جستجوی پیشرفته
بازدید
20714
آخرین بروزرسانی: 1401/09/29
خلاصه پرسش
«امور حسبیه» شامل چه اموری می‌شود و معنای اصطلاحات «اجازه اجتهاد»، «اجازه روایت» و «اجازه در تصدی امور حسبیه» چیست؟
پرسش
معنای «اجازه اجتهاد»، «اجازه روایت» و «اجازه در تصدی امور حسبیه» چیست؟ و در مورد نحوه دریافت آن در حال حاضر و گذشته و چگونگی ایجاد آن توضیح دهید.
پاسخ اجمالی
اجازه اجتهاد؛ یعنی اجازه استنباط و اجتهاد در احکام شرعی که از طرف استاد جامع الشرائط به برخی از شاگردان داده می‌شود. اجازه اجتهاد؛ یک روش پیشرفته در بین برنامه‌های آموزشی است، امروزه هم تأیید نهایی استاد یا دادن انواع اجازات و مدارک علمی از سوی مراکز بزرگ علمی در داخل کشور و یا مراکز علمی بین‌المللی برای شروع به کار و فعالیت علمی، امری رایج است.
اجازه روایت؛ یکی از طرق و راه‌های تحمل و دریافت حدیث است، که شاگرد با اجازه استادش، می‌تواند نقل روایت کند.
اجازه در تصدی امور حسبیه؛ به معنای اذنی است که فقیه جامع الشرائط به افرادی می‌دهد تا بتوانند با اجازه او، به مشکلات مردم رسیدگی کنند.
 
پاسخ تفصیلی
اصطلاحات مورد سؤال؛ مربوط به موضوعات مختلفی است؛ به طور مثال؛ «اجازه در روایت» در علم حدیث مورد بررسی قرار می‌گیرد و «اجازه در اجتهاد» از مسائل مربوط به علم فقه است. البته هیچ‌کدام از این امور به صراحت در روایات نیامده است. با این توضیح، اکنون به توضیح این اصطلاحات خواهیم پرداخت.
الف. اجازه اجتهاد
مجتهد در فقه بر دو نوع است: مجتهد مطلق و مجتهد متجزّی.
اگر مجتهدی در همه ابواب فقه؛ بتواند صاحب رأی و نظر باشد و بتواند از ادله اربعه (قرآن، سنت، عقل و اجماع) در همه این ابواب؛ حکم الهی را استخراج کند؛ به چنین اجتهادی؛ اجتهاد مطلق و به آن مجتهد؛ مجتهد جامع الشرائط گفته می‌شود.[1]
در مقابل به مجتهدی که توانایی استنباط در همه مسائل و ابواب فقهی را هنوز به‌دست نیاورده و فقط می‌تواند در برخی از ابواب آن؛ اجتهاد خود را به‌کار گرفته و احکام الهی را استخراج کند؛ مجتهد متجزی گفته شده و به چنین اجتهادی، اجتهاد تجزی می‌گویند.[2]
از قدیم در حوزه‌های علمیه چنین رسم بوده که شاگردان - تحت اشراف اساتید خود - در مسیر رشد علمی و عملی حرکت می‌کردند و اگر استادی که در جایگاه مجتهد جامع الشرائط بود، توانایی استنباط احکام شرعی را در یکی از شاگردانش می‌دید، به درخواست آن شاگرد یا حتی بدون درخواست وی، اجازه اجتهاد را معمولاً با نوشتن دست خطی به او عطا می‌کرد.[3]
اجازه اجتهاد یک روش و متد پیشرفته در بین برنامه‌های آموزشی است، امروزه هم تأیید نهایی استاد یا دادن انواع اجازات و مدارک علمی از سوی مراکز بزرگ علمی در داخل کشور و یا مراکز علمی بین‌المللی برای شروع به کار و فعالیت علمی، امری رایج و مورد تأیید است.
در حوزه هم چنین اجازاتی از قدیم در بین علما؛ رایج بوده و داشتن چندین اجازه اجتهاد؛ به‌خصوص از بزرگان؛ نشانه قوّت عملی اجازه گیرنده بوده است. برای نمونه؛ در زندگی‌نامه حضرت آیت الله بروجردی چنین آمده است: «در مدت اقامت ایشان در اصفهان و در سن 28 سالگی؛ از سوى سه تن از اساتید حوزه، برایشان اجازه اجتهاد صادر شد».[4]
البته برخی از علما نیز در دادن اجازه اجتهاد بسیار سخت‌گیر بودند؛ در احوالات مرحوم شیخ انصاری نقل شده است: ایشان به کسی اجازه اجتهاد نمی‌داد و به سختی راضی به این عمل می‌شد.[5]
گفتنی است؛ اجازه اجتهاد، اگر چه جنبه تأیید علمی توسط استاد را دارد، ولی بدان معنا نیست که اگر کسی در خود قدرت استنباط را یافت و توانایی استخراج احکام الهی را پیدا کرد، تا زمانی که اجازه اجتهاد نگرفته باشد، حق اجتهاد ندارد، بلکه اگر چنین قدرتی داشت بر او واجب است که تقلید نکرده و لا اقل برای دست‌یابی به احکام شرعی، برای اعمال خودش هم که شده؛ اجتهاد کند.
ب. اجازه روایت
در اصطلاح علم حدیث‌، اجازه یکی از طرق و راه‌های تحمل و دریافت حدیث است.[6] از قدیم الایام در بین حدیث‌شناسان سده‌های نخست هجری؛ یکی از برترین روش‌های نقل حدیث؛ اجازه در روایت بوده است؛ بدین ترتیب که استاد و محدّث؛ به برخی یا همه شاگردان خود که دارای شایستگی‌هایی مانند امانت در نقل و قدرت فهم احادیث بود، اجازه می‌داده که کتاب خاصی یا روایات راوی مشخصی یا کلیه کتاب‌ها و راویانی که خود استاد از آنان روایت نقل کرده است را شاگردان نیز به طریق استاد از آنان نقل کنند؛ مثلاً شیخ مفید اجازه نقل روایت از کتاب کافی را از استادش ابن قولویه و او از مرحوم کلینی که مؤلف این کتاب است دریافت کرده،[7] مرحوم کلینی نیز اجازه نقل روایت از اساتید و محدّثان بزرگی داشته است و این سلسله ادامه پیدا می‌کند تا به راویان و اصحاب بلا واسطه ائمه اطهار(ع) می‌رسد. از طرفی شیخ مفید این اجازه را به شیخ طوسی داده است و ایشان نیز در دو کتاب تهذیب و استبصار خود از این طریق بسیار نقل کرده است.
اجازه روایت یکی از روش‌های بسیار مؤثر در مقابله با جعل، وضع و تحریف احادیث بود؛ زیرا شاگرد حق نداشت هر روایتی را که می‌شنود یا در کتابی می‌بیند نقل کند، بلکه فقط اجازه نقل روایاتی را داشت که ابتدا استاد و شیخ اجازه؛ آنها را دیده و با معیارهای صحت حدیث سنجیده باشد، و در صورت صحت و تأیید آن توسط استاد بود که چنین حدیثی به نسل بعدی انتقال پیدا می‌کرد، این چنین بود که مقدار بسیار زیادی از احادیث جعلی یا تحریفات عمدی و غیر عمدی از بین احادیث پاک شد.
اجازات روایی زیادی را می‌توان در کتاب‌های علمای پیشین دید. البته امروزه با تدوین؛ نشر و انتشار گسترده کتاب‌های مرجع حدیثی همانند کتب اربعه حدیثی (کافی، الفقیه، تهذیب و استبصار) و اطمینان از عدم جعل و تحریف در آن؛ اجازه نقل روایت جنبه تشریفاتی پیدا کرده است.[8]
ج. اجازه در تصدی امور حسبیه
در معنای امور حسبیه گفته شده: آنچه که می‌توان در برابر انجامش انتظار اجر و ثواب داشت؛ حال چه از امور اجتماعی؛ مانند قضاوت و داوری بین مردم باشد، یا از امور شخصی؛ مانند تجهیز و دفن میت و ... .[9]
لذا حسبه و امور حسبیه و تصدى امور حسبیه، در بین فقهاى عظام؛ مشهور است و حِسبه در این موارد به معناى اجر و ثواب می‌باشد و همان طور که گفته شد مراد از امور حسبیه کارهایى هستند که بدانیم شارع مقدس اسلام راضى به تعطیل و روى زمین ماندن آنها نیست و باید انجام داد و سعادتِ فرد و جامعه؛ بستگى به تصدى و انجام آنها است و از طرفى مسئولیت انجام آنها متوجه شخص خاصى نشده و به نحو واجب کفایى مسئولیت انجام آنها بر عهده واجدین شرایط گذاشته شده؛ به طورى که اگر همه مکلفین از تصدى و قبول مسئولیت امتناع کنند، همه معصیت کار و مؤاخذه می‌شوند؛ مانند امر به معروف و نهى از منکر، دفاع از اسلام و مسلمین، حفظ نسل جوان از انحرافات اخلاقى، قضاوت و حکومت و اجراى حدود، حفظ موقوفات عامه و بدون متولى، حفظ و هزینه مال مجهول المالک در موارد مقرّر، حفظ اموال ایتام و غُیَّب (کسانی که غائب‌اند) و قُصّر بدون ولىّ (مانند دیوانگانی که ولی ندارند) و تجهیز اموات بدون ولىّ و امثال آنها؛ و چون کسى که مسئولیت انجام هر یک از آنها را به عهده می‌گیرد براى رضاى خداوند و به امید اجر و ثواب الهى انجام می‌دهد؛ لذا به آنها امور حسبیه اطلاق شده است.[10]
در بین افراد جامعه که می‌توانند بلکه باید این وظایف را انجام دهند؛ قدر متیقّن، این وظیفه؛ متوجه فقهاى شایسته است که امور حسبیه را عهده‌دار ‌شوند،[11] و این منصبی است[12] که از طرف شارع مقدس به آنان داده شده است.
از جایی که تصدی امور حسبیه از وظایف فقها شمرده شده است آنان به برخی؛ چنین اجازه‌ای را تفویض کرده‌اند؛ و شرط است کسانی که چنین اجازه‌ای را دریافت می‌کنند دارای اجتهاد (ولو اجتهاد متجزی)، عدالت و قدرت (بر انجام امور واگذار شده) باشند.[13]
 

[1]. شیخ انصاری، مرتضی، مکاسب المحرمه(محشی)، شارح: کلانتر، سید محمد‌، ج 1(مقدمه)، ص 107، مؤسسه مطبوعاتى دار الکتاب‌، قم، 1410ق.
[2]. همان، ص 108.
[3]. همان.
[4]. بروجردی، حسین، منابع فقه شیعه، ج 24، ص 41، فرهنگ سبز، تهران، 1429ق.
[5]. جناتی، محمد ابراهیم، أدوار فقه شیعه و کیفیت بیان آن، ص 329، بی‌جا، 1357ش.
[6]. حریری، محمد یوسف، فرهنگ اصطلاحات حدیث، ص 2، هجرت، قم، 1381ش.
[7]. شیخ طوسی در طریق خود به کتاب کافی می‌نویسد: «آنچه در این کتاب از محمد بن یعقوب کلینی نقل کرده‌ام از طریق استادم شیخ مفید و او از جعفر بن محمد ابن قولویه و او از کلینی؛ نقل کرده است»؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، المشیخة، محقق، مصحح، موسوی خرسان، حسن، ص 5، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
[8]. فرهنگ اصطلاحات حدیث، ص 3.
[9]. «فالأمور الحسبیة هی: ما یصح أن یطلب فی إتیانها الأجر و الثواب من اللّٰه تبارک و تعالى، سواء کانت من الأمور النوعیة کالقضاوة و الحکومة بین الناس مثلا أو من الأمور الشخصیة کتجهیز جنازة مسلم لا ولیّ له أو تطهیر مسجد أو مصحف أو المقدسات الدینیة أو المذهبیة، و منه یعلم أن موضوعها لا بد و أن یکون ما فیه رضاء الشارع»؛ سبزواری، سید عبد الأعلی، مهذب الاحکام، ج 24، ص 255، مؤسسه المنار، قم، 1413ق.
[10]. فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، ج 2، ص 67، امیر قلم‌، قم.
[11]. جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، شماره 19 - 20، ص 177، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، قم.
[12]. البته در بین فقها اختلاف نظر وجود دارد که تصدی امور حسبیه از باب دیگر تکالیف و واجبات کفایی است که بر عهده فقیه و دیگر افراد جامعه گذاشته شده است، یا منصبی است که از طرف امامان معصوم(ع) به فقیه؛ واگذار شده است؛ ر.ک: مجله فقه اهل بیت(ع)، شماره 19 - 20، ص 177.
[13]. همان، ص 148.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • سر امام حسین(ع) بر روی نیزه، کدام آیه قرآن را تلاوت می‌کرد؟
    18059 حوادث بعد از شهادت 1392/10/25
    زید بن ارقم یکی از صحابه رسول خدا(ص) می‌‌گوید: «روز بعد از ورود اهل بیت(ع) به کوفه، ابن زیاد امر کرد تا سر مبارک حضرت سید الشهداء(ع) را در کوچه‌هاى کوفه و در میان قبائل بگردانند، من در میان غرفه نشسته بودم که سر حسین بن علی(ع) را ...
  • آیا این جریان حقیقت دارد که نضر بن حارث توسط امام علی(ع) کشته شد؟
    27522 گوناگون 1391/09/21
    در برخی از منابع تاریخی از کشته شدن نضر بن حارث به دست حضرت علی(ع) پس از اسارتش در جنگ بدر سخن به میان آمده است. گفته شده است این شخص که از سرسخت‌ترین معاندان و دشمنان قریشی پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌آمد. پس از جنگ بدر در ...
  • آیا مؤمنان را برای وارد شدن به بهشت، هل می‌دهند؟!
    6045 حدیث 1397/08/24
    در روایتی از امام صادق(ع) در چگونگی ورود مؤمنان به بهشت آمده است: «یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ شَیْ‏ءٌ مِثْلُ الْکُبَّةِ فَیَدْفَعُ فِی ظَهْرِ الْمُؤْمِنِ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ فَیُقَالُ هَذَا الْبِرُّ»؛[1] روز قیامت چیزى مانند کبّه می‌آید و پشت افراد با‌ایمان را هُل می‌دهد تا او را ...
  • جمعیت یهودیان ایران چقدر است و حکومت ایران با آنان چه رفتاری دارد؟
    29342 پیروان دیگر مذاهب 1388/08/11
    در جمهوری اسلامی ایران اقلیت های مذهبی (یهودی،مسیحی، زرتشتی و...) در کنار مسلمانان زندگی می کنند. طبق آماری که خود یهودیان ایران منتشر کرده اند درحال حاضر حدود 20هزار نفر یهودی (کلیمی) در ایران زندگی می کنند[1] که از حقوق و مزایای سایر شهروندان ایرانی برخوردارند. و در ...
  • حضرت آدم و حوا(ع) چند فرزند داشتند؟
    157380 شیث(هبة الله) 1386/01/23
    دربارۀ تعداد فرزندان حضرت آدم(ع) - مانند بسیاری از حوادث و رخ دادهای تاریخی - نظر قطعی وجود ندارد؛ زیرا که در متون معتبر تاریخی، اختلافاتی در بیان اسامی و تعداد آنها مشاهده می‌شود. این شاید به جهت فاصلۀ زمانی طولانی آنان با زمان ثبت تاریخ و ...
  • آیا سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) از کربلا به سمت کوفه و سپس شام همراه اسیران بود؟
    32322 حوادث بعد از شهادت 1392/09/26
    آنچه از منابع روایی به‌دست می‌آید این است که؛ سرهای مقدس شهدای کربلا به همراه سر مقدس امام حسین(ع) به کوفه نزد ابن زیاد، سپس به شام نزد یزید بردند. از این‌رو؛ سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) نیز همراه سرهای شهدا بوده است. هر چند در این ...
  • در حدیث آمده است: صلح دادن بین دو نفر از تمام نماز و روزه ها برتر است. منظور چیست؟
    27710 صلح و همزیستی 1390/10/18
    به نظر می رسد که در ترجمه ای که برخی از مترجمان کرده اند و شما بدان اشاره کردید، مسامحه ای صورت پذیرفته است؛ زیرا با دقت در متن عربی "صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏"،
  • مقصود از دل شکسته که گفته می شود خدا در آن است چیست؟
    67919 قرب 1392/01/28
    گاهی مواقع «دل شکستگی» تنها به جهت غمگینی برای امور مادی و دنیایی است که آخرت در آن لحاظ نمی‌شود، چنین دل شکستگی، افسردگی و رکود روانی را به همراه خواهد داشت و آدمی را ناامید کرده و از ترقی و پیشرفت بازمی‌دارد، اما گاهی انسان برای اموری ...
  • عامل در جمع مکسر و موارد مشابه و نیز ضمیرهای ارجاعی به آنها،‌ چه زمانی مذکر و چه زمانی مؤنث‌اند؟
    2384 صرف و نحو 1403/08/21
    نخست باید گفت؛ «جمع مکسر»، صرف نظر از جنسیتش، یا مؤنث حقیقی است و یا می‌توان آن‌را در حکم مؤنث در نظر گرفت.از طرفی هنگامی که فعلی به فاعلی نسبت داده می‌شود، آن فعل و فاعل باید از چند جهت، با هم متناسب باشند؛ از این‌رو باید شرایطی در آن ...
  • در صورت گران بودن آب، برای غسل جنابت چه باید کرد؟
    16897 جنابت 1388/02/03
    غسل جنابت به خودی خود مستحب است، ولی برای خواندن نمازِ واجب و مانند آن واجب می‌شود.[1] اما اگر تهیه‌ی آب برای غسل کردن به قدری گران است که از نظر اقتصادی برای شما ضرر یا مشقت غیر قابل تحمل دارد، و یا اجحاف است، ...

پربازدیدترین ها