
لطفا صبرکنید
1
- اشتراک گذاری
در زبان و ادبیات عرب، جملهها به دو نوع اصلی «جمله اسمیه» و «جمله فعلیه» تقسیم میشوند.
- «جمله اسمیه» جملهای است که «مسندالیه» و یا «نهاد» آن «اسم» باشد و طبق چارچوب اولیه، آن «اسم» در ابتدای جمله قرار گیرد.
«جمله اسمیه» دلالت بر استمرار و ثبوت دارد، نه بر تجدد و حصول پیاپی یک چیز و یا یک حالت.
عبارتهایی؛ مانند «الله الصمد»،[1] و «فیها کتب قیمة»،[2] جمله اسمیه به شمار میروند.
- «جمله فعلیه» جملهای است که با فعل آغاز میشود و در صورتی که فعلی با صیغه مضارع باشد دلالت بر استمرار و تجدد خواهد داشت، و اگر فعلی با صیغه ماضی باشد تنها دلالت بر وقوع قطعی آن در زمان گذشته دارد؛[3] مانند «یخادعون الله»،[4] و «و ضرب لنا مثلا».[5]
گفتنی است؛ این امکان نیز وجود دارد که در مواردی و به دلایل بلاغی، یک جمله با اسم آغاز شود؛ اما از آنجا که جایگاه اصلی آن اسم، بعد از فعل است، آن جمله را «جمله فعلیه» در نظر میگیریم؛ مانند «ایّاک نعبد»[6] که در این جمله، «إیاک» که اسم است در ابتدای جمله واقع شده؛ اما باز هم، جملهای فعلیه است؛ زیرا اسم «إیاک»، مفعول به برای فعل «نعبد» بود و در حالت عادی جایگاهش بعد از آن فعل است؛ اما در اینجا تنها برای دلالت بر انحصار مقدم شد.
یکی از تفاوتهایی که بین اسم و فعل، با حرف وجود دارد، این است که اسم و فعل معنای مستقل دارند و بر معنایی که در ذات خود وجود دارد دلالت میکنند؛ اما حرف برای پیدا کردن معنا نیازمند آن است که به یک اسم و یا فعل ضمیمه شود؛[7] از اینرو نمیتواند رکن اصلی جمله قرار گیرد و «جمله حرفیه» را به وجود آورد؛ زیرا اجزای اصلی یک جمله را مسند و مسندالیه تشکیل میدهند. و این تنها اسم و فعل هستند که میتوانند در این جایگاهها قرار گیرند.[8]
نکته پایانی آنکه ابن هشام نوع دیگری از جمله را با عنوان «جمله ظرفیه» معرفی کرده و میگوید در صورتی که جملهای با ظرف یا جار و مجرور آغاز شود و قبل از آنها حرف نفی یا استفهام قرار گرفته باشد؛ این جمله، «جمله ظرفیه» است، مانند «أعندک زید»، و «أفی الدار زید»، و «ما عندنا ضیف».[9]
البته وجود «جمله ظرفیه» مورد پذیرش بیشتر عالمان نحو قرار نگرفته است.[10] و آنان اینگونه جملات را جملهای فعلیه میدانند که فعلش در تقدیر است.[11]
[1]. اخلاص، 2.
[2]. بینه، 3.
[3]. حازمی، احمد بن عمر، شرح الفیه ابن مالک، ج 1، ص 12.
[4]. بقره، 9.
[5]. یس، 78.
[6]. حمد، 5.
[7]. حازمی، احمد بن عمر، فتح رب البریه فی شرح نظم الاجرومیه، ص 41-79، مکه مکرمه، چاپ اول، 1341ق.
[8]. شنطی، محمد صالح، فن التحریر العربی ضوابطه و انماطه، ص63، حائل، دار الاندلس للنشر و التوزیع، چاپ پنجم، 1422ق.
[9]. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب، تحقیق، مازن المبارک، محمد علی حمدالله، ص 492، دمشق، دار الفکر، چاپ ششم، 1985م.
[10]. وبگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.
[11]. ر. ک: مغنی اللبیب، ص 492.
