
لطفا صبرکنید
386
- اشتراک گذاری
در مورد وقایع شهادت امام علی(ع) گفته میشود، پس از آنکه ابن ملجم مرادی با شمشیر فرق امام علی(ع) را شکافت آنحضرت به خانه برده شد و توسط یک پزشک مورد معاینه قرار گرفت. این پزشک پس از بررسی اعلام کرد این ضربه کشنده است و امکان رهایی از مرگ برای امام(ع) وجود ندارد. برخی گفتهاند که این پزشک یهودی بود.
بررسی منابع معتبر تاریخی نشان میدهد بخش زیادی از کتابهای تاریخی معروف، مانند تاریخ الاسلام ذهبی به موضوع معاینه امام علی(ع) توسط یک پزشک هیچ اشارهای نکردهاند.[1] دینوری در کتاب اخبارالطوال تنها آورده است که امام علی(ع) فردای شبی که ضربت خورد از دنیا رفت.[2]
در تاریخ طبری نیز تنها گفته شد که ایشان به اطرافیان وصیت کرد و سپس به ذکر لااله الاالله مشغول شد تا آنکه از دنیا رفت.[3] ابن اثیر در الکامل[4] و ابن کثیر در البدایة و النهایة نیز تنها به بیان وصیت کردن آنحضرت بسنده کردهاند و چیزی در مورد حضور پزشک بر بالین حضرت علی(ع) نیاوردهاند.[5]
در این میان ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین از ابومخنف آورده است که پس از ضربت خوردن حضرت علی(ع) همه پزشکان کوفه را جمع کردند. در این جمع، اثیر بن عمرو بن هانی سکونی که دانش بیشتری نسبت معالجه زخمها داشت نیز حضور داشت. او رگی از ریه گوسفند خارج کرد و در آن دمید و در محل جراحت سر امام علی(ع) وارد کرد و بعد بیرون آورد. اثیر پس از آنکه بر روی آن رگ، سفیدی مغز حضرت را مشاهده کرد، به امام(ع) گفت وصیت کند. امام(ع) درخواست کرد تا قلم و کاغذ بیاورند و وصیت وی را مکتوب کنند.[6]
در کتاب الاستیعاب فی معرفة الصحابة نیز داستان منقول در مقاتل الطالبیین ذکر شد، و اثیر بن عمرو را پزشک کسری(پادشاه ایران) معرفی کرده است.[7] صفدی در الوافی بالوفیات نیز همین جریان را ذکر کرده است.[8]
ابن ماکولا در کتاب رجالی خود از اثیر بن عمرو نام برد؛ اما در مورد دین او چیزی نگفت؛[9] اما در تاریخ آمده است که او در جنگ عین التمر در عراق و در سن کودکی به اسارت گرفته شده بود.[10]
با توجه به مطالب ذکر شده، در صورت پذیرفتن جریان معاینه امام علی(ع) توسط اثیر باید گفت؛ هیچگونه دلیل معتبری بر یهودی بودن وی وجود ندارد؛ بلکه با توجه به اینکه وی در کودکی به اسارت مسلمانان درآمده بود احتمال مسلمان بودن وی بسیار زیاد است، همانگونه که دیگر کودکان همراه اثیر مانند ابن سیرین مسلمان شده بودند.[11]
[1]. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق، بشار عواد معروف، ج 2، ص 343، بیروت، دار الغرب الاسلامی، چاپ اول، 1424ق.
[2]. دینوری، احمد بن داود، الاخبار الطوال، تحقیق، عامر، عبدالمنعم، ص214، مصر، وزارت فرهنگ و ارشاد، چاپ اول، 1960م.
[3]. طبری، محمدبن جریر، تاریخ طبری تاریخ الرسل و الملوک، تحقیق، ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 5، ص 147-148، مصر، دارالمعارف، چاپ دوم، 1387ق.
[4]. ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، تدمر، عمر عبدالسلام، ج 2، ص 741، بیروت، دار الکتب العربی، چاپ اول، 1417ق.
[5]. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، تحقیق، ترکی، عبدالله، ج 11، ص 15-17، دار هجر للطباعه و النشر و التوزیع و الاعلان، چاپ اول، 1417ق.
[6]. ابوالفرح اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، تحقیق، صقر، سید احمد، ص 51، بیروت، دار المعرفه، بی تا.
[7]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الصحابة، تحقیق، البجاوی، علی محمد، ج 3، ص 1128، قاهره، کتبه نهضه مصر، 1960م.
[8]. صفدی، خلیل بن ابیک، الوافی بالوفیات، تحقیق، ارنووط، احمد، ترکی، مصطفی، ج 18، ص 173، بیروت، دار احیا التراث، 1420ق.
[9]. ابن ماکولا، علی بن هبة الله، الاکمال فی رفع الارتیاب عن الموتلف و المختلف فی الاسما و الکنی و الانساب، تحقیق، معلمی، عبدالرحمن، ج 1، ص 14، هند، دائره المعارف عثمانیه، 1961م.
[10]. مقاتل الطالبیین، ص 51.
[11]. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص 244، بیروت، دار و مکتبه الهلال، 1988م.
