جستجوی پیشرفته
بازدید
4768
آخرین بروزرسانی: 1396/03/26
خلاصه پرسش
بعد از آنکه در آیه 161 سوره بقره به سرنوشت کفار پرداخته شده، در آیه بعدی آمده که (خالِدینَ فیها ...). تفسیر مختصری از این دو آیه ارائه کرده و مرجع ضمیر در (فیها) را مشخص نمایید؟
پرسش
در آیه 162 سوره بقره ضمیر «فیها» به «جهنم» ارجاع داده شد، در حالی‌که در این آیه و آیات پیشین به جهنم اشاره نشده است؟ دلیل این‌که در این‌‌جا خدای متعال از کلمه «فیها» به جای جهنم استفاده کرده چیست؟ و چرا مترجمان آن‌‌را به جهنم ترجمه کرده‌‌اند؟
پاسخ اجمالی
اصل در مرجع ضمیر این است که قبل از آن ذکر شود و در تذکیر و تأنیث و مفرد و تثنیه و جمع مطابق با مرجعش باشد. اما گاهی مرجع ضمیر در لفظ ذکر نشده ولی یک قرینه معنوی وجود دارد که مرجع آن ضمیر را مشخص می‌کند.[1] درباره مرجع ضمیر «ها» در آیه «خالِدینَ فیها»[2] برخی به اصل اوّلی رجوع کرده و مرجع آن‌را لعنتی دانسته‌اند که لفظ آن در آیه قبلی آمده است.[3] یعنی کافران به صورت جاودانه مشمول لعنت پروردگارند. برخی دیگر نیز ترجیح داده‌اند که مرجع ضمیر (فیها) را جهنم یا نار (دوزخ یا آتش) بدانند[4] که چنین الفاظی در عبارات قبلی وجود نداشته ولی قرینه معنوی بر آن وجود دارد که از عبارت بعدی «لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ» برداشت می‌شود.[5] فایده بلاغی ذکر نکردن مرجع ضمیر و واگذاری آن به فهم مخاطب در آن‌ است که شدت و بزرگی عذاب از آن بیشتر درک می‌شود.[6] برخی مفسران نیز ارجاع همزمان ضمیر به هر دو مرجع آشکار و پنهان را نفی نکرده‌اند؛[7] چرا که نتیجه هر دو یک چیز است و آن خلود در جهنم و عذاب و لعن الهی که همان دوری از رحمت خداوند است.[8]
این آیه 161 و 162 سوره بقره، در بیان سرنوشت کسانى است که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند. قرآن کریم در این آیات می‌فرماید: کسانى که کافر شدند، و در حالِ کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود! همیشه در آن (لعن و دورى از رحمت پروردگار) باقى می‌مانند، نه در عذاب آنان تخفیف داده می‌شود، و نه مهلتى خواهند داشت.
آنها که بر روى حقیقت پرده کشیدند، دو گروه بودند؛ گروهى از آنان از کرده خود پشیمان شدند و توبه کردند که خدا در آیه پیشین پذیرش توبه آنها را اعلام نمود، ولى گروهى هم بودند که تا آخر عمر به همان حالت عناد و لجاجت و کفر باقى ماندند و بر کفر خود مردند و هرگز از کار زشت خود پشیمان نشدند و بر کتمان حقیقت اصرار ورزیدند. روشن است که همان لعنت و نفرینى که در آیه پیش گفته شد، شامل حال چنین افرادى خواهد بود. در این آیه نیز به همین معنا تأکید می‌کند و چنین افرادى را مستحق لعنت خدا و فرشتگان و مردم می‌داند. آن هم به این صورت که این افراد براى همیشه در این لعنت باقى خواهند ماند و عذابى که خدا به آنها خواهد کرد، هیچ وقت تخفیف نخواهد یافت و به آنها مهلت داده نخواهد شد.[9]
در معنای جمله «وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ»، برخی معتقدند؛ «ینظرون» از ریشه «نظر» است، و منظور نگاه رحمت می‌باشد؛ یعنی مورد رحمت خدای متعال قرار نخواهند گرفت. بعضى نیز گفتند: «ینظرون» از «انظار» به معنای «امهال» است؛ یعنی خداوند به ایشان مهلت ندهند تا توبه کنند و خود را اصلاح نمایند.[10]

[1]. عباس، حسن، النحو الوافی، ج 1، ص 257 - 258، دارالمعارف، چاپ پانزدهم.
[2]. بقره، 162.
[3]. طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 391، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، 1417ق؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1، ص 554، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش؛ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، ج 1، ص 93، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1377ش؛ مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیر المراغی، ج 2، ص 32، داراحیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا.
[4]. آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج 1، ص 428، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
[5]. بقره، 162.
[6]. ر.ک: قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج 2، ص 209، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، تهران، چاپ اول، 1368ش.
[7]. فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، ج 1، ص 208، تهران، الصدر، چاپ دوم، 1415ق؛ حقی بروسوی،  اسماعیل، تفسیر روح البیان، ج 1، ص 266، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
[9].‏ جعفری، یعقوب، کوثر، ج ‏1، ص 416، قم، هجرت، چاپ اول، 1376ش.
[10]. ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، تحقیق، یاحقی، محمد جعفر، ناصح، محمد مهدی، ج ‏2، ص 263، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1408ق.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها