
لطفا صبرکنید
205
در عرف و حقوق بینالملل، هرگاه فردی یا حکومتی عمداً کاری انجام دهد که نوعاً موجب وقوع جنایت یا امری مشابه شود و آگاه باشد که آن عمل نوعاً به چنین نتیجهای میانجامد، وی جنایتکار محسوب میشود.[i]
بر این اساس، هرچند فرد یا حکومتی در ظاهر قصد ارتکاب جنایت نداشته باشد، اما اگر عمل او به جنایت منتهی شود، جنایتکار به شمار میآید. بنابراین، اگر کشوری با قصد و عمد دست به کشتار بزند و با حمله به یک کشور و مردم آن، جان انسانهای بیگناه و بیدفاع را بگیرد، در همه فرهنگهای جهان او را جنایتکار میخوانند. نمونه بارز آن در جهان امروز، آمریکا و رژیم اشغالگر قدس هستند؛ چرا که آنان، بدون پایبندی به حقوق و قوانین بینالمللی، و برای ارضای روحیهی درندگی و تأمین منافع خود، به کشورها و ملتهای مختلف حمله کرده و با کشتار مردم و غارت اموال آنان، جنایات بزرگی مرتکب میشوند. از جمله نمونههای روشن آن، حمله رژیم اشغالگر قدس به مردم غزه و نیز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و کشتار زنان و کودکان بیدفاع است؛ ازاینرو، اطلاق این صفت بر آنان، ناشی از عملکرد خودشان است.
اما انجام کارهایی مانند تولید علم و فناوری، هرچند ممکن است نتیجهای همچون نجات جان انسانها داشته باشد، موجب نادیده گرفتن جنایت نمیشود؛ همانگونه که اگر کسی ده یتیم بیسرپرست را نگهداری کند، اما یک یتیم را بیجهت بکشد و از بین ببرد، این کار موجب تبرئهی او و نفی جانیبودن او نخواهد شد.
افزون بر این، کشورهای قدرتمند در سایهی تولید علم و فناوری، توانایی ارتکاب جنایات را نیز به دست آوردهاند؛ ازاینرو، نمیتوان بهسادگی پذیرفت که هدف آنان از توسعهی علم و فناوری، صرفاً خدمت به مردم و نجات جان انسانها بوده است. بلکه بهخوبی میتوان دریافت که هدف اصلی آنان از توسعهی علم و فناوری، تحصیل قدرت و تسلط بر جهان بوده است؛ هرچند نتیجهی قهری آن، نجات جان برخی انسانها نیز بوده است.
[i]. ر. ک: https://davoudabadi.ir/page/
