جستجوی پیشرفته
بازدید
14581
آخرین بروزرسانی: 1392/06/27
خلاصه پرسش
آیا این‌که در ماجرای فتح مکّه، مردم غیر نظامی و نیز زنان از رفتار لشگر پیامبر(ص) در هراس بودند، صحیح است؟
پرسش
در مورد پیامبر اسلام و ماجرای فتح مکّه چنین نقل شده: «وقتی با لشکر مسلّحش به نزدیکی مکّه رسید، یک زن با کوزه آبی از شهر بیرون آمده بود، تا چشمش به لشکر انبوه و مسلّح افتاد، لرزید و گفت: «این همان کسی است که با آن همه اهانت بیرونش کردند، حالا برگشته و چه انتقامی از این مردم خواهد کشید و عجب دماری از روزگارشان خواهد درآورد.» پیغمبر اکرم(ص) متوجّه شد که این زن ترسیده است. خود را از مرکب به زیر انداخت و صورتش را روی خاک گذاشت و گفت: «خدایا! نظر من به اینها نظر رأفت و رحمت است. از من نترسید. من جنبه نبوّت دارم، نه کبکبۀ سلطنت. من نظری جز رحم و عطوفت بر شما ندارم...». آیا این ماجرا و سخن پیامبر در کتب تاریخی ذکر شده است؟
پاسخ اجمالی
در ماجرای فتح مکه؛ آنچه در پرسش آمده در منابع حدیثی و تاریخی شیعه و سنی یافت نشد، اما نقل‌های دیگری مشابه آن وجود دارد که نشان از رحمت و مهربانی پیامبر اسلام(ص) نسبت به کسانی دارد که از لشکر مسلمانان ترسیده بودند. البته ناگفته نماند؛ پیامبر گرامی اسلام(ص) قبل از این‌که به مکه وارد شوند، به مسلمانان امر کردند در مکه به کسى صدمه و آزار نرسانند مگر کسانى که با آنها به مبارزه برخیزند. اما سعد بن عباده که یکى از فرماندهان بود، پرچم را به دست گرفت و با خواندن رجزها و اشعاری، شعار جنگ را زنده می‌کرد، و از این جهت افرادی از ورود پیامبر به مکه ‌ترسیدند، اما وقتى پیامبر آن‌را شنید پرچم را از دست او گرفت و به شخص دیگری داد و دستور داد به جاى رجز سعد بن عباده گفته شود: «الیوم یوم المرحمة»؛ امروز روز رحمت و مهربانی است.  و بدین ترتیب شعار جنگ و انتقام خاموش شد.
 
پاسخ تفصیلی
با جست‌وجویی که در منابع حدیثی و تاریخی شیعه و سنی در موضوع فتح مکه انجام شد؛ در مورد رأفت و مهربانی پیامبر اسلام(ص) نسبت به کسانی که با شعرها و تبلیغ آتش جنگ‌‌افروزی سعد بن عبادة ترسیده بودند، روایاتی نقل شده است، اما آنچه در پرسش آمده، در این نقل‌ها یافت نشد. برخی از این روایات به شرح زیر است:
1. حماس بن قیس بن خالد دیلی پیش از آن‌که پیامبر اسلام(ص) به مکه بیاید، سلاحى آماده کرده بود و آن‌را تیز می‌کرد، در این هنگام زن او گفت: «این‌را براى چه آماده می‌کنى؟» حماس گفت: «براى محمد و یاران او»، همسرش گفت: واى بر تو چنین نکن و با محمد جنگ و ستیز مکن، که به خدا اگر محمد و اصحاب او را ببینى همین شمشیرت را هم از دست می‌دهى. مرد گفت: خواهى دید.[1]
در ادامه گفته شده است: پیامبر(ص) وارد مکه شد در حالى که عمامه‌اى سیاه بر سر داشت و پرچم بزرگ او هم سیاه بود. آن حضرت در ذى طوى میان مسلمانان ایستاد و سر خود را به علامت فروتنى براى خداوند متعال چنان پایین آورده بود که محاسن آن‌حضرت با لبه زین مماس و یا نزدیک به آن بود و سپاس فتح مکه و کثرت مسلمانان را داشت. سپس فرمود: «العیش عیش الآخرة»؛ همانا زندگى واقعى زندگى آن جهانى است.
همچنین در نقل تاریخی آمده است: پیش از ورود رسول خدا(ص) اسب‌ها را در ذى طوى به هر سو می‌راندند و همین‌که رسول خدا میان ایشان آمد، آرام و بی‌حرکت شدند.[2]
هنگامی که مشرکان در خندمه شکست خوردند حماس نیز که جزو آنها بود فرار کرده به سرعت خود را به در خانه رسانید و از پشت در بر زنش فریاد زد: در را باز کن! زن او گفت: پس چه شد آن‌که می‌گفتى؟ حماس این شعر را خواند:
إنک لو شهدت یوم الخندمة               إذ فر صفوان و فر عکرمة‏
و أبو یزید[3] قائم کالمؤتمة                  و استقبلتهم بالسیوف المسلمة‏
یقطعن کل ساعد و جمجمة              ضربا فلا تسمع إلا غمغمة‏
لهم نهیت خلفنا و همهمة               لم تنطقی فی اللؤم أدنى کلمة‏[4]
یعنى؛ اگر تو (اى زن) شاهد و ناظر واقعه خندمه بودى که صفوان و عکرمه هر دو گریختند و ابو زید مانند بیوه زن (ماتم زده) ایستاده بود و شمشیرهاى اسلام آنها را استقبال می‌کرد که دست و ساعد و سر را می‌برید. با ضربتى که جز خروش از آن شنیده نمی‌شد. آنها (مسلمین) به دنبال ما نعره می‌زدند آنگاه (مرا معذور می‌داشتى) و یک کلمه در سرزنش من نمی‌گفتى.[5]
2. در جمعیتی که با پیامبر اسلام(ص) حرکت می‌کردند هزار نفر زره پوشیده بودند. رسول خدا(ص) پرچم خود را به سعد بن عباده داده بودند و او پیشاپیش آن جمعیت حرکت می‌کرد. همین‌که سعد با پرچم رسول خدا(ص) از برابر ابو سفیان گذشت فریاد برداشت که: اى ابو سفیان! امروز روز خون ریختن است، امروز حرمت‌ها از میان برمی‌خیزد و خدا قریش را خوار و زبون می‌سازد.
وقتی رسول خدا(ص) به مقابل ابو سفیان رسید، ابو سفیان آن حضرت را صدا زد و گفت: آیا شما دستور داده‌اید که خویشاوندانت را بکشند؟ سعد و همراهانش چنین پندارى داشتند و هنگامى که از اینجا عبور کرد به من گفت: اى ابوسفیان! امروز روز خون‌‌ریزى است، امروز حرمت‌ها از میان می‌رود و خداوند قریش را خوار و زبون می‌سازد، من تو را در مورد قوم خودت به خدا سوگند می‌دهم و تو نیکوکارتر و مهربان‌تر و با پیوندترین مردم هستی. در این موقع، عبد الرحمن بن عوف و عثمان بن عفان گفتند: اى رسول خدا! ما از سعد در امان نیستیم که به قریش حمله‌اى نکند. پیامبر(ص) فرمود: «امروز روز رحمت و مهربانى است، امروز روزى است که خداوند قریش را عزیز و گرامى خواهد داشت!».[6]
3. از ابن عساکر نقل شده است: زنی در راهی که می‌رفت، به رسول خدا(ص) برخورد کرد و برانگیخته شد و اشعاری را از روی ترس خواند که اشاره به رفتار ناشایست سعد بن عبادة داشت. وقتی پیامبر اسلام(ص) این اشعار را شنید، با او به مهربانی و رحمت و رأفت رفتار نمود. و پرچم را از سعد بن عباده گرفت و به قیس پسر سعد داد.[7]
4. گفتنی است؛ پیامبر گرامی اسلام(ص) قبل از این‌که به مکه وارد شوند، به مسلمانان امر کردند در مکه به کسى صدمه و آزار نرسانند، مگر کسانى که با آنها در معرض مبارزه در آیند.[8] اما -همان‌طور که گفته شد- سعد بن عباده که یکى از فرماندهان بود پرچم را به دست گرفته و با خواندن رجزها و اشعاری شعار جنگ را زنده می‌کرد، و از این جهت افرادی از ورود پیامبر به مکه ‌ترسیدند، اما وقتى پیامبر آن‌را شنید پرچم را از دست او گرفته و به شخص دیگری داد و دستور داد به جاى رجز سعد گفته شود: «الیوم یوم المرحمة»؛ امروز روز رحمت و مهربانی است.[9] و بدین ترتیب این شعار هم خاموش شد.
 

[1]. البته در برخی از منابع تاریخی در این بخش چنین آمده است: «زن او گفت: گمان ندارم چیزى بتواند در برابر محمد و یاران او مقاومت کند، حماس گفت: امیدوارم که یکى از آنها را [به صورت اسارت] براى خدمت تو بیاورم»؛ طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ‏3، ص 57، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387ق؛ ابن کثیر دمشقی‏، أبو الفداء اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ‏4، ص 296، دار الفکر، بیروت، 1407ق.   
[2]. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازى، تحقیق: مارسدن جونس، ج ‏2، ص 823 – 824، مؤسسة الأعلمى، بیروت، چاپ سوم، 1409ق.
[3]. مقصود از ابو یزید، سهیل بن عمرو است. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج ‏2، ص 247، دار صادر، بیروت، 1385ق.
[4]. تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏3، ص 58؛ الکامل فی التاریخ، ج ‏2، ص 247.
[5]. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل (تاریخ بزرگ اسلام و ایران)، ترجمه: حالت، ابو القاسم، خلیلى، عباس، ج ‏7، ص 293، مؤسسه مطبوعاتى علمى، تهران، 1371ش.
[6]. کتاب المغازى، ج ‏2، ص 821 – 822.
[7]. البدایة و النهایة، ج ‏4، ص 295؛ ابن حجر عسقلانی، أحمد بن علی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 8، ص 9، دار المعرفة، بیروت، 1379ق.
[8]. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ص 110، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سوم، 1390ق.
[9]. ر.ک: کتاب المغازی، ج ‏2، ص 822؛ ابوالفرج حلبی شافعی، على بن ابراهیم‏، السیرة الحلبیة، ج ‏3، ص 118، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ دوم، 1427ق؛ نویری، شهاب الدین،  نهایة الارب فی فنون الأدب، ج ‏17، ص 303، دار الکتب و الوثائق القومیة، قاهره، چاپ اول، 1423ق.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • سر امام حسین(ع) بر روی نیزه، کدام آیه قرآن را تلاوت می‌کرد؟
    18059 حوادث بعد از شهادت 1392/10/25
    زید بن ارقم یکی از صحابه رسول خدا(ص) می‌‌گوید: «روز بعد از ورود اهل بیت(ع) به کوفه، ابن زیاد امر کرد تا سر مبارک حضرت سید الشهداء(ع) را در کوچه‌هاى کوفه و در میان قبائل بگردانند، من در میان غرفه نشسته بودم که سر حسین بن علی(ع) را ...
  • آیا این جریان حقیقت دارد که نضر بن حارث توسط امام علی(ع) کشته شد؟
    27522 گوناگون 1391/09/21
    در برخی از منابع تاریخی از کشته شدن نضر بن حارث به دست حضرت علی(ع) پس از اسارتش در جنگ بدر سخن به میان آمده است. گفته شده است این شخص که از سرسخت‌ترین معاندان و دشمنان قریشی پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌آمد. پس از جنگ بدر در ...
  • آیا مؤمنان را برای وارد شدن به بهشت، هل می‌دهند؟!
    6045 حدیث 1397/08/24
    در روایتی از امام صادق(ع) در چگونگی ورود مؤمنان به بهشت آمده است: «یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ شَیْ‏ءٌ مِثْلُ الْکُبَّةِ فَیَدْفَعُ فِی ظَهْرِ الْمُؤْمِنِ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ فَیُقَالُ هَذَا الْبِرُّ»؛[1] روز قیامت چیزى مانند کبّه می‌آید و پشت افراد با‌ایمان را هُل می‌دهد تا او را ...
  • جمعیت یهودیان ایران چقدر است و حکومت ایران با آنان چه رفتاری دارد؟
    29342 پیروان دیگر مذاهب 1388/08/11
    در جمهوری اسلامی ایران اقلیت های مذهبی (یهودی،مسیحی، زرتشتی و...) در کنار مسلمانان زندگی می کنند. طبق آماری که خود یهودیان ایران منتشر کرده اند درحال حاضر حدود 20هزار نفر یهودی (کلیمی) در ایران زندگی می کنند[1] که از حقوق و مزایای سایر شهروندان ایرانی برخوردارند. و در ...
  • حضرت آدم و حوا(ع) چند فرزند داشتند؟
    157380 شیث(هبة الله) 1386/01/23
    دربارۀ تعداد فرزندان حضرت آدم(ع) - مانند بسیاری از حوادث و رخ دادهای تاریخی - نظر قطعی وجود ندارد؛ زیرا که در متون معتبر تاریخی، اختلافاتی در بیان اسامی و تعداد آنها مشاهده می‌شود. این شاید به جهت فاصلۀ زمانی طولانی آنان با زمان ثبت تاریخ و ...
  • آیا سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) از کربلا به سمت کوفه و سپس شام همراه اسیران بود؟
    32322 حوادث بعد از شهادت 1392/09/26
    آنچه از منابع روایی به‌دست می‌آید این است که؛ سرهای مقدس شهدای کربلا به همراه سر مقدس امام حسین(ع) به کوفه نزد ابن زیاد، سپس به شام نزد یزید بردند. از این‌رو؛ سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) نیز همراه سرهای شهدا بوده است. هر چند در این ...
  • در حدیث آمده است: صلح دادن بین دو نفر از تمام نماز و روزه ها برتر است. منظور چیست؟
    27710 صلح و همزیستی 1390/10/18
    به نظر می رسد که در ترجمه ای که برخی از مترجمان کرده اند و شما بدان اشاره کردید، مسامحه ای صورت پذیرفته است؛ زیرا با دقت در متن عربی "صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏"،
  • مقصود از دل شکسته که گفته می شود خدا در آن است چیست؟
    67919 قرب 1392/01/28
    گاهی مواقع «دل شکستگی» تنها به جهت غمگینی برای امور مادی و دنیایی است که آخرت در آن لحاظ نمی‌شود، چنین دل شکستگی، افسردگی و رکود روانی را به همراه خواهد داشت و آدمی را ناامید کرده و از ترقی و پیشرفت بازمی‌دارد، اما گاهی انسان برای اموری ...
  • عامل در جمع مکسر و موارد مشابه و نیز ضمیرهای ارجاعی به آنها،‌ چه زمانی مذکر و چه زمانی مؤنث‌اند؟
    2384 صرف و نحو 1403/08/21
    نخست باید گفت؛ «جمع مکسر»، صرف نظر از جنسیتش، یا مؤنث حقیقی است و یا می‌توان آن‌را در حکم مؤنث در نظر گرفت.از طرفی هنگامی که فعلی به فاعلی نسبت داده می‌شود، آن فعل و فاعل باید از چند جهت، با هم متناسب باشند؛ از این‌رو باید شرایطی در آن ...
  • در صورت گران بودن آب، برای غسل جنابت چه باید کرد؟
    16897 جنابت 1388/02/03
    غسل جنابت به خودی خود مستحب است، ولی برای خواندن نمازِ واجب و مانند آن واجب می‌شود.[1] اما اگر تهیه‌ی آب برای غسل کردن به قدری گران است که از نظر اقتصادی برای شما ضرر یا مشقت غیر قابل تحمل دارد، و یا اجحاف است، ...

پربازدیدترین ها