جستجوی پیشرفته
بازدید
65247
آخرین بروزرسانی: 1390/02/29
خلاصه پرسش
منظور از تحت الحنک چیست؟
پرسش
1. منظور از تحت الحنک چیست؟ (آنگاه که پیامبر در هنگام نماز مقدار کمی از عمامه خود را باز می کردند). 2. طریقه صحیح انجام دادن آن چگونه است؟. 3. چرا برخی از علماء چنین می کنند اما برخی دیگر خیر؟
پاسخ اجمالی

در مورد استحباب بستن تحت الحنک در هنگام نماز، روایتی در دست نیست. فقط شیخ صدوق در کتاب "من لا یحضره الفقیه"، شهرت این عمل را به مشایخ و استادانش نسبت می دهد، اما روایات متعددی داریم که داشتن تحت الحنک در هنگام سفر یا رفتن در پی حاجتی را مستحب دانسته اند. در نحوه بستن تحت الحنک چنین گفته شده است: آویزان کردن یک طرف عمامه به طوری که طرف آویزان آن مقداری به سمت چانه متمایل باشد کفایت می کند، و شرط نیست که از زیر چانه بگذرد و به طرف دیگر متصل شود، اگر چه انجام این کار هم مصداق بستن تحت الحنک است. این که برخی از فقها به بستن تحت الحنک اهتمام نداشته یا آن را -در غیر نماز- ردّ می کنند به سبب وجود برخی از روایات است که لزوم این عمل را برای تفاوت بین مسلمانان و کافران می داند، و اکنون که مخالفان اسلام چنین پوششی ندارند، عمل به این دستور بدون موضوع است و به نظر آن دسته از فقیهان، انجام آن فضیلتی به شمار نمی آید.

پاسخ تفصیلی

روایاتی که درباره بستن "تحت الحنک" آمده است به چند دسته تقسیم می شود. روایاتی که نتیجه آن استحباب بستن تحت الحنک است، یا در حال نماز یا، در هنگام سفر و یا رفتن در پی برآورده شدن خواسته ای و یا در همه حالات و به صورت مطلق.

در مورد استحباب بستن تحت الحنک در هنگام نماز روایتی در دست نیست، فقط شیخ صدوق در کتاب "من لا یحضره الفقیه" در این باره چنین می گوید: «من از مشایخ و استادانم (ره) شنیدم که قائل بودند: نماز خواندن در حالى که عمامه بدون حنک یا طابقى (طابق معرّب همان تا به فارسى بوده و آن وسیله گرد و مدوّرى است که جهت بریان کردن بعضى از مواد غذایی از آن استفاده مى‌کنند و در این جا عمامه بدون تحت الحنک را به آن شبیه دانسته‌اند) بر سر شخص است جایز نیست، و نیز شخصى که عمامه به سر دارد جایز نیست بدون تحت الحنک نماز بخواند».[1]

این که شیخ صدوق بستن تحت الحنک را به مشایخ و استادانش نسبت می دهد؛ به این علت است که روایتی درباره استحباب بستن تحت الحنک در هنگام نماز به دست نیاورده است، لذا این موضوع را به استادانش نسبت می دهد. صاحب جواهر نیز درباره این موضوع می گوید: «من روایتی در باب استحباب بستن تحت الحنک در هنگام نماز ندیدم، بله! روایاتی که تحت الحنک را در همه حالات مستحب شمرده است فراوان است، و مسلماً نماز هم یکی از این حالات است».[2]

اما روایات متعددی داریم که داشتن تحت الحنک در هنگام سفر یا رفتن در پی حاجتی را مستحب دانسته اند.

امام کاظم (ع): «براى کسى که هنگام بیرون آمدن براى مسافرت، عمامه بر سر نهد و تحت الحنک آن را بیاویزد، من سه چیز را به عهده مى‏گیرم: گرفتار دزد نگردد، غرق نشود، نسوزد».[3]

امام صادق (ع): «من در شگفتم از کسى که دست به انجام کارى زند یا شروع به انجام کارى کند در حالى که عمامه بر سر نهاده و تحت الحنک بسته، در چنین حالتى چگونه ممکن است حاجتش برآورده نشود».[4]

داشتن تحت الحنک در برخی دیگر از روایات به طور کلی مورد تأکید قرار گرفته است، از جمله این روایات می توان به روایات زیر اشاره کرد:

از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است: «ایشان از بستن عمامه بدون تحت الحنک، نهی کرده اند».[5]

امام صادق (ع) می فرماید: «هر کسی عمامه ببندد، ولی تحت الحنک نداشته باشد و آن گاه دردی به او برسد که هیچ درمانی نداشته باشد جز خودش را ملامت نکند».[6]

با توجه به روایات موجود و اجماعی که از شیخ صدوق، نقل شد بستن تحت الحنک در هنگام نماز برای مراجع عظام تقلید ثابت شده است، لذا حکم به استحباب بستن تحت الحنک در هنگام نماز کرده اند،[7] بدون آن که استحباب آن را در دیگر موارد منتفی بدانند.

طریقه بستن تحت الحنک:

در نحوه بستن تحت الحنک چنین گفته شده است: آویزان کردن یک طرف عمامه به طوری که طرف آویزان آن مقداری به سمت چانه متمایل باشد کفایت می کند، و شرط نیست که از زیر چانه بگذرد و به طرف دیگر متصل شود، اگر چه انجام این کار هم مصداقی از تحت الحنک خواهد بود.[8] البته در صورتی که طرف آویزان عمامه از زیر چانه بگذرد، در تحقق تحت الحنک اطمینان حاصل می شود.[9]

چرا برخی از عالمان دینی به اخبار بستن تحت الحنک عمل نمی کنند؟

اولاً: بیان این نکته لازم است که آنچه از روایات بر می آید، تنها استحباب بستن تحت الحنک است و نه وجوب آن و اگر یک فقیه به هر دلیل - از جمله دشواری نگهداری تحت الحنک در زندگی امروزی- به چنین استحبابی عمل نکند، نمی توان او را مورد بازخواست قرار داد.

ثانیاً: برخی از روایات حاکی از آن است که بستن تحت الحنک (به خصوص در غیر وقت نماز) مخصوص به زمانی بوده است که مشرکان در صدر اسلام شعار و علامتی داشتند که تحت الحنک برای خود قرار نمی دادند و نام این عمل را «اقتعاط» مى‏گذاشتند. اگر کسى این کار را مى‏کرد معنایش این بود که من هم جزء آنها هستم‏. در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) می فرمایند:«فرق بین مسلمان و کافر، بستن تحت الحنک در عمامه مسلمانان است».[10]

لذا حتی برخی از محدثان مانند مرحوم فیض کاشانی، بستن تحت الحنک را منحصر در همان زمان صدر اسلام می دانند که نوعی مبارزه با شعار و علامت کافران بوده است.[11]

برخی دیگر از فقها با توجه به این که امروزه بستن تحت الحنک نوعی لباس شهرت به حساب می آید، نه تنها حکم به استحباب آن نداده اند، بلکه بستن آن را به سبب جلب توجه کردن، از باب حرمت پوشیدن لباس شهرت، حرام دانسته اند. صاحب جواهر بعد از بیان گفتار کتاب "مفاتیح الشرایع" در حرمت بستن تحت الحنک می گوید: «من می گویم: چه بسا سزاوار است که به سبب وجود روایات لباس شهرت، قائل به حرمت شویم».[12] البته ایشان در این مورد نظر قطعی نداده است.

شهید مطهری درباره این موضوع می گوید: «در احادیث زیادى امر شده تحت الحنک همیشه در زیر گلو افتاده باشد، نه در حال نماز فقط، بلکه در همه احوال. یکى از آن احادیث این است: الْفَرْقُ بَیْنَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُشْرِکینَ التَّلَحّى یعنى فرق بین مسلمان و مشرک تحت الحنک در زیرگلو انداختن است عده‏اى از اخباری ها به این حدیث و امثال آن تمسک کرده مى‏گویند همیشه باید تحت الحنک افتاده باشد. ولى مرحوم ملامحسن فیض ... اجتهادى دارد و مى‏فرماید: در قدیم مشرکین شعارى داشتند که تحت الحنک را به بالا مى‏بستند و نام این عمل را «اقتعاط» مى‏گذاشته‏اند. اگر کسى این کار را مى‏کرد معنایش این بود که من جزء آنها هستم. این حدیث دستور مبارزه و عدم پیروى از آن شعار را مى‏دهد. ولى امروز دیگر آن شعار از بین رفته پس موضوعى براى این حدیث باقى نیست. حالا برعکس، چون همه تحت الحنک را به بالا مى‏بندند، اگر کسى تحت الحنک را در زیر چانه چرخ بدهد حرام است؛ زیرا لباس شهرت مى‏شود و لباس شهرت حرام است.[13]

اگر چه دلیل مرحوم فیض کاشانی درباره روایتی که از پیامبر (ص) رسیده است صحیح است، ولی با توجه به روایاتی که از امامان؛ همانند امام صادق و امام کاظم (ع) (که تشبیه به کفار در آن زمان مطرح نبوده است) در این موضوع رسیده است، نمی توان استحباب آن را منحصر به زمانی دانست که با این شیوه تمایزی میان مسلمانان و مشرکان به وجود می آمد، اما در عین حال، شبهه لباس شهرت بودن تحت الحنک هم چنان قابل طرح است.[14]



[1]صدوق، محمّد بن على بن بابویه، ترجمه على اکبر غفارى، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 402، نشر صدوق، تهران، 1409 ق.‌

[2] نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج ‏8، ص 252، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا.

[3] صدوق، محمد بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه انصارى، ص 361، نشر نسیم کوثر، قم، 1382ش.

[4] من لا یحضره الفقیه، ترجمه غفارى، ج‏1، ص 403.

[5]حر عاملی،محمد بن حسن،وسائل الشیعة، ج‏4، ص403، موسسه آل البیت(ع)، قم، 1409ق.

[6] طوسی، محمد بن حسن،تهذیب الأحکام، ج‏2، ص 215، دار الکتب الاسلامیه، 1407ق.

[7]توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏1، ص 478.

[8]قمی، عباس،الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى، ج‏1، ص 352، منشورات صبح پیروزى‏، قم، 1423ق.

[9]برخی از کتاب های فقهی در باب تحقق تحت الحنک چنیین نوشته اند: یتحقّق الحنک بإدارة جزء من العمامة تحته. نک: شهید ثانی،زین الدین بن علی،حاشیة شرائع الإسلام، ص81،دفتر تبلیغات اسلامی، قم،بی تا.

[10] من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص 266، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1413ق.

[11] فیض کاشانی، محسن، الوافی، ج‏20، ص 745، کتابخانه امیر المؤمنین (ع)، اصفهان، 1406ق.

[12] جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج‏8، ص 252.

[13]مطهری، مرتضی، مجموعه‏آثار، ج‏20، ص 171.

[14]عده ای چنین بیان می کنند که اگر استحباب یک نوع پوشش ثابت شود دیگر انجام آن مخالفتی با حرمت پوشیدن لباس شهرت ندارد ولی در مقابل، عده دیگر، ادله لباس شهرت را شامل مستحبات نیز می دانند.نک: جواهر الکلام، ج8، ص 253، وی می گوید: قال الامام ع: من لبس ثوبا یشهره کساه الله یوم القیامة ثوبا من النار، لکن قد یناقش فی خصوص ما کان منه مندوبا سابقا بأن بین هذه الأدلة و أدلة الندب تعارض العموم من وجه، و لعله لذا تأمل فیه الأستاذ الأکبر، و قد تدفع بأن الحرمة من جهة الشهرة لا تنافی دلیل الندب الظاهر فیما لا یشمل هذه الجهة و نحوها، مضافا إلى إمکان ترجیح هذا الإطلاق بما فی خبر معلى بن خنیس‏.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها