
لطفا صبرکنید
1
- اشتراک گذاری
ضرب المثل «نرود میخ آهنین در سنگ»، کنایه از سنگدلی، لجاجت، تأثیرنکردن نصیحت و نفوذناپذیری قلب برخی افراد است، بدین ترتیب که آنان به هیچ دلیل و نشانه و موعظهای، واکنش مثبت نشان نداده و بر راه نادرست خود اصرار میورزند.
معنا و مفهوم این ضرب المثل را میتوان در بسیاری از آیات قرآنی و روایات معصومان(ع) مشاهده کرد که در آنها به لجاجت کافران، مشرکان و منافقان در برابر آیات الهی اشاره شده و در مواردی قلب چنین افراد لجوجی به سنگ و یا چیزی محکمتر از سنگ تشبیه شده است!
در ادامه به برخی از آنها میپردازیم:
- «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ»؛[1]
پس از آن دلهاى شما سخت گردید، مانند سنگ و یا شاید سختتر از آن! زیرا گاه از میان سنگها جویهای آبی روان میشود و گاه برخی سنگها از هم شکافته شده و از آن آب بیرون میجهد و گاه سنگی از ترس خدا از فراز به زیر میافتد.
- «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ»؛[2] خدا بر دلهایشان مهر زد و بر گوش و چشمهاشان پردهای است.
وقتی بر دلی مهر زده شد، دیگر هیچ موعظهای در آن اثر نمیکند، و این دقیقاً همان مصداق «نرفتن میخ در سنگ» است.
- «لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا»؛[3] دلهایی دارند که با آن نمیفهمند.
- «سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ»؛[4]چه آنها را بیم دهی، چه بیم ندهی فرقی به حالشان نمیکند! آنان ایمان نخواهند آورد!
- «قالُوا سَواءٌ عَلَیْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَکُنْ مِنَ الْواعِظینَ»؛[5] قوم عاد گفتند: برای ما تفاوتی نمیکند که به موعظه ما بپردازی و یا دست از موعظه برداری!
- «قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِکَثْرَةِ الذُّنُوب»؛[6]
امام علی(ع) فرمود: اشکها خشک نمیشوند، مگر به جهت قساوت قلبها(سنگدلشدن)،و انسانها سنگدل نمیشوند، مگر به دلیل گناهان زیاد.
بر اساس آنچه گفته شد، ضربالمثل «نرود میخ آهنین در سنگ» اگرچه عیناً در قرآن و روایات نیامده است؛ اما مضمون آن با آموزههای اسلامی کاملاً سازگار است. از دیدگاه قرآن و اهلبیت(ع)، اصرار بر گناه، پیروی از هواهای نفسانی، تعصب و لجاجت، به تدریج دل انسان را دچار قساوت میکند؛ تا جایی که حقایق، موعظهها و دلایل روشن در آن اثر نمیگذارد. در مقابل، دل مؤمن همواره نرم، حقپذیر و آماده پذیرش هدایت الهی است؛ از اینرو، این ضربالمثل را میتوان بازتابی از یک حقیقت اخلاقی و تربیتی دانست که در منابع اسلامی بارها بر آن تأکید شده است، هرچند خودِ این عبارت، حدیث یا آیه قرآن نیست.
[1]. بقره، 74.
[2]. بقره، 7.
[3]. اعراف، 179.
[4]. یس، 10.
[5]. شعراء، 136.
[6]. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 81، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، 1385ش.
