
لطفا صبرکنید
25312
- اشتراک گذاری
در مورد اینکه آیا کلینی(ره) کتاب کافی را به امام زمان(عج) عرضه کرد یا نه، در بین علما دو نظریه وجود دارد:
- بعضی از علما معتقدند که کتاب کافی بر امام زمان(عج) عرضه شد و آنحضرت فرمود: «الکافی کاف لشیعتنا»؛ (کتاب کافی شیعیان ما را بس است).[1]
- برخی دیگر از علما میگویند کتاب کافی بر امام زمان(عج) عرضه نشد. اینان گفتهاند: علت اینکه کلینی(ره) کتاب کافی را به امام زمان(عج) عرضه نکرد، این بود که ایشان از راههای مختلفی نسبت به صحت احادیث وارده در کتاب خود یقین داشت که بعضی از آن راهها عبارتاند از:
الف) احادیث کافی از اصول اربعمائة(چهارصد کتاب اصلی) به دستور ائمه(ع) و توسط اصحاب ایشان نوشته و بر امام هر زمان عرضه شده، جمعآوری شده و در حقیقت مرحوم کلینی احادیث مذکور در اصول اربعمائة را به صورت دستهبندی شده و باببندی نوشت که مجموعهای به نام کافی جمعآوری و تشکیل شده است، صاحب معالم(حسن بن زین الدین) میگوید: کلینی احادیث کتاب خود را از اصول اربعمائهای که صحت احادیث آن اجماعی است جمعآوری کرده است.[2]
ب) احادیث کتاب کافی، دارای قرائن و دلائل زیادی است که دلالت بر صحت آنها دارد که مرحوم صاحب معالم میگوید: «احادیث کتب اربعة(کافی، تهذیب، استبصار و من لایحضره الفقیه) به قول بسیاری از علما قرائنی را همراه دارد که دلالت میکند که بدون هیچگونه تغییری از کتابهای اصلی نقل شده است».[3]
ج) کلینی در مقدمهی کتاب کافی از احادیث کتاب خود با تعبیر (بالآثار الصحیحة) یاد میکند و این میرساند که ایشان یقین به صحت احادیث مرویه دارند.[4]
د) کلینی این احادیث را در مقام جواب به کسی که در حیرت و سرگردانی فرو رفته و خواستار احادیث صحیحه بود،[5] جمعآوری کرده بود که چنین مقامی اقتضا میکند ایشان فقط روایاتی را که یقین به صدق و صدور آن از ائمه(ع) دارند بنویسند، و گرنه بر حیرت و سرگردانی مخاطب افزوده که این کار با آن جلالت مقام و منزلتی که علما از کلینی بیان میکنند منافات دارد؛ زیرا او شخصی است که شیخ عباس قمی در مورد شخصیت ایشان مینویسد:
«شیخ اجل اوثق اثبت ابوجعفر محمد بن یعقوب الکلینی کهف العلماء الاعلام و مفتی طوائف الاسلام و مروج مذهب فی غیبة الامام»؛[6]یعنی شیخ بزرگوار و مورد اطمینان، محمد بن یعقوب کلینی ملجأ و پناهگاه فقها و محدثان و مفتی(صاحب فتوا) برای همه فرقهها و مذاهب اسلام و ترویج دهنده مذهب (شیعه) در زمان غیبت امام دوازدهم است.
مسلم است کسی میتواند مرجع فقها باشد که دیگران را از حیرت و سرگردانی در آورد نه اینکه موجب افزودن حیرت دیگران شود.[7]
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، مترجم، مصطفوی، سید جواد، اصول کافی، ج 1، مقدمه کتاب، ص7، تهران، کتاب فروشى علمیه اسلامیه، چاپ اول، [همچنین درباره آن، ر. ک: مامقانی، تنقیح المقال، ج 3، ص 202؛ بحرالعلوم، محمد صادق، دلیل القضاء الشرعی، ج 3، ص 131؛ حسین علی محفوظ، مقدمه، ص 25؛ برای نظر برخی عالمان امامی در این باره، ر. ک: حائری، ابوعلی، منتهی المقال، ص 298؛ نوری، مستدرک الوسائل، ج 3، ص 532؛ صدر، حسن، نهایة الدرایة، ص 219؛ مجلسی در مرآة العقول، که شرحی بر کتاب کافی است، عرضه کتاب را بر امام غائب رد کرده، اگرچه تلویحا تأکید کرد که کتاب مورد تأیید امام بوده است. البته علی ابن طاووس، عالمی با گرایش شبه اخباری، به کتاب کافی به دلیل آنکه در عصر نائبان خاص امام غائب نوشته شده است، اعتباری خاص میبخشد و معتقد است مطالب کتاب در این دوره میتوانست به سادگی مورد تحقیق و درستسنجی(طبعا از سوی وکلای امام) قرار گیرد. نک: ابن طاووس، کشف المحجة، ص 220.
[2]. نمازی شاهرودی، علی، الاعلام الهادیة الرفیعة فی اعتبار الکتب الاربعة المنیعة، ص 140، مؤسسه نشر اسلامی، 1425ق.
[3]. همان، ص 139.
[4]. همان.
[5]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، مترجم، مصطفوی، سید جواد، اصول کافی، ج 1، مقدمه کتاب، ص 5.
[6]. همان، ص 8.
[7]. الاعلام الهادیة الرفیعة فی اعتبار الکتب الاربعة المنیعة، ص 135-136.

:
:
:
: