
لطفا صبرکنید
40617
- اشتراک گذاری
کلمهی «دین» معنای گسترده دارد و در اصطلاحات مختلف، در معانی متفاوت به کار میرود. گاه «دین» به معنای مطلقِ باور و اعتقاد به کار میرود؛ بنابر این، هر انسانی که دارای باوری است، به این معنا دارای یک «دین» است؛ اما آنچه را ما از «دین» اراده میکنیم، معنای محدودتری دارد و هر باوری را شامل نمیشود.
گاه نیز به هر باوری که در آن نوعی اعتقاد به ماوراء و حقیقتی فراتر از آنچه در نگاه صرفاً فیزیکی و مادی مشاهده میشود، وجود داشته باشد، «دین» اطلاق میشود؛ اما هنگامی که از دین در معنای خاص آن سخن میگوییم، مقصودمان باوری است که مصدر و منشأ آن، امر الهی باشد.
با این تلقی، دین مجموعهای از باورها، دستورها و هنجارها است که در کنار یکدیگر، شیوه خاصی از زندگی را سامان میدهند؛ شیوهای که از آن با عنوان «زندگی دینی» یا «زندگی دیندارانه» تعبیر میکنیم.
کلمهی «دین» معنای گستردهای دارد و در اصطلاحات مختلف، در معانی متفاوتی به کار میرود. گاه «دین» به معنای مطلقِ باور و اعتقاد است؛ بنابر این، هر انسانی که دارای باوری باشد، از این جهت صاحب یک دین به شمار میآید. با اینحال، آنچه ما معمولاً از «دین» اراده میکنیم، معنای محدودتری دارد و هر باوری را دین نمینامیم.
گاه نیز به هر باوری که در آن نوعی اعتقاد به ماوراء و حقیقتی فراتر از آنچه در نگاه صرفاً فیزیکی و مادی وجود دارد، «دین» اطلاق میشود. دینشناسان نیز معمولاً واژه «دین» را در همین معنای عام به کار میبرند. بر اساس این معنا، دین هم ادیان حق و الهی را شامل میشود و هم ادیانی را دربرمیگیرد که ساخته و پرداخته ذهن بشر بوده و منشأ الهی ندارند.
با اینحال، ما معمولاً واژه «دین» را در چنین معنای گستردهای به کار نمیبریم؛ بلکه هنگامی که از دین سخن میگوییم، مقصودمان باوری است که مصدر و منشأ آن الهی باشد و از سوی خداوند به بشر رسیده باشد.
اگر دین را با این تلقی در نظر بگیریم، میتوان گفت دین مجموعهای از باورها، دستورها و هنجارها است که در کنار یکدیگر، شیوه خاصی از زندگی را سامان میدهند؛ شیوهای که از آن به «زندگی دیندارانه» تعبیر میکنیم.
«دینداری» نیز به این معنا است که باورهای دینی انسان در رفتار و کردار او ظهور و بروز پیدا کند. به بیان دیگر، باور حقیقی با آثار عملی آن شناخته میشود. اگر یک امر در رفتار و عمل انسان هیچ ظهور و بروزی نداشته باشد، میتوان گفت که هنوز به مرحله باور عمیق و حقیقی نرسیده است؛ زیرا هنگامی که چیزی به باور واقعی انسان تبدیل شود، آثار و لوازم آن در رفتار او آشکار خواهد شد.
در این زمینه، عارفان مثالی را مطرح میکنند و میگویند: همه انسانها میدانند که مرده نمیتواند حرکت کند و نمیتواند به کسی آسیب برساند؛ اما اگر کسی شبهنگام در خانهای تنها باشد و در همان خانه فردی که بهتازگی از دنیا رفته حضور داشته باشد، ممکن است احساس ترس کند. این ترس نشان میدهد که دانستنِ ناتوانی مرده از حرکت یا آسیبرساندن به دیگران، لزوماً به معنای باور عمیق و درونی به آن نیست؛ زیرا فرد در عمل نگران است که مبادا مرده حرکت کند و به او آسیب برساند. بنابر این، باور واقعی چیزی است که آثار و لوازم آن در رفتار انسان آشکار میشود.
بر این اساس، بخشی از دین را دستورهایی تشکیل میدهد که انسان دیندار به آنها ملتزم است و در عمل به آنها پایبندی نشان میدهد.
بخش دیگری از دین نیز مجموعهای از ارزشها و هنجارها است که زندگی انسان بر اساس آنها شکل مطلوبتری پیدا میکند. ممکن است در مورد برخی از این امور، دستور الزامآوری در دین وارد نشده باشد؛ اما به عنوان یک ارزش یا هنجار دینی مورد تأکید قرار گرفته باشند. گاهی از این دسته امور با عنوان «مفاهیم اخلاقی» یاد میشود؛ یعنی اموری که رعایت آنها موجب میشود زندگی انسان بهتر و به ارزشها و آرمانهای دینی نزدیکتر شود.
بنابر این، اگر دین را با این معنا در نظر بگیریم، در میان ادیان، آن دینی برای ما اهمیت و موضوعیت دارد که منشأ و مصدر الهی داشته باشد؛ یعنی حقیقتی باشد که خداوند متعال آنرا برای هدایت و سعادت بشر ضروری دانسته و از طریق پیامبران خود، که مأمور رساندن پیام الهی به انسانها هستند، به بشر ابلاغ و عرضه کرده است.[1]
[1]. برای اطلاع بیشتر، ر. ک: «تأثیر خدا در زندگی انسان ها شمارۀ 8700 (سایت: 8632)».

: