جستجوی پیشرفته
بازدید
27820
آخرین بروزرسانی: 1392/06/26
خلاصه پرسش
آیا پیامبر اسلام(ص) دستور قتل کعب بن اشرف یهودی را دادند؟ آیا بعد از کشتن او دستور داد همه مردان یهودی را بکشند؟
پرسش
چرا پیامبر اسلام(ص) دستور قتل کعب بن اشرف یهودی را داد؟ و چرا بعد از کشتن او دستور داد همه مردان یهودی را بکشند؟
پاسخ اجمالی
در منابع اهل سنت آمده است: وقتی کعب بن أشرف به دستور پیامبر گرامی اسلام(ص) کشته شد، ایشان فرمودند: «مَنْ ظَفَرْتُمْ بِهِ  مِنْ رِجَالِ یَهُودَ فَاقْتُلُوهُ»؛ به هر یک از بزرگان یهود دست یافتید، او را بکشید.
با توجه به نکات زیر می‌توان به دست آورد ‌که آیا پیامبر اکرم(ص) دستور قتل رجال یهود را داد، یا خیر:
1. عبارت «مَنْ ظَفَرْتُمْ بِهِ مِنْ رِجَالِ یَهُودَ فَاقْتُلُوهُ»، قطعاً عمومیت نداشته و همه یهود و یا حتی همه بزرگان یهود آن زمان را شامل نمی‌شود؛ زیرا در این صورت، مسلمانان به دستورات پیامبر در مورد کشتن رجال یهود عمل ‌کرده و یا دست کم تلاشی در این مورد انجام می‌دادند، اما در تاریخ هیچ نقلی در این مورد وجود ندارد، جز این‌که بعد از این گفتار پیامبر، یکی از یهودیان به نام ابن سنینه که از تُجّار یهود بود، به دست یکی از مسلمانان به نام محیصه کشته شد. بنابر این، می‌توان نتیجه گرفت که این کلام - بر فرض پذیرش - تنها در مورد تعداد معدودی از یهودیان بوده که مدیریت دشمنی با اسلام را در دست داشتند و مخاطبان پیامبر نیز به این حقیقت پی برده و بر اساس آن عمل ‌کردند.
2. از ظاهر این داستان به دست می‌آید؛ قبیله کعب نیز با او همراه بوده‌اند و از او دفاع می‌کردند و به نوعی دشمن و مخالف پیامبر به حساب می‌آمدند و شاید گفتار پیامبر اینان را دربر بگیرد.
3. این داستان در منابع اهل سنت آمده و تقریباً تواتر محتوایی در میان آنها وجود دارد. اما در میان منابع شیعی، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که در پاسخ تفصیلی خواهد آمد.
 
پاسخ تفصیلی
پیامبر گرامی اسلام(ص) بعد از هجرت به مدینه، با توطئه­های مختلفی از طرف مشرکان و یهودیان که در داخل و خارج مدینه زندگی می‌کردند، مواجه شد و خداوند، پیامبر(ص) را به صبر و تقوا سفارش فرمود:[1] «یقیناً در اموال و جان‌هایتان امتحان خواهید شد، و مسلماً از کسانى که پیش از شما کتاب آسمانى به آنان داده شده و [نیز] از کسانى که شرک ورزیدند، سخنان رنج‌آور بسیارى خواهید شنید، و اگر [در برابر آزار اینان‏] شکیبایى ورزید و [از تجاوز از حدود الهى‏] بپرهیزید [سزاوارتر است.] این امورى است که ملازمت بر آن از واجبات است».[2] اما با گذشت زمان و اوج گرفتن دشمنی و حتی گاه خیانت آنان، پیامبر در دوره‌های زمانی مختلف دستور به جنگ و یا قتل آنها را داده است.
بنابر روایتی، یکی از موارد فوق، کشتن شخصی به نام کعب بن أشرف می­باشد. کعب، مردى از قبیله طى بود و مادرش نیز از یهودیان بنى نضیر[3] بود، اما با گذشت زمان تبدیل به یکی از بزرگان مدینه و عضوی از قبیله بنی نضیر شد.[4] او خیانت‌ها و دشمنی‌های بسیاری نسبت به مسلمانان و پیامبر داشت که در اینج‌ا به تعدادی از آنها به صورت مختصر اشاره می‌شود:
1. پیمان بستن با مشرکان مکه علیه مسلمانان: «وقتی در جنگ بدر، گروهی از قریش کشته شدند و مسلمانان به پیروزی رسیدند، پیامبر(ص) زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه را به مدینه فرستاد تا مژده آن پیروزى را به مردم دهند. کعب وقتی این را شنید، گفت: واى بر شما! راست می‌گویید؟ اینان اشراف عرب و پادشاهان مردم بوده‌اند. اگر محمّد اینان را کشته باشد، زیر زمین بهتر از روى زمین است. سپس به مکه رفت.[5] او در واکنش به این حادثه، بر کشته شدگان مشرکان مکه در بدر نیز عزاداری و گریه کرد و در مکه، مشرکان را بر جنگ با پیامبر تهییج کرد و حتی آنان را بر سرودن شعر علیه پیامبر اسلام ترغیب می‌نمود.[6] حتی در برخی منابع نقل شده است که در سؤال کفار مکه که آیا دینِ آنان را برتر می‌داند یا دین محمد؛ دین کفار مکه را برتر دانسته و با آنان پیمان بست و خداوند در آیه‌ای این عمل آنان را سرزنش کرد:[7] «آیا به کسانى که بهره‌اى اندک از [دانش‏] کتاب [تورات و انجیل‏] به آنان داده شده ننگریستى که به هر معبودى غیر خدا، و هر طغیان‌گرى ایمان می‌آورند؟! و درباره کسانى که کافر شده‌اند، می‌گویند: آنان از کسانى که ایمان [به قرآن و پیامبر] آورده‌اند، هدایت یافته‌ترند».[8]
2. شعر او در تمسخر و اهانت به پیامبر اکرم(ص): در تاریخ نقل شده است کعب در بسیاری از مواقع اشعاری را بر علیه پیامبر اسلام می‌سرود و از آن‌جا که شخص شاعر و فصیحی بود؛[9] لذا گسترش و نفوذ شعر او نیز بیشتر بوده است. البته توجه به این نکته ضروری است که، نقش شعر در آن زمان بسیار پر رنگ‌تر از نقش امروزی آن است. شاید نقش شعر در میان عرب جاهلی را بتوان به مانند صنعت و هنر فیلم‌سازی امروز دانست. اگر در آن روز شخص قدرتمند و فصیحی مانند کعب، شعری بر علیه پیامبر اسلام سرود مانند این است که امروزه کسی به دروغ و با استنادات باطل، فیلمی را بر علیه آن‌حضرت ساخته باشد و طبیعتاً شیوع و نفوذ این شعر بسیار بیشتر از گفتارها و حتی شعرهای افراد عادی بوده است.
3. اذیت، تهمت و تمسخر مسلمانان:‌ کعب، مسلمانان را نیز بسیار اذیت و آزار می‌داد.[10] در مورد او گفته شده اسست که اسم زنان مسلمان را می‌آورد و آنان را به تمسخر می‌گرفت[11] و علیه مسلمانان شعر می‌سرود.[12]
کشته‌شدن کعب بن أشرف
در مورد کشته شدن کعب اختلافاتی وجود دارد که در ذیل بیان می‌شوند:
الف. نظریه رایجی در میان اهل سنت پیرامون قتل کعب وجود دارد که هیچ منبع شیعی این داستان را به صورت مستقل نقل نکرده است و تنها در معدودی از کتاب‌های شیعی با استناد به منابع اهل سنت آن‌را این‌گونه ذکر کرده‌اند:[13] بعد از اذیت و آزارهای کعب، پیامبر(ص) فرمود: «چه کسی شَرّ فرزند اشرف را کوتاه می‌کند؟» محمد بن مسلمه گفت: اى پیامبر خدا! من این کار را می‌کنم و او را می‌کشم. پیامبر فرمود: «انجام بده» ... در نهایت محمد بن مسلمه، ابو نائله که برادر رضاعی کعب بود و عباد بن بشر و حارث بن اوس و ابو عبس بن جبر بر کشتن کعب بن اشرف هم‌سخن شدند، آنها ابو نائله را  پیش وى فرستادند که با او سخن گفت و شعرى خواند و پس از آن گفت: اى ابن أشرف! من به حاجتى پیش تو آمده‌ام آن‌را نهان دار، کعب گفت: چنین کنم، (در ادامه ابو نائله به بدگوئی از پیامبر پرداخت و برای تعدادی از افراد که مانند او فکر می‌کردند، درخواست کمک از کعب کرد) ... در نهایت تصمیم بر این شد که ابو نائله به همراه تعدادی پیش کعب بیایند و او به آنها کمک کند. سپس همگان پیش پیامبر رفتند و آن‌حضرت آنها را روانه کرد و فرمود: «به نام خدا بروید» و دعا کرد: «خدایا! کمکشان کن». آن‌گاه پیامبر به خانه بازگشت و آنها به سمت قلعه کعب رفتند و ابو نائله بانگ زد و کعب از بستر برخواست و زنش به او گفت: «انک امرؤ محارب، و ان صاحب الحرب لا ینزل فی مثل هذه الساعة»؛ تو در حال جنگى و مرد جنگی در چنین وقتى پایین نمی‌رود. آن‌گاه از جاى خویش بلند شد و ساعتى با آنها سخن گفت سپس به راه افتادند تا این‌که محمد بن مسلمه ضربتی بر کعب زد و او را کشت. سپس پیش پیامبر خدا رفته و خبر کشته شدن دشمن خدا را به او دادند. وقت صبح، یهودیان از کشته شدن دشمن خدا هراسان شدند و هیچ یهودى نبود که بر جان خویش نترسد. پیامبر فرمود: «مَنْ ظَفَرْتُمْ بِهِ مِنْ رِجَالِ یَهُودَ فَاقْتُلُوهُ»؛ به هر یک از بزرگان یهود دست یافتید، او را بکشید.[14]
با توجه به نکات زیر می‌توان به دست آورد ‌که آیا پیامبر اکرم(ص) دستور قتل رجال یهود را داد، یا خیر:
1. عبارت «مَنْ ظَفَرْتُمْ بِهِ مِنْ رِجَالِ یَهُودَ فَاقْتُلُوهُ» قطعاً عمومیت نداشته و همه یهود و یا حتی همه بزرگان یهود آن زمان را شامل نمی‌شود؛ زیرا در این صورت، مسلمانان – که در آن زمان، دست برتر را داشتند - به دستورات پیامبر در مورد کشتن مردان یهود عمل می‌کردند و یا دست کم تلاشی در این مورد انجام می‌دادند، اما در تاریخ هیچ نقلی در این مورد وجود ندارد جز این‌که بعد از این ماجرا، یکی از یهودیان به نام ابن سنینه که از تُجّار یهود بود، به دست یکی از مسلمانان به نام محیصه کشته شد.[15] بنابر این، می‌توان نتیجه گرفت که مراد از این کلام تنها تعداد معدودی از سران یهود می­باشد که مانند کعب، توطئه­های ضد اسلامی را مدیریت می­کردند و مخاطبان پیامبر نیز به این حقیقت پی برده و بر همین اساس رفتار کردند.
2. از ظاهر این داستان به دست می‌آید که قبیله کعب نیز با او همراه بوده‌اند و از او دفاع می‌کردند؛ لذا مسلمانان مجبور شدند با حیله او را بیرون آورده و از آنجا دور کنند تا او را بکشند و کعب و قبیله او نیز در حال صلح و دوستی نبودند؛ لذا زن کعب به او می‌گوید: «تو در حال جنگى و مرد در حال جنگ در چنین وقتى پایین نمی‌رود». بنابر این، قبیله کعب نیز به نوعی دشمن و مخالف پیامبر به حساب می‌آمدند و شاید گفتار پیامبر اینان را دربر بگیرد.
3. همان‌گونه که گفته شد این داستان در منابع اهل سنت آمده و تقریباً تواتر محتوایی در میان آنها وجود دارد و برخی از محدثان شیعه نیز این داستان را از قول اهل سنت نقل کرده‌اند.
ب. منابع شیعی عموماً کشتن کعب را در زمان درگیری پیامبر(ص) با قبیله بنی نضیر دانسته‌اند که البته در میان این منابع نیز اختلاف نظر وجود دارد:
برخی منابع شیعی اشاره کرده‌اند: در شبی که مسلمانان بر قبیله بنی نضیر پیروز شدند، کعب نیز کشته شد.[16] البته در نقل‌ها آمده که علت این‌که پیامبر با بنی نضیر وارد جنگ شد نیز به جهت کعب بوده و در واقع کعب آتشی را روشن کرد که خود و قبیله‌اش در آن سوختند: «حضرت رسول(ص) نزد کعب بن اشرف رفت تا از وى قرض بگیرند، او ابتدا به پیامبر احترام نمود و از وى تجلیل کرد، پس از این‌که حضرت با اصحاب خود نشستند، کعب به بهانه فراهم کردن غذا از مجلس بیرون شد، ولى در نظر داشت آن‌جناب را به قتل برساند. در این هنگام، جبرئیل فرود آمد و پیامبر(ص) را از نیّت او مطلع ساخت، حضرت رسول از خانه کعب بیرون رفت و چنین وانمود کرد که براى قضاى حاجتى می‌رود، پیامبر چون می‌دانست اطرافیان کعب اصحاب او را نخواهند کشت؛ لذا به تنهایى راه مدینه را در پیش گرفت. (زیرا خانه و قبیله کعب در خارج مدینه بود) هنگامى که پیامبر به مدینه مراجعت می‌کردند یکى از اصحاب کعب که براى کمک و یارى او می‌آمد در راه، رسول خدا را دید و جریان را به کعب اطلاع داد و پیامبر محمد بن مسلمه را نزد بنی ‌نضیر فرستاد و آنان را میان کوچ کردن از آنجا و یا جنگ مخیّر ساخت».[17]
اما در برخی منابع دیگر آمده است: کعب و افراد قبیله او کشته نشدند، بلکه تنها اموال آنان مصادره شده و از آن‌جا بیرون رانده شدند و کعب نیز طبیعتاً با آنها از آن‌جا خارج شده است.[18]
 

[1]. واحدی، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن، تحقیق: زغلول، کمال بسیونی، ص 138 – 139، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1411ق.
[2]. آل عمران، 186 : «لَتُبْلَوُنَّ فىِ أَمْوَالِکُمْ وَ أَنفُسِکُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَ مِنَ الَّذِینَ أَشرکُواْ أَذًى کَثِیرًا  وَ إِن تَصْبرِواْ وَ تَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَالِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ».
[3]. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون(دیوان المبتدأ و الخبر فى تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشأن الأکبر)، تحقیق: خلیل شحادة، ج 2، ص 431، دار الفکر، بیروت، چاپ دوم، 1408ق.
[4]. ابن کثیر دمشقی‏، البدایة و النهایة، ج 4، ص 6، دار الفکر، بیروت، بی‌تا.
[5]. تاریخ‏ ابن‏ خلدون، ج ‏2، ص 431.
[6]. ابن جوزی، أبو الفرج عبد الرحمن بن على، المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: عبد القادر عطا، محمد، عبد القادر عطا، مصطفى، ج 3، ص 158، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1412ق.
[7]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی‏، محمد جواد، ج 3، ص 92 – 93، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372ش؛ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج 2، ص 171، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم، 1404ق.
[8]. نساء، 51: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ أُوتُوا نَصیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذینَ کَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى‏ مِنَ الَّذینَ آمَنُوا سَبیلاً».
[9]. المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک، ج ‏3، ص 158.
[10]. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، ج 3، ص 327، دار الفکر، بیروت، 1409ق.
[11]. بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، تحقیق: المهدی‏، عبدالرزاق، ج 1، ص 550،‌ داراحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1420ق.
[12]. بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف، تحقیق: زکار، سهیل، زرکلی، ج 1، ص 284، ریاض، دار الفکر، بیروت، چاپ اول، 1417ق.
[13]. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 20، ص 10 – 12، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
[14]. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 143 – 144، دار صادر، بیروت، 1385ق؛ کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج 2، ص 24 – 25، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ دوم، 1418ق؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد أبو الفضل ابراهیم، ج 2، ص 490 – 491، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387ق؛ با کمی تفاوت در: بخاری، محمد بن إسماعیل، صحیح البخاری، محقق: محمد زهیر بن ناصر الناصر،  ج 5، ص 90 – 91، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق.
[15]. مقریزی، تقی الدین‏، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‏، ج 1، ص 125 – 126، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1420ق.
[16]. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 1، ص 92 – 93، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، ج 1، ص 201، نشر بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، 1381ق.
[17]. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج 1، ص 188، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، 1417ق؛ بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 332 – 333، بنیاد بعثت، تهران، چاپ اول، 1416ق.
[18]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوی جزائری، طیب،‏ ج 2، ص 359، دار الکتاب، قم، چاپ سوم، 1404ق؛ فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، ج 5، ص 154، تحقیق: اعلمی، حسین، انتشارات الصدر، تهران، چاپ دوم، 1415ق.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • نگاه کردن بانوان به بدن یکدیگر در استخر و... چه حکمی دارد؟
    55980 همجنس گرایی 1389/08/17
    فتوای حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای دراین باره همان فتوای حضرت امام خمینی است، که در زیر بیان می‌شود:‌نگاه کردن به عورت دیگرى حرام است، اگر چه از پشت شیشه یا در آیینه یا آب صاف و مانند اینها باشد... ولى زن و شوهر مى‏توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه ...
  • اگر شخص روزه‌داری را در غیر ماه رمضان با علم به روزه بودن او به طعام دعوت کنند، وظیفه شخص روزه‌دار چیست؟
    19311 روزه های مستحب، مکروه و حرام 1391/05/26
    اگر روزه‌ی این شخص (مانند قضای رمضان) واجب باشد و وقت قضاى روزه‌ی او تنگ نباشد، مى‌تواند پیش از ظهر، روزۀ خود را باطل نماید، ولی بعد از ظهر جایز نیست که روزۀ خود را باطل کند.[1] اما اگر روزه‌ی او ...
  • آیا در منابع اسلامی به موضوع ختم سوره انعام و دعاهای مرتبط با چنین ختمی اشاره شده است؟
    32273 دستور العمل ها 1392/07/28
    علامه مجلسی درباره چگونگی ختم انعام برای حاجات مهم، به نقل از کتاب‌ »الاختیار» سید ابن باقی می‌گوید: که پیامبر اکرم(ص) فرمود: اگر کسی می‌خواهد خدا دعایش را مستجاب کند، پس در روز یک‌شنبه وضو بگیرد و بعد از نماز ظهر دو رکعت نماز بگذارد و بعد از ...
  • یک مربی خوب از نگاه قرآن دارای چه ویژگی‌های است؟
    31685 تبلیغ و گفتگو 1392/09/24
    در آیات متعددی از قرآن، در توصیف ویژگی­های پیامبران، صفاتی برای آنان نقل شده است. با توجه به این‌که این بزرگواران برترین و والاترین مربیان و معلمان بشریت هستند، این صفات می‌‌تواند سرمشق خوبی برای دیگر افراد، در امر تربیت مردم باشد. مهم‌ترین ویژگی یک مربی خوب، دلسوز ...
  • آیا امامت و ولایت فقیه، بحثی کلامی است یا فقهی؟
    14467 دلائل ولایت فقیه 1393/05/23
    لازم است قبل از پاسخ به دو نکته توجه شود: 1. موضوع علم کلام،[1] ذات و صفات و افعال خداوند است؛[2] ولی موضوع علم فقه، افعال مکلفین می‌باشد.[3] 2. متکلمان شیعه‌ امامیه، امامت را منصبی الهی ...
  • تغییر جنسیت چه تأثیری بر «حق حضانت» کودک دارد؟
    15357 احکام تغییر جنسیت 1386/11/14
     حضانت در لغت «پروردن» است، و در اصطلاح فقه و حقوق مدنی، پرورش اطفال است به وسیلۀ پدر و مادر و نزدیکان او، که هم حق است و هم تکلیف، پرورش از لحاظ مادی و هم معنوی و هم اخلاقی است.قانون مدنی ایران در مواد 1169، 1170، 1176 صریحاً حق ...
  • شیعیان به چند فرقه تقسیم می‌شوند؟
    74446 فرقه های منشعب از شیعه 1387/07/27
    واژه‌ی "شیعه" در لغت به معنای "پیرو" و "یاور"، هم‌چنین به معنای "منهاج و دین یکسان داشتن" آمده است. و در اصطلاح میان مسلمانان، وابستگی ویژه‏‌ای به پیروان حضرت علی(ع) پیدا کرده است. در مورد پیروان آن‌حضرت نیز در معانی متعددی؛ مانند دوست‌دار و محبّ حضرت علی(ع)، یا ...
  • کدام آیه از قرآن، خودستایی را نکوهش می کند؟
    16712 گناه و رذائل اخلاقی 1393/01/19
    شاید یکی از واضح‌­ترین آیه‌­هایی که خودستایی را نکوهش می‌­کند، بخش پایانی آیه 32 سوره نجم است: «فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى» یعنی خود را پاکیزه اعلام نکنید. خدا پرهیزکاران را بهتر ‏می‌‌­شناسد. ...
  • منظور از چشم دل چیست؟
    33151 شهود قلبی 1391/08/25
    منظور از دیدن با چشم دل، همان‌گونه که در پاسخ‌هایی قبلی آمده بود، ادراک شهودی و دریافت با دل و قلب است؛ برای توضیح بیشتر سخن امام سجاد علی بن حسین(ع) را در این زمینه نقل می‌کنیم. آن‌حضرت می‌فرماید: برای هر انسان و بنده چهار چشم قرار ...
  • برخی روایات به خوردن خرمای برنی توصیه کرده و برخی دیگر آن‌را مضر دانسته‌اند. دلیل این ناهمخوانی چیست؟
    12906 حدیث 1401/02/12
    خرما یکی از میوه‌های بهشتی و پربرکت است که در قرآن از آن فراوان یادشده، و در منابع روایی نیز به استفاده از آن سفارش شده است.[1]یک نوع از خرما، خرمای «بَرْنِی» است. کلمه «برنی» با فتحه روی حرف «باء» و ...

پربازدیدترین ها