
لطفا صبرکنید
15798
مردان میتوانند در ارتباط با راهنمایی و سوق دادن زنان به سمت ارزشهای انسانی و دینی، به شکلهای مختلف و متفاوت نقش خود را ایفا کنند. گاهی با تذکر؛ از باب اینکه امر به معروف و نهی از منکر، از وظایف هر مسلمان است. گاه، در خانواده از آن جهت که مرد نقش به سزایی در خانواده و در رشد و تعالی افراد خانواده دارد. و گاه در جایگاه معلم و استاد در مراکز و نهادهای فرهنگی. همچنین در پارهای موارد، بیاعتنایی در برخورد با ناهنجاریهایی که از سوی برخی از زنان در اجتماع انجام میشود، و نیز بیتوجهی به پوششهای نامناسبی که عمدتا برای جلب توجه مردان است، میتواند نوعی نهی از منکر ارزیابی شود.
برای تبیین این مسئله که نقش مردان در ارتباط با ارزشدهی به زنان چگونه است، و مردان در این زمینه چه نقشی میتوانند داشته باشند، توجه به چند نکته میتواند ما را به پاسخ این پرسش برساند.
- اساساً بیان و تذکر وظایف و ارزشهای زنان و گوشزد نمودن آنان به نقش و جایگاه خطیر زنان در جامعه، و اینکه خداوند برای آنان منزلت و جایگاهی بالاتر از آن قرار داده است که ابزاری برای بهرهبرداری شهوانی عدّهای از مردان چشمچران و بیمسئولیت در جامعه باشند، اولاً در قالب امر به معروف و نهی از منکر میگنجد. آنگونه که قرآن کریم میفرماید:
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر»؛ مردان و زنان باایمان، ولىّ (و یار و یاور) یکدیگرند، امر به معروف، و نهى از منکر میکنند.
بنابر این، مردان در قالب امر به معروف و نهی از منکر میتوانند این رسالت خویش را به انجام رسانند. همانگونه که میدانیم یکی از شرایط انجام امر به معروف و نهی از منکر آن است که تأثیرگذار باشد؛ لذا در برخورد با این قشر از زنان که هدف و جایگاه خود را در جامعه و زندگی اجتماعی به فراموشی سپردهاند، مردان تا جایی در راهنمایی آنان مسئولیت دارند که بتوانند تأثیرگذار باشند، و گرنه از آنان سلب مسئولیت میشود.
- قبل از هر چیز و هر کس، خانواده نقش اول را در این مسئله دارد؛ یعنی این نقش و مسئولیت بر عهدۀ خانواده است که نخست دختران را در درون خانواده صحیح تربیت کند، تا هنگامی که وارد اجتماع میشوند حقوق جامعه و افراد آنرا دریافته و بتوانند در مقابل ناهنجاریهای آن مقاومت کنند. از آنجا که اسلام مدیریت خانواده را بر عهده مردان گذاشته و از آنکه مرد در درون منزل نقش بسزایی در رشد فکری و فرهنگی افراد خانواده دارد، طبیعی است که در این مسئولیت باید نقش خود را ایفا کند. او میتواند در چهارچوب آموزههای دینی و بیان عواقب نادرست چنین رفتارهایی در اجتماع، این وظیفه را به انجام برساند.
- مردان در مقام افراد تأثیرگذار بر روی افراد یا اجتماع میتوانند این مهم را انجام دهند. حال این افراد میتوانند، افراد خانواده، اعم از فامیل سببی و یا نسبی باشند، یا شخصیتهای تأثیرگذار در اجتماع؛ مانند معلمان، اساتید و... .
- همانگونه که میدانیم نیمی از افراد هر جامعهای را به طور تقریبی مردان تشکیل میدهند، و اگر چه آنها در قبال جامعه خود در راهنمایی زنان وظیفه و مسئولیت سنگین دارند؛ اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که ناهنجاریهای اجتماعی از این دست، اگر دو طرف برای آن فرض شود، یک طرف آن مردان هستند؛ یعنی اگر خانمی با پوششی نامناسب در اجتماع ظاهر میشود، برای عرضه خود به مردان است، پس طیبعی است که طرف مقابل آن مردان هستند، در نتیجه در به وجود آمدن بخشی از این ناهنجاریها مردان شریکاند؛ لذا برای پیشگیری از این مسائل، بر مردان است که با بیاعتنایی نسبت به رفتارهای این چنینی نقش خود را ایفا کنند. آموزههای دینی ما نیز در برخورد با این مسئله چنین است.
قرآن کریم در اینباره میفرماید:
«به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند، این براى آنان پاکیزهتر است. خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است»![1]
مشاهده میشود که در این آیه قرآن کریم به مردان دستور میدهد که در برخورد با پدیده بدحجابی و یا برهنگی چشم از زنان بپوشانند.
امام علی(ع) در خطبهای که به اوصاف پرهیزکاران میپردازد، میفرماید:
«...غضّوا ابصارهم عمّا حرّم الله علیهم...»؛[2] پرهیزکاران... چشمان خود را بر آنچه خدا حرام کرده میپوشانند... .
بنابر این، مردان با بیاعتنایی نسبت به اینگونه زنان، چه در خلوت و چه در ظاهر هم به وضیفه دینی خود در دوری از گناه عمل کرده، و هم رسالت خویش را در نهی از منکر ادا نموده، و هم نقشههای دشمنان را در تباه کردن جوانان و به انحراف و فساد کشیدن جامعه خنثا کنند.
[1]. نور، 30. «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ».
[2]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، ص 303، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.