جستجوی پیشرفته
بازدید
18663
آخرین بروزرسانی: 1393/10/05
خلاصه پرسش
چرا خدا بارها ارزش زندگی در دنیا را زیر سؤال برده و تنها زندگی آخرت را زندگی واقعی دانسته است؟
پرسش
سؤال بنده در خصوص متن زیر است: بعضى از دانشمندان خداشناس گفته‌اند: چیزهایى که در بعضى از جهان‌هاى آخرت می‌باشد، همگى سرشار از بی‌نیازى و زندگى می‌باشند. گویا زندگى در آن جوشیده و فوران می‌کند. جریان زندگى آنها فقط از یک منبع سرچشمه گرفته و این‌طور نیست که چیزى مثلاً فقط گرما باشد یا فقط باد باشد. بلکه تمام این چیزها از یک جنس ‍ می‌باشند؛ ولى جنسى که در آن هر مزه‌اى احساس می‌شود؛ مزه نوشیدنى و شیرینى و هر چیزى که مزه‌اى داشته باشد؛ و نیز نیروى هر چیزى که نیرویى داشته باشد در همان یک جنس یافت می‌شود؛ همچنین بوى تمام چیزهاى خوشبو؛ رنگ تمامى رنگ‌ها، و تمام آوازهاى زیبا و آهنگ‌هاى موزون موسیقى؛ و تمام چیزهایى که حس می‌شود. تمام اینها همان‌طور که گفتیم در یک حالت غیر مرکب و بسیط می‌باشد؛ زیرا این حالت حالتى حیوانى و عقلى می‌باشد که دربرگیرنده تمام حالات پیش گفته است و تمام این حالات در این حالت وجود دارد، بدون این‌که بعضى از این حالات با بعضى دیگر مخلوط شود و عده‌اى از این حالات عده دیگرى را از بین ببرد. بلکه تمام این حالات در همان یک حالت محفوظ و موجود است که گویا هر کدام از این حالات به تنهایى وجود دارد. خواهشمند است مطالب فوق الذکر را بصورت روان توضیح دهید که قابل فهم باشد با تشکر.
پاسخ اجمالی
آنچه در پرسش آمده، برداشتی از آیات مختلف و در رأس آنها آیه 64 سوره عنکبوت است؛ خداوند در این آیه می‌فرماید: «این زندگى دنیا جز لهو و لعب (سرگرمى و بازى) چیزى نیست؛ و سراى آخرت زندگى واقعى است، اگر آنها می‌دانستند».[1]
خداوند در این آیه شریفه براى این‌که اندیشه انسان‌ها را از افق این زندگى محدود فراتر برد و جهان‌هاى وسیع‌ترى در برابر دید عقل آنها بگشاید، چگونگى زندگى دنیا را در مقایسه با زندگى جاویدان سراى دیگر در یک عبارت کوتاه و بسیار پر معنا بیان نمود.
«لهو» به معناى سرگرمى است. هر کارى که انسان را به خود مشغول و از مسائل اصولى زندگى منحرف ‏کند، لهو است. «لعب» (بازى) به کارهایى می‌‏گویند که داراى یک نوع نظم خیالى براى یک هدف خیالى است.
در لعب و بازى یکى شاه می‌‏شود، و دیگرى وزیر، یکی فرمانده لشگر و دیگرى قافله، یا دزد، و بعد از درگیری‌‏ها وقتى بازى به پایان می‌‏رسد، می‌‏بینیم همه نقش‌ها خواب و خیال بوده است.
قرآن کریم می‌‏گوید: زندگى دنیا یک نوع سرگرمى و بازى است. مردمى جمع می‌‏شوند و به پندارهایى دل می‌بندند، بعد از چند روزى پراکنده می‌‏شوند، و در زیر خاک پنهان می‌‏گردند، سپس همه چیز به دست فراموشى سپرده می‌‏شود.
اما حیات حقیقى که فنایى در آن نیست، نه درد و رنج و ناراحتى و نه ترس و دلهره در آن وجود دارد و نه تضاد و تزاحم، تنها حیات آخرت است، ولى اگر انسان بداند و اهل دقت و تحقیق باشد. آنها که دل به این زندگى می‌‏بندند و به زرق و برق آن مفتون و دلخوش می‌شوند کودکانى بیش نیستند، هر چند سالیان دراز از عمر آنها می‌گذرد. اما «سراى آخرت» عین زندگى و حیات است، گویى حیات از همه ابعاد آن می‌‏جوشد، و چیزى جز «زندگى» در آن نیست.[2]
به بیان دیگر، زندگى دنیا، فانى و زودگذر است، هم‌چنان‌که بازی‌ها این طورند، عده‌‏اى بچه با حرص و شور و هیجان عجیبى یک بازى را شروع می‌‏کنند، و خیلى زود از آن سیر شده و از هم جدا می‌‏شوند. و نیز همان‌طور که بچه‌‏ها بر سر بازى داد و فریاد راه می‌اندازند، و پنجه بر روى هم می‌‏کشند، با این‌که آنچه بر سر آن نزاع می‌‏کنند جز وهم و خیال چیزى نیست، مردم نیز بر سر امور دنیوى با یکدیگر می‌‏جنگند، با این‌که آنچه این ستم‌گران بر سر آن تکالب می‌‏کنند، از قبیل اموال، همسران، فرزندان، مناصب، مقام‌ها، ریاست‌ها، مولویت‏‌ها، خدمت‌گزاران، یاران، و امثال آن چیزى جز اوهام نیستند، و در حقیقت سرابى هستند که از دور آب به نظر می‌رسد، و انسان منافع مذکور را مالک نمی‌‏شود، مگر در ظرف وهم و خیال.
زندگى آخرت، که انسان در آن عالم با کمالات واقعى که خود از راه ایمان و عمل صالح کسب کرده زندگى می‌‏کند، و مهمى است که اشتغال به آن آدمى را از منافعى بازنمی‌‌‏دارد، چون غیر از آن کمالات واقعى واقعیت دیگرى نیست، و لعب و لهو در آن راه ندارد؛ بقایى است که فنایى با آن نیست؛ لذتى است که با درد و رنج آمیخته نیست؛ سعادتى است که شقاوتى در پى ندارد، پس آخرت حیاتى است واقعى، به حقیقت معناى کلمه.[3]
 

[1]. «وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ». عنکبوت، 64.
[2]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏16، ص 340، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[3]. ر. ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ‏16، ص 225، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1374ش.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها