جستجوی پیشرفته
بازدید
7669
آخرین بروزرسانی: 1397/03/02
خلاصه پرسش
آیا امام صادق(ع) در مورد امام زمان(عج) فرمودند که اگر من در دوران او بودم تمام عمرم را به او خدمت می‌کردم؟
پرسش
آیا امام صادق(ع)، حدیثی در مورد امام زمان(عج) دارند که گفته باشد «اگر من در دوران او بودم ...»؟ این حدیث صحیح است؟
پاسخ اجمالی
این روایت در الغیبه تألیف «نعمانی» از مؤلفان شیعی قرن چهارم نقل شده است که کتاب معتبری است، اما در مورد برخی راویان گفت‌وگوهایی وجود دارد، اما محتوای آن که بیانگر ارزش خدمت به امام مهدی(عج) است، کاملاً قابل پذیرش است.
پاسخ تفصیلی
این روایت در کتاب الغیبه نوشته اندیشور قرن چهارم«ابو عبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانى»، نقل شده که از راویان بزرگ شیعه و دارای اعتقادی صحیح بوده و در بغداد دانش آموخته و در شام درگذشته است.[1]
علی بن احمد البندنیجی عن عبید الله بن موسى العلوی عن الحسن بن معاویة عن الحسن بن محبوب عن خلاد بن الصفار قالَ: سُئِلَ‏ أَبُو عَبْدِ اللهِ(ع) هَلْ‏ وُلِدَ الْقَائِمُ فقالَ: «لَا وَ لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیَّامَ حَیَاتِی».[2]
 .... خلّاد بن صفّار گفت: از امام صادق(ع) سؤال شد: آیا قائم(ع) متولّد شده است؟! فرمود: «نه، و اگر من در دورانش بودم همه عمر به خدمتش می‌ایستادم».
مقدسی شافعی (متوفای 685 ق) و از مؤلفان اهل‌سنت، همین سخن را از زبان امام حسین(ع) نقل کرده است[3] که احتمالاً به جهت آن است که ایشان به دلیل آشنا نبودن با روایات شیعه، گمان کرده که مراد از «ابا عبد الله» در حدیث، امام حسین(ع) است در حالی‌که «ابا عبد الله» در بیشتر روایات شیعه، کنیه امام صادق(ع) می‌باشد.[4]
به هر حال، راویان این روایت عبارت‌اند از:
1. علی بن احمد بندنیجی: او یکی از اساتید نعمانی است که از عبیدالله بن موسی روایت می‌کند.[5] شاید وی، همان علی بن احمد بن نصر بندنیجی باشد که ابن غضائری، او را ساکن رمله (از شهرهای فلسطین) می‌داند،[6] و سندی دیگری به نقل از ابوالمفضل شیبانی وجود دارد که این احتمال را تقویت می‌کند: «حدّثنا علی بن احمد بن نصر البندنیجی بالرقه، قال: حدّثنا ابوتراب عبیدالله بن موسی الرویانی،[7] ...».[8]
شیبانی، محدّث پرتلاشی بوده[9] و تقریباً هم‌طبقه ابوعبدالله نعمانی می‌باشد و بر این اساس ممکن است مروی عنه هر دوی آنان ،‌یک نفر باشد و نام «الرقه » در این سند، همان «الرمله» باشد  که در نگارش مشابه یکدیگرند و ممکن است که یکی از این دو، تصحیف دیگری باشد. هر چند کاملاً محتمل است که کسی در شهری زندگی کرده و در شهرهای دیگر نیز حدیث نقل کند.[10]
سند دیگری شبیه این سند، در اقبال به نقل از همان ابوالمفضل شیبانی، آمده است: «حدثنی علی بن نصر السبندنجی(بندنیجی)، قال: حدثنی عبدالله (عبیدالله) بن موسی عن عبدالعظیم الحسنی عن ابی‌جعفر الثانی(ع) - فی حدیث - قال: ...».[11] علی بن نصر، ظاهراً همان علی بن احمد بن نصر است که نام پدر وی، افتاده یا در نسب او اختصار رخ داده است. به هر حال لقب وی، «البندنیجی» است.
در نگاه سندشناسی، علمای رجال؛ علی بن احمد بندنیجی را ضعیف دانسته‌اند.[12]
2. عبیدالله(عبدالله)[13] بن موسى علوی عباسی: نعمانی از او زیاد روایت نقل می‌کند و مطلبی درباره ضعف او گفته نشده است. [14]
3. حسن بن معاویه: معلوم نیست که آیا این حسن بن معاویه، همان حسن بن معاویه بن وهب است، که در سند «کامل الزیارات» وجود دارد[15] یا حسن به معاویه دیگری؟ به هر حال؛ جز تنها در همین روایت، در جای دیگر حسن بن معاویه، از حسن بن محبوب روایت نمی‌کنند.
البته محقق کتاب الغیبة نعمانی می‌گوید: در بعضی از نسخه‌های روایت مورد بحث؛ به‌جای حسن بن معاویه، حسن بن یعقوب آمده است؛ در این صورت هم، شاید بتوان گفت که حسن بن یعقوب درست نباشد، بلکه - به جهت تصحیف در نسخه- درست، حسن بن محمد بن سماعه ‌باشد، که از آن در سند روایات تعبیر به حسن بن سماعه شده و بسیار از حسن بن محبوب حدیث نقل می‌کند.[16] اگر این دیدگاه را بپذیریم؛ حسن بن سماعه با این‌که واقفی بوده، ولی علمای رجال حدیث، او را ثقه دانسته‌اند.[17]
4. حسن بن محبوب: امامی و ثقه است.[18]
5. خلاد بن صفار: بنابر تحقیق برخی علمای رجال، همان خلاد بن عیسى صفار است، که ثقه می‌باشد.[19]
اگر اشکالات سندی را کنار بگذاریم؛ محتوای روایت بیانگر ارزش خدمت به امام مهدی(عج) است، که مقام رفیع یاران آن‌حضرت و ارزش خدمت به آیین «انتظار» روشن می‌شود. چرا که یاری امام زمان، به عنوان آخرین حجت الهى، در حقیقت خدمت به تمام پیامبران و اوصیا و امامان معصوم(ع) می‌باشد.
این‌گونه است که ابوخالد کابلی نیز مشابه چنین سخنی را از امام باقر(ع) نقل کرده است که فرمود: «گویا مردمى را می‌بینم که در شرق براى دسترسی به حق قیام کرده‌اند ولى این حق را به آنها نمی‌دهند. باز آنها قیام می‌کنند ولى به آن نمی‌رسند. آنان با مشاهده چنین وضعیتی، شمشیرهاى خود را حمایل کرده و آن‌گاه آنچه را که می‌خواهند به آنها می‌دهند .... و در نهایت، قدرت را به دست فرمانروای اصلی شما می‌سپارند. کشته‌های آنان شهیدند، آگاه باشید! اگر من آن روز را درک می‌کردم خود را براى صاحب الامر ذخیره می‌کردم».[20]

[1]. نجاشی، احمد بن على، رجال النجاشی، ص 383، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ ششم، 1365ش. ر. ک: نعمانی و کتاب الغیبه، 22517.
[2]. ابن أبی زینب نعمانی، محمد بن ابراهیم‏، الغیبة، ص 245، تهران، نشر صدوق‏، چاپ اول، 1397ق‏.
[3]. مقدسى شافعى سلمى(640- 685 ق)، یوسف بن یحیى، عقد الدرر فی أخبار المنتظر(عج)، ص 212، قم، مسجد مقدس جمکران، چاپ دوم، 1428ق.
[4]. ر. ک: فوادیان، محمدرضا، از حسین(ع) تا مهدى(عج)، ص 42، قم، بنیاد فرهنگى حضرت مهدى موعود(عج)، چاپ هفتم، 1385ش.
[5]. محدّث نورى، میرزا حسین‌، خاتمة المستدرک، ج ‌3، ص 267، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول‌، 1417ق؛ شوشترى، محمد تقى‏، قاموس الرجال، ج ‏7، ص 363، قم،  مؤسسة النشر الإسلامی‏، چاپ دوم، 1410ق.
[6]. ابن غضائرى، احمد بن حسین‏، الرجال، ص 82، قم، مؤسسه علمى فرهنگى دار الحدیث، چاپ اول، 1422ق؛ ‏قاموس الرجال، ج ‏7، ص 363.
[7]. ممکن است که او همان عبیدالله بن موسی علوی عباسی باشد که در اسناد «الغیبة» نعمانی دیده می‌شود. هر چند با عنایت به یکی نبودن اساتید این دو و نیافتن دلیلی بر علوی بودن عبیدالله بن موسی رویانی، نمی‌توان این مطلب را قطعی دانست.
[8].  طوسى، محمد بن الحسن‏، امالی، ص 589، قم، دار الثقافة، چاپ اول‏، 1414ق.
[9].  برخی از مورّخان و علمای رجال؛ نخستین سماع صحیح حدیث ابوالمفضل شیبانی (297- 387 ق) را در سال 306 ق دانسته‌اند (ر. ک: خطیب بغدادى، احمد بن على‏، تاریخ بغداد، ج ‏3، ص 87، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1417ق). ولی در  «امالی» شیخ طوسی، روایتی از ابو المفضل شیبانی از برخی راویان در سال 304 ق نیز آمده است (الأمالی، ص 609). به هر حال؛ وی تقریباً هم‌طبقه نعمانی است (ر. ک: موسوعة طبقات الفقهاء، ج ‏4، ص 419 - 420).
[10]. چنان‌که در کتاب احتجاج طبرسی چنین آمده است: «حدث الشیخ أبو علی الحسن بن محمد الرقی بالرملة»؛ طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ‏2، ص 499، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، 1403ق.
[11]. ابن طاووس، على بن موسى، إقبال الأعمال، ج ‏1، ص 212، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، 1409ق.
[12]. «ضعیف متهافت، لا یلتفت إلیه»؛ ابن غضائری، الرجال، ص 82؛ حلی، حسن بن علی بن داود، الرجال، ص 481، دانشگاه تهران‏، چاپ اول‏، 1342ش؛ علامه حلى، حسن بن یوسف‏، خلاصة الأقوال فی معرفة أحوال الرجال‏، ص 235، نجف اشرف، دار الذخائر، چاپ دوم‏، 1411ق.
[13]قاموس الرجال، ج ‏6، ص 632  و  ج ‏7، ص 93.
[14]. در کتاب «الغیبة» نعمانی، عبیدالله بن موسی دارای پسوندهای «علوی»، «علوی عباسی» و «عباسی» است؛ ر. ک: الغیبة، ص 52، 155، 176، 205 و 289.
[15]. مرتضی، بسام، زبدة المقال من معجم الرجال، ج ‏1، ص 326، بیروت، دار المحجة البیضاء، 1426ق.
[16]. الغیبة، ص 245، پاورقی.
[17]رجال ‏النجاشی، ص ‏41؛ خلاصة الأقوال فی معرفة أحوال الرجال‏، ص ‏212.
[18]. خلاصة الأقوال فی معرفة أحوال الرجال‏، ص ‏37 .
[19]. ر. ک: اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواة و إزاحة الإشتباهات عن الطرق و الأسناد، ج ‏1، ص 296، بیروت، دار الاضواء، بی‌تا؛ قاموس الرجال، ج ‏4، ص 182 – 183.
[20]. الغیبة، ص 273. 
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    755356 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • معنای ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم» چیست و این ذکر چه آثار و برکاتی دارد؟
    734872 حدیث 1396/06/14
    «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»؛ یعنی هیچ نیرو و توانى جز از سوى خداوند بلندمرتبه و بزرگ نیست‏. واژه «حول» در لغت به معنای حرکت و جنبش،[1] و «قوّة» به معنای استطاعت و توانایی است.[2] بنابر ...
  • آیا خداوند به نفرینی که از دل شکسته باشد، توجه می کند؟ یا فقط دعاهای مثبت را اجابت می کند؟
    648165 Practical 1390/07/12
    نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    645408 Laws and Jurisprudence 1387/05/23
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    640625 Practical 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    579356 Laws and Jurisprudence 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • فضیلت و آداب و شرایط نماز جمعه چیست؟ و به چه صورت خوانده می‌شود؟
    576971 نماز جمعه 1389/09/10
    در مورد جایگاه و فضیلتش نماز جمعه همین بس که سوره‌ای از قرآن به نامش می‌باشد.نماز جمعه یک از عباداتی است که به جماعت خوانده می‌شود. این نماز دو خطبه دارد که با حمد و ثنای الهی شروع می‌شود و امام جمعه در این خطبه‌ها باید مردم را به تقوای ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    559732 Laws and Jurisprudence 1387/09/23
     دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری باز ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    559543 جن 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی‌‏های زیر را برای او برمی‌شمارد:جن موجودی است که از آتش آفریده شد، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1]دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال ...
  • می خواهم دعا کنم همسرم در زندگی مطیع من باشد آیا در این زمینه دعایی از اهل بیت (ع) به ما رسیده است؟
    548755 Practical 1389/02/22
    دعاها، لازم نیست حتماً به زبان عربى خوانده شوند؛ هرچند به عربی بهتر است، حتى دعا در نماز به زبان فارسى جایز است.نکته مهم تر این که انسان باید شرایط دیگر تأثیر گذاری دعا ...