جستجوی پیشرفته
بازدید
28738
آخرین بروزرسانی: 1405/04/04
خلاصه پرسش
آیا مقام خلیفة الله همگانی است، و آیا از این مقام، مقامی بالاتر وجود ندارد؟
پرسش
آیا از نظر خلقت در همه‌ی انسان‌ها استعداد رسیدن به مقام خلیفة اللهی وجود دارد؟ آیا این مقام بالاترین مقامی است که از طریق بندگی قابل دسترسی است، یا مقام‌های دیگری هم وجود دارد؟
پاسخ اجمالی

خلیفه و خلافت از ریشه‌ی «خلف» به معنای پشت سر گرفته شده، و به معنای جانشینی است. جانشینی در امور حسی، اعتباری و در امور حقیقی به کار می‌رود.

طبق آیۀ 30 سورۀ بقره «... إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً...»، خلافت منحصر در حضرت آدم(ع) نبوده؛ بلکه همۀ انسان‌ها استعداد آن‌را دارند؛ اما از آن‌جا که از یک‌سو محور و مدار خلافت الهی علم به اسماء است، و از سوی دیگر آگاهی به اسمای الهی نیازمند استقامت در مسیر بندگی است و همۀ انسان‌ها استقامت در مسیر بندگی ندارند، در نتیجه مقام خلافت الهی در همۀ انسان‌ها تحقق و فعلیت ندارد. چگونه ممکن است مقامی که فرشتگان شایستۀ آن نبودند در اختیار بزرگ‌ترین جنایت‌کاران عالم قرار گیرد؟!

البته از آن‌جا که علم، دارای مراتب و درجات است، خلافت هم درجات دارد و هر کس به هر اندازه‌ای که مظهر اسمای الهی باشد به همان اندازه سهمی از خلافت الهی دارد.

بر اساس آیات قرآن و روایات، کامل‌ترین مصداق خلیفة الله، چهارده معصوم(ع) هستند. بعد از چهارده معصوم و پیامبران، عرفای الهی و برخی از انسان‌های وارسته و متدین و دارای علم و عمل صالح نیز به اندازۀ علم و دریافت اسمای الهی، در مرتبۀ پایین‌تر از پیامبران، مصداق خلیفة الله هستند.

این‌که آیا از مقام خلیفة اللیه مقامی بالاتر وجود دارد یا خیر، باید گفت: با تحلیل واژۀ خلیفة الله می‌توان گفت مقامی بالاتر از خلافت الهی قابل تصور نیست؛ زیرا خلیفه به معنای جانشین، و واژۀ مقدس الله، اسمی است که اشاره به تمام صفات خداوند دارد. و به تعبیر فنی مستجمع جمیع صفات است. نتیجه این‌که خلیفة الله به معنای جانشینی در تمام صفات کمال است، پس مقامی بالاتر از آن قابل تصور نیست.

پاسخ تفصیلی

برای روشن شدن پاسخ، توضیح چند نکته ضروری است:

  1. «خلیفه» و «خلافت»، از ریشه‌ی «خلف» به معنای پشت سر، گرفته شده، و به معنای جانشینی است. جانشینی گاه در امور حسی است، مانند «و او کسی است که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد».[1] گاه در امور اعتباری است، نظیر «ای داوود ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم؛ پس بین مردم به حق قضاوت کن».[2] و گاه در امور حقیقی، مانند خلافت حضرت آدم(ع) که در آیۀ 30 بقره مطرح شده است.[3]
  2. خداوند، استعداد خلیفه شدن خود را با دمیدن روح خود در انسان به ودیعت نهاد؛ چنان‌که از آیۀ «و نفخت فیه من روحی»،[4] استفاده می‌شود. به علاوه در آیۀ «... إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً...».[5] صریحاً از خلافت «آدم» سخن به میان آمده است.

البته از آن‌جا که اولاً: در آن آیه جعل خلافت به صورت جملۀ اسمیه بیان شده، و جملۀ اسمیه دال بر استمرار جعل خلافت است، پس خلافت منحصر در حضرت آدم(ع) نیست. ثانیاً: جملۀ «أ تجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء»، حاکی از آن است که خلافت منحصر در حضرت آدم نیست؛ زیرا اگر سخن از خلافت حضرت آدم بود و بس، با توجه به این نکته که حضرت آدم(ع) معصوم است و فساد و خونریزی نمی‌کند، جا داشت خداوند به فرشتگان بگوید: آدم فساد و خونریزی نمی‌کند.

اما از آن‌جا که از یک‌سو محور و مدار خلافت الهی علم به اسماء است، و از سوی دیگر، آگاهی به اسمای الهی نیازمند استقامت در مسیر بندگی است، و  همۀ انسان‌ها استقامت در مسیر بندگی ندارند، در نتیجه مقام خلافت الهی در همۀ انسان‌ها تحقق و فعلیت ندارد. چگونه ممکن است مقامی که فرشتگان شایستۀ آن نبودند در اختیار بزرگ‌ترین جنایت‌کاران عالم قرار گیرد؟[6]

البته از آن‌رو که علم، دارای مراتب و درجات است، خلافت هم درجات دارد و هر کس به هر اندازه که مظهر اسمای الهی باشد، به همان اندازه سهمی از خلافت الهی دارد.

بر اساس آیات قرآن و روایات، کامل‌ترین مصداق خلیفة الله، چهارده معصوم(ع) هستند. بعد از چهارده معصوم و پیامبران(ع)، عرفای الهی و برخی از انسان‌های وارسته و متدین و دارای علم و عمل صالح نیز به اندازۀ علم و دریافت اسمای الهی، در مرتبۀ پایین‌تر از پیامبران، مصداق خلیفة الله هستند.[7]

اما در مورد این‌که آیا از مقام خلیفة اللهی مقامی بالاتر وجود دارد یا خیر، باید گفت: با تحلیل واژۀ خلیفة الله می‌توان گفت مقامی بالاتر از خلافت الهی قابل تصور نیست؛ زیرا خلیفه به معنای جانشین، و واژۀ مقدس الله، اسمی است که اشاره به تمام صفات خداوند دارد. و به تعبیر فنی مستجمع جمیع صفات است. نتیجه این‌که خلیفة الله به معنای جانشینی در تمام صفات کمال است، پس مقامی بالاتر از آن قابل تصور نیست.


[1]. فرقان، 62.

[2]. صاد، 26.

[3]. رجبی، محمود، انسان شناسی، ص 151.

[4]. «و از روح خودم در او دمیدم». حجر، 29.

[5]. «وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَ یسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون»‏. بقره، 30.

[6]. انسان شناسی، با کمی تغییرات، ص 153-154.

[7]. اقتباس از سؤال 1984 (سایت: 2023) (مصداق خلیفةالله از دیدگاه قرآن).

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها