جستجوی پیشرفته
بازدید
75051
آخرین بروزرسانی: 1400/02/06
خلاصه پرسش
صله‌ی رحم با خویشاوندانی که در حق ما بد عمل می‌کنند، باید چگونه باشد؟
پرسش
بنده از حدود سن هفت سالگی پدر خود را از دست دادم و از آن زمان تا به حال از عمو و عمه‌ی خود هیچ خوبی ندیدم. آنها از هیچ‌گونه ظلمی در حق خانواده‌ی ما حتی در زمان حیات پدرم دریغ نکردند، به گونه‌ای که حتی متوسل به سحر نیز شدند. الآن حدود 10 سال است که با عمو و عمه‌ی خود هیچ‌گونه رفت و آمدی نداریم.(حتی یک سلام، با وجود این‌که با عموی خود همسایه‌ایم). توضیح این‌که زمانی که به عموی خود سلام می‌کردم؛ اما جواب سلامی نمی‌شنیدم. با توجه به این‌که می‌گویند اگر 2 نفر تا 3 روز با هم قهر باشند (صله‌ی رحم نیز نداشته باشند) هیچ‌گونه عبادتی از آنها قبول نمی‌شود، وظیفه‌ی من چیست.(تا به حال سعی کرده‌ام که لا اقل با پسر عموها سلامی داشته باشم).
پاسخ اجمالی

صله‌ی‌ رحم به معنای ارتباط همراه با لطف و احسان به خویشاوندان نسبی است، و نسبت به همگی یک وظیفه شرعی است و آثار و فواید بسیاری، مثل طول عمر، خوش خلقی و افزایش روزی برایش ذکر شده است.

صله‌ی‌ رحم نسبت به تمام خویشان(زن و مرد با تقوا و بی‌تقوا، مسلمان و کافر، ظالم و صالح) باید انجام شود. از حضرت علی(ع) نقل شده است: با خویشاوندانتان پیوند و رفت و آمد داشته باشید، هر چند آنان با شما قطع‏ رابطه ‏کرده‏ باشند.

البته صله‌ی رحم درجاتی دارد که نسبت به شرایط و افراد، متفاوت است. بله در صورتی که باعث ضرر دنیایی یا دینی می‌شود. باید به حدی که ضرر ندارد تغییر کند و تقلیل یابد. مثلا در مقابل ظالم و گناه‌کار همراه با امر به معروف و نهی از منکر مناسب باشد و به صورتی انجام شود که این ارتباط تأیید اعمال آنها محسوب نشود و در مقابل کسی که می‌داند از دیدن او خوشحال نمی‌شود باید به صورت کمک غیر مستقیم به او، یا پرس‌وجوی احوال او از دیگران باشد و به هر حال لطف خود نسبت به او را به روش‌های مختلف ابراز دارد.

پاسخ تفصیلی

معناى لغوى و فقهی صله‌ی رحم

«رحم» در لغت و عرف به معناى نزدیکان و بستگان[1] است. و در اصطلاح فقه نیز بر اساس قول بعضی از فقها همان معناى لغوى است؛ یعنى مطلق نزدیکان و بستگان. البته با این قید که نسبی باشند نه سببی، چه مذکّر باشند و چه مؤنث، جزء ورثه باشند یا نه، محرم باشند یا غیر محرم، مسلمان باشند یا کافر، از طرف پدر باشند یا مادر، یا هر دو. البته لازم است که از نظر نسبى بسیار دور نباشند تا مردم آنها را از اقوام و ارحام شخص بدانند و گرنه باید گفت همه‌ی انسان‌ها از اقربا و بستگان یکدیگرند. بر اساس این نظر، میزان و معیار در تمامى این موارد عرف است.[2] در کنار این قول بعضی از علما «رحم» را اقوامی می‌دانند که در طبقات ارث قرار می‌گیرند که شامل تمام فرزندان و حتی نوه‌های خاله، دایی، عمه و عمو می‌شود.[3]

اما «صله»، در لغت به معنای احسان و هدیه است.[4] و در اصطلاح به معنای برقراری ارتباط همراه با محبت و لطف بوده که مقابل آن دورى کردن و قطع است؛ بنابراین، صله‌ی رحم، رسیدگى، احسان، خبرگیرى و مانند آن نسبت به نزدیکان است که در مقابلِ آن قطع رحم است.

آثار و نتایج صله‌ی رحم

در سخنان معصومین(ع) برای صله‌ی رحم، فواید و آثار دنیوی و اخروى فراوانی بر شمردند، که تنها به دو نمونه‌ی زیر، اکتفا می‌‏کنیم:

امام باقر(ع) فرمود: صله‌ی ارحام، «اعمال‏» را پاک، «اموال‏» را افزون، بلاها را دفع، حساب ‏را آسان می‌‏کند و «اجل‏» را به تأخیر می‌ اندازد.[5]

چنان‌که ملاحظه می‌کنید، نتایج ‏یاد شده، برخی به امور دنیوی مربوط ‏است، برخی هم نتایج اخروی این ‏عمل را، بازگو می‌‏کند.

امام صادق‌(ع) می‌فرمایند: صله‌ی رحم، اخلاق را نیکو، دست را بخشنده، دل و جان را خوش ‏می‌‏سازد، رزق را می‌‏افزاید و اجل و مرگ را به تأخیر می‌‏اندازد.[6]

این کار نیک و ساده، آن‌‏قدر سازنده و مفید است و آن‌چنان مورد رضای پروردگار است که گاهی تقدیر الهی به خاطر آن عوض می‌‏شود و خداوند به پاداش این عمل نیکو، بر عمر کسی می‌‏افزاید. در مقابل، قطع‏ رابطه‌‏ها و بریدن از خویشاوندان، به حدی شوم و نفرت‏‌بار و در نظر خداوند، ناپسند است که از عمر انسان می‌کاهد.

به این حدیث تکان‏دهنده توجه کنید:

امام صادق(ع) فرمود: «ما چیزی را جز «صله‌ی رحم‏» سراغ نداریم که [به طور مستقیم] عمر را زیاد کند، تا آن‌جا که گاهی تا زمان مرگ یک نفر، سه سال مانده است، ولی او اهل‏ صله‌ی رحم می‌‏شود. آن‌گاه خداوند، سی سال بر عمرش می‌‏افزاید و 33 سال ‏دیگر زنده می‌‏ماند. و گاهی اجل کسی 33 سال است، به دلیل قطع رحم و گسستن رابطه‌‏های خویشاوندی، کاهش می‌‏یابد و اجلش سر سه سال فرامی‌‏رسد».[7]

مرز صله‌ی رحم

این ادب معاشرت، اختصاص به بستگان پاک و با تقوا و ندارد؛ یک وظیفه‌ی اخلاقی است، که نسبت‏ به اهل ‏گناه بلکه کفار هم ثابت است. چه بسا به برکت رفت و آمدهای بستگان صالح، فاجران هم راه‏ صلاح پیش گیرند و تأثیر بپذیرند. حتی اگر این ارتباط تأثیری در رفتار ارحام بدکار نگذارد، باز موظف به حفظ رابطه با آنها هستیم.

گزارش شده است که یکی از شیعیان از امام صادق(ع) ‏پرسید: برخی خویشاوندانم ‏خط و تفکر دیگری دارند، غیر از فکر و مرامی که من دارم. آیا آنان بر من حقی دارند؟ حضرت فرمود: آری، حق قرابت و خویشاوندی را چیزی قطع نمی‌کند. اگر با تو همفکر و هم عقیده باشند که دو حق بر تودارند: یکی حق خویشاوندی، دوم حق اسلام و مسلمانی.[8]

حتی اگر بستگان، مایه‌ی آزار انسان را هم فراهم کنند، باز حق‏ گسستن پیوند را نداریم. در حدیث آمده است:

مردی خدمت رسول خدا(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله! من‏ خویشاوندانی دارم که من با آنان پیوند می‌کنم و رابطه دارم، اما آنان‏ آزارم می‌‏دهند. تصمیم گرفته‌‏ام آنان را ترک کنم. رسول خدا فرمود: آن‌گاه، خدا هم تو را ترک می‌کند! ... گفت: پس چه کنم؟ رسول خدا فرمود: به کسی که محرومت کرده، عطا کن، با کسی که از تو بریده، رابطه برقرار ساز، کسی که بر تو ستم کرده، از او درگذر. هر گاه چنین‏ کردی، خداوند پشتیبان تو خواهد بود.[9]

از حضرت علی(ع) نقل شده است: با خویشاوندانتان پیوند و رفت و آمد داشته باشید، هر چند آنان با شما قطع‏ رابطه ‏کرده‏ باشند.[10]

بنابر این، حتی اگر ارتباط ما با بعضی از خویشان و رفت و آمد به منزلشان باعث ناراحتی آنها شود و یا باعث اهانت به ما شود، باز وظیفه‌ی صله‌ی رحم از بین نمی‌رود و در این صورت باید به روش‌های دیگر که باعث چنین مشکلی نمی‌شود ارتباط حفظ شود. مثلا بدون رفتن به منزل آنها تلفنی حال آنها را سالیانه جویا شویم و یا حتی غیر مستقیم به آنها توجه داشته باشیم و از دیگران احوال آنان را بپرسیم، یا غیر مستقیم به آنان کمک کنیم، چه کمک‌های مالی و چه حمایت زبانی از آنان در مقابل دیگران. به هر حال نباید با ارحام مانند غریبه‌ها رفتار کرد و با وجود تمام بی‌محبتی‌ها به هر نحو ممکن در مواقع مختلف ارتباط خود با آنان را نشان دهیم.[11]

بله در صورتی که صله‌ی رحم باعث ضرر دنیایی یا دینی شود. باید به حدی که ضرر ندارد تغییر کند.

کیفیت ارتباط:

واضح است که مرجع و معیار در چگونگی ابراز محبت و احسان، عرف است؛ زیرا به حسب عادات و رسومِ افراد و نزدیک و دور بودنِ آنها فرق می‌کند.[12] نوع این ارتباط به نیاز افراد نیز بستگی دارد، آن‌چنان که ممکن است بعضى نیاز مادّى داشته باشند و بعضى نیاز مادى نداشته ولى به کمک دیگرى نیازمند باشند. مانند پیرمرد و پیرزن افتاده‌‏اى که باید آنان را رسیدگی نمود، و بعضى ممکن است کمکِ فکرى بخواهند. و بعضى هیچ نیاز ندارند و فقط باید از آنان احوال‌‏پرسى کرد.

به هر حال صله‌ی رحم درجاتی دارد که با توجه به توان فرد، عرف اجتماع، نیاز افراد و برخورد و جواب‌دهی آنان متفاوت و قابل تغییر است. و تا هر درجه‌ای که ممکن است باید به این برنامه‌ی دینی عمل کرد.


[1]. ابن منظور، لسان اللسان(تهذیب لسان العرب)، ج ‏1، ص 476، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1413ق.

[2]. فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج 1، ص 494، سوال 1773. (سایت بلاغ).

[3]. موسوی خویی، سید ابو القاسم، صراط النجاة (المحشّٰی)، گردآورنده، عاصی عاملی، موسی مفید الدین، ‌ج 1، ص 433، قم، مکتب نشر المنتخب، چاپ اول، 1416ق.

[4]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ‏11، ص 728، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق: «الصِّلَة: الجائزة و العطیَّة».

[5]. «صلة الارحام تزکی الاعمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تیسر الحساب و تنسی‏ء فی الاجل‏»، کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص 150، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

[6]. «صلة الارحام تحسن الخلق و تسمح الکف و تطیب النفس و تزید فی الرزق و تنسئ الاجل‏». همان، ص 150- 151.

[7]. همان، ص 152.

[8]. کافی، ج ‏2، ص 157.

[9]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 71، ص 100 – 101، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.

[10]. «صلوا ارحامکم و ان قطعوکم‏» همان، ص‏92.

[11]. صراط النجاة، ج 3، ص 29.

[12]. کرکی عاملی، شیخ حسن بن علی بن عبد العالی، أطائب الکلم فی بیان صلة الرّحم، محقق، حسینی، سید احمد، ص 30، بی‌جا، مخطوطات مکتبه آیه الله مرعشی، بی‌تا.

 

رحم در لغت و عرف به معناى نزدیکان و بستگان[1] است و در اصطلاح فقه نیز بر اساس قول بعضی از فقها همان معناى لغوى است؛ یعنى مطلق نزدیکان و بستگان البته با این قید که نسبی باشند نه سببی، چه مذکّر باشند و چه مؤنث، جزء ورثه باشند یا نه، محرم باشند یا غیر محرم، مسلمان باشند یا کافر، از طرف پدر باشند یا مادر، یا هر دو. البته لازم است که از نظر نسبى بسیار دور نباشند تا مردم آنها را از اقوام و ارحام شخص بدانند و گرنه باید گفت همه ی انسان‏ها از اقربا و بستگان همند؛ بر اساس این نظر، میزان و معیار در تمامى این موارد عرف است[2]. در کنار این قول بعضی از علما رحم را اقوامی می دانند که در طبقات ارث قرار می گیرند که شامل تمام فرزندان و حتی نوه های خاله، دایی، عمه و عمو می شود.[3]

 

اما صله، در لغت به معنای احسان و هدیه است[4] و در اصطلاح به معنای برقراری ارتباط همراه با محبت و لطف است که مقابل آن دورى کردن و قطع می باشد؛ بنابراین صله ی رحم، رسیدگى، احسان، خبرگیرى و مانند آن نسبت به نزدیکان است که در مقابلِ آن قطع رحم است.

 

آثار و نتایج:

 

در سخنان معصومین(ع) برای صله ی رحم، فواید و آثار دنیوی و اخروی فراوانی بر شمردند، که تنها به دو نمونه زیر، اکتفا می‏کنیم:

 

حضرت امام باقر(ع) فرموده است: صله ی ارحام، «اعمال‏» را پاک، «اموال‏» را افزون، بلاها را دفع، حساب ‏را آسان می‏کند و «اجل‏» را به تاخیر می‏ اندازد.[5]

 

همچنان که می‏بینید، نتایج ‏یاد شده، برخی به امور دنیوی مربوط ‏است، برخی هم نتایج اخروی این‏عمل را ، بازگو می ‏کند.

 

امام صادق(ع) می فرمایند: صله ی رحم، اخلاق را نیکو، دست را بخشنده، دل و جان را خوش ‏می‏سازد، رزق را می‏افزاید و اجل و مرگ را به تاخیر می‏اندازد.[6]

 

این کار نیک و ساده، آن‏قدر سازنده و مفید است و آنچنان مورد رضای پروردگار، که گاهی تقدیر الهی به خاطر آن عوض می‏شود وخداوند به پاداش این عمل نیکو، بر عمر کسی می‏افزاید. در مقابل، قطع‏ رابطه‏ها و بریدن از خویشاوندان، به حدی شوم و نفرت‏بار و در نظر خداوند، ناپسند است که عمر را می‏کاهد.

 

به این حدیث تکان‏دهنده توجه کنید:

 

امام صادق(ع) فرمود: «ما چیزی را جز «صله ی رحم‏» سراغ نداریم که [ به طور مستقیم ] عمررا زیاد کند ، تا آنجا که گاهی تا زمان مرگ یک نفر، سه سال مانده است، ولی او اهل‏ صله رحم می‏شود. آنگاه خداوند، سی سال بر عمرش می‏افزاید و سی و سه سال‏دیگر زنده می‏ماند. و گاهی اجل کسی سی و سه سال است، به خاطر قطع رحم وگسستن رابطه‏های خویشاوندی، کاهش می‏یابد و اجلش سر سه سال فرامی‏رسد.»[7]

 

مرز صله ی رحم:

 

این ادب معاشرت، اختصاص به بستگان پاک و با تقوا و ندارد؛ یک وظیفه اخلاقی است، که نسبت‏ به اهل ‏گناه بلکه کفار هم ثابت است . چه بسا به برکت رفت و آمدهای بستگان صالح، فاجران هم راه‏ صلاح پیش گیرند و تاثیر بپذیرند. حتی اگر این ارتباط تاثیری در رفتار ارحام بدکار نگذارد باز موظف به حفظ رابطه با آنها هستیم.

 

نقل شده است که یکی از شیعیان از امام صادق(ع) می‏پرسد: برخی خویشاوندانم ‏خط و تفکر دیگری دارند، غیر از فکر و مرامی که من دارم. آیا آنان برمن حقی دارند؟ حضرت فرمود: آری، حق قرابت و خویشاوندی را چیزی قطع نمی‏کند. اگر با تو همفکر و هم عقیده باشند که دو حق بر تودارند: یکی حق خویشاوندی، دوم حق اسلام و مسلمانی.[8]

 

حتی اگر بستگان، مایه آزار انسان را هم فراهم کنند، باز حق‏ گسستن پیوند را نداریم. در حدیث آمده است:

 

که مردی خدمت رسول خدا(ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله! من‏ خویشاوندانی دارم که من با آنان پیوند می‏کنم و رابطه دارم، اما آنان‏ آزارم می‏دهند. تصمیم گرفته ‏ام آنان را ترک کنم. حضرت رسول فرمود:آنگاه، خدا هم تو را ترک می‏کند! ... گفت: پس چه کنم؟ رسول خدا فرمود: به کسی که محرومت کرده، عطا کن، با کسی که از تو بریده، رابطه برقرار ساز، کسی که بر تو ستم کرده، از او درگذر. هر گاه چنین‏ کردی، خداوند پشتیبان تو خواهد بود.[9]

 

از حضرت علی(ع) نقل شده که فرمود: با خویشاوندانتان پیوند و رفت و آمد داشته باشید، هر چند آنان با شما قطع‏ رابطه ‏کرده‏ باشند.[10]

 

حتی اگر ارتباط ما با بعضی از خویشان و رفت و آمد به منزلشان باعث ناراحتی آنها شود و یا باعث اهانت به ما شود باز وظیفه ی صله رحم از بین نمی رود و در اینصورت باید به روشهای دیگر که باعث چنین مشکلی نمی شود ارتباط حفظ شود مثلا بدون رفتن به منزل آنها تلفنی حال آنها را سالیانه جویا شویم و یا حتی غیر مستقیم به آنها توجه داشته باشیم و از دیگران احوال آنان را بپرسیم یا غیر مستقیم به آنان کمک کنیم چه کمکهای مالی و چه حمایت زبانی از آنان در مقابل دیگران. به هر حال نباید با ارحام چون غریبه ها رفتار کرد و با وجود تمام بی محبتیها به هر نحو ممکن در مواقع مختلف ارتباط خود با آنان را نشان دهیم.[11]

 

بله در صورتی که صله ی رحم باعث ضرر دنیایی یا دینی شود. باید به حدی که ضرر ندارد تغییر کند.

 

کیفیت ارتباط:

 

واضح است مرجع و معیارِ در چگونگی ابراز محبت و احسان، عرف است؛ زیرا به حسب عادات و رسومِ افراد و نزدیک و دور بودنِ آنها فرق مى‏کند[12] نوع این ارتباط به نیاز افراد نیز بستگی دارد آنچنان که ممکن است بعضى نیاز مادّى داشته باشند و بعضى نیاز مادى نداشته ولى به کمک دیگرى نیازمند باشند. مانند پیرمرد و پیرزن افتاده‏اى که باید آنان را رسیدگی نمود، و بعضى ممکن است کمکِ فکرى بخواهند. و بعضى هیچ نیاز ندارند و فقط باید از آنان احوال‏پرسى کرد.

 

به هر حال صله رحم درجاتی دارد که با توجه به توان فرد ، عرف اجتماع ، نیاز افراد و برخورد و جواب دهی آنان متفاوت و قابل تغییر است و به هر حال تا هر درجه ای که ممکن است باید به این برنامه ی دینی عمل کرد.

 



[1] المنجد الرحم : ذو رحم ای ذو قرابه.

[2] استفاده شده از جامع المسائل مرحوم أیت الله فاضل، ج 1، ص 494، سوال 1773 (سایت بلاغ).

[3] مثل مرحوم تبریزی و خوئی صراط النجاة، ج 1، ص 433.

[4] المنجد : الصلة : العطیة و الاحسان و الجائزة

[5] «صلة الارحام تزکی الا عمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تیسر الحساب وتنسی‏ء فی الاجل‏»،اصول کافی، ج 2 ص 150.

[6] «صلة الارحام تحسن الخلق و تسمح الکف و تطیب النفس و تزید فی الرزق وتنسئ الاجل‏» همان ص 150 و ص 151.

[7] همان ص 152.

[8] میزان‏الحکمة، ج ‏4، ص‏83.

[9] بحارالانوار، ج‏71، ص‏100.

[10] «صلوا ارحامکم و ان قطعوکم‏» همان، ص‏92.

[11] استفاده شده از صراط النجاة مرحوم تبریزی و خوئی ج 3 ص 294.

[12] اطائب الکلم فى بیان صلة‏الرحم، مرحوم کرکى، ص 30. (استفاده شده از سایت حوزه).

 

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها