جستجوی پیشرفته
بازدید
25099
آخرین بروزرسانی: 1391/11/18
خلاصه پرسش
من تا به حال خواستگاری نداشتم و فهمیدم زندگی جبر است. چه کنم تا از ملال و بی ایمانی و نگاه های ترحم برانگیز و سرزنش بار دیگران خلاص شوم؟
پرسش
دو ماه دیگر سی و یک سالم می شود و هنوز حتی یک خواستگار هم نداشتم و به همین دلیل فوق العاده عصبی و سرخورده شده و صادقانه بگویم دین و ایمان خود را از دست دادم؛ چون فهمیدم زندگی جبر مطلق است نه اختیار چون اختیار نداشتم آن گونه که می خواهم زندگیم را بسازم. از زندگی بیزارم و گاهی آن قدر از تنهایی و نیاز خسته می شوم که اگر جرأت داشتم خودم را بارها کشته بودم .این جا سن ازدواج پایین است و مورد سرزنش و حقارت اطرافیان قرار گرفتم و کاش اختیار مرگم دست خودم بود .با وجود تنهایی مطلقی که بعد از مرگ پدر و مادرم دارم و خواهران متأهل من آن را درک نمی کنند واقعاً زندگی سختی از لحاظ عاطفی میگذرانم. چه کنم تا از ملال و بی ایمانی و نگاه های ترحم برانگیز و گاهی سرزنش بار آنهایی خلاص بشوم که فکر می کنند من سخت گیرم و نمی دانند که اصلاً موقعیتی نداشتم.
پاسخ اجمالی
برای دست یابی به پاسخی مبرهن بیان چند نکته ضروری به نظر می رسد.
1. نخست باید ببینیم که هدف از آفرینش انسان چیست که اگر جای آن در زندگی خالی بود معنایش این است که زندگی ما عبث و بیهوده خواهد بود.
2. در تاریخ زندگی بشر نمونه هایی از انسان های والا سراغ داریم که توانستند مدارج عالیه کمالات را طی نموده و قله های انسانیت را فتح نمایند با اینکه ازدواج نکردند، و ما در پاسخ تفصیلی به چند نمونۀ آن اشاره کردیم.
3. دنیا بر اساس قوانین علیت (علت و معلول) استوار است؛ یعنی مثلاً اگر کسی سنگی را پرت کرده و به پیشانی کسی بزند طبعاً پیشانی او می شکند در این جا نمی شود طبیعت، روزگار، و ... را مقصر دانست، بلکه این سنت الاهی و قانون طبیعت است و همه با اختیار هستند و در قبال کارهای خود باید پاسخ گو باشند.
در بسیاری از مواقع، اجتماع یا خانواده یا مدرسه یا پدر و مادر یا ... به دلیل برخی از آداب و رسوم و سنت های غلط و یا کم کاری، مانع رشد و یا انحراف بچّه ها می شوند که هیچ ربطی به دین و شریعت ندارد، بنابر این نباید اینها را به حساب دین گذاشت.
به نظر ما دختران باید با حفظ عفت و کرامت اما با لباس مناسب در مجالس و نماز جمعه شرکت کنند و یا حتی با کمی آرایش و لباس زینتی در مجالس زنانه حاضر شوند که این خود باعث معرفی آنان به دیگران شده و سبب می شود که زنان یا دختران دیگری که ایشان را می بینند برای بستگان پسر خود مناسب دیده و اسباب ازدواج آنان را فراهم آورند.
و در مورد نگاه نامهربان و معنا دار دیگران، اگر بتوانیم با بندگی و اطاعت نگاه و توجه خدا را به خود جلب کنیم و بندۀ خوب خدا باشیم و بر او توکل کنیم دیگر هیچ اهمیتی به نگاه های معنا دار دیگران  نخواهیم داد.
پاسخ تفصیلی
البته با توجه به این که هیچ اطلاعاتی از شخص شما و خانواده و محیط زندگی شما نداریم تنها به نکات مهم و کلی که برگرفته از آموزه های اسلامی است بسنده می کنیم.
برای دست یابی به پاسخی محکم و مبرهن بیان چند نکته ضروری به نظر می رسد.
1. نخست باید ببینیم که هدف از آفرینش انسان چیست که اگر جای آن در زندگی خالی بود معنایش این است که زندگی ما عبث و بیهوده خواهد بود.
شکی نیست که ازدواج نقش اساسی و کلیدی در زندگی انسان دارد، اما باید باور کنیم که تمام هدف آفرینش، ازدواج نیست؛ یعنی این گونه نیست که اگر کسی در زندگی ازدواج نکرد پس سعادت دنیا و آخرتش را از دست داده باشد، بلکه ممکن است کسی ازدواج نکرده باشد اما به کمالات رسیده باشد بنابر این تعبیراتی که شما به کار بردید با آموزه های دینی ما سازگار نیست، بلکه بندۀ مؤمن همواره باید خشنود و راضی باشد.
2. ما در تاریخ زندگی بشر نمونه هایی از انسان های والا و مترقی سراغ داریم که توانستند مدارج عالیه کمالات را طی نموده و قله های انسانیت را فتح نمایند با اینکه ازدواج نکردند، که به چند نمونۀ آن اشاره می کنیم.
الف. حضرت عیسی (ع)؛ با توجه به این که یکی از پیامبران صاحب شریعت و اولوا العزم است، اما تا آخر عمر مجرد بوده و ازدواج نکرده است.
ب. حضرت مریم؛ قرآن در این باره می فرماید: مریم گفت: اى پروردگار من، چگونه مرا فرزندى باشد، در حالى که بشرى به من دست نزده است؟ گفت: بدین سان که خدا هر چه بخواهد مى‏آفریند. چون اراده چیزى کند به او گوید موجود شو، پس موجود مى‏شود.[1]
اما در عین حال مشاهده می کنیم که مریم با این که زن است و کسی هم با او تماسی نداشته، اما به مقاماتی رسیده که بسیاری از مردان توان رسیدن به آن را ندارند.
قرآن می فرماید: و هر وقت که زکریا به محراب نزد او مى‏رفت، پیش او خوردنى مى‏یافت. مى گفت: اى مریم، اینها براى تو از کجا مى‏رسد؟ مریم مى‏گفت: از جانب خدا؛ زیرا او هر کس را که بخواهد بى‏حساب روزى مى‏دهد.[2]
ج. حضرت یحیی؛ مرحوم قطب راوندی در الخرائج و الجرائح می گوید: به حضرت یحیى بن زکریا (ع) در کودکى «حکم» عطا شد. و او پیوسته مى‏گریست بى‏آنکه گناهى کرده باشد و همیشه روزه مى‏گرفت و ازدواج نکرد.[3]
د. حضرت معصومه؛ نه تنها حضرت معصومه(س) ازدواج نکرد، بلکه هیچ یک از دختران موسی بن جعفر (ع) ازدواج نکردند.[4]
حالا علت این ازدواج نکردن هرچه که باشد (وجود اختناق شدید هارونی و مأمونی یا زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر(ع) و سرانجام شهادت او یا ... ) نکته این جا است که هرگز از آن بانوی بزرگوار نقل نشده که وی از این جهت خدا یا روزگار و یا از کسی دیگر گله یا نگرانی داشته باشد.
هـ- در تاریخ معاصر ما نیز زنان مؤمنی بودند با این که ازدواج نکردند، اما به درجۀ بالای معرفت و کمال رسیده و در زمینه های اجتماعی فرهنگی و سیاسی به مردم خدمت نمودند که از جمله آنان شهید آمنه صدر (بنت الهدی) خواهر شهید محمد باقر صدر است که هنگام شهادت حدود 45 سال داشت امّا ازدواج نکرده بود.
گفتنی است ما در این جا در صدد بیان فضیلتی برای ازدواج نکردن نیستیم؛ چرا که ازدواج، قانون فطرت و طبیعت است و قوام نسل بر آن بستگی دارد، بلکه به این نکته اصرار می ورزیم که اگر کسی ازدواج نکرد این گونه نیست که راه سعادت بر او بسته باشد، بلکه ممکن است کسی ازدواج نکرده باشد، امّا نردبان ترقی و کمال را پیموده و به سعادت دنیا و آخرت نائل شود.
3. دنیا بر اساس قوانین علیت (علت و معلول) استوار است؛ یعنی مثلاً اگر کسی سنگی را پرت کرده و به پیشانی کسی بزند طبعاً پیشانی او می شکند در این جا نمی شود طبیعت، روزگار، و ... را مقصر دانست، بلکه این سنت الاهی و قانون طبیعت است.
در بسیاری از مواقع، اجتماع یا خانواده یا مدرسه یا پدر و مادر یا ... به دلیل برخی از آداب و رسوم و سنت های غلط و...، انحراف یا مشکلاتی را برای بچه ها پدید می آورد، یا موانعی برای رشد آنها  فراهم می سازد که هیچ ربطی به دین و شریعت ندارد، بنابر این نباید اینها را به حساب دین گذاشت به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم.
الف. اگر به دلیل تعصب غلط برخی از والدین،دخترشان را به مدرسه نفرستادند که این باعث رکود و عقب ماندگی علمی این فرزند از جامعه و دوستانش شد، آیا این بر عهدۀ دین و متولّیان آن است؟
ب. اگر بچه ای که بسیار به کارهای فنی و مهندسی مشتاق است، اما پدر و مادرش فقط به صرف این که پسر عمو یا دختر خاله اش در رشتۀ پزشکی قبول شده او را وادار به انتخاب آن رشته نمایند که موجب عدم موفقیت او در آن رشته غیر مورد علاقه اش شود تقصیر این عدم موفقیت بر عهدۀ چه کسی است؟
ج. اگر جوانی در محیط بیرون از منزل در محله یا مدرسه اش به دلیل دوستی با نااهلان معتاد شده باشد آیا گناه این بر عهدۀ جبر و خدا است؟
بنابر این ما در بسیاری از امور باید حساب خدا را از خلق جدا کنیم و این گونه نیست که در دنیا جبر حاکم باشد و کسی در قبال اعمالش مسئول نباشد.
د. اسلام یک دین میانه است که پیروانش را در تمام امور از افراط و تفریط بر حذر داشته است در مورد دختران نیز به همین نحو است که از یک طرف باید از عرضۀ دختران به دیگران جلوگیری نمود و از طرف دیگر نیز نباید به بهانۀ غیرت و حفظ ناموس از هرگونه تماس دختر با دیگران حتّی محرم و معاشرت با زنان دیگر جلوگیری نماییم؛ به عنوان نمونه چه اشکالی دارد که دختران با حفظ حجاب و عفت و کرامت اما با لباس روشن و مناسب در مراسم، مجالس و نماز جمعه شرکت کنند و یا حتی با کمی آرایش و لباس زینتی در مجالس زنانه حاضر شوند که این خود باعث معرفی آنان به دیگران شده و سبب می شود که زنان یا دختران دیگری که آنان را می بینند برای بستگان پسر خود مناسب دیده و اسباب ازدواج آنان را فراهم آورند.
حالا اگر دختری با انزوا و گوشه نشینی یا با لباس های غیر مناسب و ... (حالا خواستۀ خودش باشد یا دیگران) موجبات عدم اقبال دیگران نسبت به خود را فراهم نمود آیا موجب می شود زندگی جبر باشد؟
هـ. در مورد نگاه نامهربان و معنا دار دیگران، اگر بتوانیم با بندگی و اطاعت نگاه و توجه خدا را به خود جلب کنیم و بندۀ خوب خدا باشیم و بر او توکل کنیم دیگر هیچ اهمیتی به نگاه های معنا دار دیگران  نخواهیم داد.[5]
شما نباید ناامید شوید؛ زیرا که یأس مورد پسند نیست،[6] بلکه همواره به رحمت و فضل الاهی امیدوار باشید در ضمن برای گشایش این امر دعایی وارد شده که امید است با خواندن آن به خواسته هایتان دست یابید.[7]
نمایۀ مربوط: سؤال 2619 (سایت: 3040) (ضرر و بیماری و امتحان).
 

[1] آل عمران، 47.
[2] آل عمران ، 37.
[3] راوندى، قطب الدین ، الخرائج و الجرائح، ج‏2، ص 920، مؤسسه امام مهدى (عج) قم، 1409 هـ ق.
[4]  در این رابطه به مقالۀ اهمیت ازدواج در اسلام مراجعه نمایید.
[5] طلاق، 3، و هر که بر خدا توکل کند، خدا او را کافى است. خدا کار خود را به اجرا مى‏رساند و هر چیز را اندازه‏اى قرار داده است..
[6] یوسف، 87، و از رحمت خدا مأیوس مشوید، زیرا تنها کافران از رحمت خدا مأیوس مى‏شوند.
[7] در این رابطه به نمایه دعا برای همسر دلخواه شمارۀ 6782 (سایت: 6884) که در همین سایت موجود است مراجعه نمایید.
ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • امویان در دوران حکومت خویش چه کشورگشایی‌هایی داشتند؟
    7175 تاریخ 1395/06/01
    یکی از فعالیت‌های حکومتی بنی‌امیّه، کشورگشایی‌هایی بود که در زمان آنان رخ داد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: الف. دوران معاویه 1. در خراسان پس از مرگ زیاد بن أبیه در سال 53 ق،[1] فرزندش عبید الله بن زیاد از ...
  • عبارت «جلاء زجاجة الأشباح» که در صلوات ابن عربی درباره امام کاظم(ع) آمده است، بیانگر چیست؟
    3135 امام کاظم ع 1400/08/19
    جدا از بررسی صحت استناد این صلوات به محی الدین ابن عربی، باید گفت که در آن صلوات، یکی از فضایل امام کاظم(ع)، این‌گونه مطرح شده است که حضرتشان «جلای شیشه اشباح» می‌باشند.[1]به نظر می‌رسد مقصود از این عبارت، اشاره به ...
  • نگاه کردن به مجسمه‌های عریان چه حکمی دارد؟
    16060 نگاه به فیلم و عکس نامحرم 1397/09/03
    اگر مجسمه‌ انسان عریان به گونه‌ای باشد که معمولاً محرّک شهوت است، نگاه عمدی به آن‌ - بنابر احتیاط - جایز نیست. ضمائم: پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی): اگر مستلزم ...
  • از نگاه روایات، یک شریک خوب باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟
    17297 شرکت 1397/10/23
    در روایات، آدابی برای انتخاب دوستان و بایدها و نبایدهای آن بیان شده است که اگر فردی دارای برخی از خصوصیات اعلام شده نباشد، شایستگی کمتری را برای دوستی داشته و طبیعتاً شراکت با او نیز شایسته نخواهد بود؛ بنابراین در موضوع مورد نظر، ابتدا لازم است نگاهی ...
  • چرا یزید امام حسین (ع) را کشت؟
    22927 گوناگون 1387/11/27
    بسیاری از شواهد بیانگر این است که یزید بن معاویه هیچ اعتقادی به معاد و قیامت نداشته است؛ وی در طول سه سال حکومت خود اعمالی انجام داده است که نشان از بی دینی و بی اعتقادی یزید به مبدأ و معاد است؛ مانند: به شهادت رساندن امام ...
  • «طفیل بن عمرو دوسی» که بود، چگونه اسلام آورد و چرا به او «ذو النور» می‌گویند؟
    14384 تاریخ 1394/03/28
    1. «طفیل بن عمرو بن طریف» از قبیله «دوس»[1] بود که در سال‌های حضور پیامبر اسلام(ص) در مکه، به ایشان ایمان آورد. در مورد شیوه اسلام‌آوردن او می‌گویند: پیامبر خدا(ص) با قریش به ملایمت برخورد می‌کرد و تلاش می‌کرد آنها را از کفر و ...
  • بر اساس منابع شیعی، آیا می‌توانیم نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود بگذاریم؟
    14350 گوناگون 1392/08/29
    بر اساس آنچه در روایات آمده است؛ ائمه اطهار(ع) نام فرزندان خود را نام پیامبران بنی اسرائیل می‌گذاشتند و با الگوبرداری از سیره و روش آن بزرگواران می‌توان نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود نهاد. 1. نام امام کاظم(ع) موسی بود.[1] که ...
  • آیا امکان دارد اسامی قرآن را بیان کنید؟
    74532 علوم قرآنی 1385/11/26
    اسامی زیادی برای قرآن مجید ذکر شده است که در میان مسلمانان فقط بعضی از آنها مشهور است. البته بعضی از الفاظی که از آنها به عنوان نام‌های قرآن تعبیر می‌شود، در خود قرآن به عنوان صفت برای قرآن ذکر شده است و به خاطر همین اختلاف نظر ...
  • آیا روش فلسفی برد و کارایی اش بیشتر از روش دینی است؟
    11052 معرفت شناسی 1391/04/21
    دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار گرفته است. بنابر این، دین مقابل عقل نیست، بلکه دین حقیقت جامع و کاملی است که عقل نیز یکی ...

پربازدیدترین ها