‌ها را بداند و باور داشته باشد که زندگى دنیا ناپایدار است و این جهان گذرگاهى است که باید از آن بگذرند، و به سرایى دیگر بشتابند و مرگ قانون تخلّف ناپذیرى است، و هیچ اعتبارى به قدرت‌ها و ثروت‌هاى مادى نیست؛ ولى با این حال، چنان از کنار این مسائل بگذرد که گویى هیچ چیزى نمی‌داند و نمی‌بیند، این تغافل منفى است.
 
پاسخ تفصیلی
«تغافل» از ریشه «غفل»؛ در لغت به معناى نادیده انگاشتن، چشم‌پوشى عمدی و خود را به غفلت زدن است.[1] از تغافل در اخلاق اسلامی نیز بحث شده است که نگاه اصطلاحی تغافل با نگاه لغوی آن تفاوتی ندارد و از آن سرچشمه می‌گیرد. که این امر در مباحث زیر روشن خواهد شد.
«تغافل» در نگاه علم اخلاق
تغافل، یکى از روش‌هاى قابل توجه در تربیت است و در بخش‌هاى مختلف زندگى از اهمیت بالایى برخوردار است. تغافل در نگاه علم اخلاق؛ یعنی این‌که انسان‌ها در برابر برخی از اشتباهاتی که از دیگران انجام می‌گیرد - اما این اشتباهات سهوی‌اند یا از نوع خطاهایى هستند که هنوز به مرز جُرم و گناه سنگین نرسیده‌اند- تغافل و چشم‌پوشی کند و خود را به غفلت بزند.[2]
انسان‌هاى غیر معصوم، در طول زندگى خویش، کم و بیش، عمدى یا سهوى مرتکب‏ اشتباهات کوچک و بزرگ می‌شوند و کمتر کسى یافت می‌شود که مرتکب اشتباهى نشود یا خود را مصون از آن بداند. از سوى دیگر، خُرده‌گیرى و بازخواست از دیگران درباره اشتباهات سهوى یا خطاهایى که هنوز به مرز جُرم و گناهی سنگین نرسیده چندان خردمندانه و پسندیده نیست و در این‌گونه موارد، عقل و شرع بر چشم‌پوشى و گذشت، نظر دارند. این‌جا است که تغافل معنا پیدا می‌کند که در این مواقع، تغافل و چشم‌پوشی و خود را به غفلت زدن در برابر این نوع از خطاها و اشتباهات دیگران، لطیف‌تر و سازنده‌تر از عفو و گذشت است.
گفتنی است؛ «تغافل» منافاتى با امر به معروف و نهى از منکر و انتقاد سازنده ندارد؛ زیرا «امر به معروف و نهى از منکر» مربوط به واجبات و محرمات است (که آشکارا زیر پا گذاشته می­شود) که این موضوع از محدوده «تغافل» بیرون است و انتقاد سازنده مربوط به امورى است که در سرنوشت فرد و جامعه اثر قابل ملاحظه‌اى دارد، در حالى‌که «تغافل» مربوط به امور جزئى و کم ارزش و یا عیوبى است که مصلحت در آن است که پنهان بماند.[3]
البته آنچه گفته شد، از جمله موارد «تغافل» مثبت و پسندیده است؛ چرا که تغافل به دو گروه «تغافل مثبت» و «تغافل منفی» تقسیم می‌شود. پس پسندیده یا ناپسند بودن و بجا یا نابجا بودن تغافل بر طبق موارد فرق می‌کند. که در قسم اول جزو فضایل اخلاقی و در قسم دوم جزو رذائل اخلاقی است.
تغافل مثبت و پسندیده
تغافل مثبت؛ یعنی این‌که انسان، چیزهایى را بداند که پنهان کردن آن لازم یا پسندیده است؛ به دیگر سخن؛ فردى خود را نسبت به مسئله‌اى که اظهارش عواقب نامطلوب دارد، به ناآگاهى و بی‌اطلاعى بزند و با بزرگوارى از کنار آن بگذرد تا باعث حفظ آبروى دیگران شود.[4]
هر کس عیب یا لغزشى دارد، لذا سعى دارد تا مردم آن‌را ندانند؛ ولى گاهى افراد هوشمند از آن آگاه می‌شوند. «تغافل» در این‌گونه موارد، در حقیقت یک نوع‏ عیب‌پوشى است که جز در موارد امر به معروف و نهى از منکر، آن هم به صورت محرمانه و لطیف، بسیار پسندیده است.
اگر در مواردى پرده‌درى شود و آبرو و حیثیت اشخاص بر باد رود، افراد تشویق به گناه می‌شوند و طبق منطق «من که رسواى جهانم، غم دنیا سهل است» رسوایى را مجوّزى براى گناه می‌شمرد. و اگر پرده حیاى گنه‌کاران دریده شود، دست به هر کارى می‌زنند؛ پس در این‌جا جز با «تغافل» نمی‌توان جلوى این پدیده شوم اجتماعى را گرفت.[5]
تغافل، یکى از اصول مهم زندگى آرام و خالى از دغدغه‌ای است که در بخش‌هاى مختلف زندگى - مانند خانواده- از اهمیت بالایى برخوردار است. یکی از این موارد در بخش مدیریتی نهادهای فعالیتی جامعه است. در بخش فعالیت‌های اجتماعی، مدیران هر بخش از این فعالیت‌ها باید از این مسئله در حل بسیارى از مشکلاتشان بهره بگیرند؛ یعنى، هر جا که احتیاج به اخطار و هشدار است باید اخطار و هشدار دهند و هر جا که با «تغافل»، مشکلات حل می‌شود، از این طریق وارد شوند. به یقین اگر مدیران، اصل «تغافل» را از زندگى خود حذف کنند، گرفتار دردسرهاى بی‌دلیل خواهند شد.
بدیهى است گاهى همکاران و زیردستان، به دلیل غفلت، آشنا نبودن با کارها و یا نگرانی‌ها و مشکلاتى که براى آنها پیش می‌آید، مرتکب لغزش و خطا می‌شوند. در چنین مواردى اگر نسبت به آن لغزش چشم‌پوشى نشود و شخصیت و کرامت فرد مورد بی‌مهرى و اهانت قرار گیرد، خواسته یا ناخواسته او را در مسیر جسارت‌ها، برخوردهاى غرض آلود و لغزش‌هاى عمدی سوق می‌دهد. اثر تربیتى تغافل این است که شخص خطاکار، با احساس احترام و اعتمادى که از سوى مدیر می‌بینید، در جهت جبران لغزش‌هاى خود می‌کوشد و در صدد است که اعتماد و حسن ظن مدیر را در عمل نسبت به خویش، جلب نماید.[6]
تغافل منفی و ناپسند
برخی از مواقع «تغافل و چشم‌پوشی در امور زندگى، مایه بدبختى است. اگر انسان، واقعیت‌ها را بداند و باور داشته باشد که زندگى دنیا ناپایدار است و این جهان گذرگاهى است که باید از آن بگذرند، و به سرایى دیگر بشتابند و مرگ قانون تخلّف ناپذیرى است، و هیچ اعتبارى به قدرت‌ها و ثروت‌هاى مادى نیست؛ ولى با این‌حال، چنان از کنار این مسائل بگذرد که گویى هیچ چیزى نمی‌داند و نمی‌بیند، این تغافل منفى است که آثار زیان‌بارش از «غفلت» هم بیشتر است؛ زیرا، غافلان، ناآگاهانه به دام حوادث گرفتار می‌شوند؛ اما «تغافل کنندگان» با آگاهى در این دام قدم می‌گذارند که مسئولیت الهی‌اش بیشتر و نکوهش مردم درباره آن شدیدتر است.[7]
تغافل در بیان معصومان(ع)
در حدیث معروفى که از پیامبر اکرم(ص)،[8] امام علی،[9] سجّاد،[10] امام باقر[11] و از امام صادق(ع)[12] درباره «تغافل» نقل شده است، چنین می‌فرمایند: «مصلحت همزیستى سالم و معاشرت با مردم در پیمانه‌اى است که دو سوّم آن هوشیارى و یک سوم آن تغافل باشد».[13]
این روایت، در واقع ضمن تأکید بر تغافل مثبت، از تغافل منفى بر حذر می‌دارد. ابتدا تأکید به هوشیارى و بیدارى و ترک «غفلت» می‌کند و سهم آن‌را دو سوّم می‌داند و مفهوم آن این است که انسان نباید از مسائل مهم زندگى بی‌خبر بماند؛ بلکه باید با کمال دقّت، مراقب آنچه که خیر و صلاح او در آن است، باشد. از سوى دیگر نسبت به امورى که لازم است مورد بی‌اعتنایى و بی‌توجهى قرار گیرد، دستور به «تغافل» می‌دهد؛ مانند فکر و دقت در مسائل جزئى زندگى که اهمّیّت چندانى ندارند، انسان را از تفکّر در امور مهم باز می‌دارد و همچنین مخفى کردن عیوب پنهانى دیگران در مواردى که مصلحت ایجاب می‌کند، کار پسندیده‌اى است.[14]
امام على(ع) در این رابطه می‌فرماید: «یکى از با ارزش‌ترین کارهاى کریمان، تغافل و چشم‌پوشی از چیزهایى است که از آن آگاهند [و سرپوش گذاشتن بر آن لازم است]».[15]
«هیچ خردى چون خود را به نادانى زدن نیست».[16]
«هیچ بردبارى چون تغافل نیست».[17]
«قدر و منزلت خود را با تغافل و چشم‌پوشی نسبت به امور پست و کوچک بالا برید ... و زیاده از امورى که پوشیده و پنهان است تجسس نکنید که عیب‌جویان شما زیاد می‌شوند ... و با چشم برهم نهادن از دقت بیش از حد در جزئیات، بزرگوارى خود را ثابت کنید».[18]
از این حدیث و بعضى از احادیث دیگر، به خوبى موارد «تغافل» روشن می‌شود و نشان می‌دهد که مربوط به امور مهم و سرنوشت ساز زندگى نیست، بلکه مربوط به امور جزئى و کم اهمّیّت است که در زندگى هر انسانی پیش می‌آید. طبیعی است اگر تغافل بیش از حد در امور اجتماعی و مدیریتی به سوء استفاده طرف مقابل بیانجامد، دیگر نمی­توان آن‌را یک ویژگی مثبت برشمرد، بلکه شاید نشانی از ضعف فرد ارزیابی شود.
آثار «تغافل مثبت»
اصل تغافل وقتى بجا مورد بهره‌بردارى قرار گیرد، آثار ارزش‌مندى در پی دارد؛ مانند:
1. خوش‌نامى:‏ هر کسی به طور طبیعى خواهان خوش نامى خود است و از بدنامى و نکوهش دیگران در هراس است. یکى از آثار خوب تغافل، خوش‌نامى است. امام على(ع) می‌فرماید: «تَغافَلْ یُحْمَدْ امْرُکَ»؛[19] تغافل کن تا کارت مورد ستایش قرار گیرد.
2. زندگى گوارا: اگر انسان در مجموعه‌هایى که به شکلى در آنها عضویت دارد؛ مانند خانواده، محله، محل کار، محل تحصیل و ... بخواهد عینک ریزبینى به چشم بزند و به کار دیگران خُرده بگیرد، همه عمرش را باید صرف چنین کارى نماید و هیچ‌گاه به کارهاى اصولى و اهداف زندگى خود نائل نمی‌شود. علاوه بر آن باید همواره با اعضاى خانواده، همشهریان، همکاران و ... درگیر باشد و زندگى خود را در پاى آن تباه سازد.[20] در حالی‌که با تغافل بجا و پسندیده می‌توان خود را از تلخ‌کامی و اضطراب در زندگی رهایی بخشید.
چنان‌که در سخن حکیمانه امیر مؤمنان(ع) آمده است: «هر کس تغافل نورزد و از بسیارى از امور [خلاف دیگران‏] چشم نپوشد، زندگی‌اش تلخ می‌گردد».[21]
3. حفظ حرمت:‏ خُرده‌گیرى و ایراد و پرخاش و گاهى تنبیه و جریمه به خاطر اشتباهات و سهل‌انگاری‌هاى عادى و کم‏اهمیّت، هیبت و احترام شخص ایراد گیرنده را می‌شکند. براى مصون ماندن از چنین آسیبى باید به اصل تغافل تمسک جست؛ چنان‌که امام صادق(ع) می‌فرماید: «قدر و منزلت خود را با تغافل بزرگ دارید».[22]
 

[1]. واسطی زبیدی، محب الدین سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق و مصحح: شیری، علی، ج 15، ص 547 – 548، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، چاپ اول، 1414ق؛ بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی-فارسی، ص 62،  انتشارات اسلامی، تهران، چاپ دوم، 1375ش.
[2]. ر.ک: مکارم شیرازى، ناصر، الاخلاق فى القرآن، ج 2، ص 332، مدرسة الامام على بن ابى طالب(ع)، قم، چاپ سوم؛ انصاریان، حسین، الاسرة و نظامها فى الاسلام، ص 200، انتشارات انصاریان، قم، چاپ اول، 1383ش. 
[3]. مکارم شیرازى، ناصر، اخلاق در قرآن، ج 2، ص 366، مدرسة الامام على بن ابى طالب(ع)، قم، چاپ اول، 1377ش.
[4]. همان، ص 363.
[5]. همان، ص 363 – 364.
[6]. پژوهشکده تحقیقات اسلامى، اخلاق فرماندهى و مدیریت، ص 27 – 28، انتشارات زمزم هدایت، قم؛ آخوندى، مصطفى، اخلاق مدیریت، ص 73، انتشارات کوثر غدیر، قم، 1382ش. 
[7].  اخلاق در قرآن، ج 2، ص 363.
[8]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 4، ص 387، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.
[9].  مجلسی اول، محمد تقی، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: موسوی کرمانی، سید حسین، اشتهاردی، علی‌پناه، طباطبائی، سید فضل الله، ج 13، ص 53، ‌مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، قم، چاپ دوم، 1406ق.
[10]. خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر، محقق و مصحح: حسینی کوهکمری، عبد اللطیف، ص 240،‏ بیدار، قم، 1401ق؛ ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(ع)، ج 4، ص 204، انتشارات علامه، قم، چاپ اول، 1379ق.
[11]. حلّی، یحیی بن سعید، نزهة الناظر فی الجمع بین الأشباه و النظائر، ص 100، منشورات رضی، قم، چاپ اول، 1394ق.
[12]. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول(ص)، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ص 359، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1404ق.
[13]. همان.
[14]. اخلاق در قرآن، ج 2، ص 365. 
[15]. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، صالح، صبحی، کلمات قصار، شماره 222، ص 507، هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق.
[16]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص 769، محقق و مصحح: رجائی، سید مهدی،‏ دار الکتاب الإسلامی، قم، چاپ دوم، 1410ق.  
[17]. همان.
[18]. تحف العقول عن آل الرسول(ص)، ص 224.
[19]. غرر الحکم و درر الکلم،‏ ص 324.
[20]. اخلاق مدیریت، ص 75.
[21]. غرر الحکم و درر الکلم، ص 664.
[22].  محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 9، ص 159، مؤسسة آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1408ق.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چه مسائلی را می‌توان از امور فراطبیعی برشمرد؟
    2351 بیشتر بدانید 1400/11/07
    برای شناخت اجمالی مسائل فراطبیعی کافی است که شناخت اجمالی نسبت به مسائل طبیعی داشته باشیم؛ امور طبیعی یا مادی اموری است که دارای یکی از این ویژگی‌ها باشد:داشتن مکان خاص و اشغال فضا،اشغال زمان و زمان داشتن،قابل اشاره حسی بودن،قابلیت انقسام و بخش‌پذیری،استکمال از طریق ...
  • آیا گرفتن ناخن در شب جایز است؟
    148873 بیشتر بدانیم 1389/10/08
    از کارهای مستحبی که دین اسلام بر آن تأکید می کند، گرفتن ناخن است به هر صورتی که باشد، البته بهتر است در روز جمعه باشد و از انگشت کوچک دست چپ آغاز و به انگشت کوچک دست راست تمام شود‏. در نتیجه در هر وقت از شب ...
  • نمازهای نافله را در چه زمان هایی می بایست انجام داد؟
    142992 نماز شب و نوافل یومیه 1388/04/13
    خواندن نوافل باعث ایجاد آمادگی برای خواندن نمازهای واجب می گردد و رغبت بیشتری نسبت به ادای فرایض و نمازهای واجب در انسان ایجاد می کند.مهمترین اثر نافله آن چیزی است که در حدیثی به نام حدیث قرب نوافل آمده است: راوی از حضرت صادق (ع) و ایشان از جد ...
  • آیا دعایی برای پیدا کردن گمشده، یا گم کرده وجود دارد؟
    51482 دستور العمل ها 1393/02/31
    در برخی منابع روایی دستور العملی برای پیدا شدن گم شده بیان شده است که آن‌را ذکر می‌کنیم: جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا(ص) روایت کرده است که آن‌حضرت به امام على(ع) و فاطمه(س) این دعا را آموخت و فرمود: هرگاه بلایی به شما رسید و ...
  • آیا به جهیزیه همسرم خمس تعلق می‌گیرد؟
    27322 آنچه خمس بدان تعلق می گیرد 1392/04/29
    اکثر مراجع تقلید از این جهت که جهیزیه حکم هدیه را داشته و یا اینکه در آینده مورد استفاده واقع خواهد شد، آن را شامل خمس نمی‌دانند، ولی برخی[1] از مراجع، مورد فوق را متعلق خمس شمرده‌اند. ضمائم: پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به ...
  • حکم خواندن نماز با لباس آغشته به عرق جنب از حلال چیست؟
    143897 عرق جنب از حرام 1389/06/14
    جنب از حرام به کسی گویند که از راه حرام (زنا یا لواط یا استمنا) جنب شده باشد. و جنب از حلال به کسی گویند که از راه لذت بردن از راه حلال (همسر شرعی یا احتلام در خواب) جنب شده باشد. بنا ...
  • طرماح بن عدی طائی کیست؟ چگونه وی از همراهی با امام حسین(ع) محروم شد؟
    16495 تاريخ بزرگان 1400/09/15
    طرماح بن عدی بن عبداللّه بن خیبری بن أفلت طائی،‏[1] از اصحاب امام علی(ع)[2] و امام حسن(ع)[3] بود. برخی از گزارش‌ها نام جد او را حاتم[4] و یا حکیم[5] ذکر کرده‌اند؛ اما در برخی از منابع ...
  • با توجه به نا مرتب بودن ایام "پریود" حکم نماز وروزه من چیست؟
    38705 استحاضه 1389/06/06
    اگر بعد از زایمان عادت شما به عادت عددیه شش روز برگشت، در این هنگام شش روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار می دهی، اما اگر عادت تغییر نکرد و بر عادت عددیه هفت روز باقی ماند، پس هفت روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار ...
  • آیا نوزده حرفی بودن بسم الله الرحمن الرحیم فلسفه ای دارد؟
    41793 علوم قرآنی 1389/07/20
    روایاتی وجود دارد که نوزده حرفی بودن "بسم الله الرحمن الرحیم" را با تعداد نگاهبانان دوزخ که نوزده نفرند، مرتبط می داند، اما با تمام فضایلی که برای این عبارت قرآنی وجود داشته و با پذیرش بخش هایی از این روایات که ناظر به کمک معنوی بسم الله به ...
  • اگر در اثناء طواف نیاز به رفع حاجت باشد؛ وظیفه چیست؟
    9866 طواف 1387/12/12
    سؤال مذکور استفتاء شد و پاسخ تعدادی از دفاتر مراجع (زید عزهم العالی) به شرح زیر می باشد: دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): اگر هنگام ...

پربازدیدترین ها