جستجوی پیشرفته
بازدید
638588
آخرین بروزرسانی: 1398/08/19
خلاصه پرسش
عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
پرسش
عقیقه و احکام و شرایط آن را بیان کنید.
پاسخ اجمالی
عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها.
پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی اگر چنین نشد اشکالی ندارد و کفایت می کند.
همچنین مستحب است، پس از سر بریدن عقیقه، استخوان‌ها را نشکنند، بلکه از بند مفصل‌ها جدا کنند، ولی استحباب دفن کردن استخوان‌هاى عقیقه و بعضى از کارهایى که در بعضى جاها مرسوم و معروف است، ثابت نشده و مدرکى ندارد.
مستحب است یک ران یا یک چهارم از گوشت عقیقه را به قابله بدهند و بقیّه را بین مؤمنان تقسیم نمایند، ولی بهتر آن است که با آب و نمک بپزند و حدّاقل به ده نفر طعام بدهند، و پدر و مادر و هر کسی که خرجش به عهده پدر آن طفل است و عیال او محسوب می شوند - مانند فرزندان - از آن گوشت نخورند.
خوب است تراشیدن موی سر فرزند و صدقه دادن به طلا یا نقره، به وزن آن موها و عقیقه نمودن در روز هفتم هم زمان، انجام شود.
اگر پدری در روز هفتم برای فرزندش عقیقه نکند تا هنگام بلوغ طفل، این استحباب برای پدر است و می تواند برای فرزندش عقیقه کند، ولی بعد از بلوغ، بر خود فرزند استحباب دارد که برای خود عقیقه نماید.
پاسخ تفصیلی
عقیقه در لغت
«عقیقه» از مادّه «عقّ» در اصل، به معنای موی سر هر نوزادی است که با آن مو متولّد شده، چه نوزاد انسان باشد یا حیوان، اما الآن، اسم شده برای آن حیوانی که در روز هفتم تولّد نوزاد، برای او سر می‌برند.[1]
عقیقه در فقه
گروهی از فقها می‌گویند: عقیقه عبارت است از کشتن گوسفند هنگام ولادت فرزند.[2] برخی دیگر گفته‌اند: عقیقه، آن حیوانی است که برای فرزند می‌کشند، چه فرزند پسر باشد یا دختر.[3]
آداب و شرایط عقیقه
کسی که خداوند فرزندی به او عنایت کرده، بنابر نظر برخی از فقها، واجب،[4] و بنابر نظر مشهور از فقها، مستحب است،[5] در روز هفتم ولادت فرزندش گوسفندی را به عنوان عقیقه جهت حفظ فرزند از بلاها ذبح کند و گوشت آن‌را حداقل به ده نفر اطعام کند.[6]
از امام صادق(ع) سؤال شده، آیا صدقه دادن قیمت عقیقه کفایت از عقیقه کردن می‌کند؟ حضرت فرمودند: نه کفایت نمی‌کند؛ خداوند دوست دارد طعام دادن و خون ریختن را.[7]
در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است: «هر مولودى گرو عقیقه است»؛[8] یعنی اگر عقیقه نکنند فرزند، در معرض مرگ و یا انواع بلاها است.[9]
از این جهت اگر پدر تا هنگام بلوغ فرزند برایش عقیقه نکند، بعد از بلوغ تا آخر عمرش بر خود فرزند مستحب است برای خود عقیقه کند.[10]
عمر بن یزید می‌گوید، به امام صادق(ع) عرض کردم: «نمی‌دانم پدرم براى من عقیقه کرده است یا نه؟ امام(ع) به من امر کرد برای خودم عقیقه کنم و من هم [بنا به دستور امام] برای خودم عقیقه کردم، در حالی که پیر و سالخورده بودم».[11]
در این‌که آیا در عقیقه باید حیوان هم جنس فرزند باشد؛ یعنی اگر فرزند پسر بود عقیقه، نر باشد و اگر فرزند دختر بود عقیقه، ماده باشد و این‌که چه حیوانی را می‌توان برای عقیقه کشت روایات مختلف وارد شده است.
از امام صادق(ع) روایت شده است: «اگر فرزند، پسر بود، برای او حیوان نر، عقیقه کنید و اگر فرزند، دختر بود برای او حیوان مادّه، عقیقه کنید».[12]
امّا در روایت دیگر از امام صادق(ع) در مورد عقیقه دختر و پسر سؤال شد، حضرت فرمود: «عقیقه دختر و پسر، یکسان است و فرقی ندارد».[13] یعنی نیاز نیست برای دختر، عقیقه ماده و برای پسر عقیقه نر کشته شود.
به تبع روایات، فقها، نیز نظر یکسان در مسئله ندارند؛ لذا برخی از فقها گفته‌اند: برای پسر، گوسفند نر و برای دختر، گوسفند ماده کشته شود،[14] و عقیقه نیز فقط باید گوسفند باشد، نه غیر آن.[15] البته برخی دیگر از فقها بر آنند: بهتر این است که عقیقه گوسفند باشد، سپس شتر و سپس هر حیوانی که بتوان آن‌را قربانی کرد.[16] برخی هم معتقدند مساوی بودن عقیقه در نر و ماده بودن با فرزند، مستحب است، اما اگر یکسان هم نباشند کفایت می‌کند.[17]
نتیجه
خلاصه جمع بین روایات و نظریات مختلف فقها، این است که بهتر آن است که حیوان ذبح شونده، جهت عقیقه، گوسفند باشد، ولی اگر غیر گوسفند از بقیّه حیوانات مثل گاو یا شتر برای عقیقه استفاده کنند، نیز کفایت می‌کند.
همچنین، افضل تساوی در جنسیت، بین عقیقه و فرزند است، امّا اگر تساوی در جنسیت هم رعایت نشود، باز اشکالی ندارد و کفایت، می‌کند.
برخی از فقها،[18]می‌گویند حیوانی که عقیقه می‌شود، بهتر است شرایط قربانی[19] را داشته باشد؛ یعنی معیوب نباشد، چاق باشد، سن[20] آن هم رعایت شود، ولی اگر شرایط قربانی را نداشته باشد باز هم کفایت می‌کند. چنان‌که امام صادق(ع) فرمودند: «همانا عقیقه گوسفند گوشتی است(یعنی هدف گوشت است)، به منزله قربانی نیست، هر گوسفندی برای عقیقه کفایت می‌کند، منتها هر چه چاق‌تر باشد بهتر است».[21]
دعا برای سر بریدن عقیقه
امام صادق(ع) فرمودند وقتی می‌خواهید عقیقه را سر ببرید بگوئید: «یٰا قَوْمِ إِنِّی بَرِی‌ءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً مُسْلِماً وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ[22] إِنَّ صَلٰاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیٰایَ وَ مَمٰاتِی لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ لٰا شَرِیکَ لَهُ وَ بِذٰلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ[23] اللَّهُمَّ مِنْکَ وَ لَکَ بِسْمِ اللهِ وَ اللهُ أَکْبَرُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ».[24]
لازم به ذکر است که به‌جای فلان بن فلان، اسم فرزند و پدرش ذکر شود.
دعای بعد از سر بریدن عقیقه
امام صادق(ع) فرمودند هنگامی که حیوان را سر بریدید بگویید: «وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً مُسْلِماً وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ إِنَّ صَلٰاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیٰایَ وَ مَمٰاتِی لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ لٰا شَرِیکَ لَهُ اللَّهُمَّ مِنْکَ وَ لَکَ اللَّهُمَّ هَذَا عَنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ».[25]
آن‌حضرت همچنین فرمودند بعد از ذبح بگویید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللَّهُمَّ عَقِیقَةٌ عَنْ فُلَانٍ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وِقَاءً لآِلِ مُحَمَّدٍ ص».[26]
از امام باقر(ع) نیز نقل شده است، وقتی عقیقه را سر بریدی بگو: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ اللهُ أَکْبَرُ إِیمَاناً باللهِ وَ ثَنَاءً عَلَى رَسُولِ الله وَ الْعِصْمَةَ لِأَمْرِهِ وَ الشُّکْرَ لِرِزْقِهِ وَ الْمَعْرِفَةَ بِفَضْلِهِ عَلَیْنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِنْ کَانَ ذَکَراً فَقُلِ- اللَّهُمَّ إِنَّکَ وَهَبْتَ لَنَا ذَکَراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَا وَهَبْتَ وَ مِنْکَ مَا أَعْطَیْتَ وَ کُلُّ مَا صَنَعْنَا فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا عَلَى سُنَّتِکَ وَ سُنَّةِ نَبِیِّکَ وَ رَسُولِکَ وَ اخْسَأْ عَنَّا الشَّیْطَانَ الرَّجِیمَ لَکَ سُفِکَتِ الدِّمَاءُ لَا شَرِیکَ لَکَ وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ».[27]
چگونگی تقسیم عقیقه
مستحب است بعد از سر بریدن عقیقه، استخوان‌هایش را نشکنند، بلکه از بندها جدا کنند،[28] ولی استحباب دفن کردن استخوان‌هاى عقیقه و بعضى از کارهایى که در بعضى جاها مرسوم و معروف است، ثابت نشده و مدرکى ندارد.[29]
مستحب است یک ران [30]یا یک سوم[31] و یا یک چهارم[32] گوسفند را به قابله دهند، اگر قابله مادر بزرگ پدری نوزاد باشد، یا از افراد تحت تکفّل وی باشد، چیزی به قابله داده نمی‌شود،[33] و اگر فرزند بدون قابله متولد شد، آن‌را به مادر فرزند می‌دهند و مادر آن‌را به هر کسی که خواست می‌دهد[34] و بقیّه گوشت را بین مؤمنان نیازمند تقسیم کنند، اما بهتر آن است که بقیّه را لااقل با آب و نمک بپزند و گوشت آن را حدّاقل به ده نفر از مؤمنان، اطعام کنند هر قدر بیشتر باشند دارای فضیلت بیشتر است.[35]
سنّت است که پدر و مادر و هر کسی که خرجش به عهده پدر آن طفل است و عیال او محسوب می‌شوند - مانند فرزندان - از گوشت عقیقه نخورند، همچنین بهتر آن است که از طعامی که در آن پخته باشد نخورند، و خوردن مادر از آن گوشت کراهت بیشتری دارد اما اشکالی ندارد که مادر از گوشت عقیقه به همسایه فقیرش بدهد.[36]
خوب است تراشیدن موی سر فرزند و صدقه دادن به طلا یا نقره، به وزن آن موها و عقیقه نمودن در روز هفتم هم زمان، انجام شود،[37]ولی مستحب است که اوّل، سر فرزند را بتراشند و بعد عقیقه انجام دهند.[38]
 

[1]. طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج  5، ص  215، کتابفروشى مرتضوى، تهران، 1375ش.
[2]. شیخ طوسى، المبسوط فی فقه الإمامیة، محقق، مصحح، کشفی، سید محمد تقى‌، ‌ج 1، ص 394، المکتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة‌، تهران، چاپ سوم‌، 1387ق.‌
[3]. شریف مرتضى، على بن حسین موسوى‌، الانتصار فی انفرادات الإمامیة، ص 406، دفتر انتشارات اسلامى،‌ قم، چاپ اول‌، 1415ق.‌
[4] همان.
[5]. علامه حلّى، حسن بن یوسف بن مطهر، مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة‌، ج 7، ص 303، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ دوم، 1413 ق.‌؛ حلّى، ابن ادریس، محمد بن منصور بن احمد‌، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوى، ج 2، ص 646، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ دوم، 1410 ق؛ شیخ طوسى، الخلاف، محقق، مصحح، على خراسانى، سید جواد شهرستانى، مهدى طه نجف، مجتبى عراقى، ج 6، ص 67، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ اول‌، 1407‍ ق؛ حلّى، یحیى بن سعید‌، الجامع للشرائع، ص 458، مؤسسة سید الشهداء العلمیة‌، قم، چاپ اول، 1405‍ .؛ حسینى روحانى‌ قمّى، سید صادق، فقه الصادق (ع)، ج 22، ص 287،‌ دار الکتاب، مدرسه امام صادق(ع)،‌ قم،‌ چاپ اول، ‌1412ق.‌
[6]. کلینى، الکافی، محقق، غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج 6، ص 28 و 29، دار الکتب الإسلامیة، تهران‏، چاپ چهارم، 1407ق.
[7]. همان، ص 25.
[8] همان.
[9]. مجلسی، محمدباقر، حلیة المتقین، ص 115، انتشارات ارمغان طوبی، قم، چاپ اول، 1380ش.
[10]. المبسوط فی فقه الإمامیة،‌ ج 1، ص 395.
[11]. الکافی، ج 6، ص 25.
[12]. ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه،‏ محقق، مصحح، غفارى، على اکبر، ج 3، ص 485، دفتر انتشارات اسلامى‏، قم، چاپ دوم، 1413 ق.‏
[13] الکافی، ج 6، ص 26.
[14]. طوسى، محمد بن على بن حمزه‌، الوسیلة إلى نیل الفضیلة،‌ محقق، مصحح، محمد حسون‌، ص 316، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، قم،‌ چاپ اول‌، ‌1408‍ق؛ المبسوط، ج 1، ص 395.
[15]. المبسوط، ج 1، ص 395.
.[16] الوسیلة إلى نیل الفضیلة،‌ ص 316.‌
.[17] عاملى، شهید ثانى، زین الدین بن على‌، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة(المحشّٰى- کلانتر)، ج 5، ص 448، کتابفروشى داورى، قم، چاپ اول‌، 1410ق.‌
[18].همان، ص 447.
[19]. 1. آن‌که اگر شتر باشد سن آن کمتر از پنج سال نباشد و داخل در شش سال شده باشد،  اگر گاو است بنا بر احتیاط واجب کمتر از دو سال نباشد و داخل در سه سال شده باشد،  همچنین در بُز کمتر از سن گاو نباشد، و در میش به احتیاط واجب، کمتر از یک سال نباشد و داخل در سال دوم شده باشد. 2. باید صحیح باشد. 3. باید خیلى پیر نباشد. 4. باید تام الاجزاء باشد، و ناقص کافى نیست. 5. باید لاغر نباشد. 6. باید «خصى»(اخته) نباشد. 7. باید بیضه آن‌را نکوبیده باشند. 8. باید در اصل خلقت بى‌دُم نباشد. 9. در اصل خلقت بى‌بیضه نباشد.(امام خمینی، مناسک حج، ص 258 و 259).
[20]. اگر شتر باشد سن آن کمتر از پنج سال نباشد و داخل در شش سال شده باشد، اگر گاو است بنا بر احتیاط واجب کمتر از دو سال نباشد و داخل در سه سال شده باشد، همچنین در بُز کمتر از سن گاو نباشد، و در میش به احتیاط واجب کمتر از یک سال نباشد و داخل در سال دوم شده باشد.(امام خمینی، مناسک حج، ص 258).
[21]. الکافی، ج 6، ص 30.
[22]. انعام، 78، 79.
[23]. همان، 162و 163.
[24]. الکافی، ج 6، ص 31.
[25]. همان.
[26]. همان، ص 30.
[27]. همان، ص 30 و 31.
[28]. همان، ص 29.
[29]. فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، ج 2، ص 389، انتشارات امیر قلم، قم، چاپ یازدهم. 
[30]. الکافی، ج 6، ص 28، 29.
[31]. همان، ص 32.
[32]. همان، ص 27و 29.
[33]. همان، ص 32.
[34]. همان، ص 29.
[35]. منسوب به امام رضا، فقه الرضا، ص 239،‌ مؤسسه آل البیت، مشهد، چاپ اول، ‌1406ق.‌
[36]. الکافی، ج 6، ص32.
[37]. همان، ص 33.
[38]. بهاء الدین عاملی، محمد بن حسین، ساوجی، نظام بن حسین، جامع عباسی، و تکمیل آن، ص 694، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1429؛ بهجت، محمد تقی، جامع المسائل، ج 4، ص 98، نشر دفتر معظم له، چاپ دوم، 1426ق.
ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

پرسش های اتفاقی

  • توصیف خداوند در قرآن و عهد عتیق و جدید(تورات و انجیل)، چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟
    21555 صفات الهی 1394/03/30
    همان‌گونه که می‌دانید مخاطبان این کتاب‌ها یکسان نیستند؛ چرا که تورات قرن‌ها قبل از قرآن نازل شده؛ به همین دلیل، برخی تفاوت‌های آنها طبیعی بوده و برخی دیگر نیز از جنبه مکمل ‌بودن قرآن قابل توجیه است. علاوه بر این، مدت نگارش عهد قدیم، چند قرن طول کشید ...
  • وقتی که یزید لشکریانش را به آتش زدن کعبه دستور داد، چرا آنان مانند اصحاب فیل، دچار عذاب نشدند؟
    39318 تاريخ کلام 1389/11/09
    در زمان کوتاه حکومت یزید سه جرم کریه و زشتی انجام شد که اوّلش کشتن امام حسین (ع) است، دوم واقعه حرّه، سومش هم به آتش کشاندن کعبه. زمانی که به تاریخ این ستمکاران نگاه می کنیم می بینیم که در دنیا نیز عذاب الاهی بر آنان نازل شد، اما ...
  • آیا امکان خود آگاهی در رویا وجود دارد ؟ دلیل تحقق یافتن برخی رویاها چیست؟
    31815 Theoretical 1389/01/14
    به عقیده حکما خواب حالتی است که در آن حواس ظاهری به تدریج از عالم خارج منقطع می گردد، اما حواس باطنی همچنان فعال است. نفس انسان در موقع خواب در اثر فراغت از پرداختن به عالم خارج و اشتغالات مختلف، توجه به عالم ملکوت  پیدا می کند و هر ...
  • خوردن آن دسته از محصولات کشاورزی که به صورت غیر قانونی آبیاری می‌شوند، چه حکمی دارد؟
    7000 گوناگون 1393/07/03
    شخص به دلیل تخلف از قوانین مربوطه مرتکب معصیت شده است و نسبت به آب مصرفی ضامن است ولی استفاده از سبزیجات مورد نظر اشکال ندارد. ضمائم: پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله ...
  • آیا نظریه «دین و قدرت» و یا «اقتدارگرایی پیامبر(ص)» قابل پذیرش است؟
    428 1402/08/18
    در پاسخ به پرسش مطرح شده، نخست می‌گوییم، آیاتی که مورد استناد قرار گرفته، هرکدام می‌تواند در جایگاه خودش مورد بررسی بیشتری قرار گیرد؛ اما با توجه به این‌که آیات قرآن، همدیگر را تفسیر می‌کنند، باید گفت؛ آیه هشتم سوره ممتحنه، به تنهایی می‌تواند اعلام کننده این واقعیت ...
  • چرا مقام امامت در آیین ما به صورت نسل به نسل از پدر به پسر منتقل شده است؟
    38338 مشروعیت الاهی یا مردمی؟ 1387/06/26
    مقام امامت تنها به کسانی اعطا می گردد که شرایطی همچون عصمت و علم فراوان و... را دارا باشند و از این شرایط کسی جز خداوند اطلاع و آگاهی ندارد. از این رو حتی قبل از خلقت امامان نام و مشخصات آنان از طرف خداوند معلوم ...
  • واژه «زفیر» در قرآن به چه معنا است؟
    561 تفسیر 1402/10/12
    در کتاب‌های لغوی و تفسیری، برای «زفیر» از ریشه‌ی «زفر» معانی مختلفی بیان شده است؛ مانند:نفس کشیدن پى در پى، به گونه‌ای که قفسه‌ی سینه بالا بیاید.[1]ناله‌ی شدید و صدای بد، نظیر صداى الاغ هنگام شروع آن.[2]ناله، آه و حسرت، و گریه ممتد.[3]ناله و ...
  • رابطه میان عرفان و اخلاق عرفانی چیست؟
    7210 عرفان و اخلاق 1395/08/20
    درباره ارتباط میان عرفان و اخلاق عرفانی باید گفت: پژوهشگران علوم دینى پس از مطالعه آثار موجود در تمدن اسلامى که به ارزش‌هاى الهى و کمالات انسانى پرداخته‌اند، با دو گونه آثار نظام‌مند مواجه شدند: یکى آثار عرفانى که آینه علم سلوک هستند و دیگرى آثار اخلاقى که ...
  • منظور از شیطان انس چیست؟
    27090 ابلیس و شیطان 1386/08/23
    "شیطان" اسم عام است برای هر موجود طغیان‌گر، سرکش و منحرف کننده. خواه از نوع انسان باشد، یا از جن و یا هر نوع دیگر. در قرآن کریم شیطان به موجود خاص اطلاق نشده، بلکه حتی به انسان‌های شرور، فتنه‌گر و مفسد هم شیطان گفته شده است.
  • معنا و مدرک قاعده «درء» چیست؟
    83063 General Terms 1393/06/17
    در فقه؛ از قاعده‌ای بحث می‌شود که مشهور به قاعده «درء» است. نام این قاعده از روایت یا روایاتی گرفته شده که ماده «درء = منع» در آن به‌کار رفته است. و معنای کلی‌اش این است: «از افرادی که متهم به خطا و عصیانی هستند که موجب حَدّ(قصاص ...

پربازدیدترین ها