جستجوی پیشرفته
بازدید
47645
آخرین بروزرسانی: 1400/12/23
خلاصه پرسش
خداوند در قیامت با چه کسانی سخن نمی‌گوید و به آنها با نگاه محبت نمی‌نگرد؟
پرسش
خداوند در قیامت با چه کسانی سخن نمی‌گوید و به آنها نگاه نمی‌کند؟
پاسخ اجمالی

در آیات قرآن صریحا به این موضوع اشاره شده است که برخی گناهان چنان زشت و قبیح‌اند که خداوند در قیامت با مرتکبان آنها سخن نمی‌گوید و نگاه مهربانانه‌ای به آنها ندارد:

  1. «إِنَّ الَّذینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلیلاً أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فی‏ بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیم»؛[1] کسانی که کتابى که خدا نازل کرده است را پنهان می‌دارند، تا بهاى اندکى بستانند، شکم‌‌‌هاى خود را جز از آتش انباشته نمی‌سازند. و خدا در روز قیامت با آنها سخن نمی‌گوید و پاکشان نسازد و بهره‌ی آنها عذابى دردآور است.

این آیه اشاره به افرادی دارد که چون واسطه‌ی در ابلاغ و رساندن آیین و دستورات الهی هستند، باید آن‌را آن‌گونه که از جانب خدا نازل شده اعلام نمایند؛ اما اگر با انگیزه‌‌های نفسانی که جلب رضایت عوام و متنفذین است آن‌را اعلام نکنند، و یا تحریف نمایند، اینان آیات الهی را کتمان کرده‌‏اند. اینها به غیر از رضایت خدا و سعادت خلق، هر چه از این معامله به دست آرند بهای اندک است.

به عبارت روشن‌تر، این آیه می‌فرماید تمام کسانى که احکام خدا و حقایق مورد نیاز مردم را از آنها کتمان کنند و برای کسب مقام و یا به دست آوردن ثروتى مرتکب این خیانت بزرگ شوند، باید بدانند که حقیقت گرانبهایى را به بهاى ناچیزى فروخته‌‏اند؛ زیرا حق‌پوشى اگر با تمام دنیا مبادله شود باز مرتکب شونده‌ی آن، ضرر و زیان کرده است.[2]

  1. «إِنَّ الَّذینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ»؛[3] کسانى که عهد خدا و سوگندهاى خود را به بهایى اندک می‌فروشند در آخرت هیچ نصیبى ندارند و خدا در روز قیامت با آنان سخن نمی‌گوید، به آنان نگاه نمی‌‌کند، آنها را پاکیزه نمی‌‌سازد. و برایشان عذابى دردآور است. خداوند در این آیه، به مجازات شدید پیمان‌شکنان اشاره می‌کند.

روشن است که منظور از سخن نگفتن خداوند سخن با زبان نیست؛ زیرا خداوند از جسم و جسمانیات پاک و منزه است، بلکه منظور سخن گفتن از طریق الهام قلبى و یا ایجاد امواج صوتى در فضا است، مانند سخنانى که موسی(ع) از شجره‌ی طور شنید.[4]

ممکن است منظور این باشد که خدای متعال اصلا با آنها حرف نمی‌زند و حساب آنان با کلام ملائکه است و خدا ملائکه را امر می‌کند که آنها را ذلیل و خوار بدارند.[5]

به هر حال، هر فردی که مرتکب گناهی شود، باید انتظار آن‌را داشته باشد که در روز قیامت با بی‌مهری خداوند روبرو شود و هرچه گناه بزرگ‌تر باشد، خشم خدا نیز بیشتر خواهد بود. در همین راستا روایات فراوانی وجود دارد که هر کدامشان تعدادی از گناه‌کارانی را معرفی می‌کند که احتمال کمتری وجود دارد تا آنان مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرند.[6] در این‌جا بدون بررسی سندی به برخی از این روایات خواهیم پرداخت:

  1. رسول خدا(ص): خداى متعال در روز قیامت با سه طایفه سخن نمی‌گوید، نگاهشان نمی‌کند، آنها را پاک نمی‌گرداند و آنان را به عذاب دردناک گرفتار خواهد نمود: پیرمرد زناکار، پادشاه ستمگر و فقیر متکبر و خودخواه.[7]
  2. امام صادق‌(ع): خداى متعال روز قیامت با سه طایفه سخن نمی‌گوید: آن‌که بدون مجوزی از طرف خداوند، ادعای امامت کند، کسی که منکر امام بر حق شود، و کسی که معتقد باشد این دو نفر بهره‌ای از اسلام دارند.[8]
  3. سه گروه‌اند که در قیامت خدا با آنان سخن نمی‌گوید ...: پیرمرد زناکار، فرد دیوث، و زن شوهردار زناکار. [9]
  4. رسول خدا(ص): خداى متعال روز قیامت با سه طایفه سخن نمی‌گوید ...: فردى که بیعتش تنها برای رسیدن به منافع دنیوی باشد که اگر به خواسته‌‏اش رسید، به بیعتش وفادار بوده و گرنه پیمان می‌شکند و مردى که هنگام فروش به خدا سوگند یاد کند که این جنس را به فلان مبلغ خریده‌‏ام و مشترى نیز به گمان راست‌گویی او، آن جنس را بخرد، ولى در حقیقت، آن جنس را به آن مبلغ ادعایی نخریده باشد! و مردى که در بیابانی آب زیادتر از مصرف خودش داشته باشد؛ اما آن‌را از رهگذران(تشنه) دریغ نماید.[10]
  5. رسول خدا(ص): خداوند با سه گروه سخن نمی‌گوید: کسی که جز با منت، هیچ انفاقی نمی‌کند، کسی که با تکبر دامن‌کشان راه می‌رود، کسی که از کالاى خود با سوگند تبلیغ می‌کند.[11]
  6. پیامبر اکرم(ص): خداوند روز قیامت با سه طایفه سخن نمی‌گوید ...: کسی که دامنش را از روی خودبزرگ‌بینی بر زمین رها می‌کند، کسی که جنس و متاعش را به دروغ می‌ستاید، و مردى که با چهره‌ی گشاده با تو روبرو می‌‏شود، ولى دلش نسبت به تو پر از کینه است. [12]
  7. خداى متعال با سه طایفه سخن نمی‌‌گوید، و نگاهشان نمی‌کند: حاکم ستمگر، پیرمرد زناکار و عابد متکبر. [13]
  8. امام صادق(ع): روز قیامت خداوند با سه کس سخن نمی‌گوید و به آنان نگاه نمی‌‏کند و آنان را پاک نمی‌‏گرداند و عذاب دردناکى خواهند داشت: کسى که موى سفید خود را بکند، و کسى که خودارضایی کند، و مردی که خود را در اختیار همجنس‌گرایان قرار دهد.[14]
  9. پیامبر(ص): چهار گروه هستند که خداوند در روز قیامت نظر رحمت به آنها نمى‌کند کسانی که مورد عاق والدین قرار گرفتند، منت‌گذار، تکذیب کنندگان قدر الهى، کسی که شراب می‌نوشد.[15]
  10. امام سجاد(ع): سه طایفه هستند که خدا در روز قیامت نظر مرحمت به آنان نخواهد داشت و آنان را پاک و پاکیزه نمی‌‌کند و براى آنها عذاب دردناکى خواهد بود: آن کسى که از ما اهل‌بیت نباشد و خود را در بین خانواده ما داخل کند. آن کسى که از خانواده ما باشد و خود را از بین ما خارج نماید و آن کسى که بگوید این دو فرد را از اسلام بهره و نصیبى خواهد بود.
  11. پیامبر اسلام(ص): پنج گروه هستند که روز قیامت نگاهشان نمی‌کند، آنانی که هنگام عبادت‌های شبانه خوابند و هنگام عبادات روزانه در غفلت به سر می‌برند، با چیزهای شوم(مانند آلات قمار) بازی می‌کنند، شراب می‌خورند و با دشنام‌دادن به پدران و مادران شادی می‌کنند![16]
  12. رسول خدا(ص): «بدترین مردم کسانی هستند که مؤمنان را دشمن داشته و مؤمنان نیز آنان را دشمن بدارند، و نیز سخن‌چینان، آنانی که بین دوستان جدایی می‌افکنند، آنانی که برای پاک‌دامنان گناه می‌تراشند. خداوند در روز قیامت به چنین افرادی نمی‌نگرد و ...[17]
  13. امام صادق(ع): سه گروه هستند که خدا روز قیامت نگاهشان نمی‌کند ...: مردان دیوث، افراد بدزبانی که همواره در حال ناسزاگفتن به دیگران هستند، کسانی که از مردم کمک می‌خواهند با آن‌که خود سرمایه کافی دارند.[18]
  14. پیامبر(ص): «خداوند در روز قیامت به دو گروه نظر رحمت نمى‏کند، کسی که ارتباط با خویشاوندانش را ترک نماید و کسی که همسایه خود را آزار دهد.[19]

و ...

همان‌گونه که مشاهده کردید، در روایات بالا، مدعیان ناحق امامت، منکران امام برحق، پیرمردان و زنان شوهردار زناکار، سوء استفاده‌کنندگان از وابستگی به اهل‌بیت(ع)، همسایه‌آزاران، قطع‌ ارتباط کنندگان با خویشاوندان، افراد منافق و دوچهره، سخن‌چینان و تفرقه‌افکنان، افراد بی‌غیرت و دیوث،[20] کینه‌ورزان نسبت به مؤمنان، مدعیان دروغین تنگدستی، افراد عاق والدین، حاکمان ستمگر، عابدان متکبر، منت‌گذاران هنگام انفاق، فروشندگان دروغگو، فقیران متکبر، منحرفان جنسی، شرابخواران، قماربازان و ... از جمله افرادی به شمار آمده‌اند که خداوند با آنان با نگاه رحمت خویش نمی‌نگرد و سخن نمی‌گوید و این کنایه از آن است که چنین کسانی کمتر از دیگران شایسته‌ی رحمت بوده، زیرا پروردگار بر آنان غضب کرده و آنان را از لطف خود دور نموده است.

گفتنی است که این روایات در صدد بیان تمام مصادیق نبوده، بلکه بسیاری از آنها ممکن است با توجه به شرایط پیرامونی و مخاطبان خاص باشد؛ از این‌رو نباید گفت که دیگر گناهان به خشم خدا نخواهد انجامید؛ اما در طرف مقابل، توبه و کارهای شایسته می‌تواند اثر منفی این گناهان را تا حدودی بزداید.


[1]. بقره، 174.

[2]. طالقانی، سید محمود، پرتوی از قرآن، ج ‏2، ص 47، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم، 1362ش؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏1، ص 591، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.

[3]. آل عمران، 77.

[4]. تفسیر نمونه، ج ‏2، ص 627.

[5]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، تهرانی، شیخ آقابزرگ، تحقیق، قصیرعاملی، احمد، ج 2، ص 507، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.

[6]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 64، ص 298، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.

[7]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص 311، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

[8]. همان، ج 1، ص 373.

[9]. همان، ج ‏5، ص 537.

[10]. کراجکی، محمد بن علی، معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، محقق، مصحح، حسینی، احمد، ص 49، تهران، المکتبة المرتضویة، چاپ دوم، 1353ش.

[11]. همان، ص 184.

[12]. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 110، قم، شریف رضی، چاپ چهارم، 1412ق.

[13]. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورام، ج 2، ص 121، قم، مکتبة الفقیه، چاپ اول، 1410ق.

[14]. خصال، ج 1، ص 106؛ بحار الانوار، ج 73، ص 106؛ وسائل الشیعة، ج 2، ص 131، قم، مؤسسة آل البیت (ع)، 1409ق.

[15]. خصال، ج ‏1، ص 203.

[16]. کراجکی، محمد بن علی، معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، محقق، مصحح، حسینی، احمد، ص 49، تهران، المکتبة المرتضویة، چاپ دوم، 1353ش.

[17]. شیخ طوسی، محمد بن حسن‏، الامالی، ص 462، قم، دار الثقافة، چاپ اول، 1414ق.

[18]. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی‏، محقق، مصحح، رسولی محلاتی، هاشم‏، ج 1، ص 178 – 179، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، 1380ق.

[19]. پاینده، ابو القاسم‏، نهج الفصاحة(مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص)، ص 165، تهران، چاپ چهارم، 1382ش.

[20]. ر. ک: «بی‌غیرتی برخی از شوهران نسبت به بدحجابی زنان»، 48213.

پاسخ تفصیلی

پاسخ به پرسش مطرح شده در ضمن چند بخش بیان می شود:

 

الف) بررسی سند حدیث

 

این حدیث به همراه راویان آن، این گونه در برخی از کتاب های حدیثی آمده است که، شیخ صدوق: عن أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْنٍ عَنْ أَبِی نَجْرَانَ التَّمِیمِیِّ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) یَقُولُ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ النَّاتِفُ شَیْبَهُ وَ النَّاکِحُ نَفْسَهُ وَ الْمَنْکُوحُ فِی دُبُرِهِ.[1]

 

ابو بصیر اسدی مى‏گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که ‏فرمود: روز قیامت خداوند با سه کس سخن نمى‏گوید و به آنان نگاه نمى‏کند[2] و آنان را پاک نمى‏گرداند و عذاب دردناکى خواهد داشت: کسى که موى سفید خود را بکند، و کسى که با خود نکاح کند (استمنا)، و مردی که خود را در اختیار همجنس گرایان قرار دهد.

 

این روایت در کتاب های حدیثی مانند «بحارالانوار» و «وسائل الشیعة» از کتاب «خصال» شیخ صدوق نقل شده است. شیخ صدوق این حدیث را از پدرش و او نیز از استادانش، نقل کرده که در زیر بررسی می شود:

 

1. برخی از فقها به این روایت از جهت سندی اشکال گرفته و آن را ضعیف دانسته اند.[3] اما این اشکال صحیح نیست و منشأ این اشکال به جهت اختلاف نسخه بوده است؛ زیرا در سند اصلی این روایت که در خصال شیخ صدوق نقل شده «ابن ابی نجران» دارد که مقصود «عبد الرحمن بن ابی نجران» است[4] که در کتاب­های رجال توثیق شده است؛[5] اما در سندهای کتاب های حدیثی مانند «وسائل الشیعة»، «ابی نجران» دارد که پدر عبدالرحمن بوده که توثیق نشده است.[6]

 

بنابراین، این حدیث طبق نسخه خصال شیخ صدوق، به جهت این که «ابن ابی نجران» بوده، اشکال سندی به آن وارد نیست، اما «عبد الرحمن بن عون» که در سند قرار دارد، در رجال، مجهول و نامی از او به میان نیامده است. دیگر راویان این روایت مشکلی نداشته و توثیق شده اند.[7]

 

2. قراینی نیز وجود دارد که سند موجود در نسخه اصلی (نسبت به "ابن ابی نجران") را تأیید می کند:

 

یک. «عبدالرحمن بن ابی نجران» از اصحاب امام رضا (ع) و امام جواد (ع) بود[8] و بدیهی است که با چند واسطه از امام صادق (ع) نقل حدیث نماید، ولی پدرش، «ابونجران» در زمان امام صادق (ع) بوده،[9] و برای نقل حدیث از امام صادق (ع) نیازی به دو واسطه نیست.

 

دو. «عبدالرحمن بن ابی نجران» از «عاصم بن حمید حناط» نقل حدیث کرده،[10] اما پدرش، «ابی نجران» از عاصم حدیثی را نقل نمی کند.

 

3. به هر حال، فقها این روایت را به جهت فقره دوم آن، در کنار روایات دیگری درباره «حرمت استمنا»، به عنوان قرینه آورده اند.[11]

 

ب) بررسی عبارت «الناتف شیبه» در حدیث

 

«ناتف»، از «نتف» گرفته شده، و در لغت به معنای کندن مو یا مانند آن است.[12]

 

«شیب»، به معنای سفید شدن مو و نیز به معنای پیران و مو سفیدان است.[13]

 

درباره معنای عبارت «الناتف شیبه»، نظریات متفاوتی در کتاب های فقهی مطرح شده است، که به آنها اشاره می شود:

 

یک. مقصود، کندن موی سفید است.[14]

 

دو. این عبارت از حدیث، دلالت بر حرمت تراشیدن محاسن دارد.[15]

 

سه. تراشیدن (حلق) غیر از کندن (نتف) است و این روایت دلالت بر حرمت تراشیدن محاسن ندارد.[16]

 

چهار. این روایت، دلالت بر کراهت کندن موی سفید دارد. پس، کندن موی سفید جایز است.[17]

 

اما ظاهراً دیدگاه اول (کندن موی سفید) صحیح می باشد؛ چون همان گونه که گفته شد، شیب به معنای سفید شدن مو است؛ به همین جهت، منظور، کندن موی سفید است، اما حرمت را نمی توان از این روایت استفاده کرد و حمل روایت بر کراهت (دیدگاه چهارم) بیشتر با آن سازگار است.

 

در ضمن تکرار زیاد هر گناه صغیره ای گناه کبیره شمرده می شود؛ پس، اگر کندن موی سفید (یا تراشیدن محاسن) تکرار شود، گناه کبیره بوده و اگر شخص توبه از آن ننماید، طبق این حدیث، دچار این آثار در جهان آخرت می شود.

 

برای آگاهی بیشتر نمایه های زیر را مطالعه کنید:

 

1. «آمرزش گناه کبیره»، سؤال 843 (سایت: 914) .

 

2. «مراتب و درجات گناهان»، سؤال 1613 (سایت: 1614) .

 

3. «تراشیدن ریش و موهای بدن»، سؤال 933 (سایت: 1006) .

 

4. «حکم تراشیدن ریش»، سؤال 4172 (سایت: ) .

 

5. «دلیل فقهی تراشیدن ریش»، سؤال 3313 (سایت: 3869) .

 



[1] . شیخ صدوق، الخصال، ج 1، ص 106، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1403ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 73، ص 106، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404ق؛ عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعة، ج 2، ص 131، مؤسسة آل البیت (ع)، قم، 1409ق.

[2] .   کنایه از این است که، چنین کسانی هرگز شایسته رحمت نبوده و پروردگار بر آنان غضب کرده و آنان را از لطف خود دور خواهد فرمود

[3] . موسوی، سید ابوالحسن، الحلیة فی حرمة حلق اللحیة، ص 13 و 14، نشر نور الولایة، تبریز، چاپ اول، 1421ق.

[4] . سبحانی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج 3، ص 310، محقق، مصحح، گروه پژوهش مؤسسه امام صادق (ع)، ‌مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول؛ نراقى، میرزا ابو القاسم بن محمد، شعب المقال فی درجات الرجال، ص 92، محقق، مصحح: محسن احمدى،‌ کنگره بزرگداشت نراقى (ره)، قم، چاپ دوم، 1422ق.

[5] . نجاشی، ابوالحسن، احمد بن علی، رجال النجاشی – فهرست اسماء المصنّفی الشیعة، ص 235، محقق، مصحح، سید موسى شبیرى زنجانى‌، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1407ق؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج 3، ص 311؛ شعب المقال فی درجات الرجال، ص 92؛ تفرشى، سید مصطفى بن حسین حسینى،‌ نقد الرجال، ج 3، ص 41، محقق، مصحح: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت علیهم السلام، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول، 1418ق.‌

[6] . کشّى، ابو عمرو، محمد بن عمر بن عبد العزیز‌، رجال الکشی (با تعلیقات میرداماد)، ج 2، ص 610، شارح: حسینی استرآبادى (میر داماد)، محمّد باقر، قم، چاپ اول، بی تا؛ الحلیة فی حرمة حلق اللحیة، ص 13 و 14؛ اسدی حلّى، حسن بن یوسف بن مطهر، ‌رجال العلامة- خلاصة الاقوال، ص 267 و 268، منشورات المطبعة الحیدریة، نجف اشرف، چاپ دوم، 1381ش؛ خویی، سید ابوالقاسم،‌ معجم رجال الحدیث، ج 14، ص 139.

[7] . «سعد بن عبدالله» (موسوعة طبقات الفقهاء، ج 3، ص 263 – 265)؛ «محمد بن خالد طیالسی» بنا بر تحقیق،(موسوعة طبقات الفقهاء، ج 3، ص 498 و 499؛ نوری، میرزا حسین، خاتمة المستدرک، ج 9، ص 39 و 40، محقق، مصحح: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، 1417ق)؛ «عاصم بن حمید الحناط» (خاتمة المستدرک، ج 1، ص 59؛ شعب المقال فی درجات الرجال، ص 90 و ...)؛ «ابو بصیر الاسدی» (موسوعة طبقات الفقهاء، ج 2، ص 632 – 634).

[8] . موسوعة طبقات الفقهاء، ج 3، ص 310؛ شعب المقال فی درجات الرجال، ص 92.

[9] . موسوعة طبقات الفقهاء، ج 3، ص 310؛ شعب المقال فی درجات الرجال، ص 92؛ رجال النجاشی – فهرست اسماء المصنّفی الشیعة، ص 235.

[10] . موسوعة طبقات الفقهاء، ج 3، ص 311؛ خاتمة المستدرک، ج 1، ص 59؛ شعب المقال فی درجات الرجال، ص 90 و کتاب های دیگر رجالی.

[11] . مانند: نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج 41، ص 648، محقق ، مصحح: عباس قوچانی و علی آخوندی، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، بی تا؛فاضل هندی اصفهانی، محمد بن حسن، کشف اللثام و الابهام عن قواعد الاحکام، ج 10، ص 516 و 517، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1416ق؛ سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذّب الاحکام، ج 28، ص 153، مؤسسه المنار، قم، چاپ چهارم، 1413ق؛ فاضل لنکرانی، محمد، الحدود، ص 728 و 729، محقق ، مصحح: حسین واثقی، عبادالله سرشار، محمدعلی مقدادی، مرتضى واعظی، محمد مهدی مقدادی و محسن أسدی،‏ مرکز فقهی ائمه اطهار (ع)، قم، چاپ اول، 1422ق.

[12] . فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج 8، ص 127، محقق، مصحح: دکتر مهدى مخزومى و دکتر ابراهیم سامرائى‌، نشر هجرت، قم، چاپ دوم، 1410ق؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 9،ص 323، محقق، مصحح: احمد فارس صاحب الجوائب،‌ دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع – دار صادر، بیروت، چاپ سوم، 1414ق.

[13] . قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 4، ص 94، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1412ق؛ لسان العرب، ج 1، ص 512.

[14] . تبریزی، جواد بن علی، صراط النجاة، ج 5، ص 374 و 375، بی تا.

[15] . بلاغی نجفی، محمد جواد بن حسن، رسالة فی حرمة حلق اللحیة، ص 150، محقق،مصحح: رضا استادی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1415ق؛ لاری، سید عبدالحسین، مجموع الرسائل، ص 304، مؤسسه معارف اسلامی، قم، چاپ اول، 1418ق.

[16] .   الحلیة فی حرمة حلق اللحیة، ص 14؛

[17] . وسائل الشیعة، ج 2، ص 130 و 131،بَابُ جَوَازِ جَزِّ الشَّیْبِ وَ کَرَاهَةِ نَتْفِهِ وَ عَدَمِ تَحریمِه، ح 5.

 

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها