جستجوی پیشرفته
بازدید
6880
تاریخ بروزرسانی 1388/07/20
خلاصه پرسش
آیا معاد جسمانی است یا روحانی؟
پرسش
وضعیت انسان ها در بهشت چگونه است؟ آیا با همین جسم دنیایی وارد بهشت می شویم، یا آن که فقط ارواح می توانند در آن جا باشند؟
پاسخ اجمالی

هرچند دلایل عقلی، بر لزوم معاد و جهانی جز این زندگی دنیوی گواهی می دهند، اما کیفیت و چگونگی معاد و این که آیا معاد تنها روحانی است، یا روحانی و جسمانی و با پذیرش جسمانی بودن، آیا این جسم عنصری و مادی است، یا جسم برزخی و مثالی؟ اینها مسئله ای نیست که از راه براهین عقلی بتوان آن را ثابت نمود؛ به همین جهت گروهی از متکلمان معاد را تنها جسمانی دانسته و به وجود روحی به غیر از جسم و مکانیسم بدن معتقد نیستند. عده ای از فلاسفه به ویژه پیروان حکمت "مشاء" تنها به معاد روحانی معتقدند و می گویند پس از مرگ علاقه روح به بدن قطع می گردد، اما از آن جا که روح موجود پیراسته از ماده است فنا و نیستی در آن راه ندارد و پس از قطع علاقه از بدن، باقی و جاوید خواهد ماند.

اما بسیاری از حکما، عرفا و دانشمندان علم کلام و عالمان شیعی؛ نظیر شیخ مفید، شیخ طوسی، خواجه نصیر و... به هر دو معتقدند و می گویند: در رستاخیز روح به بدن باز می گردد، در نتیجه معاد انسان جسمانی است.

پاسخ تفصیلی

آنچه مسلم و قطعی است، این است که معاد و رستاخیز مانند خداشناسی از عقاید همگانی پیروان ادیان و مذاهب به شمار می رود، [1] لذا افرادی که به مبدأ حکیمی معتقدند – گرچه از مذهب خاصی پیروی نکنند – به وسیله وجدان باطنی و شعور درونی خود بدین باور عمومی (رستاخیز) اعتراف دارند، ولی در چگونگی آن اختلاف دارند. آیا معاد جسمانی است یا روحانی، در صورت جسمانی بودن آیا بدن اخروی عین همان بدن طبیعی است که انسان در این جهان با آن زندگی می کرد، یا بدن لطیف تر، که از آن به بدن مثالی و یا برزخی یاد می کنند.

در این جا به صورت خلاصه نظریات دانشمندان را مطرح، سپس نظریه مشهور را بیان می کنیم: [2]

1. گروهی از متکلمان معاد را تنها جسمانی دانسته و به وجود روحی غیر از جسم و مکانیسم بدن معتقد نیستند.

2.عده ای از فلاسفه به ویژه پیروان حکمت "مشاء" تنها به معاد روحانی معتقدند و می گویند: پس از مرگ علاقه روح به بدن قطع می گردد، اما از آن جا که روح موجود پیراسته از ماده است، فنا و نیستی در آن راه ندارد و پس از قطع علاقه از بدن، باقی و جاوید خواهد ماند. این نظریه از آن جا ناشی می شود که این گروه از فلاسفه نتوانستند اشکالات و شبهات معاد جسمانی را حل کنند، لاجرم به معاد روحانی معتقد شدند و معاد جسمانی را انکار کردند.

3.بسیاری از حکما، عرفا و دانشمندان علم کلام و عالمان شیعی؛ نظیر شیخ مفید، شیخ طوسی، خواجه نصیر و... به هر دو معتقدند و می گویند: در رستاخیز روح به بدن باز می گردد، در نتیجه معاد انسان جسمانی است، البته نه جسم بدون روح، بلکه جسمی که دارای روح است. دارندگان این نظریه خود به دو گروه تقسیم شده اند:

الف. برخی از آنان معتقدند روح در قیامت به بدن طبیعی و عنصری که دارای فعل و انفعالات طبیعی و شیمیایی است باز می گردد.

ب. عده ای نیز برآنند که روح در سرای دیگر به بدن مثالی و برزخی که لطیف است و جرم و ماده ندارد، اما از مقدار و شکل برخودار است تعلق می گیرد. این بدن لطیف به گونه ای عین بدن دنیوی است و هرکس آن را ببیند می گوید این همان انسانی است که در دنیا زندگی می کرد، ولی از این جهت که دارای جرم و ماده نیست و قابلیت فعل و انفعال شیمیایی و فیزیکی ندارد با آن تفاوت دارد؛ مانند جسمی که انسان در خواب و رؤیا می بیند.

هرچند دلایل عقلی بر لزوم معاد و جهانی جز این زندگی دنیوی گواهی می دهند، اما کیفیت معاد و این که آیا معاد تنها روحانی است، یا روحانی و جسمانی و با پذیرش جسمانی بودن، آیا این جسم عنصری و مادی است یا جسم برزخی و مثالی؟ اینها مسئله ای نیست که از راه براهین عقلی بتوان آن را ثابت نمود؛ به همین جهت است که حکیم بزرگ بوعلی سینا می گوید: باید دانست بخشی از معاد از طریق شرع نقل شده و شریعت آن را پذیرفته است و راهی برای اثبات آن جز از طریق شرع و تصدیق پیامبر نیست و آن مربوط به زنده شدن بدن است، باید کیفیت معاد جسمانی و جزئیات آن را به دلیل شرع و گزارش وحی بپذیریم؛ زیرا معیار مذکور مطمئن ترین و کامل ترین معیاری است که بشر می تواند از این راه، حقایق اطمینان بخشی به دست آورد. [3]

بنابراین، ضروری است در باره کیفیت معاد به سراغ آیات قرآن و روایات رفته و در باره این امر خطیر از آنان مدد جست.

قرآن و معاد جسمانی

آیات قرآن به روشنی گواهی می دهد که معاد انسان ها در رستاخیز تنها روحانی نبوده، بلکه این بازگشت روحانی و جسمانی است، همچنین جسمی که روح به آن تعلق خواهد گرفت همان جسم عنصری دنیوی است. آیات فراوانی براین مطلب دلالت دارد که در این جا به جهت اختصار تنها به نقل چند نمونه اکتفا می کنیم:

1. برخی از آیات در پاسخ کسانی است که زنده شدن استخوان ها را محال می پنداشتند؛ مانند: " بگو استخوان ها را آن کس که آنها را بار نخست آفرید زنده می کند". [4] .   "آیا انسان مى‏پندارد که هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم کرد"؟. "آرى قادریم که (حتّى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم"! [5]

2.تعدادی از آیات گواهی می دهند که انسان روز قیامت از قبر برخاسته و پای محاسبه می آید، آن جا که می فرماید: "آیا نمى‏داند در آن روز که تمام کسانى که در قبرها هستند برانگیخته مى‏شوند". [6] و "... (بار دیگر) در «صور» دمیده مى‏شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوى (دادگاه) پروردگارشان مى‏روند". [7]

3.گاه قرآن امکان معاد جسمانی را از طریق وقوع آن در دنیا روشن می کند؛ مانند سرگذشت شگفت انگیز عزیر (ع) [8] و داستان حضرت ابراهیم (ع) در پرسش از خداوند از چگونگی معاد جسمانی. [9] از این که قرآن کریم گاهی از طریق ارجاع به زندگی نخست و گاهی با ارائه نمونه هایی از احیای مردگان؛ مانند داستان عزیر یا داستان اصحاب کهف و... سخن به میان می آورد، می توان نتیجه گرفت که حیات مجدد انسان با همین بدن مادی همراه خواهد بود.

از سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه نیز می توان فهمید که معاد انسان ها در سرای دیگر با بدن طبیعی خواه بود. آن حضرت در این باره می فرماید: "بدانید که این پوست نازک انسان را بر آتش شکیبی نتواند بود، پس به خود رحم کنید ...". [10] یا آن جا که می فرماید: "... و رستاخیز پیش آید، آن گاه از قالب گورها ... بازشان گیرد و بیرونشان کشد، در حالی که همه در جهت امر خداوندی دوان اند و به سوی معادش شتابان...". [11] حضرتش در جایی دیگر می فرماید: "... و هر آ ن که را زمین در درون خود دارد بیرون ریزد، پس خداوند آنان را در پی کهنگی، باز آفرینی کند، و در پی پراکندگی، اجزاشان را فراهم آورد...". [12]

4.   نعمتهای فراوانی که مژده استفاده از آنها در بهشت به افراد نیکوکار داده شده، نظیر استفاده از میوه های رنگارنگ [13] و گوشت پرندگان [14] ، ازدواج با حور العین [15] و ...، از مواردی هستند که تصور آنها بدون جسمانی بودن معاد، دشوار به نظر می رسد.

نتیجه: مشهور متکلمان، فلاسفه و عالمان دینی با بهره گیری از آیات و روایات معتقدند که معاد انسان ها در قیامت جسمانی است.

برای آگاهی بیشتر در این زمینه می توانید از پاسخ 125 (سایت: 2404) استفاده نمایید.



[1] برای آگاهی بیشتر در این زمینه می توانید از پاسخ 1916 (سایت: 1917)، (معاد جسمانی از نظر اهل کتاب) استفاده کنید.

[2] ملاصدرا، مبدأ و معاد، احمدبن محمد الحسینی اردکانی، عبد الله نورانی، ص 433- 436، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1362؛ سبحانی، جعفر، الهیات و معارف اسلامی، ص 290- 297، انتشارات شفق، قم، چاپ دوم، 1379.

[3] بوعلی سینا، الهیات شفاء، حسن زاده آملی، حسن، مقاله 9، ص 460، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1376.

[4] یس، 79، "قُلْ یُحْییهَا الَّذی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلیم"‏.

[5] قیامت، 3- 4،"أَ یَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ * بَلى‏ قادِرینَ عَلى‏ أَنْ نُسَوِّیَ بَنانَه‏".

[6] عادیات، 9، "أَفَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُور".

[7] یس، 51، "وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى‏ رَبِّهِمْ یَنْسِلُون‏".

[8] بقره، 259، "أَوْ کَالَّذی مَرَّ عَلى‏ قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها قالَ أَنَّى یُحْیی‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى‏ طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى‏ حِمارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ کَیْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیر".

[9] بقره، 260، "وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ أَرِنی‏ کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى‏ قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى‏ وَ لکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبی‏ قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى‏ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتینَکَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیم‏".

[10] معادیخواه، عبد المجید، خورشید بی غروب نهج البلاغة، خ 182، ص 218، نشر ذره، چاپ اول، 1373.

[11] همان، خ 82، ص 80.

[12] همان، خ 108، ص 125.

[13] مرسلات 42، مؤمنون 19، صافات 42، دخان 55 و ...

[14] واقعه 21، طور 22 و...

[15] رحمن 72، واقعه 22 و ...

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

پرسش‌های اتفاقی

  • حکم نوشیدن (قهوه کوپی لواک) چیست؟
    2315 حقوق و احکام 1391/04/14
    به طور کلی بول و مدفوع انسان و حیوان حرام گوشت که خون جهنده دارد، نجس است و قابل تطهیر نبوده و خوردن آن هم جایز نیست. اما فقها معتقدند، اشیایی مانند هسته خرما یا آلبالو که گاهی بلعیده شده و بدون تغییر چندانی همراه با مدفوع خارج می شود، ...
  • کثرت موجوداتی که در عرض هم اند؛ مثل موجودات مادی یا عقول عرضیه، چگونه قابل توجیه است؟
    2202 فلسفه اسلامی 1390/12/22
    در فلسفه های مختلف مثل فلسفه مشاء، اشراق و حکمت متعالیه برای تبیین کثرت عرضی راه های متفاوتی بر اساس اصول همان فلسفه وجود دارد. سؤال شما به ظاهر ناظر به فلسفه متعالیه است، همچنان که کثرت طولی را به عنوان اختلاف در مراتب علت تعبیر کرده اید. حال ...
  • سیره اخلاقی امام سجاد(ع) را ذکر کنید؟
    3340 معصومین 1387/04/12
    پـیـشـواى چـهـارم، انـسانى کامل و برگزیده حق و در همه جهات اخلاقى، عبادى و علمى به اوج کـمـال رسـیـده و نمونه مجسم و عینى قرآن و رسول خدا(ص) بود.در دوران سیاه حکومت اموى که ارزشهاى انسانى و فضائل اخلاقى به فراموشى سپرده شده بود آن امـام هـُمـام، چـون خـورشـیـدى فـروزنـده ...
  • اهمیت ماه رجب چگونه است و اعمال آن کدام است؟
    4836 روزه های مستحب، مکروه و حرام 1390/04/16
    از جمله ماه هایی که در فضیلت آن روایات بسیاری از معصومان (ع)رسیده است ماه رجب می باشد. اعمال این ماه عبارت است از:روزه، اذکاری مانند استغفار و...،غسل، نماز،بجا آوردن عمره، زیارت ائمه خصوصا امام حسین و امام رضا(ع). ...
  • آیا فرشتگان بر حوا(ع) هم سجده کردند؟
    1315 کلام قدیم 1392/05/05
    1. به تصریح قرآن کریم فرشتگان مأمور شدند تا بر آدم سجده کنند: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرین»؛[1]و (یاد کن) هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده و خضوع کنید!» همگى سجده کردند جز ابلیس که سر ...
  • پدر حضرت موسی(ع) و نیز حضرت مریم(ع) «عمران» نام داشتند. این نام، در زبان عربی و عبری به چه معنا است؟
    2076 تفسیر 1391/09/22
    عُمران (به ضمّ عین) در زبان عربی از ریشه‌ی «ع م ر» به معنای آبادی و آبادانی،[1] نقیض خرابی است.[2] اما «عِمران» (به کسر عین) یک کلمه‌ی عبری و نام شخصی به نام «عَمرام» است که حرف میم آن در زبان عربى به «ن» تبدیل شده است؛[3] همان‌طور که در ...
  • روایتی وجود دارد که زنازادگان را مصداق آیه 179 سوره اعراف دانسته که اعلام می‌دارد که افرادی از انسانها برای جهنم آفریده شده اند، آیا این روایت معتبر و توجیه‌پذیر است؟
    671 درایه الحدیث 1393/02/27
    درباره زنازادگان احادیث گوناگونی در کتاب‌های فرقه‌های مختلف اسلامی وجود دارد که برخی از آنها قابل استناد بوده و برخی از این قابلیت برخوردار نیستند. درباره ضعف یا معتبر بودن روایاتی که در پرسش به نقل از منابع اهل سنت آمده، نظرات مؤلفان و پژوهشگران همان کتاب‌های منبع، بیان می‌شود: روایت اول:[1] ...
  • معرفت و شناخت فرستنده (خدا) مقدم است، یا معرفت فرستاده شده (رسول)
    2588 پاسخ به شبهات 1391/10/26
    این مقوله که معرفت خدا مقدم است یا معرفت رسول، یک امر نسبی است، و به میزان و درجه معرفة الله و منظور ما از معرفت خدا بستگی دارد؛ برای توضیح بیشترِ بحث به پاسخ تفصیلی مراجعه کنید. ...
  • ذوالقرنین کیست؟
    4858 تاريخ بزرگان 1388/04/01
    اسم «ذوالقرنین» در سوره کهف آمده است.در این که ذوالقرنین از نظر تاریخی چه کسی بوده است، و بر کدام یک از مردان معروف تاریخ منطبق می شود، در میان مفسران و مورخان محل بحث و گفت و گو است.با توجه به خصوصیاتی که در قرآن بیان شده است و ...
  • شبهه بدویه و شبهه مقرون به علم اجمالی یعنی چه؟ مثال بزنید.
    1825 کلیات و اصطلاحات 1391/11/29
    1. «شبهه بدویه(ابتدایی)»؛ یعنی شکّ مکلَّف در توجّه تکلیف؛ به دیگر سخن؛ شبهه بدوی، مقابل شبهه مقرون به علم اجمالی بوده و به این معنا است که مکلف در توجّه تکلیف شرعی به خود شک می‌کند و نمی‌داند آیا الزامی بر او هست یا خیر و علم اجمالی به ثبوت ...

پربازدیدترین‌ها

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

5212  نفر