
لطفا صبرکنید
12530
- اشتراک گذاری
تمام افعال و اعمال پیامبران الهی و ائمۀ معصومین(ع) بر اساس حکمت و امر الهی انجام میپذیرد؛ چرا که آنان از طرف پروردگار حکیم و دانا منصوب شدهاند و مطیع دستورات او هستند. بر این اساس، حرکات و رفتار پیشوایان الهی برای انسانها درسآموز و حاوی نکات تربیتی و رشد دهنده است، و سرانجام سبب هدایت انسانها به سوی کمال و پیشرفت میگردد. با این دیدگاه هیچگاه رهبران الهی عملی انجام نمیدهند که مخالف فرمان خداوند باشد؛ لذا کشته شدن جوانی به دست حضرت خضر(ع) فواید و آثاری را به همراه داشت که از حساب شده بودن آن خبر میدهد. چنانکه نکشتن ابن ملجم توسط حضرت علی(ع) قبل از جنایت او، حاکی از همین مطلب است. و این از آنرو است که همۀ انبیا و اولیای الهی در وظایف و مأموریتهای خود باید از اسباب و وسائل عادی که در اختیار همگان قرار دارد استفاده نمایند؛ اما گاهی در این روال عادی، استثنائاتی رخ میدهد که حاکی از حکمت و مصلحتی از جانب پروردگار عالم است که جریان حضرت خضر(ع) و حضرت موسی(ع) از آن جمله است.
بنابر این، مهمترین هدف رسولان الهی و امامان معصوم، هدایت و به فلاح و رستگاری رساندن انسان است، و راه و روش این امر خطیر به دست ایشان و با اذن پروردگار محقق میگردد.
با توجه به اینکه پیامبران الهی مأمور هدایت انسانها در تمام جنبههای مادی و معنوی هستند، باید سهم بسیار بزرگی از علم و دانش داشته باشند، تا بتوانند به خوبی این مأموریت خطیر را انجام دهند. و امامانی که جانشین پیامبر هستند نیز همین حکم را دارند؛ آنان نیز به صورت وسیع و گسترده علم به غیب دارند. از جمله علم به زمان و مکان شهادت خود؛ اما با این وجود از اسباب و وسائل ظاهری و معمولی که در اختیار همگان قرار دارد برای نجات خود از مرگ استفاده میکردند. چنانکه در روایات آمده است، امام هادی(ع) برای شفای بیماری خود شخصی را برای طلب عافیت به کربلا فرستاد.[1] امام کاظم(ع) خرمای زهرآلودی که هارون الرشید به حضرت داد را نخورد و گفت: هنوز وقت شهادت من فرا نرسیده است.[2] و یا در روایت دیگری امام باقر(ع) میفرماید: ما برای دفع شرّ سلطان، فلان دعا را میخوانیم.[3] همهی اینها حاکی از آن است که این بزرگواران برای حفظ جان خود، و به تعبیر دیگر، در برخورد با ستمکاران زمان خود و با توجه به علم غیب ایشان از هیچ کوششی فروگذار نکردهاند. امّا با این وجود چنین شهادتی که انسان از قبل مطلع باشد و برای رضای خداوند و تسلیم امر او و به خاطر رعایت مصالح مهمتر، خود با پای خویش به قتلگاه برود، چیزی جز ارتقای رتبه و درجه برای انسان نیست.
امام باقر(ع) میفرماید: این مصیبتها که برای ائمه گذشته پیش آمد، قضای حتمی خداوند و با انتخاب امامان بود، و همگی به آن علم داشتند ... و همهی اینها به خاطر درجات و کراماتی است که خداوند اراده کرد که به آنها عطا کند.[4]
بنابر این، با توجه به اینکه حضرات معصومین(ع) توان و امکان غیبی هر کاری را که اراده کنند، با اذن پروردگار دارند؛ امّا در برخورد با طاغوت از آن استفاده نمیکنند تا مسائل و جریانات حادث شده روال طبیعی و سیر عادی خود را بپیماید و الگوپذیری مردم از برخورد امام معصوم(ع) با آن واقعه ... محقق گردد، اگرچه در رابطه با علم غیب امامان نظر دیگری مطرح است و آن اینکه اساسا امام علم به غیب ندارد و هرگاه بخواهد بداند، خداوند او را بدان آگاه میسازد، چنانکه ساباطی میگوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: آیا امام علم غیب دارد؟ فرمود: نه، ولی هرگاه بخواهد چیزی را بداند خداوند او را بدان آگاه میکند.[5]
بر این اساس، پاسخ سؤال فوق اینگونه جمعبندی میگردد که همۀ انبیا و اولیاء الهی در وظایف و مأموریتهای خود باید از اسباب و وسائل عادی که در اختیار همگان قرار دارد استفاده نماید؛ اما گاهی در این روال عادی، استثنائاتی رخ میدهد که حاکی از حکمت و مصلحتی از جانب پروردگار عالم است که جریان حضرت خضر(ع) و حضرت موسی(ع) از آن جمله است.
امّا عدم قصاص قبل از جنایت امام علی(ع) در مورد ابن ملجم و حضرات معصومین(ع) در رابطه با قاتلان خود، مسائل و مطالب مطروحه در ذیل این پرسش حکایت از علم غیب امام به آن موضوع و عدم دخالت ایشان در روال طبیعی حاکم بر امور عالم دارد. بنابر این، و بر اساس روایات معصومین(ع) که مطرح گردید، هیچگاه امام اقدام به قصاص قبل از جنایت نمیکند؛ هم عقلا و شرعاً جایز نیست و هم اینکه امام(ع) با وجود تسلط خود بر امور عالم به اذن پروردگار، دست به چنین عملی نخواهد زد به همان دلایلی که بیان شد.
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 4، ص 567 – 568، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[2] ر. ک: شیخ صدوق، امالی، ص 148، بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، 1400ق.
[3]. کافی، ج 2، ص 560.
[4]. با استفاده از پاسخ «علم غیب امامان(ع) به شهادت خود»، 579.
[5]. در روایت دیگری ابراهیم بن ابی محمود میگوید: "به حضرت رضا(ع) عرض کردم: آیا امام میداند که چه وقت میمیرد؟ فرمود: آری، گفتم: پس آن وقتی که یحیی بن خالد آن رطب و ریحان مسموم را برای امام کاظم(ع) فرستاد، حضرت از مسمومیت آن دو خبر داشت؟ فرمود: آری، عرض کردم: پس اگر در حال خوردن آنحضرت میدانست، به مرگ خود کمک کرده بود.(و به دست خود کشته شد) حضرت فرمود: "نه، در آنحال نمیدانست، قبل از آن خبر داشت که خود را برای مقدمات مرگ مهیا کند، ولی هنگام خوردن حالت نسیان به وی دست داد که حکم الهی اجرا شود". صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی الله علیهم، محقق، مصحح، کوچه باغی، محسن بن عباسعلی، ج 1، ص 481، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ دوم، 1404ق. و در روایت دیگری امام کاظم(ع) در جواب کسی که عرض کرد: گروهی معتقدند که شما علم غیب دارید. فرمود: "سبحان الله دست خود را بر سرم بگذار و ببین که تمام موهای بدنم برخاست". سپس فرمود: "نه به خدا قسم، ما آنچه میگوییم جز نقل از پیامبر نیست". امالی، ص 23؛ همچنین ضریس کناسی میگوید: روزی امام صادق(ع) خطاب به اصحاب خود فصلی در مورد علم امام و احاطۀ او به حوادث سخن گفت، در این بین حمران بن اعین عرض کرد: یابن رسول الله چه میفرمایید در مورد امیر المؤمنین علی، حسن و حسین(ع) و قیام آنها و بالاخره کشته شدنشان و مصائبی که بر آنها وارد شد. آیا بر این امور اطلاع داشتند؟ حضرت فرمود: "ای حمران خداوند تبارک و تعالی به اختیار خود آنها اینگونه حوادث را در مورد آنان مقدّر فرموده بود و قضای الهی چنین گذشت، و بالاخره حضرت حق اجرای این امور را بر آنها روا داشت و توسط پیامبرش به آنها ابلاغ نمود. و ما اکنون سکوت اختیار کردهایم. (و به دنبال حق خویش نیستیم) و دانسته ساکتیم. ای حمران، اگر آنها میخواستند شر آن طاغوتها و قدرت و سلطنتشان دفع گردد، زودتر از مهرههای به بند کشیدهای که رشتهاش بگسلد و پراکنده شوند از هم میگسیختند، و این گزینش آنها به این مصائب از این جهت بود که میخواستند مقام و منزلت خویش را نزد خدا بالا برند و آبرویشان(جهت شفاعت) در پیشگاه خدا فزون گردد، ای حمران، هیچگاه دربارۀ آنها(امامان) جز این میندیش". قطب الدین راوندی، سعید بن عبد اللّٰه، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 870 – 871، قم، مؤسسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، چاپ اول، 1409ق.

: