
لطفا صبرکنید
96
در آیاتی از قرآن کریم، در رابطه با نزول باران، از واژههای «أَنْزَلَ» و «انزلنا» -به صورت فعل ماضی- استفاده شده است؛ مانند:
- «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً ۖ لَکُمْ مِنْهُ شَرَابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِیهِ تُسِیمُونَ»؛[1]
او است که از آسمان، برای شما آبی نازل کرد که بخشی از آن نوشیدنی است، و از بخشی از آن درخت و گیاه میروید که [دامهایتان] را در آن میچرانید.
- «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّا عَلى ذَهابٍ بِهِ لَقادِرُونَ؛[2] یُنْبِتُ لَکُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّیْتُونَ وَ النَّخِیلَ وَالْأَعْنَابَ وَ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ...»؛[3]
و از آسمان، آبى با مقدار مشخص فرو فرستادیم، و آنرا در زمین جاى دادیم و همانا ما میتوانیم که آن را نابود کنیم. سپس خداوند به وسیله آن آب، زراعتی که شامل زیتون، خرما، انگور و تمام دیگر میوهها است را برایتان میرویاند.
اما این که چرا خداوند در آیات اخیر سوره نحل، بارش را با صیغه ماضی و رویش را با صیغه مضارع بیان کرده، باید گفت:
با آن که فعل ماضی در ادبیات عرب دلالت بر وقوع فعل در گذشته دارد، و از آن استمرار استفاده نمیشود؛[4] اما به کار گرفتن فعل ماضی در چنین آیاتی به معنای تبیین یک سنت الهی قطعی است، نه بیان تنها یک رخداد در گذشته!
خداوند با این فعل، اعلام میکند که فرایند بارش باران را یکبار برای همیشه و به عنوان یک سنت و یک نعمت زیربنایی آفرید و کاربردش را نیز مقرر کرد. این کاربرد، نشانگر عظمت و قدرت مطلق خداوند در مقام خالق است که با یک فرمان، نظامی بزرگ را بنیان مینهد.
به گفته مفسران قرآن، تغییر لحن از فعل ماضی(أَنْزَلَ) به فعل مضارع(یُنْبِتُ)، در سوره نحل، نشانهی استمرار و تجدید رحمت الهی در رویش گیاهان و حیات زمین در دورههای متوالی است. و ترکیب این دو فعل، هنر بلاغی قرآن را آشکار میکند؛ یعنی فعل ماضی به قدرت و قانون بنیادین خداوند پرداخته و فعل مضارع، نشانگر رحمت جاری و دائمی او در طول زمان است؛ بدینگونه رابطه علت و معلول (نزول باران و رویش گیاهان) با شکوه و زیبایی بیان میشود.[5]
به عبارت دیگر، وابستهبودن رویشها به بارشها چیزی نیست که آینده و گذشته داشته باشد و به همین جهت، در بهکار گرفتن افعال برای نشاندادن این واقعیت، نیازی نیست که عنصر زمان در آن لحاظ شود.
از این رو در قرآن کریم، روشهای گوناگونی برای بیان این واقعیت مورد استفاده قرار گرفته است:
- بارش در گذشته و رویش در آینده: آیات مطرح شده در پرسش.
- بارش در گذشته و رویش در گذشته: «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرات».[6]
- بارش در آینده و رویش در آینده: «ویُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَیُحْیی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها».[7]
[1]. نحل، 10.
[2]. مؤمنون، 18.
[3]. نحل، 12-11.
[4]. ماضى در لغت، گذشته را گویند. و در اصطلاح «الماضى ما مضى وقته و لزم أجله»؛ یعنى ماضى چیزى است که گذشته اتفاق افتاده و زمانش به سر آمده باشد.
[5]. ر. ک: کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ج 5، ص 177، تهران، کتابفروشی محمد حسن علمی، 1336ش؛ ثقفی تهرانی، محمد، تفسیر روان جاوید، ج 3، ص 619-620، تهران، برهان، چاپ سوم، 1398ق.
[6]. بقره، 22؛ ابراهیم، 32.
[7]. نحل، 11.
