
لطفا صبرکنید
1
همانگونه که در پرسش اشاره شده است، ریشه لغوی «ز- ج- ر» از ریشههایی است که در قرآن کریم به کار رفته و مشتقات آن شش بار در این کتاب آسمانی آمده است. در ادامه، به بررسی و توضیح این موارد میپردازیم.
الف) «زجرة واحدة»
تعبیر «زجرة» به همراه صفت «واحدة» دو بار در قرآن کریم آمده است:
«فَإِنَّما هِیَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ یَنْظُرُونَ»؛[1](قیامت تنها با یک صدای هولناک آغاز میشود که به دنبال آن مردم خیره میشوند).
«فَإِنَّما هِیَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ»؛[2](همانا آغاز قیامت تنها با یک فریاد است).
در لغتنامهها، «زجرة» دارای چند معنا است: «فریاد بلند»، «راندن به همراه فریاد»، «مطلق راندن»،[3]«منع و نهی»[4] و ... که در آیات بالا، «زجرة» به معناى «فریاد بلند» بوده، و اشاره به نفخه(صور) دوم و صیحه(فریاد) آسمانی اسرافیل هنگام برپایی رستاخیز است.
این رخداد اجتنابناپذیر در آیهای دیگر با استفاده از واژه مترادف «صیحه» توصیف شده است:
«إِنْ کانَتْ إِلَّا صَیْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِیعٌ لَدَیْنا مُحْضَرُونَ»؛[5](آغاز رستاخیز جز با یک فریاد بلند نیست و آنگاه همگان نزد ما حاضر خواهند شد ).
خدای متعال در این آیات با واسطه رسول خود به مردم اعلام میکند که شما در مقابل ارادهام ذلیل و زبون هستید، و همانگونه که در اصل خلقت و آفرینش خود تسلیم محض بودید، در روز معاد و اعاده خلقت نیز چنین خواهید بود، آن هم به صورت کاملا آسان و تنها با یک فریاد به عنوان نشانه آغاز رستاخیز!
خلاصه اینکه منظور از «زجرة واحدة»، ندای آسمانی است که به وسیله اسرافیل سرداده میشود و مردم برای حساب و کتاب در صحرای محشر برانگیخته میشوند.
قید «واحدة» تأکیدی بر آن است که به مجرد اولین فریاد آسمانی، تمام انسانها از قبر بیرون میآیند و نیاز به هشدار بیشتری نیست.[6]
ب) «الزاجرات زجرا»
«فَالزَّاجِراتِ زَجْراً»؛(سوگند به فرشتگانی که با قدرت بازمیدارند).
«زاجرات» جمع مؤنث اسم فاعل و «زَجْر» مصدر و هر دو از ثلاثی مجردند.
آیه بالا، آیهای است که دو مشتق از ریشه «ز- ج- ر» به علاوه یک حرف عطف، تمام محتوای آنرا تشکیل میدهد.
اگرچه در تفسیر این آیه، نظرات مختلفی بیان شده است؛ اما به هر حال یکی از معانی یادشده در ابتدای پاسخ را میتوان در هرکدام از تفسیرها یافت.
فرشتگانی که ابرها را میرانند، آنانی که مردم را از گناه باز میدارند و ...
ج) «ازدجر» و «مزدجر»
و در نهایت، از ریشه مورد گفتوگو، دو مشتق از باب افتعال نیز در قرآن مشاهده میشود.
یکی فعل ماضی مجهول و دیگری اسم مفعول:
«وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ»؛[7] (قوم نوح(ع) گفتند: او دیوانه است و از فعالیتش جلوگیری شد)!
«وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِیهِ مُزْدَجَرٌ»؛[8] (به اندازهای گزارش در اختیارشان قرار گرفت که برای جلوگیری(از فساد، شرک، کفر، ظلم و گناهان) کافی باشد!
وجود معنای «منع» و «جلوگیری» در این دو مشتق قرآنی ریشه «ز- ج- ر» نیز کاملا واضح و روشن است.
[1]. صافات 19.
[2]. نازعات، 13.
[3]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 378، دمشق، بیروت، دارالقلم، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.
[4]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 4، ص 318، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
[5]. یس، 53.
[6]. ر. ک: طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 11، ص 131، تهران، اسلام، چاپ دوم، 1378ش؛ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 3، ص 157- 158، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، 1371ش.
[7]. قمر، 9.
[8]. قمر، 4.
