
لطفا صبرکنید
9559
- اشتراک گذاری
در تعالیم اسلام، زنان از جایگاه با ارزشی برخوردارند و در روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) مورد توصیف و تمجید قرار گرفتهاند. همچنین اسلام تنبیه زنان را ممنوع دانسته و مردانی را که مرتکب این عمل شوند بدترین موجودات میداند. تنها یک مورد استثنا شده است و آن زنانی هستند که حقوق شوهران خود را نادیده گرفته و تمهیدات دیگر در هدایت آنان کارگر نیفتد. در آیه 34 سوره نساء اشاره به این دسته از زنان شده است.
در این آیه ابتدا صفات زنان شایسته و مطیع بیان شده، و سپس خداوند برای برخورد با همسرانی که ناشزه(ناسازگار) باشند، مراحلی را بیان میدارد. مرحلهی اول، پند و اندرز نسبت به اینگونه از زنان است. مرحلهی دوم، همبستر نشدن با آنها است که نسبت به مرحلهی اول کمی شدیدتر است و سپس در مرحلهی سوم مسئلهی زدن مطرح میشود. در این باره باید به چند نکته توجه داشت:
- این مرحله، آخرین مرحله است و طبیعی است در صورتی که مراحل پیشین جوابگو باشد این مرحله اجرا نخواهد شد.
- تنبیه بدنی، طبق کتب فقهی، باید ملایم و خفیف باشد و باعث شکستگی و جراحت و کبودی بدن نشود.
- تنبیه بدنی، خود نیز مراتب دارد و حتی در روایات به زدن با چوب مسواک هم اشاره شده است. پس در صورتی که مرتبهی پایین جوابگو باشد، مرتبهی بالاتر جایز نخواهد بود.
- این مسئله مختص به زنان نبوده و در مسئلهی ناسازگاری مردان نیز حاکم شرع موظف است مردان متخلف را از راههای مختلف و حتی تعزیر(تنبیه بدنی) به وظایف خود آشنا نماید.
قبل از اینکه به بیان نظرات مفسران در مورد کلمهی «و اضربوهن»(زنان را بزنید) در آیهی نشوز بپردازیم لازم است به دیدگاه اسلام در موضوع ارزش زن مروری داشته باشیم.
تعالیم اسلامی برای زنان و بانوان ارزش فراوانی قائل است. رسول خدا(ص) در مورد شخصیت و جایگاه زنان میفرماید: «این جهان مانند متاعی است که بهترین متاع و دستاورد آن، زنان نیکو سیرتاند».[1]
امام صادق(ع) نیز فرمود: «بیشترین خیر و برکت در وجود پربار زنان گذاشته شده است».[2]
آنحضرت، زنان را به دو دستهی خوب و بد تقسیم نموده و در مورد خوبان آنها میفرماید:
«ارزش اینگونه زنان، از طلا و نقره و جواهرات دیگر بالاتر است و هیچگونه جواهری در برابر آنان ارزش و بهایی ندارد».[3]
این سخنان ارزشمند معصومان(ع) به قسمتی از ارزشهای زنان اشاره نموده و وجود آنان را سرچشمه خیر و برکت، و ارزش وجودی و معنوی آنان را بالاتر از گرانبهاترین چیزهای دنیا معرفی میکند.
تنبیه زن ممنوع
قوانین اسلامی در این زمینه، ما را متوجه نکتههای حساسی میکند؛ چرا که تنبیه بدنی و آزردن روحی زنان را جنایت خانوادگی میداند. زنان مانند مردان موجوداتی شریف و عزیزند. بنابر این کتک زدن برای انسانها قابل تحمل نیست و این دلهای تپنده و قلبهای مهربان، موجوداتی شریف و ظریفاند که بدن آنان تحمل کتک و آزار واذیت را ندارد؛ به همین جهت آیین اسلام تنبیه آنان را ممنوع کرده است.
در این زمینه حضرت رسول(ص) فرمود:
«ای مردم در مورد همسران خود خیلی مراقبت نمایید؛ زیرا آنها با پیمانهای الهی در اختیار شما قرار گرفتهاند و شما با کلمات مخصوص خداوند، آنان را برای خود حلال کردهاید. آیا در این صورت، سزاوار است این امانتها را مورد ضرب و جرح قرار دهید و دلهای آنان را که کانون عشق و محبتاند، رنجور سازید؟».[4]
همچنین میفرماید: «یکی از نشانههای بدترین مردان این است که همسر و بندهاش را بزند و به آنها رحم و عطوفت نشان ندهد».[5]
اما گروهی از زنان حقوق شوهر را نادیده میگیرند، و در تأمین نیازهای جنسی وی کوتاهی نموده و بدون اجازه او از خانه خارج میشوند؛ با اخلاق رذیلهی خود صفا و محبت خانوادگی را به کانونی از آتش تبدیل میکنند و با دخالتهای نابجای خود در امور زندگی شوهران خویش، آنان را متأثر میکنند. اینگروه از زنان استثنایی از دیدگاه اسلام فاقد ارزش انسانی بوده، به شدت مورد تقبیح قرار گرفتهاند.
رسول خدا(ص) مورد این نوع زنان فرمود: «بدترین چیزها در عالم هستی، زنان ناسازگارند».[6]
در اصطلاح قرآن، حدیث و فقه اسلامی به اینگونه زنان «ناشزه» گفته میشود که ریشهی نشوز از غرور و خودبرتربینی آنان سرچشمه میگیرد و در نتیجه اینگروه استثنایی، از شوهران خود پیروی نمیکنند و زندگی را بر شوهران خود تلخ و ناگوار میسازند. دین مقدس اسلام برای اصلاح و تنبیه چنین افرادی راه عاقلانهای در پیش گرفته است. قرآن کریم در این آیهی شریفه(آیه نشوز) که در سورهی نساء است، نکات لطیف و زیبایی در مورد روابط زناشویی و مسائل خانوادگی بیان کرده است و خوشبختانه علوم جدید توانست مقداری از اسرار آنرا کشف و بیان کند و در حقیقت این آیه یکی از معجزات علمی قرآن کریم است، هر چند تمام قرآن از ابعاد مختلف دارای اعجاز است.
روشن است که مسائل خانوادگی، به ویژه روابط زن و شوهر لطافت و ظرافت خاصی دارد که گاهی باید محبت و عشق را در چهرهی خشم نشان داد و گاهی خشم و قهر را در چهرهی محبت و دوستی، و رعایت حد فاصل میان این دو و شناخت موارد ابراز محبت از موارد ابراز خشم، کار آسانی نیست. فلاسفه و دانشمندان علوم اجتماعی و تربیتی و روانکاوان از دیرباز برای درک این نکات تلاش فراوانی نموده و کتابهای متعددی نگاشتهاند، ولی هنر قرآن و روایات پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) این است که اصول و کلیات و نکات مهم و نیازهای اساسی انسان را به طور کوتاه و زیبا و ساده که قابل فهم و عمل برای همه باشد در اختیار انسانها قرار دادهاند.
در بررسی کامل و دقیق آیهی 34 سورهی نساء باید به مطالب زیادی اشاره کرد؛ اما آنچه را که به طور اختصار میتوان گفت، این است که:
آیه مورد بحث پس از آنکه وظیفهی سرپرستی و نگهداری و تأمین هزینههای زندگی و خانواده را بر عهدهی مرد میگذارد، زنان را نسبت به وظایفی که در خانه بر عهده دارند به دو دسته تقسیم میکند:
- «صالحان و رستگاران»؛ آنها کسانی هستند که در برابر نظام خانواده خاضع و متعهدند و نه تنها در حضور شوهر، که در غیاب او نیز مسائل را رعایت میکنند. بدیهی است مردان موظفاند در برابر اینگونه زنان، نهایت احترام و حقشناسی داشته باشند.
- زنانی هستند که از وظایف خود سرپیچی کرده و نشانههای ناسازگاری در آنها دیده میشود. قرآن برای مردان در برابر اینگونه زنان، وظایفی را بیان کرده که باید مرحله به مرحله انجام شود و در هر صورت، مراقب باشند که از حریم عدالت، تجاوز نکنند. این وظایف به ترتیب زیر در آیه بیان شده است:
مرحله اول: «زنانی را که از طغیان و سرکشی آنها میترسید موعظه کنید و پند و اندرز دهید». به این ترتیب آنها که پا را از حریم نظام خانوادگی فراتر میگذارند قبل از هر چیز باید آنان را به وسیلهی اندرزهای دوستانه و بیان نتایج بد اینگونه کارها به راه آورد و متوجه مسئولیت خود نمود.
مرحله دوم: «در صورتی که اندرزهای شما نتیجه نداد در بستر از آنها دوری کنید». این عکس العمل و بیاعتنایی و به اصطلاح قهرکردن، نشانهی عدم رضایت مرد از رفتار همسر خود است و شاید همین «واکنش خفیف» در روح زن مؤثر گردد.
مرحله سوم: «و اضربوهن: آنها را تنبیه بدنی کنید»؛ اگر سرکشی و پشت پا زدن به وظایف و مسئولیتها از حد بگذرد و همچنان در راه قانون شکنی با لجاجت و سرسختی گام بردارند، نه اندرزها تأثیر کنند و نه جدا شدن در بستر و کم اعتنایی نفعی بخشد، راهی جز «شدت عمل» باقی نمیماند و در اینجا اجازه داده شد که از طریق «تنبیه بدنی» آنها را به انجام وظایف خویش وادار کنند.
ممکن است اشکال شود که اسلام چگونه به مردان اجازه داد که در مورد زن، به تنبیه بدنی متوسل شوند؟ جواب این ایراد با توجه به معنای آیه و روایاتی که در این موضوع وارد شده و توضیح آن در کتب فقهی و همچنین با توضیحاتی که روانشناسان امروز میدهند چندان پیچیده نیست؛ زیرا:
اوّلاً: آیه، مسئلهی تنبیه بدنی را در مورد افراد وظیفه ناشناسی مجاز شمرده است که هیچ وسیله دیگری در مورد آنها مفید واقع نشود، و اتفاقاً این موضوع، امر تازهای نیست که منحصر به اسلام باشد، در تمام قوانین دنیا هنگامی که راههای مسالمتآمیز برای وادار کردن افراد به انجام وظیفه، مؤثر واقع نشود، به خشونت متوسل میشوند.
ثانیاً: «تنبیه بدنی» در اینجا ـ همانطور که در کتب فقهی نیز آمده استـ باید ملایم و خفیف باشد، به طوری که موجب شکستگی، مجروح شدن و کبودی بدن نشود.
ثالثاً: روانکاوان، امروزه معتقدند که جمعی از زنان دارای حالتی به نام مازوئیسم (آزار طلبی) هستند و اگر این حالت در آنها تشدید شود، تنها راه آرامش آنان تنبیه مختصر بدنی است، بنابر این، این بخش آیه ممکن است ناظر به چنین افرادی باشد که تنبیه مختصر بدنی در مورد آنان جنبهی آرامبخش دارد و خود یک نوع درمان روانی است و اسلام خواسته است با تجویز داروی پند و اندرز و قهر و تنبیه بدنی خفیف، این بیماران را درمان کند، نه اینکه با حکم به جدایی، موجب شدت بیماری آنها و محرومیت فرزندان از نعمت گرمی و صفای خانواده و به هم خوردن نهاد اصلی جامعه، یعنی کانون خانواده گردد.
مسلم است که اگر یکی از این مراحل مؤثر واقع شود و زن به انجام وظیفهی خود اقدام کند، مرد حق ندارد بهانهگیری کرده، در صدد آزار زن برآید؛ لذا به دنبال این جمله میفرماید: «اگر آنها اطاعت کنند به آنها تعدی نکنید».
نکته، قابل توجه این است که هر چند حد نهایی تنبیه بدنی، نرسیدن به حد شکستگی و جراحت و کبودی بدن، تعیین شده است، ولی از آنجا که هدف از زدن، رسیدن به حالت اطاعت و برطرف نمودن حالت نشوز زن است پس باید در تنبیه بدنی، سلسله مراتب آن را رعایت نمود و اگر هدف و مقصود با زدن مرتبهی خیلی خفیف حاصل میشود، شدت عمل و زدن مرحلهی بالاتر جایز نیست و شاید روایاتی که میفرمایند مراد از زدن، زدن با چوب مسواک است،[7] بیان رعایت سلسله مراتب زدن بوده است که وقتی منظور با همین نوع زدن حاصل میشود، در این صورت، مرحله بالاتر جایز نیست.
ممکن است گفته شود نظیر این طغیان و سرکشی گاهی در مردان نیز پدید میآید، پس آیا مردان نیز مشمول چنین مجازاتهایی خواهند شد؟
در پاسخ میگوییم: آری مردان هم درست مانند زنان در صورت تخلف از وظایف، مجازات میگردند، ولی باید در نظر داشت حالتی که در بعضی مردان وجود دارد نوعی بیماری آزاردهی(سادیسم) است که اگر این بیماری شدت یافت درمانش «تنبیه بدنی» توسط زن نیست؛ چون اولاً: غالباً درمان این بیماری با تنبیه بدنی نیست. و ثانیاً: غالباً زن توان این کار را ندارد. و ثالثاً: حاکم شرع موظف است مردان متخلف را از طرق مختلفی حتی از طریق تعزیر(مجازات بدنی) به وظایف خود آشنا سازد.
داستان مردى که به همسر خود اجحاف کرده بود و به هیچ قیمت حاضر به تسلیم در برابر حق نبود و امام على(ع) او را با شدت عمل و حتى با تهدید به شمشیر وادار به تسلیم کرد معروف است.[8]
خداوند در پایان آیه مجدداً به مردان هشدار میدهد که از موقعیت سرپرستی خود در خانواده سوء استفاده نکنند و به قدرت خدا که بالاتر از همه قدرتها است، بیندیشند: «زیرا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است».[9]
[1]. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 14، ص 150، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1408ق.
[2]. «اکثر الخیر فی النساء». شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 3، ص 385، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.
[3]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 5، ص 332، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[4]. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 252.
[5]. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، محقق، موسوی خرسان، حسن، ج 7، ص 400، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[6]. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 165.
[7]. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 367، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، 1416ق.
[8]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 3، ص 374، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[9]. برگرفته از، تفسیر نمونه، ج 3، ص 411- 416. اقتباس از جواب سؤال 408 (سایت: 424).

: