جستجوی پیشرفته
بازدید
4537
آخرین بروزرسانی: 1400/01/07
خلاصه پرسش
در تفسیر المیزان، در ضمن طرح موضوع ذکر خدا، آن‌را دارای مراتبی دانسته و از علم دیگری غیر از علم معهود ما سخن به میان آمده است. منظور از آن علم چیست و رابطه آن با یاد خدا چگونه است؟
پرسش
با عرض سلام؛ در آیه ی 152سوره‌ی بقره مسئله ذکر خدا مطرح شده است. متنی که داخل گیومه در ادامه ذکر می‌شود قسمتی از تفسیر المیزان در مورد آیه مذکور است. سؤالی این است که آن علم دیگری که در اینجا از آن صحبت شده کدام نوع از علم برای آدمی است؟ و رابطه‌ی این علم با یاد خدا چگونه است؟ به عبارت دیگر، این علم که در اینجا از آن بحث شده ما را چگونه به یاد و ذکر خدا متوجه میکند؟ «آیه مورد بحث امر به (یادآورى) متعلق به (یاء) متکلم شده، فرموده: مرا یاد بیاور، اگر یادآورى خدا را، عبارت بدانیم، از حضور خدا در نفس، ناگزیر باید قائل به تجوز شویم، (و بگوئیم: مثلا منظور یاد نعمت‌‌ها و یا عذاب‌هاى خدا است)، و اما اگر تعبیر نامبرده را تعبیرى حقیقى بدانیم، آن وقت آیه شریفه دلالت می‌کند بر اینکه آدمى غیر از آن علمى که معهود همه ما است، و آن‌را می‌شناسیم، که عبارت است از حضور معلوم در ذهن عالم، یک نسخه دیگرى از علم دارد؛ چون اگر مراد همان علم معمولى باشد، سر به تحدید خدا در می‌آورد؛ چون این قبیل علم عبارت است از تحدید و توصیف عالم معلوم خود را، و ساحت خداى سبحان منزه از آن است که کسى او را تحدید و توصیف کند».
پاسخ اجمالی

علامه طباطبائی(ره) در تفسیر آیه‌ی: «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لا تَکْفُرُونِ»؛(پس مرا بیاد آرید تا بیادتان آورم و شکرم بگذارید و کفران نعمتم مکنید)،[1] ابتدا مطالبی را به عنوان مقدمه بیان می‌کند:

  1. «ذکر» دارای معانی یا کاربردهای متعدد است:

1-1. «ذکر»، گاهی مقابل «غفلت» قرار می‌گیرد، مانند آیه‌ی: «وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا»؛(کسى را که ما دلش را از یاد خود غافل کرده‌‏ایم، اطاعت مکن).[2] و از آن‌جا که غفلت عبارت است از نداشتن علم به علم، یعنى این‌که ندانم که می‌دانم، بنابر این ذکر در مقابل غفلت، عبارت است از این‌‌که بدانم که می‌‌دانم.

1-2. گاهی «ذکر» در مقابل «نسیان» استعمال می‌شود، و نسیان عبارت است از این‌‌که علم و آگاهی به کلى از خزانه‌ی ذهن محو و زایل شود، پس ذکری که مقابل نسیان است، عبارت است از این‌‌که آن علم و آگاهی هم‌چنان در ذهن باقى باشد، و در آیه‌ی: «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذا نَسِیتَ»؛(به یاد آور پروردگارت را هر وقت که فراموش کردی)،[3] به همین معنا آمده است.

  1. «ذکر» مانند «نسیان»، داراى آثار و خواصى است؛ به همین جهت کلمه‌ی ذکر، مانند نسیان، در مواردى که آثارش هست- هر چند خودش نباشد- استعمال می‌شود، مثلا وقتى من ببینم که شما دوست صمیمى خود را با این‌‌که می‌دانى احتیاج به کمک دارد و یاری نکردى، می‌‏گویم: دوستت را فراموش کردى! با این‌که او را فراموش نکرده‏اى و بر عکس همواره با او و به یاد او بوده‌‏اى، اما از آن‌جا که این یاد اثرى نداشته و بر عکس، اثر فراموشى از شما سر زده، مثل این است که اصلا در ذهن شما وجود نداشته و از یادش برده باشى.

و گویا استعمال ذکر بر ذکر لفظى (مثلا ذکر خدا با گفتن سبحان اللَّه و امثال آن) از همین باب است؛ یعنى کلمه «ذکر» برای اثر ذکر به کار رفته است، نه برای خود ذکر؛ چون ذکر حقیقی مربوط به قلب است و ذکر زبانى، از آثار ذکر قلبى است و از این باب است آیه‌ی: «قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً»؛[4](بگو بزودى ذکرى از او برایت می‌خوانم). و نظائر این استعمال بسیار است.

البته بر فرضی که «ذکر لفظى» از مصادیق «ذکر واقعى» باشد، آن‌را باید از مراتب ذکر دانست، نه این‌که کلمه «ذکر» منحصر در ذکر لفظى باشد.

  1. «ذکر» داراى مراتب است؛[5] اختلاف مراتب ذکر را به خوبی می‌توان از این دو آیه‌ی قرآن به‌دست آورد:

1-3. «فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آباءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْراً»؛[6] (پس خدا را بیاد آرید آن‌طور که به یاد پدران خود هستید و یا شدیدتر از آن). در این آیه به طور صریح ذکر را به وصف شدت توصیف کرده است.

2-3. «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذا نَسِیتَ، وَ قُلْ عَسى‏ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً»؛[7] (به یاد آر پروردگارت را هر وقت که فراموش کردى، و بگو امید است پروردگارم مرا به رشدى نزدیک‌‏تر از این هدایت کند).

از مجموع صدر و ذیل آیه چنین برداشت می‌‏شود که تنزل از مقام بالاتر ذکر به مقام پایین‌تر، در واقع نوعی نسیان و فراموشی است؛ از این‌رو می‌‌توان گفت آیه بیان می‌فرماید: تو وقتى از یک مرتبه از مراتب ذکر خدا پایین آمدى و به مرتبه‌ی پایین‏تر برگشتى، بگو پروردگارا مرا به رشدى نزدیک‌‏تر از این هدایت کن، پس به حکم این آیه، تنزل از مقام بلندترى از ذکر و یاد خدا، نیز نسیان است. بنابر این، آیه‌ی شریفه دلالت دارد بر این‌‌که ذکر قلبى هم براى خود مراتبى دارد. از این‌جا روشن می‌‏شود ذکر به معناى حضور معنا، در نفس است؛ و حضور داراى مراتبى است.[8]

علامه طباطبائی پس از بیان این مقدمات در مورد آیه‌ی مورد بحث (فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لا تَکْفُرُونِ) می‌گوید: اگر این‌ سخن خداوند را که فرمود: مرا یاد بیاورید، تعبیرى حقیقى بدانیم، آن وقت آیه‌ی شریفه دلالت می‌‌کند بر این‌‌که آدمى غیر از آن علمى که معهود همه‌ی ما است، و آن‌را می‌‏شناسیم، که عبارت است از حضور معلوم در ذهن عالم، یک نسخه‌ی دیگرى از علم دارد؛ چون اگر مراد همان علم معمولى باشد، سر به تحدید خدا در می‌‏آورد؛ چون این قبیل علم عبارت است از تحدید و توصیف عالم، معلوم خود را، و ساحت خداى سبحان منزه از آن است که کسى او را تحدید و توصیف کند،[9] همچنان که خودش فرمود: «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ»؛[10](منزه است خدا از هر توصیفى که اینان برایش می‌کنند، مگر توصیف بندگان مخلص).

و نیز فرمود: «وَ لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً»؛[11](احاطه علمى به او پیدا نمی‌کنند).

بنابراین مقصود این است که علم انسان نسبت به خداوند علم حضوری است، و حصولی نیست؛ زیرا علم حضوری مستلزم محدود بودن خداوند می‌گردد؛ چون علم حصولی به معنای احاطه عالم بر معلوم، و حصول صورت معلوم نزد عالم است، در حالی‌که خداوند نامحدود است.


[1]. بقره، 152.

[2]. کهف، 28.

[3]. کهف، 24.

[4]. کهف، 83.

[5]. ر. ک:(ذکر و انواع آن)، 7741.

[6]. بقره، 200.

[7]. کهف، 24.

[8]. ر. ک: طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 510 - 511، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، 1417ق.

[9]. ر. ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 511.

[10]. صافات، 160.

[11]. طه، 11.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها