جستجوی پیشرفته
بازدید
5605
آخرین بروزرسانی: 1395/12/13
خلاصه پرسش
چرا در سوره حجرات از مؤمنان خواسته شد برای مخاطب قرار دادن یکدیگر، از لقب‌های دارای بار منفی استفاده نکنند؟
پرسش
چرا در سوره حجرات از مؤمنان خواسته شد برای مخاطب قرار دادن یکدیگر، از لقب‌های دارای بار منفی استفاده نکنند؟ نقش این القاب برای شخصیت هر کس چگونه است؟
پاسخ اجمالی
مقدمه
انسان از روز نخست به جهت یک ضرورت و احساس نیاز به دیگر انسان‌ها، تن به تشکیل زندگى اجتماعى داد. بنابراین زندگی اجتماعی یک هدف مهم برای انسان بوده و نقشی اساسی در حیات او دارد و بدون تشکیل اجتماع، استمرار زندگی انسان با مشکلات فراوانی مواجه خواهد شد؛ به همین جهت یکی از وظایف مهم انسان، حفظ و نگهداری مجتمع و زندگی جمعی است و باید با عوامل بر هم زننده زندگی اجتماعی مقابله شود؛ از این‌رو قرآن کریم در بخش‌هایی از سوره حجرات به این امر مهم پرداخته،[1] و جامعه بشریت را متوجه عوامل بر هم زننده‌ی نظم اجتماعی کرده ‌است؛ عواملی که چه بسا افراد در اثر بی‌توجهی به آثار مخرّب آن، به سادگی از آن عبور کنند و حتی به عنوان تفریح و سرگرمی از آن استفاده کنند.
نقش القاب در زندگی اجتماعی
با توجه به مقدمه‌ای که بیان شد، می‌‌توان نقش و جایگاه القاب در زندگی اجتماعی را به‌دست آورد؛ زیرا یکی از جهات مهم زندگی اجتماعی این است که انسان در اجتماع داراى منزلتى شایسته و صالح باشد، منزلتى که به خاطر آن دیگران با او بیامیزند، و او با دیگران بیامیزد، او از خیر دیگران بهره‌‏مند گردد، و دیگران از خیر او برخوردار شوند؛ در تأمین این هدف همان‌‌گونه که احترام به شخصیت افراد و صدا زدن آنان با القاب زیبا دارای نقش اساسی است؛ مسخره کردن، عیب‌‌جویی، صدا زدن افراد با نام‌های ناپسند و غیبت کردن، از عوامل مؤثرى است ‌که انسان را از منزلت اجتماعی ساقط می‌کند و این هویت را از او می‌گیرد. این کار در آغاز، یک فرد را از مجموع انسان‌های خوب کم می‌کند، و سپس فرد دوم و سوم را، تا آن‌جا که در اثر شیوع این امور ناپسند، تمامى افراد جامعه از صلاحیت زندگى اجتماعى ساقط می‌شوند، و صلاح جامعه به فساد مبدل می‌گردد، و در آن صورت افراد جامعه با هم انس نمی‌گیرند، و از یکدیگر ایمن نیستند، و به یکدیگر اعتماد نمی‌کنند؛ در نتیجه تشکیل جامعه، که از روز نخست به عنوان دارویی برای حل مشکلات انسان بود، تبدیل به درد بی‌درمان می‌شود.
پس این امور ناپسند(مسخره کردن، عیب‌جویی، صدا زدن افراد با نام‌های ناپسند و غیبت) در حقیقت ابطال کننده‌ی هویت و شخصیت اجتماعى افراد است؛ زیرا با در نظر گرفتن این‌که هیچ انسانى منزه از تمامى عیوب نیست، اگر انسان مجاز باشد که هر چه از دیگران می‌داند را به گونه‌‌های مختلف برای دیگران بیان کند، در آن صورت زندگی اجتماعى به درستی استمرار نمی‌یابد.
خداى سبحان، علاوه بر این‌که خود عیب‌های انسان‌ها می‌پوشاند، به دیگران هم دستور می‌دهد تا پرده پوشی داشته‌ باشند؛ تا خواسته‌ی فطرى بشر اجراء گردد؛ یعنى این‌که فطرت بشر او را وامی‌داشت تا به زندگى اجتماعى تن در دهد، این غرض حاصل شود، و افراد بشر دور هم جمع شوند، با یکدیگر تعاون و همکاری داشته باشند، و گر نه اگر این پرده‌‏پوشى خداى تعالى و ممانعت از پرده‌دری نبود، تشکیل و استمرار زندگی اجتماعی با مشکلات فراوانی مواجه می‌شد.
به بیان دیگر، قرآن کریم از آن‌جهت از کارهای ناپسند نهى فرمود که این‌ امور، اجزاى مجتمع بشرى را یکى پس از دیگرى فاسد می‌سازد، و از صلاحیت داشتن آن آثار صالحى که از هر کسى توقعش می‌رود ساقط می‌کند، و آن آثار صالح عبارت است از این‌که هر فرد از افراد جامعه با فرد دیگر بیامیزد و در کمال اطمینان خاطر و سلامتى از هر خطرى با او یکى شود، و ترسى از ناحیه او به دل راه ندهد، و او را انسانى عادل و صحیح بداند، و در نتیجه با او مأنوس شود. در این هنگام است که از تک تک افراد جامعه آثارى صالح عاید جامعه می‌گردد، و جامعه‌‌ای که عیناً مانند یک بدنه است، تشکیل می‌شود؛ اما اگر افراد جامعه در اثر مسخره کردن، عیب‌‌جویی، غیبت و بدگویى، از دیدن یک‌‌دیگر بیزار باشند و هر یک دیگری را فردى پلید بشمارد، و ...، به همین مقدار با هم قطع رابطه می‌کنند، و این قطع رابطه هر چند اندک باشد، ولی وقتى آن­‌را در بین همه افراد جامعه در نظر بگیریم، آن وقت می‌فهمیم که چه خسارت بزرگى به جامعه‌ی انسانی وارد می‌کند؛ پس در حقیقت این اعمال زشت، بلاى خانمان‌‌سوز جامعه و به منزله خوره‌‏اى است که در بدن شخص راه یابد، و اعضاى او را یکى پس از دیگرى بخورد، تا جایى که به کلى رشته حیاتش را قطع سازد.[2]
 

[1]. ر. ک: 66137.
[2]. طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 18، ص 324، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، 1417ق.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا زن نمی‌تواند مرجع تقلید و قاضی باشد؟
    73146 اجتهاد و مرجعیت در اسلام 1387/04/03
    دانشمندان و متخصّصان دینی درباره‌ موضوعاتی؛ مانند مرجع تقلید، یا قاضی شدن زن و بعضی از عناوین دیگر، اختلاف نظر دارند. این امور جزو مسلّمات و ضروریات دینی به شمار نمی‌آید. کسانی که می‌گویند زنان مرجع تقلید یا قاضی نمی‌شوند، به ادله‌ای؛ نظیر روایات و اجماع، تمسک کرده‌اند ...
  • چرا خداوند در مقابل درخواست رؤیت خدا توسط یهودیان، آنها را مجازات کرد؟
    8592 تفسیر 1392/01/26
    آنچه باید در این‌جا مورد دقت قرار گیرد، این عبارت در آیه است: « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». باء در «بظلمهم» معنای سببیت بوده و متعلق به «اخذتهم» است و معنا این‌گونه می‌شود که آنها را به جهت ستمی که روا داشته­‌اند، با صاعقه مجازات می‌کنیم. این عبارت نمایان‌گر ...
  • با در نظرگرفتن جمیع جوانب و مصالح، آیا ارجح نیست که مقام رهبری در قانون جمهوری اسلامی ایران دارای یک زمان و دوره مشخص باشد؟
    8512 System 1389/04/16
    دائمی بودن رهبری در ایران ناشی از رأی مردم به قانون اساسی بوده و دلیلی نیز وجود ندارد که در صورت از دست ندادن شرایط، زمان آن را محدود کرد. فساد موجود در حکومت ها بیشتر ناشی از خلق و خوی حاکمان ...
  • با توجه به آیات 103 و 104 سوره کهف، راه تشخیص کار نیک از بد و ناپسند چیست؟
    24104 تفسیر 1389/05/13
    آیات شریفه، به معرفى زیانکارترین انسان ها و بدبخت‏ترین افراد بشر مى‏پردازد. زیان واقعى و خسران مضاعف آنجا است که انسان سرمایه‏هاى مادى و معنوى خویش را در یک مسیر غلط و انحرافى از دست دهد و گمان کند کار خوبى کرده است، نه از این کوشش ها ...
  • آیا در اسلام، مسئله ای به نام وضوی ارتماسی داریم؟
    11356 Laws and Jurisprudence 1391/07/03
    وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین در آب فرو برد؛ اما براى این که مسح سر و پاها با آب وضو باشد، باید در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضویى، هنگام بیرون آوردن ...
  • زنان عقیمی که بچه‌دار نمی‌شوند از دیدگاه قرآن چه جایگاهی دارند؟
    24597 تفسیر 1395/08/04
    گرچه پروردگار صلاح دیده برخی مردان و زنان، عقیم باشند[1] اما عقیم بودن و بچه‌دار نشدن به تنهایی نقصی معنوی - نه برای مردان و نه برای بانوان - نبوده و از مقام و ارزش انسانی هیچ کدام از آنها نمی‌کاهد. البته می‌شود برای ...
  • آیا در تحقیقات پزشکی، جایز است از جنین سقط شدهٔ انسان استفاده کرد؟
    7682 گوناگون 1393/02/25
    بیشتر فقها تشریح بدن انسان(جنین یا غیر جنین) را جایز نمی‌دانند، اما برخی از مراجع[1] در این‌باره می‌گویند، اگر این‌گونه تحقیقات در راستای کشف مطالب پزشکى جديد و مورد نیاز جامعه و نیز درمان بيمارى‌های تهدید کننده زندگى مردم باشد، جايز است؛ ولى تا ...
  • آیا گزارش غیر‌مسلمان مبنی بر نجاست چیزی که در اختیار اوست، مورد قبول است؟
    8833 اثبات نجاست 1393/02/03
    فقها در این زمینه فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نگذارده و می‌گویند، نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى‌شود، و باید بر آن ترتیب اثر داد: 1. آن که انسان خودش یقین به نجاست پیدا کند. 2. دو نفر عادل و یا حتّى یک نفر گواهى ...
  • معنای استدلال مباشر چیست؟
    19452 قیاس اقترانی و استثنائی 1391/12/06
    در مورد استدلال مباشر آنچه را که برخی از نویسندگان در این‌باره نگاشته‌اند، در این‌جا نقل می‌کنیم: بسیاری از منطق‌نگاران معاصر آنچه را در منطق نگاشته‌های پیشین با عنوان «احکام قضایا» یا «نسبت قضایا» مطرح بوده، قسمی از استدلال برشمرد‌ه‌اند و نام‌هایی؛ همچون استدلال «مباشر»، «بی‌واسطه» و «بسیط» ...
  • محدوده حرم مکه چقدر است؟
    9600 گوناگون 1396/10/23
    ابتدا باید دید منظور از حرم مکه چیست، آیا مراد، مسجد الحرام است؟ یا منطقه‌ای که زائرین خانه‌ی خدا بدون احرام، حق ورود به آن‌را ندارند و ورود کفار نیز به لحاظ شرعی در آن ممنوع است؟ در صورت نخست، پاسخ آن است که هر مکانی که در ...

پربازدیدترین ها