جستجوی پیشرفته
بازدید
401
آخرین بروزرسانی: 1404/10/02
خلاصه پرسش
چرا پیامبران الهی؛ مانند حضرات ابراهیم و نوح(ع)، یکی برای مخالفانش، آمرزش و گذشت، و دیگری هلاکت و نابودی را از خداوند می‌خواهد؟!
پرسش
چرا پیامبران الهی؛ مانند حضرات ابراهیم و نوح(ع)، یکی برای مخالفانش، آمرزش و گذشت، و دیگری هلاکت و نابودی را از خداوند می‌خواهد؟!
پاسخ اجمالی

نخست باید گفت؛ تفاوت برخورد و تعامل پیامبران(ع) با مردم، همچنین برخوردهای متفاوت یک پیامبر در مقاطع گوناگون، موضوعی است که در قرآن به آن اشاره شده، و آن ناشی از شرایط زمانی و مکانی، نوع عمل‌کرد مخاطبان و دیگر عوامل پیرامونی است.

تفاوت برخورد حضرت ابراهیم(ع) و حضرت نوح(ع) -که در پرسش مطرح شده- را نیز باید در همین راستا ارزیابی نمود.

  1. حضرت ابراهیم(ع) خطاب به خداوند می گوید:

«... مَنْ تَبِعَنی‏ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصانی‏ فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛[1] هر کسی از من پیروی کرد از من است، و هر کسی که سرپیچی کرد، پس تو بخشنده و مهربانی!

با آن که ابراهیم(ع) در این آیه، به طور صریح براى مخالفانش استغفار نکرده؛ بلکه تنها به بازگو کردن صفت بخشش و رحمت خداوند پرداخت، با این وجود اما کلامش به صورت ضمنی، نوعی درخواست مغفرت به نظر می‌آید. دلیلش آن بود که مخالفان گناهکار اگرچه اکنون شایستگی قرار گرفتن در سایه رحمت خداوند را ندارند؛ اما نباید کاملا از آمرزش آنان مأیوس بود.[2]

برخی این احتمال را نیز مطرح نموده‌اند که مراد ابراهیم(ع)، استغفار برای مشرکان نبود تا با آیه «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ»، و غیر قابل بخشش بودن گناه شرک منافات داشته باشد؛ بلکه ممکن است، منظورشان شفاعت از افراد باایمانی بود که دستشان به گناه آلوده شده؛ اما حضرتشان امید به بخشیده ‌شدنشان را داشت،[3] علاوه بر آن که ابراهیم(ع) با وجود اندک روزنه امیدی، راضى نمی‌شد که کفار و مخالفانش هم دچار عذاب الهی شوند، چنانچه در مورد قوم لوط هم درخواست نجات آنها را داشت: «... یُجادِلُنا فی‏ قَوْمِ لُوط»![4]

گفتنی است که درخواست‌های بخشش الهی تنها زمانی اجابت خواهد شد که‌ توبه‌ای رخ داده باشد و مخالفان از کفر خود بازگردند.[5]

تفسیر اخیر موافق با آیه‌ای است که استغفار ابراهیم(ع) برای پدرش(عمویش) را تنها در دوره‌ای می‌داند که در آن زمان، احتمالی هرچند اندک برای ایمان او وجود داشت و بعد از آن‌که واضح شد او دشمن خدا است، نه تنها دیگر برای او طلب بخشش نکرد؛ بلکه از او بیزاری جست: «ما کانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهیمَ لِأَبیهِ إِلاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِیَّاه‏»؛[6]....

  1. اما این که نوح(ع) فرمود هیچ کافری را بر زمین باقی نگذار: «رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرینَ دَیَّاراً».[7]

دلیل این درخواست در آیه بعدی آمده است: «إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ وَ لا یَلِدُوا إِلَّا فاجِراً کَفَّاراً»؛ ....

یعنی اگر نابودی همه‌ی آنها را خواستم، دلیلش آن بود که دیگر هیچ فایده‌‏اى در بقاى آنان نیست؛ زیرا اگر زنده بمانند آن چند نفر مؤمن را هم گمراه می‌کنند و در ادامه، فرزندان فاجر و کافری مانند خود به دنیا می‌آورند.

آیاتی نشانگر آن است که نوح(ع) این واقعیت را از راه وحی فهمیده بود:

«وَ أُوحِیَ إِلى‏ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ»؛[8] به نوح وحی شد که از قوم تو جز مؤمنان فعلی، هیچ فرد دیگری ایمان نخواهد آورد! [9]

در ضمن اگر حتی این وحی هم نبود، نوح(ع) با محاسبات معمولى نیز می‌توانست به این حقیقت رسیده باشد؛ زیرا قومى که چند نسلشان در 950 سال با وجود بهترین تبلیغ، ایمان نیاورند، دیگر امیدی به هدایت‌‌شان نیست، و آنان چون اکثریت قاطع جمعیت و نیز تمام امکانات را در اختیار دارند، علاوه بر گمراه‌کردن نسل‌های آینده، مؤمنان فعلی را نیز فاسد و گمراه خواهد کرد.

البته ممکن است پرسشی پیش آید که کودکان به چه گناهی دچار عذاب شدند؟!

پاسخش همان بود که گفتیم، یعنی نوح(ع) با وحی الهی می‌دانست که نسل‌های آینده نیز ایمان نخواهند آورد و این دعای نوح(ع) تعجب‌انگیزتر از رفتار خضر(ع) نبود که با علم لدنی نوجوانی را کشت؛ زیرا می‌دانست که در صورت زنده‌ماندنش پدر و مادر خود را کافر می‌کرد![10]

جالب است که رفتار عجیب خضر(ع) مورد اعتراض پیامبر زمانش حضرت موسی(ع) -که دلیل آن را نمی‌دانست- نیز قرار گرفت!

البته در مورد نوح(ع) گزارشی وجود دارد که بر اساس آن، خداوند چهل سال زنان مشرک را عقیم گردانید تا کودک بی‌گناهی در طوفان غرق نشود.[11]

 


[1]. ابراهیم، 36.

[2]. ر. ک: طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏12، ص 72، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.

[3]. ر. ک: فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏19، ص 102، بیروت،، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق.

[4]. هود، 74.

[5]. ر. ک: رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی سعد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، تحقیق، حکمت‏، علی اصغر، ج ‏5، ص 268، تهران، امیر کبیر، چاپ پنجم، 1371ش؛ شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، تهرانی، شیخ آقابزرگ، محقق، قصیرعاملی، احمد، ج 6، ص 299، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.

[6]. توبه، 114.

[7]. نوح، 26.

[8]. هود، 36.

[9]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏20، ص: 36

[10]. ر. ک: «کشته شدن نوجوان به دست حضرت خضر».

[11]. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 30، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة.

[12]. ر. ک: بانوی اصفهانی، سیده نصرت امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج ‏14، ص 133- 134، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1361ش.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها