جستجوی پیشرفته
بازدید
8957
آخرین بروزرسانی: 1397/02/05
خلاصه پرسش
اگر جریان قلم و دوات، آنچه پیامبر(ص) تصمیم به نگارش آن داشت، بر اساس دستور الهی بود؛ چرا در نوشتن آن پا فشاری نکرد؟ و اگر تصمیمی شخصی بود، پس مخالفت عمر موضوع چندان مهمی نبود؟!
پرسش
اگر جریان قلم و دوات صحیح باشد؟ بر اساس آیه «و ما ینطق عن الهوی...»، آیا پیامبر(ص) می‌خواست دستور الهی و وحی را بیان کند؟ اگر چنین بود که با منع مخالفان، فرمانی از فرامین الهی بر زمین ماند! و پیامبر پافشاری نکرد! و اگر غیر آن بود که مسئله مهمی نبود، پس مخالفت عمر نباید مسئله‌ای ایجاد کند!
پاسخ اجمالی
در ارتباط با آنچه در پرسش آمده، باید گفت:
1. معتبرترین منابع حدیثی اهل سنت، با سندی که نزد خودشان  صحیح ارزیابی می‌شود، چنین نقل کرده‌اند: «هنگامى که رسول خدا(ص) در آستانه رحلت از دنیا قرار گرفت و اطراف حضرت، گروهی از جمله عمر بن خطاب در خانه آن‌حضرت حاضر شده بودند، فرمود: "قلم و کاغذى بیاورید تا چیزی براى شما بنویسم که به برکت آن، هرگز گمراه نشوید". عمر گفت: بیمارى بر پیامبر(ص) غلبه کرده(هذیان می‌گوید) و ما قرآن را داریم و براى ما کافى است. در میان حاضران غوغا و اختلاف افتاد؛ بعضى می‌گفتند: بیاورید تا حضرت بنویسد و هرگز گمراه نشوید. و بعضى سخن عمر را می‌گفتند، هنگامى که سر و صدا و غوغا در حضور آن‌حضرت و اختلاف زیاد شد، فرمودند: "برخیزید و از نزد من بروید" ... ابن عباس بعد از این قضیه بارها می‌گفت: مصیبت و تمام مصیبت این است که نگذاشتند پیامبر چیزی را که می‌خواست برای آنها بنویسد تا اختلاف نکنند و گمراه نشوند...».[1]
بنابراین، یک فرد آگاه به تاریخ اسلامی از هر مکتبی که باشد نمی‌تواند این ماجرا را انکار کند.
2. خصوصیاتی که در این روایت آمده است، به عنوان نقطه ضعف در زندگی خلیفه دوم محسوب می‌شود؛ زیرا اوّلاً: همچنان‌که در متن حدیث آمده ‌است عده‌ای از صحابه در همان‌جا بلادرنگ به مخالفت با او برخاستند و سخن وی را مصداق اهانت به پیامبر(ص) و مخالفت با دستور خداوند مبنی بر اطاعت از پیامبر(ص) ارزیابی کردند.
ثانیاً: این حرکت خلیفه دوم و حمایت بعضی از مسلمانان از وی، برای رسول خدا بسیار سخت و گران بود و مطابق روایات دو نوع عکس العمل از آن‌حضرت نقل شده است:
الف) فرمود: «قُومُوا عَنّی، وَ لا یَنْبَغی عِنْدی التَّنازُع»؛[2] از نزد من برخیزید (و دور شوید) که در محضر من نزاع و کشمکش سزاوار نیست».
این روایت مشخص می‌نماید که رسول خدا(ص) تا چه اندازه از اختلاف و سخنان جسارت‌آمیز آنان ناراحت شده است.
ب) هنگامی که نزاع و کشمکش پیش آمد و حرف‌های زشتی به آن‌حضرت زده شد، فرمود: «ذرونی (دَعُونِی)، فَالَّذی أَنَا فِیهِ خَیْرٌ مِمَّا تَدْعُوننی إِلَیْه»؛[3] مرا به حال خودم واگذارید؛ چرا که این حالتی که من در آن هستم، بهتر از چیزی است که مرا بدان فرا می‌خوانید.
در هر دو صورت؛ عکس العمل رسول خدا(ص) نشان می‌دهد که ایشان این رفتار را به نوعی زیر سؤال بردن اصل نبوّت می‌داند؛ زیرا اتهام به هذیان و یاوه‌گویی نسبت به کسی که قرآن درباره ایشان فرموده است: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى»؛[4](سخنان او از روی هوا و هوس نیست)، در تنافی با قرآن و اصل نبوّت است؛ به همین دلیل، آن‌حضرت این اهانت بزرگ به ساحت مقدس نبوت را برنتافته و آنان را از پیش خود راندند.
ثالثاً: غالب اندیشمندان اهل سنت این روایت را به معانی خلاف ظاهر توجیه و تفسیر کرده‌اند؛ یعنی در نظر آنان معنای ظاهری روایت بیان کننده رفتار نامناسب خلیفه دوم با پیامبر(ص)است؛ از این‌رو، نیاز به توجیه و تفسیر دارد.[5]
3. هر چند پیامبر(ص) از روی هوای نفس سخن نمی‌گفت، اما ممکن بود تحت شرایطی از گفتن سخن حق و انجام بایدها خودداری کند، مانند آنچه در آیه شریفه آمده است: «افراد با ایمان نباید به جاى مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند و هرکس چنین کند، هیچ رابطه‌اى با خدا ندارد، مگر این‌که از آنها بپرهیزید [و به خاطر هدف‌هاى مهم‌ترى تقیّه کنید]. خداوند شما را از [نافرمانى] خود، بر حذر می‌دارد و بازگشت [شما] به سوى خدا است».[6]
نتیجه این‌که پیامبر(ص) وظیفه امت خود را در تمام زمینه‌ها بیان کرده بودند. از جمله در زمینه امامت و جانشین بعد از خود بارها و بارها امام علی(ع) را معرّفی کرده بودند؛ در لحظات آخر عمر نیز می‌خواستند با مکتوب نمودن آن در حضور اصحاب مهر تأییدی بر آن بزنند و امت را برای همیشه از خطر انحراف و گمراهی بیمه کنند، اما به جهتی می‌دیدند که عده‌ای در حضور ایشان به خاطر ریاست خود ممکن است اصل نبوّت را زیر سؤال ببرند ادامه کار و پافشاری بر نوشتن را به مصلحت ندانستند. بنابراین، این داستان نه دلیلی بر کوتاهی پیامبر(ص) در انجام رسالت است و نه منافی با قرآن است که درباره ایشان فرموده است: «ما ینطق عن الهوی».
 

[1]. أبو عبدالله بخاری، محمد بن إسماعیل، صحیح البخاری، «باب کتابة العلم»، ص 41، ح 114، «باب مرض النبی(ص) و وفاته»، ص 1087، ح 4432، و «باب قول المریض: قوموا عنی»، ص 1438، ح 5669، بیروت، دار ابن کثیر، چاپ اول، 1423ق؛ قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، کتاب الهبات، «بَابُ تَرْکِ الْوَصِیَّةِ لِمَنْ لَیْسَ لَهُ شَیْءٌ یُوصِی فِیهِ»، ج 3، ص 1259، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا؛ شیبانی، أحمد بن محمد بن حنبل، مسند أحمد بن حنبل، «مُسْنَدُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ المُطَّلِبِ، عَنِ النَّبِیِّ(ص)»، ج 5، ص 222، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق.
[2]. صحیح البخاری، ص 41، ح 114.
[3]. همان، ص 1087، ح 4431؛ مسند أحمد بن حنبل، ج 3، ص 408.
[4]. نجم، 3.
[5]. ر.ک: نووی، یحیى بن شرف، المنهاج شرح صحیح مسلم بن الحجاج، ج 11، ص 91 – 93، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1392ق.
[6]. آل عمران، 28.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • نگاه کردن بانوان به بدن یکدیگر در استخر و... چه حکمی دارد؟
    55980 همجنس گرایی 1389/08/17
    فتوای حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای دراین باره همان فتوای حضرت امام خمینی است، که در زیر بیان می‌شود:‌نگاه کردن به عورت دیگرى حرام است، اگر چه از پشت شیشه یا در آیینه یا آب صاف و مانند اینها باشد... ولى زن و شوهر مى‏توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه ...
  • اگر شخص روزه‌داری را در غیر ماه رمضان با علم به روزه بودن او به طعام دعوت کنند، وظیفه شخص روزه‌دار چیست؟
    19311 روزه های مستحب، مکروه و حرام 1391/05/26
    اگر روزه‌ی این شخص (مانند قضای رمضان) واجب باشد و وقت قضاى روزه‌ی او تنگ نباشد، مى‌تواند پیش از ظهر، روزۀ خود را باطل نماید، ولی بعد از ظهر جایز نیست که روزۀ خود را باطل کند.[1] اما اگر روزه‌ی او ...
  • آیا در منابع اسلامی به موضوع ختم سوره انعام و دعاهای مرتبط با چنین ختمی اشاره شده است؟
    32273 دستور العمل ها 1392/07/28
    علامه مجلسی درباره چگونگی ختم انعام برای حاجات مهم، به نقل از کتاب‌ »الاختیار» سید ابن باقی می‌گوید: که پیامبر اکرم(ص) فرمود: اگر کسی می‌خواهد خدا دعایش را مستجاب کند، پس در روز یک‌شنبه وضو بگیرد و بعد از نماز ظهر دو رکعت نماز بگذارد و بعد از ...
  • یک مربی خوب از نگاه قرآن دارای چه ویژگی‌های است؟
    31685 تبلیغ و گفتگو 1392/09/24
    در آیات متعددی از قرآن، در توصیف ویژگی­های پیامبران، صفاتی برای آنان نقل شده است. با توجه به این‌که این بزرگواران برترین و والاترین مربیان و معلمان بشریت هستند، این صفات می‌‌تواند سرمشق خوبی برای دیگر افراد، در امر تربیت مردم باشد. مهم‌ترین ویژگی یک مربی خوب، دلسوز ...
  • آیا امامت و ولایت فقیه، بحثی کلامی است یا فقهی؟
    14467 دلائل ولایت فقیه 1393/05/23
    لازم است قبل از پاسخ به دو نکته توجه شود: 1. موضوع علم کلام،[1] ذات و صفات و افعال خداوند است؛[2] ولی موضوع علم فقه، افعال مکلفین می‌باشد.[3] 2. متکلمان شیعه‌ امامیه، امامت را منصبی الهی ...
  • تغییر جنسیت چه تأثیری بر «حق حضانت» کودک دارد؟
    15357 احکام تغییر جنسیت 1386/11/14
     حضانت در لغت «پروردن» است، و در اصطلاح فقه و حقوق مدنی، پرورش اطفال است به وسیلۀ پدر و مادر و نزدیکان او، که هم حق است و هم تکلیف، پرورش از لحاظ مادی و هم معنوی و هم اخلاقی است.قانون مدنی ایران در مواد 1169، 1170، 1176 صریحاً حق ...
  • شیعیان به چند فرقه تقسیم می‌شوند؟
    74446 فرقه های منشعب از شیعه 1387/07/27
    واژه‌ی "شیعه" در لغت به معنای "پیرو" و "یاور"، هم‌چنین به معنای "منهاج و دین یکسان داشتن" آمده است. و در اصطلاح میان مسلمانان، وابستگی ویژه‏‌ای به پیروان حضرت علی(ع) پیدا کرده است. در مورد پیروان آن‌حضرت نیز در معانی متعددی؛ مانند دوست‌دار و محبّ حضرت علی(ع)، یا ...
  • کدام آیه از قرآن، خودستایی را نکوهش می کند؟
    16712 گناه و رذائل اخلاقی 1393/01/19
    شاید یکی از واضح‌­ترین آیه‌­هایی که خودستایی را نکوهش می‌­کند، بخش پایانی آیه 32 سوره نجم است: «فَلا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى» یعنی خود را پاکیزه اعلام نکنید. خدا پرهیزکاران را بهتر ‏می‌‌­شناسد. ...
  • منظور از چشم دل چیست؟
    33151 شهود قلبی 1391/08/25
    منظور از دیدن با چشم دل، همان‌گونه که در پاسخ‌هایی قبلی آمده بود، ادراک شهودی و دریافت با دل و قلب است؛ برای توضیح بیشتر سخن امام سجاد علی بن حسین(ع) را در این زمینه نقل می‌کنیم. آن‌حضرت می‌فرماید: برای هر انسان و بنده چهار چشم قرار ...
  • برخی روایات به خوردن خرمای برنی توصیه کرده و برخی دیگر آن‌را مضر دانسته‌اند. دلیل این ناهمخوانی چیست؟
    12906 حدیث 1401/02/12
    خرما یکی از میوه‌های بهشتی و پربرکت است که در قرآن از آن فراوان یادشده، و در منابع روایی نیز به استفاده از آن سفارش شده است.[1]یک نوع از خرما، خرمای «بَرْنِی» است. کلمه «برنی» با فتحه روی حرف «باء» و ...

پربازدیدترین ها